در اغلب بانک های اطلاعات و دائره المعارف ها و دانشنامه های منتشر شده، اسم های مرکب نویسندگان و کتاب ها به سه شکل بدون فاصله، نیم فاصله، و فاصله کامل بین دو جزء مرکب آمده است. همین امر سبب شده است که فرآیند دسترسی به اطلاعات و به تبع آن، انتقال و تجزیه و تحلیل اطلاعات، جامع نباشد. این ناهماهنگی در تایپ رسم الخط اسامی نویسندگان و کتاب ها در تمامی مجلدات دائره المعارف بزرگ اسلامی نیز به چشم می خورد. نویسنده در نوشتار حاضر برخی از این ناهماهنگی ها در رسم الخط عناوین کتاب ها و نام اشخاص و ناشران را متذکر می شود.
بر اساس بازتقریری از اخلاق فضیلت، عمل، درست است، تنها اگر چیزی باشد که فاعل فضیلت مند در این شرایط انجام خواهد داد. از جمله ایرادهای معناشناختی که براین دیدگاه وارد شده، ایراد «درست اما غیر فضیلت مندانه» است که بر اساس آن، خطاست که عمل درست را براساس فعل فاعل فضیلت مند تبیین کنیم، زیرا گاهی فرد غیرفضیلت مند در شرایطی است که فاعل فضیلت مند هرگز در آن شرایط قرارنخواهد گرفت. در پژوهش حاضر، ابتدا به تحلیل این مشکل پرداخته و نشان خواهیم داد که ایراد مزبور ناشی از خلط حوزه تعیین وظایف و ارائه هدایت عملی، با محدوده ارزیابی افعال است، درنتیجه در مقام «هدایت عمل»، عمل درست است، اگر و تنها اگر، چیزی باشد که فاعل فضیلت مند در این شرایط تصمیم می گیرد، هرچند در مقام «ارزیابی عمل»، این تصمیم ممکن است «قابل تحسین» نباشد. بدین ترتیب مواردی وجود دارد که فاعل «باید» عملی را انجام دهد، اما درعین حال نمی توان عمل او را «درست»، به معنای «فضیلت مندانه» و «قابل تحسین» دانست. در پایان به ارائه راه حل های کاربردی تری برای رفع این مشکل خواهیم پرداخت.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی موضوعی مهم از فروع علوم قرآن است. موضوع تحقیق « تخصیص عمومات قرآن با خبر واحد ثقه » می باشد. با توجه به اختلاف علماء در موضوع مذکور، بازخوانی و اعتبارسنجی ادله طرفین نزاع ضروری است و طی تحقیق حاضر، ضمن تقسیم عمومات قرآن و مخصصات آنها و نیز یادکرد از آراء موجود در مسأله، ادله مانعین و مجوزین به صورت تفصیلی بررسی شده و جواز تخصیص عمومات قرآن با خبر واحد ثقه، قولی مستدل، متقن و غیر قابل خدشه شناخته شده است. هدف از پژوهش حاضر ، بررسی موضوعی مهم از فروع علوم قرآن است . موضوع تحقیق « تخصیص عمومات قرآن با خبر واحد ثقه » می باشد . با توجه به اختلاف علماء در موضوع مذکور، بازخوانی و اعتبارسنجی ادله طرفین نزاع ضروری است و طی تحقیق حاضر، ضمن تقسیم عمومات قرآن و مخصصات آنها و نیز یادکرد از آراء موجود در مسأله ، ادله مانعین و مجوزین به صورت تفصیلی بررسی شده و جواز تخصیص عمومات قرآن با خبر واحد ثقه ، قولی مستدل ، متقن و غیر قابل خدشه شناخته شده است . روش تحقیق از نوع توصیفی و تحلیلی بوده و رویکرد غالب بحث، تأکید بر دیدگاه آیت الله فاضل لنکرانی ( رضوان الله تعالی علیه ) است .
"تفسیر الشعراوی" للشیخ «محمّد متولی الشعراوی» من جمله التفاسیر التی یُمکن اعتبارها حلقه اتصال بین المنهج التقلیدی فی التفسیر والمنهج الحدیث التی تطرق إلیه معظم المفسّرون الجدد؛ فالشعراوی أبداً یحاول تیسیر فحوی الآیات والسور القرآنیه بصوره تجعل القارئ لا یملّ حدیثه وینجذب إلیه أیّما انجذاب. الأدبیه هی السمه الغالبه فی تفسیر الشعراوی فهو یعتمد علی شرح الأسالیب النحویه والبلاغیه فی القرآن بأسلوب یمیّزه عن أقرانه من المفسّرین وهذا ما جعله یعتمد على غیر قلیل من الأمثال العامیه فی تفسیره ممّا لا نجد هذا الأسلوب –إلاّ نادراً - عند غیره من المفسّرین. من هذا المنطلق یحاول هذا البحث بالاعتماد علی المنهج الوصفی-التحلیلی أن یبیّن مکانه الأمثال العامیه وتوظیفها فی تفسیر الشعراوی. تُظهر لنا نتائج البحث بأنّ الشعراوی اعتمد على الأمثال فی ثلاثه مستویات) أ: فکّ شفره الاستعارات ب: بیان العله والأسباب. ج: نقل المفاهیم العقلیه إلى العینیه والمحسوسه. ولا ننسى الإشاره إلى أنّ کلّ هذه العوامل أدّت إلى الاختصار والإیجاز فی القول.
تأمین اجتماعی در مفهوم رایج آن، به تأمین نیازهای مادی محدود می شود. از آن جا که از سویی بنا بر روایات متواتر، دولت کریمه مهدی موعود؟عج؟، دولتی عدالت گستر معرفی و از سوی دیگر در اندیشه معاصر بشری، یکی از ارکان تحقق عدالت اجتماعی، تأمین اجتماعی در مفهوم رایج آن تلقی شده است، این پرسش مطرح است که تأمین اجتماعی در دولت مهدوی؟عج؟ دارای چه مفهومی و تامین کننده کدام نیازهاست و آیا می توان آن را محدود به مفهوم رایج آن تصور کرد؟ فرضیه این پژوهش آن است که با توجه به این که دولت منجی موعود؟عج؟، دولتی با حاکمیت قرآن کریم است، قهراً تمامی راهکارهای عدالت گستری از جمله تأمین اجتماعی، دارای رویکرد و مفهومی قرآنی خواهد بود؛ از این رو، این پژوهش، در پیِ مفهوم قرآنی تأمین اجتماعی و جایگاه آن در دولت منجی موعود؟عج؟است. از سوی دیگر، از آن جا که هدف نظام تأمین اجتماعی، حتی در مفهوم رایج و متداول آن، نهایتاً تأمین آرامش انسان است و به نظر می رسد این هدف، ارتباطی تنگاتنگ با حیات طیبه انسان دارد، در این پژوهش به مفهوم شناسی تأمین اجتماعی در دولت مهدوی؟عج؟ با تأکید بر مفهوم حیات طیبه پرداخته شده است. براین اساس، مفهوم نظام تأمین اجتماعی در دوران ظهور، مفهومی ایمان مدار و عمل صالح محور خواهد بود. دو عنصری که هم در اعتقاد به مهدویت و هم در زمینه سازی دوران ظهور نقش بسیار سازنده ای دارد. این تلقی از تأمین اجتماعی، موجب خواهد شد که در دوران انتظار، تمامی اندیشه ها و قوانین تأمین اجتماعی در جوامع قرآن مدار، در راستای مفهوم آن در دولت مهدوی؟عج؟ و برای تأمین نیازهای مادی و معنوی و در نتیجه کرامت، امنیت و آرامش هر دو جهانی انسان اجتماعی تنظیم گردد و تمامی تصمیمات و راهکارها در راستای تأمین ایمان و عمل صالح باشد و نه آنچه که در اندیشه سکولار و تنها برای تأمین جنبه های محدود مادی و لذت های دنیوی مطرح شده است؛ که در این صورت زمینه ساز تشکیل هرچه زودتر دولت مهدوی؟عج؟ خواهد بود.
توزیع مجدد ثروت به سیاست هایی گفته می شود که برای کاهش نابرابری درآمدی و فرصت های اقتصادی و به منظور پیشبرد «توسعه» پیش بینی شده است. این مقاله درصدد است به روش تحلیلی توصیفی نقش اعتباری بودن مالکیت انسان و امانی بودن اموال برای توزیع مجدد ثروت را بررسی نماید. مالکیت رابطه ای خاص میان مالک و مِلک است که امکان تصرف مالک در مِلک به سبب آن مهیا می شود. هدف از این بررسی نشان دادن ایجاد زمینه برای از میان رفتن فقر در جامعه از طریق ایجاد باور به اعتباری بودن مالکیت انسان و امانی بودن ثروت در دست وی هست. روش ارائه مباحث توصیفی تحلیلی، به شیوه تفسیر موضوعی، با بررسی دلالت آیات است. نتیجه به دست آمده این است که باور به اعتباری بودن مالکیت انسان و امانت الهی دانستن ثروت، موجب می شود ثروتمندان به نیاز افراد کم درآمد توجه کرده و برای رفع نیازهای معیشتی آنها اقدام کنند که آن را عمل بازتوزیع ثروت می نامند.
پایه های فکری جریان وهابیت، به وسیله ی «ابن تیمیه» پی ریزی و به دست «محمد بن عبد الوهاب»، به کمک سرویسهای جاسوسی استعمارگران، به ویژه انگلیس مستحکم گشت. زیرا استعمارگران در پی ایجاد درگیری درونی، میان جهان اسلام بودند. به همین منظور وهابیت و تکفیریها را به خدمت گرفتند، تا اهداف آنان را محقق سازد. اکنون این نوشته، به همین موضوع میپردازد. ابتدا شناخت پیشوای وهابیت، آل سعود، پیوند آن دو و ذکر بخشی از جنایاتشان و در دو فصل بعدی، به بحث و بررسی وهابیت عامل دست استعمار، که با محو و نابودی آثار اسلامی، خسارات فراوانی بر دنیای اسلام تحمیل کردهاند و در حال حاضر درجهت تأمین منافع اسرائیل و غرب گام برمیدارند.
یکی از نهادهای پربسامد که در ابواب مختلف فقهی مورد توجه است، نهاد «ولایت» است. از میان مصادیق ولی، «ولی عرفی» کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و علاوه بر ضرورت تبیین ماهیت، بررسی ادله مشروعیت ولایت آن نیز امری لازم است. بر این اساس پرسش اصلی پژوهش آن است که «مبانی مشروعیت ولی عرفی چیست؟» فرضیه پژوهش این است که اقارب نسبی (غیر پدر و جد پدری) اولیای عرفی هستند و برای مشروعیت ولایت آنها می توان از ادله نقلی و عقلی بهره جست. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی است و ادله شرعی در آن مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد. یافته پژوهش حاضر آن است که می توان با تحلیل و موشکافی در ادله اولیه و ثانویه ولایت، ولیّ عرفی را به صورت مقید پذیرفت. پذیرش مشروعیت ولایت ولیّ عرفی، آثار فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی خواهد داشت. علاوه بر آن می تواند بخشی از مسئولیت های حکومت و دستگاه قضایی را کاهش دهد و مدیریت امور، آسان تر و توسط خود مردم سامان پذیرد.
روان شناسی شخصیت سالم یکی از مباحث بنیادین در اندیشه معاصر است که روان شناسان در معرفی آن، نظر واحدی ندارند. ازآنجاکه تأثیر مبانی فلسفی در حوزه روان شناسی امری بدیهی است، نظریه های غربی که ریشه در فلسفه پوزیتیویستی و یا فلسفه کانت و اگزیستانسیالیستی مادی گرایانه دارند تأثیر زیادی بر نگرش های روان شناسانه به انسان و شخصیت او دارند. نگاه مادی به انسان، نگاه او از زاویه محدود است و این باعث می شود بسیاری از ابعاد وجود او مورد غفلت قرار بگیرد. باتوجه به نکات فوق در پژوهش حاضر تلاش می شود که دیدگاه اسلام برای مثال یک ایدئولوژی فرامادی درباره شخصیت ارائه شود. بدین منظور ابتدا چیستی شخصیت از دیدگاه اسلام و مؤلفه های ساختاری شخصیت بررسی شده و در ادامه، رابطه نفس و شخصیت، فطرت و شخصیت و عقل و شخصیت بررسی و سپس رشد و تحول شخصیت و مفاهیم مهم رشد و تحول شخصیت تبیین می شود. در آخر نیز شخصیت بهنجار از دیدگاه اسلام و روش های تغییر و اصلاح شخصیت از دیدگاه اسلام مطرح شده است.
مروری بر آثار پرشمار مقایسه ای قرآن و کتاب مقدس در ایران نشان می دهد که بسیاری از آنها با معیارهای لازم فاصله دارند و به ندرت می توان پژوهشی را مشاهده کرد که در چارچوب معیارها و ملاک های پژوهش مقایسه ایِ علمی قرار بگیرد. برای بررسی مسائل موجود در این آثار و ارائه راهکارهایی برای حل آنها، در این پژوهش تمام مقالاتِ منتشر شده در زمینه مقایسه قرآن و کتاب مقدس در ده سال اخیر (دهه 1390) را در مجلات علمی -پژوهشی و نیز سه مجله تخصصی در این زمینه (هفت آسمان، مطالعات تطبیقی قرآن کریم و متون مقدس، و الاهیات تطبیقی) بررسی می کنیم. در جریان بررسی به این نتیجه رسیدیم که می توان آسیب های موجود را در دو گروه کلی دسته بندی کرد: ۱. اشکالاتی که در کلیت مطالعات تطبیقی یافت می شوند، مانند عدم التفات به نوع مقایسه،بی مسئلگی، تحصیل حاصل بودن، عدم تبیین وجه انتخاب طرفین مقایسه، روشن نکردن روش تحلیل یا یکسان گرفتن مفاهیم غیریکسان؛ ۲. اشکالات مختص به مطالعات قرآن و کتاب مقدس که یا ناشی از عدم شناخت کافی از متون است یا از فهم نادرست حاصل می شود و یا انتخاب نادرست آیات را دربردارد.همه این موراد با ذکر مثال هایی ملموس توضیح داده می شوند.
چیستی اعجاز قرآن کریم، از قرن سوم قمری، به طور جدی مورد توجه اندیشمندان معتزلی قرار گرفت. صرفه یکی از نظریاتی است که برخی از معتزله بغداد نظیر نظّام برای بیان یگانگی قرآن کریم مطرح کردند. هدف از این پژوهش پاسخ به این سوال است که در قرن سوم، چه الگوهایی دانشمندان معتزلی را به بحث درباره اعجاز قرآن کریم و به طور خاص نظریه صرفه هدایت کرد. به این منظور از روش تحلیل پارادایم کوهن استفاده شد و ضمن شناسایی الگوهای غالب، رابطه میان نظریه صرفه و الگوهای موجود مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان دهنده وابستگی و تأثیرپذیری متقابل بین پارادایم ها و گفتمان های غالب بر بافت جامعه اسلامی در آن زمان است. بررسی های تاریخی دیگر نیز نشان می دهد که رویارویی گفتمان مرجعیت علمی قرآن کریم با پرسش های گفتمان جدید، زمینه بروز پارادایمی را ایجاد کرد که منجر به بحث در مورد چیستی وجه یگانگی قرآن کریم شد. افزون بر این، نظّام با گرایش به الگوی ارسطویی، ایده خود را در باب اعجاز قرآن کریم، در تقابل با طرفداران الگوی افلاطونی تشریح کرد و قدمت و تعبیر افلاطونی از جایگاه قرآن را منتفی دانست. او همچنین بر اساس الگوی علم یونانی، وجود هرگونه اعجوبه در متن کلام الله را انکار کرد و برای صورت گفتاری اعتبار بیشتری قائل شد.
یکی از چالش ها در تفسیر و ترجمه قرآن کریم، در لغات قریب المعنی است که از آن ها به مترادفات تعبیر می شود. با پذیرش اصل عدم ترادف در قرآن کریم، اهمیت و ظرافت کار تفسیر و ترجمه قرآن بیش تر آشکار می شود؛ زیرا گاهی در برابر چندین واژه از واژگان قرآن کریم در زبان مقصد تنها یک لفظ می توان بیان کرد. دقت در گزینش واژگان ترجمه در این گونه موارد، مخاطب را به معنا و هدف اصلی و حکمت گزینش این واژگان از سوی خداوند متعال نزدیک تر کرده و علاوه بر رعایت موازین نهفته در حقیقت واژه ها، به آشکار کردن اعجاز بلاغی قرآن، بیش از پیش می پردازد، پژوهش حاضر با شیوه توصیفی-تحلیلی درصدد بوده است با انتخاب یک نمونه از این واژگان مترادف که واژه عهد و میثاق در ذیل آیه 27 سوره بقره می باشد و بررسی واژه نقض که از افعال مشترک به کار رفته برای این دو واژه در قرآن کریم است، ابتدا جنبه های معنایی واژه ها را تبیین نماید و با توجه به این جنبه ها و تفاوت های معنایی تبیین گشته، رویکرد مترجمان و مفسران را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد و در پایان معادل واژگانی مناسبی را در ترجمه فارسی ارائه کند؛ نتایج پژوهش نشان می دهد واژه نقض یک مفهوم شنیداری و صدا داشتن را در خود نهفته دارد که در زبان فارسی معادل دقیقی ندارد و دو واژه عهد و میثاق مترادف نیستند و دارای تفاوت معنایی ظریفی می باشند که مناسب است در ترجمه ها انعکاس یابند.
پژوهش حاضر به روش تحلیلی - توصیفی به تشریح دیدگاه مولانا پیرامون جبر و اختیار و تبیین مواضع وفاق و اختلاف آن ها بدون رجحان یکی بر دیگری می پردازد که با هدف ایجاد بستری مناسب در قاب مقایسه و تحلیل، ذهن مخاطب را در این خصوص مشخصاً به سمت و سوی یک مطالعه منسجم و منطبق با مبانی دینی بین عرفان و آیات سوق می دهد. اعتقاد به «قضا و قدر» ناشی از اعتقاد به اصل علیّت عمومی در جهان است، براساس اعتقاد به این اصل، در عالم، هر پدیده ای علت و اندازه ای دارد و چیزی بدون علت و بدون اندازه گیری معیّن، به وجود نمی آید. هدف این تحقیق بررسی قضا و قدر در آیات و احادیث با دیدگاه مولوی است. در مثنوی معنوی مولانا، ارتباط عقل با قضا و قدر به شکلی زیبا و مناسب برجسته شده است. مولانا همانند گذشتگان خود تصوّر واحد و ملموسی از عقل و قضا و قدر ندارد، به همین خاطر در اثر معروف خود مثنوی معنوی به تشریح این موضوع می پردازد.
این مقاله درصدد بررسی معناشناسی توصیفی دو واژه «فعل» و«عمل «، با تحلیل ارتباط معنایی آنها در یک حوزه معنایی است که با محور همنشینی قصد تبیین جایگاه آنها را در قرآن کریم دارد؛ بنابراین، ازجمله مهمترین راههایی که ادبپژوهان، امروزه در علم معناشناسی به آن توجه داشتهاند، شناخت معنای واژگان از منظر همنشینی است؛ یعنی با قرارگرفتن واژه ها در کنار هم، معنای خاص پیدا می کنند؛ بدین سبب واژه هایی که در قرآن قریب المعنی هستند، از ذکر هرکدام از آنها در جایگاههای مختلف و خاص، هدف مشخصی دنبال می شود؛ واژه هایی که در برخی مصادیق با هم مشترکاند و تفاوت های دلالتی نیز دارند. این جستار بر آن است تا با روش توصیفیتحلیلی به بررسی دو واژه «فعل» و«عمل» با استفاده از رابطه همنشینی بپردازد که بیشترین بسامد را در سیاق قرآنی دارند. نخست به معنای اصلی این دو واژه، یعنی معنای مادی، پرداخته می شود، سپس تبیین این دو واژه در کاربرد قرآنی آنهاست. نتیجه حاصل اینکه این دو واژه در بازنمایی آیات نهتنها به یک معنا نبوده اند، هیچ کدام از آن دو را نمیتوان جایگزین و جانشین یکدیگر قرار داد. بر این اساس، واژه « فعل» در مفهوم سازی الهی، دلالت بر تأثیرگذاری، ایجادکردن و انجام کاری دارد که به شدت یا سریع و گذرا و با قصد و نیّت یا بدون قصد و برنامه باشد؛ به همین سبب، در رابطه همنشینی، واژه «فعل» بیشترین رابطه همنشینی را با واژه «الله» دارد؛ درنتیجه، خداوند برای توصیف انجام کار خویش که با جدیّت و سرعت انجام می گیرد یا تأثیرگذار اصلی برای انجام هر کاری به خواست و اراده او بستگی دارد، واژه «فعل» را به کار گرفته است تا کننده کار را در کانون توجه قرار دهد؛ اما مفهوم سازی واژه «عمل» به انجام کاری دلالت می کند که مداوم و با علم و اختیار و به همراه تلاش و کوشش، هدفمند باشد؛ به همین سبب، واژه «عمل» بیشترین رابطه همنشینی با «ایمان» و «کفر» دارد که بیانکننده انجام کارهای خوب یا بد بهصورت مستمر است و درنتیجه، محاسبه و دادن جزا و پاداش الهی نیز با «عمل» صورت می گیرد؛ به همین دلیل، برای نمایاندن این هدف، واژه «عمل» در کانون توجه قرار می گیرد.
در این نوشتار، آموزه بداء از دیدگاه نصوص وحیانی و مکاتب فلسفی بررسی می شود. اهمیت عقیده به بداء، ادلّه قرآنی بداء، تعریف بداء، نظریه نسخ در وقوع بداء، علم الهی در بحث بداء، ارتباط دعا با بداء، ظهور سعه قدرت الهی در آموزه بداء؛ محورهای این پژوهش تطبیقی هستند. در بخش فلسفی عمدتاً دیدگاه های صدرالمتألّهین، ملا هادی سبزواری و میر داماد بررسی می شود. نگارنده همچنین سخنی از آیت الله خویی در نقد نظریه فلسفی در باب علم الهی آورده است.
هدف از این پژوهش، بررسی «جایگاه امنیت در تحقّق استطاعت و وجوب حج» است. تمام فقها امنیت یا همان خالی بودن مسیر از مانع (تخلیهالسرب) را شرط لازم برای وجوب حج می دانند و تفاسیر متفاوتی از آنان درباره این شرط ارائه گردیده است؛ به گونه ای که تحقّق این شرط (وجود امنیت) در قالب برخی مصادیق، شرط وجوب شمرده شده و مطابق با نظری دیگر، از باب مقدمه واجب، واجب شده است. ابهاماتی نظیر شرعی یا عقلی بودن مانع، خالی بودن مسیر از مانع، بالفعل یا بالقوه، موضوعیت داشتن مانع یا نداشتن آن و... سبب اختلاف تفاسیر فقها از این موضوع شده است؛ اما می توان گفت: تعابیر به کار رفته در اسناد شرعی مفسر و مبین استطاعت، در شرعی یا فعلی بودن این شرط ظهور دارند. بنابراین، زمانی مکلف مستطیع است که مسیر حج از هرگونه خطر و مانعی خالی باشد و اطمینان خاطر از برقراری امنیت محقق شود. دراین صورت، تحقق بخشی به این شرط در قالب مطالبه همراهی مَحرم یا دفع دشمن به هر طریق، تحصیل شرط بوده و واجب نیست و چنانچه دولت عربستان هزینه تأمین امنیت زائران را مطالبه کند، پرداخت هزینه بر زائران واجب نیست؛ اما حاکم اسلامی از باب تأمین مصالح مسلمین، می تواند این وجه را از بیت المال بپردازد.
توصیه های ناب بزرگان درباره روضه و اشک بر امام حسین. بزرگان بسیاری درباره مجلس روضه و اشک بر امام حسین(ع) توصیه هایی نموده اند که به قسمت های کوتاهی از آنها اشاره می شود.آیت الله قاضی;: «در عزاداری و زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) مسامحه ننمایید. روضه هفتگی _ ولو دو سه نفر باشد _ اسباب گشایش امور است و اگر هفتگی هم نشد، دهه اول محرم ترک نشود».آیت الله بهجت;: «گریه بر سیدالشهدا (ع) از نماز شب بالاتر است».