In order to achieve peace, humanity has believed in all kinds of recitations and rituals in rituals, rituals, emerging mysticisms, etc., and has remained completely faithful to it. The result of believing in such a dhikr is not only that there is no peace, but some of these dhikrs cause more suffering, pain and anxiety. Research findings will show that from the perspective of Quranic teachings, what makes peace more stable and lasting, in addition to believing in Quranic teachings, acting on psychological arrays such as kindness to people, love for people and empathy. And it is kindness to people. In many verses, the Holy Qur'an expresses the joy and happiness caused by goodness, respect and love for others, the cause of eternal peace and security, and this prescription is a way for all humanity to be saved from confusion, surprise and anxiety in addition to To follow the teachings of the Qur'an is to perform righteous deeds such as benevolence to the people. The method of realization in this research is qualitative and the studies are based on library research and the use of Quranic verses.
طباطبایی تمایل داشت مسائل نفس شناسی را از طریق معرفهالنفس دنبال کند نه آنچنان که فیلسوفان مشایی و صدرایی، با تمام اختلافاتشان، در علم النفس دنبال می کردند. توجه به نفس و روان بشری و قوای آن در درمان بیماری ها، گرچه در ساختارِ ریاضی مکانیکی پزشکی مدرن، مهمل تلقی می شود اما در پزشکی غیرمدرن، با تمام وسعتِ شاخه ها و گرایش هایش، متعارف بلکه ناگزیر است. دغدغه این نوشتار معرفهالنفس و چشم انداز تأثیر آن در طب (با تأکید بر سلامت) است. تحقیق پیش رو از سنخ تحقیقات بنیادی نظری و از لحاظ روش، توصیفی تحلیلی است. محقق با توصیف و تحلیل کیفی محتوایِ اندیشه طباطبایی و توجه به نظام اندیشه وی، با گردآوری داده ها به روش کتاب خانه ای، به دنبال توصیف، تجزیه و تحلیل مسئله است. طباطبایی بر اساس تعقل و نیز تعمق در آیات و روایات از تمایز معرفهالنفس/علم النفس به تمایز معرفت أنفسی/ معرفت آفاقی کشیده می شود؛ تمایزی که می تواند در طبابت استلزاماتی داشته باشد و طب را متحول و زمینه را برای نگاهی دیگر به سلامت و بیماری فراهم کند. توجه به معرفهالنفس در طب به معنای معرفت به نفس و خصوصیات و نوع تأثیر آن در بدن نیست، بلکه به معنای معرفت أنفسی در طبابت است، که به تعبیری می توان آن را طبابت أنفسی نامید که طبیبش به گونه ای دیگر زیست می کند و به گونه ای دیگر بیمار، بیماری و سلامت را می فهمد و نهایتاً درمان می کند.
یکی از موضوعاتی که در فقه مدنی مورد واکاوی قرار گرفته است، مشروط کردن معامله به شرط حرام از سوی بایع است. یکی از سه دلیل فقهای قائل به بطلان این نوع معامله، تطبیق عنوان اکل مال به باطل، بر این دادوستد است. مدعای بطلان بر اساس دلالت کتاب بر سلب مالیت از این نوع معامله، عدم امکان تفکیک میان شرط و مشروط و روایات خاص شکل گرفته است. در این مقاله به بررسی دلایل بطلان معامله با رویکرد اکل مال به باطل پرداخته می شود و این بررسی به لزوم مالیت در معاملات، عدم دلالت کتاب بر سلب مالیت از معامله، تفکیک میان شرط و مشروط، قرار ثمن معامله در برابر مبیع جز در موارد تأثیر شرط در کاهش و افزایش قیمت، و در پایان عدم دلالت صریح روایات بر بطلان معامله مشروط به حرام ختم خواهد شد. لذا حکم به بطلان این معامله تنها در شروطی که سبب کاهش قیمت کالا می شوند، ثابت خواهد بود.
انسان سوزی و احراق انسان، از جمله مجازات وحشتناکی است که امروزه به نام اسلام و مسلمانان، توسط گروه تروریستی تکفیری داعش در حال اجرا است. دولت اسلامی در عراق و شام با استناد به گذشتگان و صحابی و در رأس آنها امام علی(ع) در صدد اقدام چنین عملی برآمده اند. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا اساساً امام علی (ع) چنین کاری را انجام داده است؟! و چنین مجازاتی را برای شخص یا اشخاص خاطی در نظر گرفته است؟ پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی این موضوع را در روایات مورد بررسی قرار داده و بر این باور است با نگاه به کتب روایی اعم از شیعه و سنی احادیثی به چشم می خورد که برداشت سطحی به آن ها می تواند دلیلی بر مدعای داعش باشد، اما خانواده حدیث بر این عقیده است که سوزاندن عموماً پس از ضرب اعناق بوده است.
از مباحث حائز اهمیت در هر نظام سیاسی، بحث از مشروعیت حکومت حاکم و به تبع آن، جایگاهی است که برای مردم در آن نظام سیاسی در نظر گرفته شده است. از آن جا که در اندیشه سیاسی اسلام، مشروعیت الهی است، بحث از جایگاه مردم اهمیت دوچندان می-یابد. از این جهت، این مبحث در آثار سیاسی علامه مصباح یزدی نمود روشنی یافته است و از زوایای مختلف، این جایگاه به تصویر کشیده شده است. در این پژوهش تلاش شده است تا با روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر روی آثار مکتوب ایشان، جایگاه مردم در حکومت اسلامی تحلیل شود. در پاسخ به این پرسش که با توجه به مشروعیت الهی حکومت، مردم در چه عرصه هایی در حکومت اسلامی نقش آفرینی می کنند، یافته تحقیق حاکی از این نکته است که حکومت اسلامی؛ هم در شکل گیری و هم در استمرار منوط به نقش آفرینی مردم است؛ کما این که از طریق نظارت و ایجاد تشکل های غیر رسمی اسلامی، این مشارکت جلوه های متنوعی به خود می گیرد. اساساً نظام سیاسی اسلام، نظامی مردم سالار است که از مبانی و نیز آفت های روشی دموکراسی مبرّا می باشد.
فقها بنابر نص شارع مقدس، در خصوص حق قصاص برای ولیّ دم متفق القول اند، از موارد اختلافی آنان، مسئله مبادرت ولیّ دم در اجرای قصاص به اذن حاکم یا بدون اذن حاکم بوده است. در این خصوص فقها اقوالی ارائه کرده اند. مشهور فقها مانند شیخ طوسی، قائل به لزوم اذن حاکم در مرحله صدور حکم قصاص و مرحله اجرای آن شده اند. گروهی مانند محقق حلی فقط به لزوم اذن حاکم در مرحله صدور حکم قصاص رأی داده اند و معدودی چون محقق اردبیلی قائل به عدم لزوم اذن حاکم در هر دو مرحله بوده اند. این پژوهش که با روش تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای تدوین یافته، پس از طرح نظرهای فقها و دلایل هر کدام، در پی پاسخگویی به این پرسش است که آرای کدام گروه براساس ادله نقلی و عقلی، مقبول است و قانون مجازات اسلامی، مأخوذ از کدام قول است. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که قول مشهور با توجه به ادله نقلی و عقلی، موجه و معتبر است و قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مقتبس از آن است. همچنین می توان دریافت که آرای محقق اردبیلی در این موضوع از درجه اعتبار برخوردار نیست.
قواعد تفسیر، دستور العمل هایی کلی برای تفسیر قرآن مبتنی بر مبانی عقلی، نقلی و عقلایی است که با وجود آن ها تفسیر ضابطه مند می شود و با رعایت آن ها خطا در فهم معنا و مراد آیات کاهش می یابد و مفسر اگر چه ممکن است در متن تفسیر نامی از این قواعد ذکر نکرده باشد؛ لکن با تکیه به این قواعد برای بدست آوردن مراد جدی خداوند کوشش می نماید. علامه طباطبایی نیز در تفسیر المیزان با رعایت قواعد و اصول ، تفسیری ماندگار و ارزشمند را برای کسانی که خواهان فهم قران می باشند به یادگار گذاشته اند.شناخت این قواعد برای قرآن پژوهان اندیشه امری ضروری می باشد. در ایننوشتار، قواعد تفسیری به کار رفته در سوره عبس از تفسیر المیزان با استفاده از روش تبیینی-تحلیلی، استخراج شده است؛ مهم ترین قواعد به کار رفته عبارتند از: تبیین مفردات و ساختار ادبی کلمات، توجه به قرائن متصل و منفصل آیات و لزوم علم یا علمی بودن مستندات تفسیر.
معراج پیامبر اکرم $ سیروسفری مادی و معنوی از زمین تا مافوق آسمان های هفتگانه یعنی مقام قرب «او ادنی» است و هدف اصلی آن به استناد آیه ی اول سوره «الاسراء» و آیه ی هجدهم سوره «النجم» تماشای گزیده ای از آیات بزرگ الهی است. پیامبر اکرم $ در این سیر با مجموعه بزرگ و متنوعی از موضوعات و مشاهدات ازجمله دیدار با پیامبران و فرشتگان، طوبی و سدره المنتهی، بهشت و جهنم و... مواجه می شوند. در این میان ازآنجاکه بخش عظیمی از ظرفیت معراج نبوی صرف نمایش و بیان فضائل علوی گردیده است؛ پژوهش حاضر ضمن استخراج این فضائل از روایات مرتبط با معراج به شیوه پژوهش کیفی و بررسی اطلاعات گردآوری شده به «روش توصیفی تحلیلی» آن ها را ازلحاظ کیفیت بیان، به سه بخش بیانات، مکتوبات و تجلیات تقسیم نموده و به سبب اولویت نوع ارتباطشان به سه بخش ارتباط باخدا، ارتباط با پیامبر $ و ارتباط با خلق تقسیم کرده است. بدین ترتیب باوجود اهمیت فراوان و نیز کمیت و کیفیت فوق العاده این فضائل، نتیجه به دست آمده نشان داد که یکی از مهم ترین اهداف معراج پیامبر اکرم $، تبیین و تبلیغ این فضائل و مقامات است و به طورکلی این ابلاغ از ارکان اصلی معراج به شمار می آید. این پژوهش در انتها به شرح یکی از آن فضائل یعنی لقب «امیرالمؤمنین %» برای حضرت علی % پرداخت. لقب «امیرالمؤمنین %» منحصربه فرد بوده و نسبت به سایر القاب حضرت از جامعیت نسبی برخوردار است. هم چنین می تواند دال بر ولایت علوی و خلافت بلافصل ایشان باشد.