فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۶۶۱ تا ۵۳٬۶۸۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
قلمرو دین در اندیشه آیت الله العظمی خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال بیست و نهم تیر ۱۳۹۹ شماره ۲۷۱
37-47
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت موضوع قلمرو دین در عصر حاضر و بحث هایی که در فلسفه دین نسبت به آن صورت می گیرد، این نوشتار با روش تحلیلی توصیفی به دنبال به دست آوردن دیدگاه آیت الله العظمی خامنه ای نسبت به سؤال از گستره دین و پاسخ گویی آن به نیازهای انسان است. پاسخ این مسئله با توجه به تفکیکی که بین دو بخش علوم تجربی و انسانی گذاشته می شود، به دست آورده شده است. آنچه مشخص می شود این است که ایشان در علوم تجربی نگاه حداکثری را نمی پذیرند و در علوم انسانی هم با تفاوتی که بین آموزه های توصیفی و هنجاری دین می گذاریم، می شود گفت نظر ایشان این است که دین باید اصول، مبانی و اهداف علوم انسانی را توصیف کند و اما در جهت هنجاری، دین باید به طور حداکثری پاسخ گوی نیازهای انسان ها باشد و ارزش گذاری کند که البته ایشان این کار را بر خلاف علوم تجربی که از عموم متخصصان درخواست می کنند، مخصوص علما و مجتهدین دانسته و از حوزه علمیه می خواهند که مسئولیت خود را در این زمینه انجام دهند.
رابطه وحدت تشکیکی وجود و نظریه انسان کامل از منظر استاد مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکاتب فلسفی و عرفانی بر اساس جهانبینی خاص خود، هر یک نظریاتی در باب انسان کامل ارائه کرده اند. عرفا بر اساس جهانبینیِ «وحدت شخصی وجود» معتقدند فقط حق وجود دارد و ماسوای حق، تجلیات و شئونات حق هستند. از دیدگاه این گروه، انسان کامل انسانی است که به کمال جلا و استجلا رسیده باشد. در واقع چنین انسانی مظهر کمالات (ظهورات) ذاتی و اسمائی حق میشود نه اینکه در برابر حق وجود دیگری داشته باشد. استاد مطهری در نقد خویش بر نظریه انسان کامل مورد نظر عرفا، بر اساس نظریه وحدت تشکیکی وجود معتقد است انسان کامل انسانی است که ضمن متحقق ساختن همه اهداف و ارزشها در خودش بنحو اعتدال، هدف واحدی را نیز در نظر داشته باشد که آن هدف همان قرب الهی است. بنا بر تشکیک وجود، اهداف کثیر و هدف واحد، یکی هستند اما در مراتبشان با هم اختلاف دارند؛ در اهداف کثیر نیز نیت و مرتبه نهایی، قرب الهی است. بعبارت دیگر، همچنانکه در حقیقت هستی، وحدت تشکیکی وجود حاکم است، به نظر استاد مطهری، کسی که به هدف تشکیکی واصل شده باشد همان انسان کامل است. در این مقاله روشن خواهد شد که هیچکدام از نقدهای مطهری بر عرفا وارد نیست و نصوص عرفا گویای نادرستی نقدهای وی است. بنابرین، عرفا تبیین کاملتری از انسان کامل دارند و انسان کامل با وحدت شخصی وجود سازگار است.
بررسی انتقادی دیدگاه هیوم در باب منشأ و مفاد اعتقاد به نفس/ روح آدمی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
دیوید هیوم، از فیلسوفان تجربه گرا، با رصد خاستگاه تصورات و اعتقادات، مفادشان را توضیح می دهد؛ زیرا به اعتقاد او بر پایه اصل نسخه برداری، تصور و اعتقادی که خاستگاه مبهمی داشته باشد و نتوان آن را به انطباع مشخصی بازگرداند، محتوای مشخصی ندارد و پوچ است. هیوم همین رویکرد را در تبیین منشأ و مفاد اعتقاد به نفس/خود/ روح آدمی پی می گیرد و به این نتیجه می رسد که اعتقاد به نفس، نه امری عقلی و نه شهودی (موضع سلبی)، بلکه ناشی از تخیّل است و از همین رو خطاآمیز و در عین حال گریزناپذیر است (موضع ایجابی). در نوشتار پیش رو با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، تبیین هیوم از موضوع یاد شده را بررسی و نقد می کنیم تا روشن شود اولاً موضع ایجابی او رضایت بخش نیست و دارای حفره های معرفتی متعددی است؛ ثانیاً موضع ایجابی او با موضع سلبی و مبانی دیگر او ناسازگار است؛ ثالثاً به نقش علم حضوری در تبیین اعتقاد به روح توجهی نشده است.
رابطه تقوا و برکات آسمانی با تأکید بر آیه 96 سوره اعراف
حوزههای تخصصی:
مسئله تقوا به عنوان یکی از اهداف پیامبران به معنای پایبندی انسان به پرهیز از گناهان و رذایل و عمل به فضایل و نیکی ها و از مباحث مهم اخلاقی است که آثار و فواید فردی، اجتماعی ، دنیوی و اخروی بسیاری به همراه دارد. یکی از این آثار نزول برکات آسمانی است که در نتیجه پایبندبودن بسیاری از افراد جامعه به تقوا این برکات شامل حال آنها می شود. برای بررسی دقیق تر این مسئله نوشتار حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، مفهوم و مصداقی از تقوا و برکت، ارائه می دهد، سپس به تفسیر و مفهوم آیه 96 سوره اعراف که به طور مستقیم مطرح کننده رابطه میان تقوا و برکات آسمانی است، پرداخته است.
فضایل و ترابط آنها با قوای نفس از منظر مسکویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسکویه تحت تأثیر حکیمان یونانی فضایل را در گام نخست به چهار دسته – حکمت، عفت، شجاعت و عدالت – تقسیم می کند و از آن ها به عنوان فضایل رئیسه یاد می کند. او بر این باور است که حکمت فضیلت قوه ناطقه است و در سایه آن انسان به شناخت امور الهی و انسانی می پردازد و عفت فضیلت قوه شهوانی است و در صورت اتصاف انسان بدین فضیلت، او بر این قوه استیلا می یابد و تمایلات شهوانی خویش را بر اساس رأی و فکر صائب بکار می گیرد و از اسارت شهوات آزاد می گردد. از دیدگاه مسکویه شجاعت، فضیلت قوه غضبیه نفس انسان است، در صورتی که این قوه تحت سیطره قوه عاقله باشد انسان به فضیلت شجاعت متصف می گردد، و از مبادرت ورزیدن به امور مهیب و خوفناک هراسی به خود راه نمی دهد. آخرین فضیلت رئیسه و بنیادی از دیدگاه مسکویه، عدالت است. او یادآور می شود، در صورتی انسانی بدین فضیلت متصف می گردد، که واجد سه فضیلت بنیادی پیش گفته گردد. و در مجموع، دو قوه غضبیه و شهویه مطیع و منقاد قوه ناطقه گردند. با اندک تأمل در مطالب پیش گفته درمی یابیم که ترابط وثیق و مستحکمی میان فضایل بنیادی و قوای نفس برقرار است. حکمت ناشی از قوه ناطقه، عفت و شجاعت از سازگاری مثبت میان این قوای سه گانه نفس ایجاد می گردد
ادیان و فرق
بکجا میرویم؟
گزارش تقیّه در منابع روایی، تفسیری و تاریخی اهل سنّت
حوزههای تخصصی:
«تقیّه» با قیود و شرایطش حُکمی قرآنی است. یکی از اختلافات شیعه و اهل سنّت، گستره و شرایط همین حُکم است. منابع کهن و معتبر اهل سنّت، روایات بسیاری درباره «تقیّه» دارد که مجموع آن می تواند گستره و شرایط این حکم را از دیدگاه قدمای سنّی، روشن سازد. پژوهش حاضر تلاش کرده با استخراج روایات تقیّه از منابع روایی، تفسیری و تاریخی اهل سنّت، مجموعه ای کامل تر از گذشته درباره این موضوع را ارائه کند. نگاشته کنونی، می تواند منبعی برای پردازش های آینده در پاسخ به شبهات تقیّه باشد. تقیّه در سیره پیامبر صلّی الله علیه و آله و تقیه در کلام و کردار صحابه و تابعان، بخش های این نوشتار را شکل می دهد.
تحلیل مفهوم شناختی سبّ مؤمن و بازپژوهی ادلّه در کیفیت دلالت بر حکم آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناسزا گویی - به ویژه سب مؤمن- از امور مبغوض نزد شارع و حرمت آن مورد اتفاق همه مسلمین است. با وجود این که این موضوع در برخی ابواب فقهی همچون مبحث منافیات عدالت و ابواب مکاسب محرّمه و حدود و تعزیرات، مطرح شده و احکام آن مورد بحث و بررسی قرار گرفته است لیکن ابهاماتی در آن هست که نیازمند پژوهش است. از نتایج مهمّی که در این پژوهش، ضمن تحلیل مفهوم سب و واکاوی ادلة آن، به دست آمده توسعة مفهوم سب است؛ قیودی نظیر إنشائی بودن سب و مواجهه با مسبوب، که پنداشته شده بود مدخلیتی در صدق عنوان سب دارد نه در مفهوم لفظ سب و نه در ملاک حکم آن اعتبار دارد. در خصوص قید تأثّر و رنجش شخص مقابل نیز اگر متأثّر نشدن از سب، به جهت وجود خصوصیتی در او باشد، به سبب اطلاق ادلّه، خصوصیت یاد شده حکم سب را تغییر نمی دهد؛ امّا اگر به جهت وجود خصوصیتی در سخن باشد، به نحو تخصّص از موضوع سب خارج است. در خصوص مسأله مقابله به مثل در سب نیز با کنار هم قرار دادن ادلّه، نظریة عدم جواز تلافی در سب، تقویت می شود، چون سب فی نفسه قبیح و از مصادیق «قول زور» و حرام است و علاوه بر حقّ النّاس، جهت حقّ اللهی نیز در آن هست، پس عنوان مقاصّه نمی تواند مجوّز ارتکاب آن گردد.
بازخوانی متن مقدس از منظر زنان: نفسیر آمنه ودود از قرآن
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین زمینه های پیدایش اندیشه برابری زن و مرد از نگاه اسلام، بازنگری در متون دینی بویژه قرآن بوده است. آمنه ودود یکی از پیشگامان این اندیشه است. ودود در حیات فکری و اجتماعی خود کوشیده تا اثبات کند از نگاه قرآن، مرد ذاتاً هیچ ترجیحی بر زن ندارد و جنسیت معیار رتبه بندی انسان ها نیست؛ اما به تصور او از آنجا که در طول تاریخ، تفاسیر قرآن یکسره به دست مردان و متأثر از ذهنیت مردسالارانه حاکم بر جوامع اسلامی نوشته شده اند، همواره دارای سوگیری های مردانه بوده اند. او حاصل بازخوانی اش از قرآن که حاوی مبانی و نتایج دیدگاه او درباره نگاه قرآن به زن و نقش و جایگاه اجتماعی اوست، در کتابی با نام قرآن و زن به زبان انگلیسی منتشر کرده است. نویسنده در مقاله حاضر به بیان زندگی نامه، شخصیت، اندیشه و آثار آمنه ودود پرداخته و کوشیده است تا آرای وی را در این کتاب و برخی مقالات دیگر تبیین نماید. این مقاله ترجمه ای، از کتاب نواندیشان مسلمان معاصر و قرآن انتخاب شده است.
تحلیل انتقادی آراء خاورپژوهان در تفسیر انبیاء اولوالعزم (نوح، ابراهیم، موسی) در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال نهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۴
145-164
حوزههای تخصصی:
انبیاء أولواالعزم به پیامبرانی گفته می شود که دارای کتاب آسمانی و دین الهی مستقل باشند. حضرت نوح، إبراهیم، موسی، عیسی ^ و حضرت محمد ’ از پیامبران أولواالعزم هستند. خاورپژوهان درباره حضرت نوح، إبراهیم و موسی ^ در قرآن، تحقیق کرده اند. مقاله حاضر به نقل، تحلیل و نقد آراء آنان در این باره می پردازد. اگرچه بررسی دیدگاه های خاورپژوهان در تفسیر أنبیاء أولواالعزم در قرآن، مرکز توجه و تحلیل بوده، اما برای تکمیل این تحقیق در مواقع مورد نیاز، از دیدگاه های عالمان مسلمان نیز استفاده شده است. بررسی دیدگاه های خاورپژوهان در تفسیر أنبیاء أولواالعزم در قرآن، گویای پژوهش بسیار آنها در منابع اسلامی است اما اشتباهاتی که از آنان درباره موضوع یادشده سر زده، نشان می دهد که آنان به همه منابع معتبر اسلامی در تفسیر قرآن دسترسی یا اشراف کامل نداشته اند. خدشه به عصمت انبیاء، نکته مهمی است که در آراء خاورپژوهان درباره این پیامبران به چشم می خورد. استفاده از روایات ضعیف و برداشت های نادرست از برخی آیات قرآنی موجب عرضه چنین دیدگاه هایی از سوی آنان شده است.
شناخت از دیدگاه مورن و قرآن
حوزههای تخصصی:
ادگار مورَن (به فرانسوی:Edgar Morin) فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی است.وی در 1921 در پاریس با نام اصلی«ادگار ناهوم»زاده شد.او رگه های یهودی ـ اسپانیایی) دارد و به خاطر تنوع کارهایش شهرت دارد،چندان که علاقه مندی های مختلفی در کارهایش دیده می شود و به مرزهای مرسوم در نظام های دانشگاهی بی اعتنا است.کارهای معرفت شناختی او انقلابی اند،زیرا کوشیده تا مثلث ارتباطِ ایدئولوژی ـ سیاست ـ علم را از طریق آن چه«پیچیدگی»می نامد،بازاندیشی کند.منظور از«پیچیده»معنی مخالف ساده نیست،بلکه مقصود یک«روش»ست که به«راز و رمز»جهان با دانستن این که«امر ساده همواره فقط چیزی است که توسط شخصی ساده شده»،اعتنا می کند. در این مقاله دیدگاه مورن دربارە مسئله شناخت که در کتاب درآمدی براندیشه پیچیده ایشان مطرح شده با آیات قرآنی مقایسه شده است.ابتدا دیدگاه مورن و سپس نظرات قرآن در این مورد مطرح ودر پایان مقایسه و نتیجه گیری شده است.