In the following, I describe the Sufi Path (tariqa) as a dialectical process which transforms the person through love. I examine the belief system of Islamic mystics as a journey involving both creativity and passion. I do so by using a fresh approach, a perspective that has heretofore yet to be applied to the spiritual alchemy of the Sufis.
برهان «معقولیت اعتقاد» از براهین اثبات وجود خداست. این برهان در غرب به شرطی پاسکال شهرت دارد اما بنیاد آن را میتوان در سخنان گهربار امام علی(ع) در نهجالبلاغه یافت و با توجه به متأثر بودن پاسکال از غزالی، عنوان «معقولیت اعتقاد» برای این برهان شایستهتر است. برهان «درجات کمال» نیز برهانی است که متألّهان مغرب زمین آن را در اثبات خدا به کار میبرند؛ این برهان بر قاعده امکان اشرف قابل انطباق است و میتوان آن را از برخی تعابیر نهجالبلاغه استنتاج نمود. همچنین سخنانی از امام با صراحت بر برهان حرکت دلالت دارد.
یتناول هذا البحث المقامات کفنّ من الفنون الأدبیة التی ظهرت فی القرن الرابع الهجریّ ویقوّمها برؤیةٍ تحلیلیّة لتتبیّن قیمتها الحقیقیّة ویرکّز علی نقاط قوّتها وضعفها لتتّضح جِدّة الموضوع. والحدیث عن المقامات هو حدیث عن لون أدبیّ متفاوت الألوان. وهذه الهجانة فیها هی الباعث علی دراستها وتحلیلها. فالجدید فی البحث هو بیان محاسن المقامات ومساوئها بأُسلوب تحلیلیّ منصف یستضئ بنصوصها فی الدرجة الأُولی. کما أنّ الرؤیة التقویمیّة العادلة فیها معلم آخر علی بَداعة الموضوع. والحافز علی اختیار هذا البحث هو ما جمعته المقامات من نقاط مُثیرة وما اشتملت علیه من براعة فائقة تتطلّب دراستها. والهدف منه هو إظهار مهارتها، وتبیان حقیقتها عبر ما ورد فی ثنایاها، وتموین عالم الأدب بمقوِّم آخر من مقوّماته. علماً أنّ المادّة الأساسیّة للبحث هی مقامات بدیع الزمان الهمذانیّ (۳۵۸ ۳۹۸ ه )، والقاسم بن علیّ الحریریّ (۴۶۶ ۵۱۶ه ).
جریان فکری موسوم به اصحاب حدیث یکی از مهم ترین جریان های فکری در سده های نخستین و از رقیبان جدی امامیه بوده است. نوشتار حاضر دوره های مختلف اهل حدیث از شکل گیری تا اوج و سپس اضمحلال نسبی در دوران آل بویه که هم زمان با مدرسه کلامی امامیه در بغداد است و نیز تطورها و رویدادهای تاریخی آنان را با روش بررسی تاریخ اندیشه بررسیده است و ضمن اشاره به مهم ترین شاخصه های اعتقادی آنان و رهبران پرنفوذ هر دوره، به این نتیجه می رسد که جریان اصلی اهل حدیث، علاوه بر تعبد بر آثار نقلی و بسنده کردن بر معانی ظاهری و مخالفت سرسختانه با کلام و تأویل، به گمان خویش با مجهول دانستن کیفیت و بدعت دانستن پرسش از آنها از محذور «تشبیه»، «تجسیم» و «جبر» بر حذر بودند. با این حال در عرض جریان اصلی اهل حدیث، دو گرایش فکری دیگر حضور داشتند: یکی گرایش ظاهرگرایان افراطی که از اتهام تجسیم، تشبیه و جبر پرهیز نداشتند و بیشتر با عنوان کنایی «حشویه» شناخته می شدند و دیگری گرایش حدیث گرایان متمایل به تأویل و کلام، که هر دو طیف مورد طرد و انکار جریان اصلی حدیث گرایان بودند.
جناب میرابوالقاسم فندرسکی از اساطین حکمت و درعین حال تقریبأ کم شهرت عهد صفوی است . این حکیم علیرغم علّو شأنش در حکمت و فنون ریاضی مجهول القدر است و آثار مختصری ازو بدست رسیده. در تعیین مشرب فلسفی او اختلاف است برخی به اشراقی بودنش حکم کرده و اکثر به چند بیتی از قصیده یائیه میر متمسک می شوند که مضامین آن‘ عقیده گوینده اش به مثل افلاطونی را به ذهن متبادر میسازد. برخی دیگر نیز قائل به مشائی بودن او میباشند و البته آنچه از مباحث فلسفی صریح میر برمی آید جز عقیده اخیر را تأیید نمی کند. میر فندرسکی سالیانی را در هندوستان به سیر آفاقی و انفسی سپری کرد و سخت از عرفان هندی متأثر گشته بود شرح او بر کتاب ((جوک باسشت )) یادگار آن ایام است . وی در طول حیات خود مورد تکریم و تعظیم شاهان صفوی و سلاطین هندوستان بود ولی هرگز روح بزرگش مسخر اعتباریات نگردید ودرکمال استغنا عمر شریفش را بسر برد. آنچه از میر بدست رسیده اکثر به صورت جزوات کم حجم وتعلیقه گونه ای است که همگی نشانگر ادراک فوق العاده میر و تبحر در تقریر مباحث حکمی است .نثری روان و شیوا دارد و به شدت از تصنع و تکلف گریزان است و متکلفین را فرومایه میداند . برخی از آثار وی عبارتنداز : رساله صناعیه‘شرح جوک باسشت‘جوابیه میر به آقا مظفر کاشانی‘رساله الحرکه‘میرفندرسکی سرانجام در سن 80 سالگی در سال 1050 قمری دعوت حق را لبیک گفت و در قبرستان تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد .