موضوعات اخلاقی مثنوی، بخش گسترده ای از کتاب شریف مثنوی را پرکرده است و مولانا با دقت فراوان، با آراء صوفیانه خود به تفسیر قرآن کریم و احادیث نبوی در این زمینه پرداخته است، مولانا در این زمینه از استعاره ها و تشبیه های زنده و طنزهای دلنشین و گاه نیش دار و گزنده بهره جسته است. با اینکه گاهی درکلمات مولانا، رمزآلودی و سرّواری به چشم می خورد؛ اما مباحث اخلاقی وی در مثنوی، پویا و نشاط انگیز بوده و از آموزه های مرسوم اخلاقی که در مخاطب چیزی جز دلتنگی و رمیدگی نمی انگیزد، به دور است. حال این مقاله در نظر دارد به ابعاد اخلاق از منظر مولانا در مثنوی بپردازد.
مؤمن منتظر _ به اقتضای برخورداری از ایمان و تقوای الهی _ متخلّق به اخلاق اسلامی و مؤدب با آداب دینی است. با این حال، در روایات مربوط به عصر انتظار، گاه بر صفات اخلاقی خاصی تأکید شده و به نظر می رسد این تأکید به دلیل شرایط ویژه این دوران بوده است. در این عصر مشکلات و مسائلی خاص وجود دارد که منتظران برای رویارویی درست با آن، باید در خود صفات اخلاقی به خصوصی را توسعه داده و تقویت نمایند. با این نگاه، منشور اخلاقی عصر غیبت تدوین می شود که می توان از آن به عنوان اخلاق کاربردی عصر غیبت نیز یاد کرد. برخی از این صفات اخلاقی عبارت اند از بردباری، رجا، تسلیم، عفت و مواسات.
در نوشتار پیش رو، تلاش شده است چرایی تأکید پیشوایان معصوم بر این صفات اخلاقی توضیح داده شود و ضرورت تقویت این صفات با توجه به شرایط عصر غیبت تحلیل گردد.
این مقاله در پی آن است که با نقد و بررسی قرآنی و روایی، از بین رویکردهای مختلف اشتمال قرآن بر تمام نیازهای بشر را برگزیند. بی شک کافی بودن مستدلات این بخش، آراء دیگر را خدشه دار می سازد. نگارنده در این باره، آیات مربوطه را بررسی و با توجه به اِشکال ادبی و تحلیلی دو واژه «تبیان» و «کل»، در مهم ترین آیه مورد استناد مطلق گرایان، استدلال به این آیه را برای اثبات جامعیت بالجمله مورد تردید جدی قرار داده است. نویسنده کوشیده است اولاً دلائل قائلان به جامعیت مطلق را خدشه دار سازد؛ سپس با استفاده از آیه «لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ»، به طورقطع جامعیت نسبی در رفع نیازهایی که بشر در شرایط عادی توان رسیدن به آنها را ندارد، را مستدل نماید. محقق جهت تأیید نگرش خود، از روایات بسیار و همچنین حمل مطلق آنها بر مقید، سود جسته است. در این باره روایات به دو گروه تقسیم شده اند و دسته ای که قول جامعیت کلی را پوشش می دهد برای بررسی بیشتر به پنج صنف جزئی تر تقسیم و بازبینی شده است و نویسنده در نهایت دلالت آنها بر این قول با توجه به قیود دسته بعد ناکافی دانسته است. حمل روایات مطلق بر دسته دوم یعنی احادیثى که به آنچه در قرآن نیست، اشاره دارد، این نگرش را تقویت می بخشد. نهایت اینکه محقق با مخدوش ساختن دلائل قائلان به جامعیت مطلق، با استفاده از آیات قرآن و تحلیل عقلی و با کمک این روایات بر مبنای خود یعنی جامعیت فی الجمله قرآن در رفع نیازها، پای فشرده است.
«قصیدة الحسین (ع) یا ابن الکرام» من القصائد التی کُتبت فی الإمام الحسین (ع) ومأساة عاشوراء، کما یوجد فیها ملامح من أدب المقاومة. هذه الدراسة عالجت قصیدة الحسین (ع) متبنّیةً المنهج الوصفی التحلیلی وبناءً علی نظریة الأسلوبیة الإحصائیة. ضمن الدراسة فی المستوی الصوتی بحثنا عن الأصوات المجهورة والمهموسة منها کما نعالج الأصوات الشدیدة والرخوة التی الأصوات المجهورة والشدیدة أکثر من المهموسة والرخوة وهذا یناسب الجو الملحمی للقصیدة. بالنسبة إلی المستوی الترکیبی فرکّز البحث علی دراسة الجمل الفعلیة والإسمیة ودرس الأفعال الماضیة والمضارعة عن طریق الإحصاء، والأفعال المضارعة ال مُوظَّفة فی القصیدة تدل علی خلود الإمام الحسین (ع) وحضوره فی قلب الشاعر. وأما المستوی البلاغی فیتضمّن الاستعارة والتشبیه من جانب والطباق من جانب آخر. الصراع بین الأخیار والأشرار فی القصیدة درسناها من خلال الدراسة فی المستوی الصرفی وذلک عبر استخدام جموع القلة والکثرة وضمیر «هم» للأخیار والأشرار. کما توجد کمّیة کبیرة من الضمیر لمخاطبة الإمام الحسین (ع).
برنامه ی کارورزی در دانشگاه ها برای سطوح مختلف آموزش ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تأمین و تربیت معلمانی است کارآمد که علاوه بر داشتن صلاحیت های عمومی و علمی دارای قابلیت ها و توانایی های حرفه ای نیز باشند تا بتوانند از عهده ی وظایف خطیر حرفه ی معلمی برآیند. تحقیق حاضر به بررسی راهبردهای تدریس و ارزشیابی درس کارورزی دانشگاه فرهنگیان پردیس علامه طباطبایی اردبیل از دیدگاه دانشجو معلمان و اساتید می پردازد. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. نمونه ی آماری دانشجویان به تعداد 103 نفر به شیوه ی نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد و نمونه ی آماری اساتید به روش تصادفی ساده و به تعداد 11 نفر انتخاب شد. به منظور گردآوری داده ها از دو پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. در این پژوهش از آزمون تی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج آماری نشان می دهد که بین عناصر راهبردهای تدریس و ارزشیابی درس کارورزی از دیدگاه اساتید و دانشجویان تفاوت معناداری وجود دارد. لذا با 095/0 اطمینان می توان گفت بین میانگین نمرات دو گروه دانشجویان با اساتید تفاوت معناداری وجود دارد. بنابراین دانشجویانی که تجربه یک کارورزی یک برنامه ریزی شده و خلاق را داشته باشند تجربه عملی و حرفه ای کسب کرده و نقاط قوت خود را کشف می کنند و مهارت های خود را به خوبی بهبود می بخشند تا بتوانند برای پست های حرفه ای در آینده آماده شوند.
اعتقاد به وجود خداوند، عمومی ترین سؤال ذهن بشر و اساسی ترین رکن اعتقاد دینی است. در منابع اسلامی، دلایل متعددی برای وجود خداوند ارائه شده است و فلاسفه نیز برهان های مختلفی در این زمینه مطرح کرده اند. امام رضا (ع) در مناظره های مختلف خود با عمران صابی، جاثلیق، سلیمان مروزی و مرد زندیق در مرو، دلایلی برای وجود خداوند برشمردند. این مقاله با تحلیل فرمایش های امام (ع) در آن مناظره ها، به دنبال اشاره های احتمالی ایشان به برهان های اثبات وجود خداوند است. براساس نتایج بررسی حاضر، برهان های حدوث، حرکت، نظم، امکان و وجوب و صدیقین از برهان های مورد اشارة امام (ع) بودند. حتی بعضی از عبارت های مورد استفادة ایشان طوری بیان شده اند که به اعتبار گوناگون، ناظر بر برهان های مختلف است.
افراد در هنگام خواب ممکن است افعالی را مرتکب شوند که در قانون جرم تلقی می شود. مسلّم است که در چنین حالتی قوه تمییز و اراده فرد مختل شده است و فرد قادر به تشخیص یا کنترل اعمال خود نیست، از این رو باید مسئولیت کیفری را از چنین فردی نفی کرد. این عدم مسئولیت در باب حدود، تعزیرات و قصاص واضح است و جای بحث زیادی ندارد، لیکن در مورد پرداخت دیه، چهار نظر عمده موجود است: اول اینکه پرداخت دیه بر عهده خود فرد نائم باشد، دوم اینکه پرداخت دیه بر عهده عاقله نائم باشد، سوم اینکه اصلاً دیه ثابت نیست و چهارم اینکه قائل به تفصیل شویم و بگوییم اگر فرد می دانسته که عادت دارد در خواب زیاد بغلطد یا حرکت نماید که منجر به جنایت گردد، در این صورت فرد مسئول جنایت یا جرم واقع شده است؛ یعنی باید دیه را از مال خود بپردازد و اگر فرد چنین عادتی ندارد، مسئول نیست و مجازاتی ندارد. به نظر می رسد قول چهارم که قانون مجازات اسلامی نیز آن را اختیار کرده، بهتر است. در مورد حکم خاص دایه که با غلطیدن منجر به جنایت بر طفل شده است، نیز سه نظر وجود دارد مبنی بر اینکه پرداخت دیه مطلقاً بر عهده عاقله باشد، یا مطلقاً بر عهده خود دایه و یا اینکه قائل به تفصیل شویم، بدین نحو که اگر از روی فقر و حاجت طفل را شیر می دهد، دیه را عاقله پرداخت می کند و اگر به جهت فخر عهده دار شیر دادن طفل شده است، باید دیه را از مال خود بپردازد.
شناخت انسان یکی از پایه های جهان بینی هر مکتب است و ارائه یک نوع انسان شناسی خاص در توجیه و تبیین بسیاری از موضوعات یک مکتب تأثیر دارد. فطرت اخلاقی به عنوان یکی از شاخصه های اصلی در انسان شناسی استاد مطهری نقش مهمی ایفا می کند. از نظر ایشان، انسان به لحاظ ساختار ذاتی و درونی هم واجد آگاهی های اخلاقی است و هم برخوردار از گرایش به خوبی ها و نفرت از بدی هاست. انسان این دو مؤلفه را به اقتضای ساختار وجودی اش داراست و دست هیچ گونه تلقین و تحمیل اجتماعی در آن راه ندارد. انسان به سبب این ساختار فطری و غیراکتسابی اش در ارتباط با دین و متون دینی از بعضی جهات از دین و آموزهای وحیانی مستقل و از جهات دیگر، وابستگی تنگاتنگ به آنها دارد. دیدگاه استاد مطهری هر چند از برخی جهات قابل تأمل است، در کلیت خود دیدگاهی است که در توجیه بسیاری از موضوعات دینی راهگشاست.