هدف پژوهش حاضر تبیین ابعاد و مؤلفه های رشد معنوی انسان و تحلیل آن در محتوای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ایران است. روش پژوهش توصیفی شامل؛ تحلیل اسنادی و نیز تحلیل محتوا بود و رویکرد آن نیز کاربردی محسوب می گردد. جامعه تحلیلی، شامل دو بخش؛ متون مرتبط با ابعاد و مؤلفه های رشد معنوی انسان و متن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مصوب آذر ماه 1390 می باشد که با توجه به ماهیت موضوع و محدودیت جامعه پژوهشی، از نمونه گیری صرف نظر شده و کل جامعه آماری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. ابزارهای اندازه گیری، فرم فیش برداری و نیز سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته بود. داده های اسنادی به شیوه کیفی با استفاده از شاخص های توصیفی در فرایند آنتروپی شانون مورد تحلیل قرار گرفت. عمده ترین یافته های پژوهش بیانگر آن است که: - چارچوب مفهومی رشد معنوی انسان را می توان براساس مدارک و مستندات مرتبط در 3 بُعد و 29 مؤلفه تدوین نمود. - میزان تراکم توجه به رشد معنوی در بخش هدف های عملیاتی و راهکارها با 70 فراوانی و 7/41 درصد زیاد و در بخش بیانیه مأموریت با 2 فراوانی و 2/1 درصد بسیار کم می باشد. - در بین ابعاد مورد بررسی، بعد اخلاق با میزان بار اطلاعاتی 839/0 و ضریب اهمیت 373/0 بیشترین توجه را به خود اختصاص داده است، این در حالی است که به بعد تعقل با میزان بار اطلاعاتی 670/0 و ضریب اهمیت 298/0کمتر توجه شده است.
إنَّ القصر من أهمّ مباحث یُطرح فی علم المعانی وله طرقه المختلفة. یذهب کثیرٌ من القدماء إلى تسویة هذه الطرق فی الدلالة وإلقاء المعنى على المتلقّی، ولکن فی رأینا أنّ کل طریق من هذه الطرق یختلف عن آخر، فالقصر بالنفی والاستثناء یختلف عن القصر ب «إنما»، والقصر بحرف «بل» یختلف عن القصر بحرف «لا».
تسعى هذه الدراسة التی اعتمدت فی خطتها على المنهج الوصفی التحلیلی أن تکشف عن الفروق الأساسیة بین طرق القصر. وهذا بالتأکید على أن لکل طریقة معنى یفرّقها عن الأخرى.
توصّل البحث إلى أنّ تعدد طرق القصر دلیل على ثراء اللغة و تنوع صیغها، وهی لیست من قبیل الترادف، بل بینها فروق جوهریة فی النحو و المعنى. وملخص ما یتیح لنا ذکره فی هذا المجال هو أن کلّ بنیة للقصر یتضمن معنى لا یوجد فی بنیة أخرى و لها دلالة لا یمکن الحکم علیها بالمساواة بینها وبین الآخر. إضافة إلى أنَّ أحکام الوجوب انتقلت من النحو إلى البلاغة فی تمییز مواضع المقصور من المقصور علیه، و هذا الوجوب یمنح المعنى دقة و بیاناً. فی النهایة جدیر بالذکر أن القصر بصیغة ""النفی والاستثناء"" بما فیه من بنیة نحویة متقن وخاص، یعدّ أهمَّ أسالیب للقصر فی إلقاء المعنى.
غم و شادی از مهم ترین احساسات طبیعی انسان است که باید با مدیریت صحیح، بجا و به اندازه ابراز شود. ازاین رو، مدیریت احساسات و هیجانات در انسان ضروری است. باید دید که با چه شیوه ای می توان غم و شادی را به نحو اعتدال گرایانه ای مدیریت نمود؟ آیا قرآن به عنوان برنامه ای که ضامن سعادت دنیوی و اخروی انسان هاست، در این زمینه شیوه ای ارائه نکرده است؟
در این پژوهش، با روش تحلیلی توصیفی به دنبال دستیابی به شیوه قرآن در مدیریت غم و شادی هستیم. با مراجعه به آیات قرآن، تفاسیر و پژوهش های انجام شده درباره این موضوع، معلوم گردید: قرآن بستر مدیریت اعتدال گرایانه ای را در غم و شادی برای مخاطبان خود فراهم نموده است. مدیریت مزبور بر دو ساحت غیرمجزا استوار است: «نگاه توحیدی به غم و شادی» و «کنترل غم و شادی».
از نظر قرآن، انسان باید در هر حال و به ویژه در زمان تهییج احساساتی مثل غم و شادی، خدا را در نظر گرفته و در سایه این توجه، حالات روحی خود را کنترل نماید. ارمغان مدیریت قرآنی غم، «صبر و امیدواری» است، و ثمره مدیریت قرآنی شادی، «شکر و سپاس گزاری از درگاه ربوبی». از منظر قرآن، عدم مدیریت غم چیزی جز «یأس و ناامیدی»، و ترک مدیریت شادی جز به «کبر و غرور» نمی انجامد.
رسانه های جدید و در رأس آن ها شبکه های اجتماعی مجازی موجب نوسازی فرایندهای اجتماعی شده و نگرش ها و رفتارهای کاربران را تحت تأثیر قرار داده اند؛ ازاین رو، باید به نقش اینترنت در شکل گیری و یا تغییر اخلاق و باورها و نگرش های دینی جوانان، به عنوان اجتماعی از کاربران توجه بیشتری کرد. پژوهش حاضر تلاش می کند با استفاده از روش شناسی پدیدارشناختی به آسیب شناسی نقش اینترنت و شبکه های اجتماعی، مانند فیس بوک، لاین، [1] وایبر [2] و واتس آپ [3] در شکل گیری و یا تغییر اخلاق و باورهای دینی جوانان بپردازد. جامعهٔ این پژوهش شصت نفر استکه برای گردآوری اطلاعات از این افراد، روش مصاحبهٔ اکتشافی و نیمه ساختاریافته و همچنین نمونه گیری هدفمند و انتخابی به کار گرفته شد. برای جمع آوری اطلاعات، نخست مصاحبه ها ضبط و سپس تجزیه و تحلیل شد و نتیجه های پژوهش از درون داده ها و مصاحبه ها به دست آمد. پیامدهای منفی فضای مجازی براساس یافته های این پژوهش عبارت است از: رواج بی بندوباری و گسترش روابط نامشروع در بین جوانان در شبکه های اجتماعی، مانند فیس بوک، لاین و ...، تهدید بنیان خانواده، بلوغ زودرس در جوانان، هرزه نگاری، ضعف بینش دینی و سهل انگاری در انجام واجبات، بحران هویت در جوانان، تهاجم فرهنگی، انتشار هنجارهای غربی و دگرگونی در سبک زندگی جوانان، ترویج باورهای خرافی، ایجاد شبهات دینی، ترویج مدهای نامناسب لباس و گسترش بدحجابی.