ملاصدرا، در مبحث نفسِ کتاب الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیّة، مانند بسیاری دیگر از آثار خود، به کرّات از آیات قرآن بهره برده است. در مقالة حاضر، این کاربردها مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. بدین منظور، کاربست آیات در این مبحث، در چهار بخش دستهبندی شده و سپس درستی یا نادرستی کاربرد این آیات در آن مواضع، مورد ارزیابی و مداقّه قرار گرفته است. فرضیة بحث، استفادة بجا و صحیح ملاصدرا از این آیات بوده؛ اما نتیجة مداقّة بیشتر آن است که در بسیاری از موارد، آراء و پیشفرضهای فلسفی وی سبب شدهاند که فهم او از این آیات و به کارگیری آنها در مواضع و موارد خاص، با ظاهر و سیاق آیات مباین و ناسازگار باشد؛ و لذا نوعی تفسیر یا تأویل باطل محسوب میشوند. تنها در موارد اندکی، استفادة صدرا از آیات و تفسیر آنها، منطبق بر معنای ظاهری و سیاق آیات بوده است، و او در ارائه چنین تفاسیر صحیح و متقنی از مبانی فلسفی و حِکمی خود بهره برده است.
نوشتار حاضر درباره یکى از بحث هاى مهم فلسفه حق است و آن اینکه آیا «حق» در کاربرد «حق داشتن» از نظر علامه طباطبائى امرى تکوینى است یا اعتبارى؟ به این معنا که وقتى حق داشتن در سیاست و حقوق و اخلاق به کار مى رود، با قطع نظر از جعل جاعل آیا واقعیت نفس الامرى دارد یا امرى اعتبارى است؟ با توجه به اینکه علامه طباطبائى از شخصیت هاى برجسته و صاحب نظر در علوم انسانى بوده و نظرش در مسئله حق تأثیرگذار است، نوشتار حاضر به بررسى نظر ایشان در این زمینه مى پردازد و درصدد اثبات این مدعاست که طبق مبانى و اندیشه هاى ایشان در تفسیر شریف المیزان، چنین نیست که حق فقط ماهیتى اعتبارى داشته باشد؛ بلکه ایشان براى حق ماهیتى دوگانه (اعتبارى و تکوینى) قایل است. تبیین اطلاعات در این پژوهش به روش تحلیل عقلى و انتقادى بوده و جمع آورى اطلاعات به صورت مطالعه اسنادى انجام شده است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه تربیت اخلاقی در کتاب های درسی دوره ابتدایی بود. روش مورداستفاده، تحلیل محتوای کمی از نوع آنتروپی شانون بوده و واحد تحلیل نیز متن، پرسش ها، تمرین ها و تصاویر می باشد که درمجموع 1247 صفحه مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری، کتاب های دوره ابتدایی بود که براساس نمونه گیری هدف مند (باتوجه به اهداف دروس)، کتاب های هدیه های آسمانی و قرآن به عنوان نمونه انتخاب شدند. مؤلفه ها و شاخص های تربیت اخلاقی از اسناد بالادستی و منابع پیشین استخراج و در کتاب ها مورد بررسی قرار گرفت. روایی محتوایی با استفاده از CVR به دست آمد که برابر با 90/0 و تأیید شد، پایایی نیز براساس ضریب توافقی 87/0 به دست آمد. یافته ها نشان داد که بیشترین میزان توجه و ضریب اهمیت مربوط به مؤلفه رابطه با خدا و کم ترین میزان اهمیت مربوط به مؤلفه رابطه با خود بوده است. درنهایت اینکه تربیت اخلاقی آن طور که باید مورد توجه قرار نگرفته است.
یشیر مفهوم الاغتراب إلی الحالات التی تتعرّض فیها وحده الشخصیه للانشطار، أو للضعف والانهیار، بتأثیر العملیات الثقافیه والاجتماعیه التی تتمّ فی داخلها، أو فی داخل المجتمع. ومن هذا المنطلق فإن العقد النفسیه والقلق المستمر وعدم الثقه بالنفس تشکل صوره من صور الأزمه الاغترابیه التی تعتری شخصیه البطل فی روایه الحی اللاتینی لسهیل إدریس. ثمّ تحاول هذه المقاله أن تجیب علی سؤالین هامین: الأول: ما الاغتراب الاجتماعی، وما هی أهم أشکاله؟
والثانی: ما هی أهم أنماط الاغتراب المنعکسه فی شخصیه البطل فی الحی اللاتینی؟
ویهدف هذا البحث إلی دراسه مشکله الاغتراب الاجتماعی وأهم أشکاله التی تعیشها شخصیه البطل فی الحی اللاتینی. إن الشعور بالاغتراب، الموازی هنا لافتقاد الهویه لدی البطل الذی انفرد فی البحث عن هویته بین قیم الشرق وقیم الغرب، متوصلا إلی تحقیق فردیته عبر مصالحه بین الشرق والغرب من جهه، وبین الماضی والحاضر من جهه أخری، فی سبیل هویّه عربیه غیر منقطعه عن الماضی. وبذلک قد أتاح لبطل ""الحی اللاتینی"" قدره القبض علی هویه صلبه قادره علی الارتقاء بالمستقبل. والمهم أن تحلیل مشکله الاغتراب الاجتماعی فی شخصیه البطل فی هذه الروایه المبدعه ظلّ مهملا أو شبه مهمل، ولم نجد - فی حدود ما قرأنا - دراسه کُرّست لهذا الجانب من البحث.
درباره مفهوم آیات 5 تا 7 طارق نظریه های متفاوت و گاه متناقضی از سوی مفسران ارائه شده است. بیشتر مفسران با برگرداندن مرجع ضمیر در «یخرج» به ماء دافق، مراد از ماء دافق را نطفه و خروج آن از بین صلب و ترائب را خروج نطفه از پشت مرد و سینه زن دانسته اند. عده ای نیز نطفه را مخصوص مرد دانسته و خروج آن از بین صلب و ترائب را به خروج منی از بین پشت و دو استخوان ران پا تفسیر نموده اند. برخی از محققان معاصر با رد دیدگاه پیشین، فاعل «یخرج» را انسان دانسته و مراد از خروج انسان را خروج از رحم مادر تفسیر نموده اند. پژوهش حاضر در تلاش است تا ضعف ها و کاستی های نظریه های ارائه شده را به کمک قرائن درونی و بیرونی، تبیین و دیدگاه جدیدی که می تواند کمترین نقد به آن وارد باشد، را ارائه کند. بر پایه این دیدگاه منظور از ماء دافق، آب ماده آفرینش اولیه انسان، صلب، قسمت های سخت و ترائب، قسمت های نرم زمین است.