تحولات سیاسی ـ اجتماعی در سطح وسیع منطقه ای و جهانی که از سال 1389 آغاز گردیده و به عنوان «بیداری اسلامی» در زبان فارسی و «الصحوة الاسلامیه» در زبان عربی معروف گشت و گاهی از آن به «بهار عربی» یاد می شود، موجب گردید که حکومت های خودکامه یکی پس از دیگری از تخت ریاست دیکتاتوری عزل و به محاکمه و مجازات و انزوا کشیده شوند.
یونس بن عبدالرحمان از برجستگان اصحاب امامان و مشایخ حدیث امامیه است. در منابع، علاوه بر گزارش های فراوان مدح یونس، گزارش های جرح نیز درباره او نقل شده است. در حل تعارض این دو دسته از گزارش ها، رویکردهایی چون مردود دانستن گزارش های جرح به دلیل ضعف سند، توجیه آن ها با حمل بر تقیه و جرح مصلحتی و یا جعلی دانستن برخی از آن ها از سوی برخی از رجالیون ارائه شده است. مقاله حاضر به بررسی علت های گوناگون اختلاف نظر درباره یونس بن عبدالرحمان می پردازد و هدف آن شناسایی و سامان دهی شاخص هایی علاوه بر وثاقت، عدالت و مقام علمی، به منظور افزایش امکان فهم جایگاه مشایخی چون یونس است؛ از جمله شاخص هایی مانند: فضای دینی، فرهنگی و علمی که مطالب در آن ارائه و عرضه شده، اوضاع اجتماعی و سیاسی و نسبت آن به طور خاص با یک راوی، انگیزه های شخصی و فرقه ای برای قدح و ایجاد بدبینی درباره ی یک راوی.