همه ادیان و مکاتب الهیاتی، مدعی راهبری و هدایت انسان به سوی سعادت و کمال هستند. در این میان، توجه به گرایش ها و امیال فطری یا غریزی انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خداگرایی، خودگرایی و دیگرگرایی از جمله همین گرایش ها است. با توجه به اهمیت سعادت انسان، به عنوان غایت اصلی او در زندگی و نیز نشان دادن سازگاری و عدم تعارض میان گرایش های مورد بحث، این مقاله بر آن است تا با روشی توصیفی- تحلیلی و با ارائه شواهدی از آیات و روایات در فرایند تحقیق، افزون بر تبیین این سازگاری و حل تزاحم میان این گرایش ها، جامعیت نظام اخلاقی اسلام و معارف عمیق این آیین وحیانی را در مقایسه با سایر مکاتب اخلاقی نشان دهد. نظام اخلاقی اسلام، با تعیین «قرب اختیاری به خداوند»، به عنوان ملاک ارزش فعل اخلاقی و غایت قصوای اخلاق، ضمن تأکید بر امکان جمع میان گرایش های یاد شده و با محور قرار دادن خداگرایی و توصیه به انجام هر کاری برای کسب رضایت خداوند، روش جمع معقول و مناسبی میان آنها ارائه می کند. تبیین چگونگی این جمع، هدف اصلی این پژوهش می باشد.
اعتقاد به حصول ماهیت اشیاء در ذهن، در بحث وجود ذهنی، سبب طرح اشکالات متعددی در این زمینه گردیده است که از آن جمله می توان به اتصاف ذهن به امور متضاد، اتصاف ذهن به لوازم ماهیت و مهم تر از همه اجتماع دو مقوله اشاره کرد. اندیشمندان زیادی در پی پاسخ به این اشکالات برآمده اند. یکی از این پاسخ ها متعلق به فاضل قوشچی در شرح بر تجرید الاعتقاد است. وی می کوشد با بیان تمایز بین دو امر حاصل در ذهن و قایم به ذهن این مشکلات را حل نماید که سبب شکل گیری دیدگاهی جدید در مورد وجود ذهنی گردیده است. دو موضع در باب دیدگاه وی مطرح شده است: جوادی آملی دیدگاه وی را تا حدی متمایز از نظر ملاصدرا بیان می کند ولی در عین حال با تمایز بین چهار امرِ وجود علم، ماهیت علم، وجود ذهنی معلوم و ماهیت معلوم، آن را قابل پذیرش می داند. حسن زاده آملی دیدگاه قوشچی را با دیدگاه ملاصدرا یکی دانسته و اختلاف آن ها را تنها در تعبیر می داند و دلیل اشکال ملاصدرا بر وی را عدم بیان تعبیر صحیح قوشچی مطرح می کند. در این پژوهش با بازخوانی نظریه فاضل و پذیرش هر دو تفسیر ارائه شده، دیدگاه وی را زمینه ساز شکل گیری نظرات بعدی معرفی می نماییم. این تحقیق نشان می دهد دیدگاه قوشچی قابلیت پاسخ به شبهات مطروحه در بحث وجود ذهنی را دارد و می توان آن را بر دیدگاه های متأخرین تطبیق کرد.
اشعار اسودابن یعفر چه آنچه که در مناسبت های گوناگون سروده شده و یا در احوال دیگری نقل شده در واقع آینه?تمام نمای زندگی بدویلن جاهلی است.اسود به خلق و خوی،سجایای انسانی،صفات پسندیده، اوضاع اجتماعی زمان خود توجه فراوانی داشت. این توجه به جهان او را به سوی حکمت سوق داد که شاعر آن را به تجربه نه از راه تأمل و تحقیق عمیق دریافته بود. اسود ابن یعفد در لابلای این قصیده? دالیه که در واقع تمام شهرت خود را مدیون آن است، ابیاتی چند در باب اخلاقیات،حکمت و حوادث تاریخی بیان می کند. اندرزهای شیوا،معانی پندآمیز وی بارها در منابع گوناگون شرح و منتشر شده است و ابیاتی از آن در میان اعراب به صورت ضرب المثل در آمده است.نگارنده در این مقاله? کوتاه تلاش دارد تا به بررسی و شر سخنان حکمت آمیز اسود درباره? زندگی،مرگ،ناپایداری جهان،روزگاران که در کمین مردم نشسته،فرسایش قبیله ها بر اثر گردش زمان، نابود شدن دولتها و پادشاهان مقتدر و ... بپردازد.