تحصیلات تکمیلی یکی از مهم ترین فعالیت های اجتماعی زنان است که با استقبال روزافزونی روبه روست. ازآنجاکه این دوران، بیشتر با زندگی مشترک و آغاز مسئولیت های همسری و مادری زنان هم زمان است، اگر میان نقش های خانوادگی و تحصیلی آنان هماهنگی نباشد، زندگی خانواده ها با مشکلات فراوانی روبه رو خواهد شد. به دلیل جایگاه ارزشمند اخلاق و اثر مستقیم آن بر شئون گوناگون زندگی، با تبیین بایدها و نبایدهای اخلاقی تحصیل زنان، می توان از بسیاری مشکلات پیشگیری کرد.
این پژوهش در نظر دارد به بررسی تحصیل زنان از دیدگاه اخلاقی پرداخته، با بیان اصول و ارزش های آن، راهکارهایی برای جلوگیری از تعارض میان نقش های خانوادگی و تحصیلی بانوان ارائه کند. بدین منظور، این نوشتار با رویکردی کاربردی، به تحلیل نظری داده ها پرداخته، سرانجام با اشاره به دو اصل نخستین زندگی زنان، یعنی همسری و مادری، شش راهکار عملی در قالب ارزش های اخلاقی تحصیل پیشنهاد می دهد.
این مقاله با پیش فرض ولایت سیاسى براى فقیه به بیان دو راهکار فقهى براى حل مسئله تزاحم میان مقام ولایت و مقام مرجعیت در عرصه تقلید پرداخته است. در راهکار اول بر پایه استدلال به ادله لفظى تقلید و بناى عقل و در راهکار دوم بر پایه استدلال به قاعده تزاحم و ترتب، به این نتیجه مى رسد که در مواردى که فقیه اعلم، شایستگى رهبرى را نداشته باشد و فقیهى که رهبرى را برعهده دارد، اعلم نباشد، تقلید از فقیهى که رهبرى را برعهده دارد مقدم است.
از آنجا که در مطالعه های مربوط به بانکداری بدون ربا بحث درباره کارویژه بانک یعنی خلق اعتبار اهمیت بسیاری دارد، مقاله پیش رو با هدف بحث عمیق تر درباره خلق اعتبار بانکی سامان دهی شده و طی آن شکل گیری سازوکار خلق اعتبار بررسی شده است.
یافته های تحقیق نشان می دهد که اعتبار به عنوان سرمایه اجتماعی می تواند در مبادله ها انتقال زمانی پدید آورده و واسطه موقت مبادله شود؛ اما شکل گیری این اعتبار نیازمند کنش های متقابل مبتنی بر اعتماد است که فرایند آن زمان بر است. بانک با گرفتن وثیقه های گوناگون و تبدیل اعتماد به اطمینان، برای افراد خلق اعتبار کرده؛ سپس با پولی کردن این اعتبار به افراد وام می پردازد. در حقیقت با توجه به این سازوکار، سرمایه اجتماعی به سرمایه اقتصادی تبدیل می شود و واسطه موقت مبادله ها جای خود را به واسطه اصلی مبادله می سپارد.
این نوع نگاه به چگونگی شکل گیری بانک و فرایند فعالیت آن می تواند پرسش هایی مانند محدوده فعالیت بانک های خصوصی در بانکداری بدون ربا یا رابطه میان فعالیت بانکداری با تداول و تکاثر ثروت و ... را مطرح کند و سرفصل مناسبی برای مطالعه های عمیق تر درباره بانکداری اسلامی قرار گیرد.
امام هادی (ع) دهمین امام شیعیان از تاریخ 220 تا 254 هجری امامت شیعیان را بر عهده داشتند. بر ارباب معرفت پوشیده نیست که امامت، ادامه رسالت است و این رکن عظیم، عامل بیداری و جهش مسلمانان پس از رحلت رسول الله (ص) و زمینه ساز فرهنگ و تمدن غنی اسلامی بوده است. درباره امام هادی (ع) و نحوة زندگی و رفتار ایشان و آثار جاویدانی که در زمینه های عقیدتی و فقهی و قانونگذاری و اخلاق و تربیت و مبارزات سیاسی از خود بر جای نهاده اند، سخن گفتن از ارزشمندترین تجسم خارجی و راستین دین باوری و مجاهدت در راه تحقق آن است. امام هادی (ع) در دوران خویش مرجعیت علمی جامعه اسلامی بوده اند و به همین جهت است که می بینیم همواره محور حرکت ها و مبارزات علمی با جریان های انحرافی و افراط و تفریط های علمی ایشان بودند. از جمله این گروه ها معتزلیان هستند که امام هادی (ع) با کوشش ها و مناظرات علمی خود سعی در پاسخ گویی به رفع شبهات آن ها در مسائل مختلف از جمله بحث اختیار را داشته اند. در این پژوهش سعی شده است با روش توصیفی تحلیلی با استفاده از منابع تاریخی اصلی به این مسئله پاسخ گوییم که: امام هادی (ع) با استناد به چه مبانی و روشی در جهت رفع شبهات معتزلیان به ویژه مسئله اختیار تلاش کرده اند؟ امام هادی (ع) با استفاده از دلایل قرآنی و روائی و عقلی به تبیین اعتقادات شیعه و نقد مبانی معتزله پرداخته اند و به رفع شبهات و انحرافات اقدام کرده اند.
در این نوشتار به دنبال آن هستیم تا موضع صدرالمتألهین را در حل بعضی مسائل بنیادی اخلاق، از قبیل عینیت گرایی یا ذهنیت گرایی، نتیجه گرایی یا تکلیف گرایی، وظیفه گرایی یا فضیلت گرایی، که ذهن فیلسوفان دین و اخلاق معاصر را به خود مشغول ساخته است، درک و دریافت نماییم. از این رو با کنکاش در منظومه فلسفی ملاصدرا نخست مبانی و پیشفرض های وی، متناسب با مسائل مذکور، استخراج گردید، و آن گاه از دریچه مبانی یادشده، نگاهی به چشم انداز وی در اخلاق انداختیم، و پاسخ مسائل مذکور را جویا شدیم. در بازخوانی نظریات این فیلسوف اسلامی فطرت گرایی را می توان به عنوان محوری در حل مسائل مزبور معرفی کرد. ملاصدرا بر اخلاق به عنوان امری فطری و تمایز بخش نوعیت انسان ها به لحاظ فطرت ثانویه انگشت می نهد. نتیجة پژوهش حاضر دریافت تصویری از جمع بین عینیت گرایی و ذهنیت گرایی، نتیجه گرایی و تکلیف گرایی، فضیلت گرایی و تکلیف گرایی بر اساس مبانی هستی شناختی ملاصدرا همچون اصالت وجود، و وحدت تشکیکی آن، ضرورت و سنخیت علت و معلول، حرکت جوهری نفس، و اتحاد آن با بدن، نقش سازندة علم و عمل در اخلاق، خیربودن غایات نسبت به فاعل آن، عینیت کمال مطلوب، رابط بودن مخلوقات نسبت به واجب تعالی، فطری بودن اصول کلی اخلاقی، و بر محوریت فطرت گرایی وی است.
اشعار اسودابن یعفر چه آنچه که در مناسبت های گوناگون سروده شده و یا در احوال دیگری نقل شده در واقع آینه?تمام نمای زندگی بدویلن جاهلی است.اسود به خلق و خوی،سجایای انسانی،صفات پسندیده، اوضاع اجتماعی زمان خود توجه فراوانی داشت. این توجه به جهان او را به سوی حکمت سوق داد که شاعر آن را به تجربه نه از راه تأمل و تحقیق عمیق دریافته بود. اسود ابن یعفد در لابلای این قصیده? دالیه که در واقع تمام شهرت خود را مدیون آن است، ابیاتی چند در باب اخلاقیات،حکمت و حوادث تاریخی بیان می کند. اندرزهای شیوا،معانی پندآمیز وی بارها در منابع گوناگون شرح و منتشر شده است و ابیاتی از آن در میان اعراب به صورت ضرب المثل در آمده است.نگارنده در این مقاله? کوتاه تلاش دارد تا به بررسی و شر سخنان حکمت آمیز اسود درباره? زندگی،مرگ،ناپایداری جهان،روزگاران که در کمین مردم نشسته،فرسایش قبیله ها بر اثر گردش زمان، نابود شدن دولتها و پادشاهان مقتدر و ... بپردازد.