ملا صدرا نفس انسانی را اصلی حیاتی و سرچشمة واقعیتی قدرتمند، فرا زمانی و فرا مکانی می داندکه به مثابه نشانه ای از جنبة الهی در انسان به ودیعه نهاده شده است؛ به نظر وی، این حقیقتِ غیر مادیِ فعلیت یافته، از مرتبة ملکوتی خود به عالم ماده فرود می آید و در جسم انسان اقامت می کند. بنابراین حدوثش مادی است، اگرچه در بقا به مقام تجرد می رسد. این همان مضمونی است که در نظریة «جسمانیت نفس در حدوث و روحانیتش در بقاء» ملاصدرا بازتاب یافته است. آموزه اسلامی پیدایش نفس یا نظریة وجود سابقِ نفس بر بدن نیز که در نصوص دینی اسلامی (قرآن و حدیث) مطرح شده است به ظاهر با این نظریه متعارض است! ملا صدرا بر این باور است که میان این دو انگاره تعارضی وجود ندارد، بلکه آن دو مؤید همدیگرند. تبیین و اثبات این ادعا در پرتو نظرات تأییدی فیلسوفانِ هم مشرب او مانند ملا هادی سبزواری و علامه طباطبایی هدف این جُستار است.
بسیاری از معارف دینی و دستورهای زندگی در دین اسلام، از قرآن کریم که ثقل اکبر است، به دست می آیند؛ ازاین رو شناخت آموزه های قرآن از صدر اسلام تاکنون با عنوان «تفسیر قرآن» کانون توجه مسلمانان به ویژه اندیشمندان علوم قرآنی بوده و هست. یکی از علوم مورد نیاز تفسیر، «بلاغت» است و «علم بیان» یکی از فنون آن است. بحث حقیقت و مجاز یکی از مسائل علم بیان است. این بحث به دلیل تأثیر مستقیم در تفسیر قرآن جایگاه ویژه ای دارد؛ ازاین رو اثبات مجاز در قرآن اهمیت دارد. از طرفی به دلیل مقبولیت علمی علامه طباطبایی+ در جامعه تفسیری و مجازدانستن برخی آیات از جانب ایشان دستیابی به دیدگاه های ایشان در این مورد ضروری است؛ ازاین رو رسیدن به این مطلب هدف این پژوهش است. منابع داده های پژوهش در بیشتر موارد علاوه بر کتاب المیزان فی تفسیر القرآن ، کتاب های تفسیری، بلاغی و لغوی هستند. بر اساس روش توصیفی تحلیلی یافته های این پژوهش به این اشاره دارند که دلایل ایجابی از طرف موافقان مجاز در قرآن برخی آیات، روایات و بلیغ تربودن مجاز نسبت به حقیقت است و دلایل مخالفان مجاز در قرآن مانند دروغ بودن مجاز، قابل نفی بودن آن، سقوط حجیت و سقوط اعجاز قرآن، دلایل سلبی و قابل نفی اند. علامه طباطبایی+ ضمن پذیرش این دلایل، «مجاز در برخی آیات» را در صورت قرینه داشتن و مؤثربودن در تفسیر آیه می پذیرد.
این نوشتار با بررسی مبانی شکل دهنده ساختار اندیشه امام خمینی رَحِمَهُ الله درباره موضوع جامعیت قرآن، در مقام پاسخگویی به چگونگی تکوین اندیشه امام خمینی رَحِمَهُ الله دراین عرصه است؛ بررسی این موضوع در چهار محور انجام گرفته است که عبارتند از: انسان شناسی، عقل، فطرت و خاتمیت. معرفت به انسان شناسی، ساختار جامعیت قرآن را در منظومه فکری امام خمینی رَحِمَهُ الله تعیین می نماید. بحث درباره خاتمیت، چرایی جامعیت قرآن را پاسخ می دهد و شناخت فطرت و عقل، بستر جامعیت قرآن را روشن می سازد.
هم زمان با شروع دعوت در عراق، رهبران مرکزی دعوت، اندکی پس از سال 260ق داعیانی را به جبال، خراسان، آذربایجان و ... فرستادند. دعوت اسماعیلی با فعالیت داعیان برجسته ای چون ابوحاتم رازی، ابویعقوب سجستانی و مؤیدالدین شیرازی، موفقیتهای چشمگیری در نقاط مختلف به ویژه ایران به دست آورد و حتی با وجود مخالفتهای شدید خلافت عباسی و حکومتهای سنی سامانیان، غزنویان و سلجوقیان، جنبش اسماعیلیان در ایران متوقف نشد. با مرگ مستنصر و اختلاف و درگیریهای اسماعیلیان فاطمی مصر بر سر جانشینی، نهضت اسماعیلیان به دو شاخه تقسیم شد. اهتمام ویژه اسماعیلیان به نشر و توسعه نهضت در سالهای متوالی و به وجود آوردن کشش و گیرایی مذهبی در جذب توده مردم و استفاده از زمینه های سیاسی و اجتماعی آنها و مدیریت صحیح در این جریان، سرآغاز دعوت جدید در ایران بود. رهبری نهضت اسماعیلیان در ایران را حسن صباح بر عهده داشت که اینها، اسماعیلیان نزاریه نامیده می شدند.
از آنجا که میزان تنسیق احکام نسبت مستقیمی با تنقیح موضوعات دارد؛ ترسیم گسترة یکی از عارضه های عقلی به نام عته به عنوان هدف این نوشتار انتخاب شده است تا بتوان از این منظر به تفکیک قابل قبولی بین این موضوع و سایر عارضه های روانی در فقه دست یافت.
ارزیابی روایات، مقایسه احکام فقهی صادر شده در مورد مبتلایان به عارضه های عقلی در ابواب مختلف فقه و استفاده از روش هایی چون تجمیع الفاظ و تفریق معانی، شاکله دست یافتن به هدف فوق بوده که در کنار آن بررسی معانی لغوی و اصطلاحی و خطاهای مفهوم به مصداق نیز به عنوان تعیین محل بحث، ناگزیر بوده است.
این تحقیق نشان می دهد که یکی از مهم ترین عوامل صدور احکام مبهم و غیر کارآمد در مورد بیماران روانی عدم درک صحیح نسبت به اختلالات روانی و حد و مرز آنان است. لذا پیشنهاد می نماید که برای بررسی و صدور احکام، نخست هر عارضه روانی با مفاهیم مجاور خود مقایسه گردد تا علاوه بر درک صحیح تر نسبت به موضوع، از آمیختگی عناوین و صدور احکام بلامحل نیز جلوگیری شود و دیگر آنکه با برقراری پیوند بین عارضه های عقلی در فقه و اختلالات روانی در روانشناسی ضمن تقریب انگاره های دو علم به مسئله کارآمد بودن احکام فقهی نیز توجه گردد.