از جمله قواعد فقهی که کمتر بدان پرداخته شده است قاعده عدالت است. تطبیق این قاعده مبتنی بر احراز عدالت به عنوان وصفی برای احکام شرعی است. برخی فقیهان درک عادلانه بودن احکام شرعی را مقدور بشر ندانسته و آن را به دیدگاه شارع مبتنی کرده اند. از همین رو استفاده از این قاعده در استنباط مسایل فقهی و توسعه آن در فقه مورد تردید قرار گرفته است. این مقاله در دو مقام به بررسی امکان کشف عدالت در احکام شرعی پرداخته است. در مقام اول اثبات کرده است که عدالت مفهومی واقعی و عینی است و حاکی از حقیقتی در خارج است و مانند علائم راهنمایی و رانندگی نیست که حقیقت آن بر پایه توافق و اعتبار باشد. و در مقام دوم اثبات شده که عدالت مطرح شده در مستندات قرآنی و روایی این قاعده به چهار دلیل نمی تواند عدالت از منظر شارع باشد، در نتیجه شناخت آن به فهم بشر ارجاع داده شده است.
در منابع حدیثی شیعه،تنها در یک روایت، ضمن اشاره به پدیده «دحو الارض» به موضوع «مرکزیت کعبه در زمین» پرداخته شده است.روایت مزبور را شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار امام رضا (ع) به نقل از محمد بن سنان از امام رضا(ع) که در پی تبیین علل برخی احکام است. این روایت در سایر آثار شیخ صدوق ونیز در وسائل الشیعه به صورت تقطیع شده واز یک طریق واحد گزارش شده است.درکتب حدیثی نیز تا قبل از قرن چهارم هجری، ناقلی جزشیخ صدوق (ره) نداشته است ، شایان ذکراست که برخی ادیان دیگر نیز بر مرکزیت اماکن دینی خود اذعان دارند. در این مقاله کوشش شده حاکی از آن است که حدیث مورد بحث از اعتبارلازم نزد رجالیان برخوردار نیست ، در بررسی محتوایی حدیث و با فرض صحت آن ،چنانکه «وسط بودن کعبه در زمین» از حیث علمی سنجیده شود با توجه به بافت کامل حدیث، مراد از«الارض» مکّه است،و منظور از «وسط» بودن کعبه در زمین،مرکزیت کعبه در مکّه خواهد بود ؛اما چنانکه محتوای روایت از حیث معنوی مورد بررسی قرار گیرد، منظور از وسط بودن کعبه در زمین شرافت و منزلت این مکان بر سایر مکان هاست.