برهان امکان و وجوب که گاهی به اختصار از آن به برهان ""امکان"" تعبیر می شود، یکی از استوارترین براهین عقلی بر اثبات وجود خداوند است.این برهان در میان حکمای اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار است و به عنوان طریق فلاسفه در اثبات وجود صانع از آن یاد می شود.محور اصلی این برهان وجود ممکنات و معلولات است یعنی از طریق علم به ممکنات،بر وجود واجب و مسبب اقامه دلیل می شود.این نوع برهان بنابر تقسیم رایج میان منطق دانان،از نوع برهان انّی است. از طرفی به اعتقاد همه حکما علم به معلول محقق نمی شود مگر اینکه علم به علت قبل از آن تحقق یافته باشد. در این صورت اثبات علت از طریق دلیل انّی کاری بیهوده و بلااثر خواهد بود و براهینی که بر این پایه استوار باشند ارزش معرفتی نخواهند داشت.ابن سینا برای اثبات اعتبار معرفتی برهان امکان و وجوب،آن را نوعی برهان لمّی تلقی کرده و ملاصدرا با استفاده از دقت هایی که بوعلی در دفاع از این برهان دارد،این برهان را نوعی دلیل یقین آور در برابر دلیلی که یقین آور نیست، دانسته است.
هدف از این مقاله آغاز راهی برای بازسازی عقلانی تفکر علمی ابن سینا است؛ به عبارت دیگر، آغازی است برای کشف و استخراج فلسفه علم ابن سینا. در این مقاله پس از اشاره به جایگاه علم در منظومه فکری ابن سینا، به بحث از روش علوم پرداخته شده است. ابن سینا در باب روش، قائل به نوعی پلورالیسم یا کثرت گرایی روشی است. این کثرت گرایی به دلیل اصالت عقل، به هیچ عنوان باعث آشوب و هرج و مرج معرفتی نمی شود و هیچ گاه به نسبیت معرفتی منجر نمی گردد. در نهایت مؤلفه ها و مقوم های روش علمی ابن سینا توضیح داده می شود که عبارتند از: ارتباططبیعتباماوراءطبیعت، مفهومصورت، ارتباطمیانعلوم، غایت شناسی و تقدممعرفت شناختیامورعاموبسیط. همه این امور دست به دست هم می دهند تا یک نظام معرفتی کلی و منسجم به وجود آید که در آن، فلسفه و علم در هماهنگی با یکدیگر واقع شوند.
این تحقیق با هدف شناسایی وبررسی رفتاردینی دانش آموزان دبیرستان های کرمان و همچنین بررسی میزان ارتباط جنسیت، نوع مدرسه و پایه تحصیلی دانش آموزان با رفتاردینی صورت گرفتهاست. سنجش میزان رابطه و همبستگی هر کدام از رفتارهای دینی با رفتار دینی دیگر نیز از جمله اهداف این پژوهش بوده است. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی و ابزار جمع آوری، پرسشنامه محقق ساخته بود که با توجه به فروع دین متناسب با سن نوجوان دبیرستانی طراحی گردید و روائی آن معادل 84/0 و پایانی آن ، 95/0 محاسبه شد.
جامعه آماری مربوطه مشتمل بر 94 دبیرستان (50 دبیرستان دخترانه و 44 دبیرستان پسرانه) بوده که تعداد 27 دبیرستان دخترانه و پسرانه دولتی و غیرانتفاعی با روش نمونه گیری سیستماتیک از بین آنها انتخاب گردیده است و سپس با روش نمونه گیری تصادفی، تعداد 15نفر از دانش آموزان هر مدرسه جهت پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه انتخاب گردیدند. تعداد کل دانش آموزان انتخاب شده معادل 405 نفر در نظر گرفته شد که از 405 پرسشنامه توزیع شده، تعداد 292 پرسشنامه برگشت داده شد و داده های آنها تحلیل گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از جداول فراوانی مطلق و فراوانی نسبی پاسخ های سؤالات پرسشنامه به منظور بررسی و شناسایی رفتار دینی دانش آموزان و با استفاده از ضرایب همبستگی اسپیرمن و پیرسرن به منظور کشف میزان ارتباط هر کدام از متغیرهای جنسیت، نوع مدرسه و پایه تحصیلی دانش آموزان با رفتار دینی آنان و همچنین شناسایی میزانارتباط هر کدام از رفتارهای دینی با یکدیگر صورت گرفته است.
نتایج تحقیق نشان می دهد که 2/92% دانش آموزان رفتاردینی مطلوبی را از خود نشان می دهند وهمچنین بین رفتار دینی و نوع مدرسه و جنسیت دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد ولی بین رفتار دینی دانش آموزان و پایة تحصیلی آنان رابطه معنی داری وجود ندارد.
بر اساس نظریه اصالت وجود، وجود اصیل و ماهیت اعتباری است. از جنبه اعتباری بودن این ادعا دو قرائت متفاوت در دست است که با همه زیرشاخه هایش، بیش از آنکه حاکی از مفروضات متفاوت باشد، ریشه در تفکیک دامنه جهت دارد، لذا اساسا زبانی است. پیامدهای متفاوت و بعضا ناسازگار این قرائت ها در مباحث فلسفی در درجه نخست، نتیجه انتخاب ناخودآگاه موضع در باب دامنه جهت است نه لازمه منطقی مبادی صدرالمتالهین که بر پایه آنها نظریه اصالت وجود استوار شده است.
از آنجا که علم فقه الحدیث به دنبال ارائه خوانش و فهمی صحیح و کامل از احادیث به عنوان بخش مهمی از منابع متون دینی است، تلاش برای تجزیه و تحلیل دقیق و روش مند آن ها نیازمند آشنایی با روش های تحقیق متعدد در حوزه متن پژوهی می باشد. حدیث پژوهان نیز با تأکید بر این مسئله که فهم احادیث، نیازمند منطق خاص خود بوده و از قواعد مشخصی تبعیت می کند، با پرداختن به موضوع «قواعد فهم حدیث» از این فرایند و روش های آن یاد کرده اند. با این حال به دلیل غلبه نگاه سنتی، کمتر به روش های تحقیق میان رشته ای توجه داشته و همچنان زمینه های استفاده از روش های متن پژوهی در حوزه نصوص دینی فراهم نشده است. به همین دلیل در این مقاله تلاش شده تا با استفاده از برخی روش های تحقیق میان رشته ای و پُرکاربرد در حوزه متن پژوهی، به ارائه الگویی برای فرایند فهم حدیث پرداخته و گامی در راستای بومی سازی کاربست این روش ها در علوم اسلامی برداریم. مثال های بیان شده، مستخرج از دیگر آثار پژوهشی مؤلف با استفاده از روش های معرفی شده است.
پرواضح است که در جهان، ادیان بسیاری با باورها و خاستگاه های گوناگون وجود دارد. برای پیروان هر دینی نسبت به ادیان دیگر پرسش هایی بنیادین مطرح است از قبیل: حقانیت آن ادیان، نجات اخروی و چگونگی تعامل با پیروان آن. در این باره چهار رویکرد مشهور وجود دارد: ابطال گرایی، انحصارگرایی، شمول گرایی و کثرت گرایی. کثرت گرایی از موضوع های مهم فلسفی دوران معاصر است که به حوزه های متعددی همچون دین، سیاست، فرهنگ، جامعه شناسی، اخلاق و ... تسری یافته است. در این میان کثرت گرایی دینی -که نخستین بار در آرای جان هیک، فیلسوف معاصر مطرح شد- اهمیتی ویژه دارد. کثرت گرایی دینی هنجاری، پاسخی به پرسش چگونگی همزیستی با پیروان ادیان دیگر است. بر پایه این نظریه باید با آنان رفتاری با احترام و مدارا داشت. اسلام کسی را به پذیرفتن دین مجبور نمی داند و نیک زیستی را با ناهمکیشان، چه دیندار باشند و چه بی دین، به گونه واقعی و گسترده آن پذیرفته و بر آن بسیار سفارش کرده است. اگر کافران و مشرکان با مومنان سر جنگ نداشته باشند و حقوق آنان را نادیده نگیرند، مومنان نیز حق هیچ گونه برخورد ناخوشایند با آنان را ندارند. حتی اگر آنان با مومنان وارد جنگ شوند نیز، قرآن کریم مومنان را به، از اندازه نگذشتن، فرمان داده است.
عالمان اخلاق، عرفان، کلام، فلسفه، تفسیر و... هر کدام از حیثیات ویژه ای درباره ی چیستی، هستی و کارکردهای وجودی شیطان به مداقه پرداخته اند. هدف این پژوهش تبیین وجودی شیطان از دیدگاه فخر رازی است. فخر بر این باور است که شیطان از ماده شطن به معنای دور است و در اصطلاح به اجنه کافر اطلاق می شود. او در آثار مختلفش سه دلیل عقل برای وجود شیطان بیان کرده است. علاوه بر آن از طریق مراتب صدور افعال از حیوانات از جمله انسان دلیل منکران وجود شیطان را تبیین می کند و سپس از طرف مختلف نفوذ شیطان در انسان این دلیل را مورد نقادی قرار می دهد. او در تبیین جایگاه شیطان در عالم هستی، شیطان را ممکن الوجودی معرفی می کند که نه متحیز است و نه صفت برای یک شی متحیز است، بلکه آن را جزء ارواح سفلیه شریر و خبیث معرفی می کند.