ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۹٬۲۶۱ تا ۵۹٬۲۸۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۵۹۲۶۸.

رویکرد کلامی در تفسیر مناهج البیان

۵۹۲۷۱.

دلیل آفتاب(بررسى تطبیقى آراى کلامى و عرفانى مولوى در باب اسما و صفات حق تعالى)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳۵
چکیده در قرآن کریم و در عرف متکلمان مسلمان آنچه به‏عنوان جایگزین نام اللّه یا در وصف او به‏کار مى‏رود، اسم (جمع آن اسماء) اللّه نامیده مى‏شود. این که آیا مى‏توان خداوند را با نام‏ها و اوصافى خطاب کرد که در قرآن، سنّت و اجماع نیامده و یا آن‏که اسماءاللّه توقیفى است؛ یعنى مقیّد به ذکر آنها در منابع مذکور است، از جمله موارد اختلاف مهم اندیشمندان عالم اسلام، به‏ویژه متکلمان و فلاسفه مسلمان بوده است. اختلاف دیگر آنان این بوده که آیا آنچه به‏عنوان اسماء اللّه اطلاق کرده‏اند، با مسمایشان عینیت دارد یا به‏کلى بیگانه است؟ از فِرَق عمده کلامى و غالب اهل سنّت حنبلى و اشعرى بر توقیفیت اطلاق اسما و به عینیت آنها با مسمایشان باور داشته‏اند، در هر دو مورد معتزله و شیعه در موضع مخالف ایستاده‏اند، ولى ماتریدیه با وجود عدم قبول توقیفیت اسماى خداوند، گرچه به عینیت این اسما با مسمایشان اعتقاد راسخ ندارند، لزوما منکر عینیت اسما با ذات و صفات حق نیست. جلال‏الدین محمد مولوى (متوفاى 672)، از سویى، در آثارش خداوند را با نام‏هاى بى‏شمارى از قبیل: خورشید، آفتاب، دریا، دوست، معشوق، یار، دلبر، خلیفه، شاه، مادر، عروس، صید، صیاد و ... خوانده، اما به منصوص بودن آنها مقید نبوده است و از سوى دیگر، توصیف و اسم شایسته حضرت حق، را چون شب قدر، گم‏شده در اینها مى‏داند، اما در هر دو مورد اشعرى نیست و موضعى ماتریدى دارد. با توجه به نظرى که در باب گوهر ایمان و سابق دانستن رحمت الهى دارد، نیت گوینده را بر اقوال او مقدم و مایه نجات مى‏شمارد.
۵۹۲۷۲.

دلیل آفتاب(بررسى تطبیقى آراى کلامى و عرفانى مولوى در باب اسما و صفات حق تعالى)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴۰
چکیده در قرآن کریم و در عرف متکلمان مسلمان آنچه به‏عنوان جایگزین نام اللّه یا در وصف او به‏کار مى‏رود، اسم (جمع آن اسماء) اللّه نامیده مى‏شود. این که آیا مى‏توان خداوند را با نام‏ها و اوصافى خطاب کرد که در قرآن، سنّت و اجماع نیامده و یا آن‏که اسماءاللّه توقیفى است؛ یعنى مقیّد به ذکر آنها در منابع مذکور است، از جمله موارد اختلاف مهم اندیشمندان عالم اسلام، به‏ویژه متکلمان و فلاسفه مسلمان بوده است. اختلاف دیگر آنان این بوده که آیا آنچه به‏عنوان اسماء اللّه اطلاق کرده‏اند، با مسمایشان عینیت دارد یا به‏کلى بیگانه است؟ از فِرَق عمده کلامى و غالب اهل سنّت حنبلى و اشعرى بر توقیفیت اطلاق اسما و به عینیت آنها با مسمایشان باور داشته‏اند، در هر دو مورد معتزله و شیعه در موضع مخالف ایستاده‏اند، ولى ماتریدیه با وجود عدم قبول توقیفیت اسماى خداوند، گرچه به عینیت این اسما با مسمایشان اعتقاد راسخ ندارند، لزوما منکر عینیت اسما با ذات و صفات حق نیست. جلال‏الدین محمد مولوى (متوفاى 672)، از سویى، در آثارش خداوند را با نام‏هاى بى‏شمارى از قبیل: خورشید، آفتاب، دریا، دوست، معشوق، یار، دلبر، خلیفه، شاه، مادر، عروس، صید، صیاد و ... خوانده، اما به منصوص بودن آنها مقید نبوده است و از سوى دیگر، توصیف و اسم شایسته حضرت حق، را چون شب قدر، گم‏شده در اینها مى‏داند، اما در هر دو مورد اشعرى نیست و موضعى ماتریدى دارد. با توجه به نظرى که در باب گوهر ایمان و سابق دانستن رحمت الهى دارد، نیت گوینده را بر اقوال او مقدم و مایه نجات مى‏شمارد.
۵۹۲۷۳.

حوزه‏هاى فقاهتى و عرصه‏هاى کارشناسى بانکدارى اسلامى

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱۵
چکیده یکى از ویژگى‏هاى مهم دین اسلام که آن را جاودانه کرده، این است که در کنار احکام ثابتى که از مصالح ذاتى، فطرى و ابدى حکایت مى‏کند، عرصه را براى طراحى شیوه‏ها و مدل‏هاى کاربردى نو، در اختیار مجریان و سیاستگذاران قرار مى‏دهد تا متناسب با پیشرفت جوامع و تحّولات اجتماعى و متناسب با وضعیّت زمان و مکان، مدل‏سازى کنند. احکام ثابت که همانند چارچوب‏هاى اساسى و پى‏ساخت‏هاى بنیادین است، محتواى اسلامى جامعه را حفظ مى‏کند و مدل‏هاى متغیّر، به آن، تحّول، تحّرک، پویایى و شادابى مى‏بخشد و به مسؤولان امر و کارشناسان اسلامى فرصت مى‏دهد تا پیوسته به فکر طرّاحى الگوها، مدل‏ها، سازمان‏ها و ساختارهاى جدید و منطبق با عصر و زمان خود باشند. در عرصه معاملات، از جمله معاملات پولى و بانکى نیز یک سرى احکام ثابت فقهى وجود دارد که جز در مواقع اضطرار و تزاحم، قابل تخفیف نیست و یک سرى عرصه‏هاى متغیّر کارشناسى وجود دارد که بر حسب اقتضاى موقعیّت تغییر مى‏کند. مهم‏ترین احکام ثابت فقهى و متغیّر کارشناسى که در معاملات پولى و بانکى باید مورد توّجه قرار گیرد، عبارتند از: أ. احکام ثابت فقهى 1. حاکمیّت دولت اسلامى بر نظارت، کنترل و هدایت بانک‏ها و معاملات بانکى؛ 2. خالى بودن معاملات بانکى از اکل مال به باطل؛ 3. خالى بودن معاملات بانکى از ربا؛ 4. خالى بودن معاملات بانکى از غرر؛ 5. خالى بودن معاملات بانکى از بیع کالى به کالى. ب. عرصه‏هاى متغیّر کارشناسى 1. مالکیّت منابع و سرمایه بانک‏ها (دولتى، خصوصى، داخلى، خارجى، مختلط)؛ 2. مدیریّت بانک‏ها (دولتى، خصوصى، داخلى، خارجى)؛ 3. انتخاب عقود شرعى مناسب؛ 4. انتخاب ساختار و سازماندهى مناسب. در این مقاله، ابتدا با استفاده از آیات و روایات و متون فقهى، احکام ثابت مباحث پول و بانکدارى اسلامى استخراج و بیان مى‏شود که معاملات بانکى و نظام بانکدارى باید در چارچوب آن‏ها طرّاحى شوند؛ سپس با تبیین زمینه‏هاى کارشناسى، عرصه‏هاى متغیّر بانکدارى ارائه مى‏شود. تفکیک حوزه‏هاى فقهى و ثابت معاملات بانکى از حوزه‏هاى کارشناسى و متغیّر، زمینه‏هاى فکر و نوآورى در طرّاحى ابزارهاى نو پولى و ارائه الگوهاى کارآمد بانکى را براى کارشناسان مسلمان و متخصصان پول و بانکدارى فراهم مى‏آورد.
۵۹۲۷۴.

مطالعه تطبیقى خسارت تأخیر تأدیه در حقوق ایران و فقه امامیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۲۹
چکیده «خسارت تأخیر تأدیه» از موضوعات حقوقى است که از دیرباز در حقوق کشورها مطرح بوده؛ ولى در سالیان پس از انقلاب اسلامى در کشور ما، به لحاظ پیدایى تحوّلات فراوان، اهمیّتى دوچندان یافته و موضعگیرى‏هاى گوناگونى از سوى مراجع قانونى درباره آن صورت گرفته است. از یک طرف، تأمین نظم اقتصادى در دنیاى کنونى بدون در نظر گرفتن جریمه تأخیر، بسیار دشوار است و از طرف دیگر، شبهه خلاف شرع بودن نهاد حقوقى مزبور و لزوم تطابق مقرّرات قانونى با احکام شرع مقدّس بر اساس اصل چهارم قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، کاوش هر چه بیش‏تر در اطراف موضوع یاد شده را مى‏طلبد. این مقاله صرفا به ابعاد فقهى و حقوقى «خسارت تأخیر تأدیه» مى‏پردازد و بررسى بُعد اقتصادى موضوع را به متخصّصان مربوط وا مى‏گذارد. خسارت تأخیر تأدیه مى‏تواند با استفاده از نهاد «شرط ضمن عقد» وجهه شرعى بیابد و در صورتى که کاهش ارزش پول، بیش از اندازه متعارف، و مدیون نیز در سررسید از اداى دین متمکّن باشد، بدون نیاز به شرط ضمن عقد قابل مطالبه است.
۵۹۲۷۸.

خشونت آخرین راهکار اسلام

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۶۸
گروهى سعى کرده‏اند با دست‏آویز قرار دادن تعداد معدودى از دشمنان سرسخت صدر اسلام، با استناد به بخشهایى از تاریخ اسلام به صورت گزینشى و با تحلیلى نادرست، پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله را شخصى تروریست معرفى کنند . نویسنده در رد این مطلب ابتدا به شیوه تبلیغ پیامبرصلى الله علیه وآله که بر اساس هدایت فکرى و تقویت نیروى تفکر و اندیشه در مردم، همراه با رافت و رحمت استوار بود پرداخته، سپس مفهوم ترور را تبیین و با بررسى دقیق شرایط زمانى و مکانى این قتلها ثابت کرده است افرادى را که پیامبرصلى الله علیه وآله دستور قتلشان را صادر کرده است کسانى بوده‏اند که بر ضد اسلام و مسلمانان توطئه مى‏کرده‏اند مانع پیشرفت اسلام و موجب سلب آسایش از جامعه اسلامى مى‏شدند و از آنجا که پیامبرصلى الله علیه وآله حاکم اسلامى و ماذون از طرف خدا بوده است‏به خاطر حفظ جان مسلمانان و تامین امنیت آنها و برداشتن موانع پیشرفت اسلام آشکارا حکم اعدام این افراد را صادر فرمود .
۵۹۲۷۹.

نگاهى به اصلاح‏گرى اسلامى و غربى

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲۴
یکى از مباحث مهمى که در چند دهه اخیر میان روشنفکران و نواندیشان از یک طرف و در میان اندیشمندان دینى از طرف دیگر به صورت جدى مطرح بوده، بحث «اصلاح‏گرى‏» مى‏باشد . آرا و اندیشه‏هاى مختلفى در این باره مطرح شده است که موجب ابهام مفهوم «اصلاح‏» و اصلاحات گشته است . بنابراین، نوشتار حاضر کوششى است در جهت‏شفاف سازى مفهوم اصلاحات و مشخص کردن مرزهاى اصلاح‏گرى از دیدگاه اسلامى و غربى و نقدى بر اصلاحات غربى از منظر تفکر و گفتمان اصلاحات دینى، به نظر نگارنده، اصلاح‏گرى امام على علیه السلام و همچنین اصلاح‏گرى امام حسین علیه السلام، دو الگوى اساسى در باب اصلاح‏گرى اسلامى مى‏باشد . از این رو، در این مقاله بیشترین تاکید در مورد اصلاحات اسلامى، بر اصلاح‏گرى آن دو بزرگوار باشد . این مقاله، پس از تعریف اصلاحات و ضرورت آن در تفکر دینى، به اندیشه اصلاحى در غرب و سپس به اصلاحات اسلامى مى‏پردازد و در ادامه، برخى از مهمترین ویژگیها و مؤلفه‏هاى اصلاحات اسلامى (علوى - حسینى) و غربى بر مى‏شمارد . مهمترین مؤلفه‏هاى اصلاحات غربى، «دین زدایى‏» ، «سکولاریزم‏» و «فردگرایى‏» ، مى‏باشد . در مقابل، در اصلاحات اسلامى، «اهتمام به دین‏» ، «نفى سکولاریزم و تشکیل حکومت دینى‏» و «حق محورى‏» از ویژگیهاى اصلى آن مى‏باشد .
۵۹۲۸۰.

مبناى قانونمندى انسان در فقه امامیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰۰
انسان، موجودى اجتماعى و مدنى بالطبع است و خواه‏ناخواه، براى بهتر زیستن خود و تنظیم روابطش با دیگران، به وضع قانون و مقرراتى خاص، نیازمند است . پرسشى در این راستا مطرح است و آن این که، چه جاذبه‏اى، انسان را ملزم به اطاعت از قانون و ملتزم به اجراى احکام مى‏کند؟ نوشتار حاضر، درصدد است‏به پاسخ این پرسش برسد که در فقه امامیه، چه مبنایى وجود دارد که بر اساس آن، انسان خود را به اطاعت از قانون ملتزم مى‏داند؟

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان