فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸٬۰۰۱ تا ۴۸٬۰۲۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
فقه اجتهادی: تجلیگاه اتحاد مذاهب
حوزههای تخصصی:
ترجمان وحی در داغستان
حوزههای تخصصی:
مفهوم کنش و ساختار در نظریه ساختاری شدن (با تأکید بر تحولات ایالات متحده آمریکا)
حوزههای تخصصی:
تعریف مفاهیم کنش و ساختار ومیزان تأثیرگذاری هر یک از آنها بر تحولات اجتماعی، یکی از مضامین اصلی نظریات غالب جامعهشناسی مدرن است؛ به گونهای که مرزبندی این نظریات براساس چگونگی نگرش هر یک از آنها به مفاهیم فوق شکل گرفته است. نظریات قائل به کنش عاملین در رخدادهای اجتماعی، نقش ساختارها را نادیده گرفته و نظریات ساختارگرا، کنشگران را مؤثر در وقوع تحولات نمیدانند. در این میان نظریه ""ساختاری شدن"" آنتونی گیدنز با نگاهی نو به مفاهیم فوق و ارائه تعاریف جدید از آنها، تحولات اجتماعی را به صورت توأمان متأثر از این دو مفهوم دانسته و از این رهگذر توانایی خود را در جهت تبیین پدیدههای اجتماعی ارتقاء داده است. این تحقیق ضمن واکاوی نظریه ساختاری شدن گیدنز و بررسی جایگاه کنش و ساختار در آن، با نگاهی کوتاه، تحولات ایالات متحده آمریکا را بر اساس دو مفهوم فوق تبیین کرده است.
ارزش شناسی فارابی و دلالت های آن در تربیت اخلاقی (با تأکید بر اهداف، اصول و روش ها)
حوزههای تخصصی:
فارابی، مؤسس فلسفه ی اسلامی که به عنوان معلم ثانی پس از ارسطو شناخته می شود، از فیلسوفان برجسته ی جهان اسلام است. نظریات فارابی در مباحث اخلاقی و ارزش شناسی مبنای اندیشه ی فیلسوفان و حکیمان پس از او در بحث اخلاق و تربیت اخلاقی قرار گرفته است. در این مقاله، ابتدا دیدگاه ارزش شناسی فارابی در موضوعات اساسی ارزش های اخلاقی تبیین و سپس دلالت های آن برای تربیت اخلاقی در خصوص اهداف، اصول و روش ها استنتاج می گردد.
از دیدگاه فارابی، ارزش ها از معقولات ثانویه ی فلسفی است. او ارزش های اساسی را مطـلق می داند. به نظر وی، غایت اخلاق، تحصیل سعادت است. وی سعادت را به دو بخش دنیوی و اخروی تقسیم می کند و سعادت دنیوی را مقدمه ی سعادت اخروی می داند. بر اساس دیدگاه ارزش شناسی فارابی، مهم ترین اهداف تربیت اخلاقی عبارت است از: شناخت و ایمان به خدا، تقرب به خدا، سعادت، تفکر و تأمل، تعقل و اعتدال. برخی از اصول و روش های به دست آمده از این دیدگاه به صورت اصل(روش ها) عبارت است از: استمرار در تغییر اخلاق و رفتار (محاسبه ی نفس ـ ضد)، تدریجی نمودن پرورش اخلاقی (سیر کمالی در واگذاری وظایف اخلاقی ـ تمرین و عادت)، تحول در نگرش (تصحیح معیار ارزش گذاری ـ توجه به امتحان الهی) و... .
فرا ـ فلسفه تربیت دینی(1)
حوزههای تخصصی:
پژوهش در هر حوزه ای نیازمند تأمل و دقت فراوان است. پژوهش در تربیت دینی از این قاعده مستثنی نیست. مهمترین تأمل لازم در این حوزه، اندیشه درخصوص رویکرد پژوهشی است. بخشی از این گونه اندیشه ورزی بر عهده «فراـ فلسفه تربیت دینی» است؛ بحثی درجة دوم درخصوص ماهیت و قلمرو تربیت دینی. در این راستا، این نوشتار درصدد است تا با تعیین حوزه های مختلف تربیت دینی، رویکردهای پژوهشی هریک را بررسی کند تا پژوهشگران این حوزه، با دقت بیشتر به کاوش در آن بپردازند.
اصول علمی حاکم بر سیره عملی امام خمینی در باب فتوای ارتداد مولف کتاب آیات شیطانی
حوزههای تخصصی:
جستاری در مفهوم شناسی «زیغ» از منظر قرآن و سنّت(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«زیغ»، در لغت، به معنای انحراف از حقّ، میل، کشش و عدول است، و در اصطلاح، به معنای انحراف و تمایل از پایداری در راه دین است. زیغ، پی آمد سرپیچی از دستورات الهی و وانهادن بندگی خداست. زیغ، در زبان قرآن و سنّت، با مفاهیم: ضلالت، غوایت و میل مرادف است. برخی از مفاهیم مقابل زیغ در زبان قرآن و سنّت عبارتند از: هدایت، رشد، قصد و ثبات. در این موجز، مفهوم شناسی زیغ، عوامل ایجاد زیغ، عوامل از بین بردن زیغ، پی آمدهای دوری از زیغ و پی آمدهای زیغ بررسی گردیده است. ثمره ی این جستار، شناخت علمی و روشمند مفهوم زیغ است.
ریشه های عدالت اجتماعی در حکومت علوی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بحث از عدالت اجتماعی در حکومت علوی از بحث هایی است که مشتاقان زیادی دارد؛ زیرا امید را در دل های عدالت خواهان زنده نگه می دارد، و باعث می شود هر چه بیشتر منتظر عدالت گستر مطلق جهان باشند و نیز دوستداران واقعی حضرت علی 7، را به پیداکردن راه حل هایی برای مشابهت بخشیدن حکومت های فعلی با حکومت آن حضرت تشویق می کند.
ریشه ی این عدالت به خود حاکم، یعنی حضرت علی 7، برمی گردد؛ چون قانون در کتاب و سنّت در دسترس همگان بوده و هست و هر کس بنا به استعداد خود از آن بهره می گیرد.
برای یک حاکم در اجرای عدالت اجتماعی، افزون بر عدالت فردی، یعنی تجاوز نکردن به حقوق دیگران و تضییع ننمودن حق آنان، اصلاح مفاسد گذشتگان و همچنین تأثیر نپذیرفتن از القائات شیّادان وشیطان صفتان و آگاهی از مصالح و مفاسد نیز لازم است.
همه ی این ویژگی ها و بلکه بالاتر ازآن، در حضرت علی 7جمع بود. به عبارتی، او معصوم بود. البته عصمت به معنای سلب اختیارگناه از معصوم نیست، بلکه به این معناست که معصوم با علم و شناختی که از گناه و اثرات آن دارد و شناخت و معرفتی که نسبت به ذات حق و نعمت های او دارد بر تمام قوای خود غلبه می کند، به طوری که حتّی تصوّر گناه کردن هم در او ایجاد نمی گردد. پس عصمت آن حضرت در پرتو علم و تربیت و عوامل دیگری بوده است که عبارتند از:
1- عوامل وراثتی و ژنتیکی؛ 2- عوامل محیطی؛ 3- نیّت و عزم و اراده ی آن حضرت.
در مقاله ی پیش رو تلاش شده تا با واکاوی این عوامل و بررسی نقش آنها در عدالت خواهی حضرت علی 7، شناخت روشن تری از شخصیت آن حضرت ارایه شود.
سیرو سلوک در تعالیم کارلوس کاستاندا(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
دستورات عملی هر منش عرفانی، نقطه ی عطفی است در راهنمایی سالک به سوی سعادت. از این رو،کنکاش عقلی در چگونگی گزاره های عملی هر مسلک عرفانی، خامی سالک در به کارگیری عقل را نمی رساند، بلکه لازمه ی عقل سلیم هر جوینده ی سعادت است.
نگارنده، در این مقاله تلاش می کند پس از بیان اجمالی ویژگی های ادیان ابتدایی، به چگونگی عرفان سرخپوستی کارلوس کاستاندا بپردازد. سپس به خصوصیّات سالک و اقسام دستورات عملی در عرفان کاستاندا اشاره ای داشته باشد.
اخلاق تجاری(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اخلاق فضیلت و اخلاق دینی
حوزههای تخصصی:
«اخلاق فضیلت»، نظریه ای هنجاری است که به دلیل فضیلت محوری از دو نظریه «سودگروی» و «وظیفه گروی» متمایز میگردد. در این باره که آیا میتوان اخلاق دینی را تقریری از اخلاق فضیلت دانست یا خیر، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. اغلب فیلسوفان مسلمان و مسیحی با ارائه تبیینی فلسفی ـ دینی از نظریه فضیلت، این امر را ممکن دانسته اند و برخی دیگر در سازگاری این دو تردید نموده و با دلایلی به توجیه آن پرداخته اند.
در این نوشتار، ضمن تبیین دو رویکرد مخالف و موافق، سعی شده تا با ذکر شواهدی بر قرابت و سازگاری بین اخلاق دینی و فضیلت و نیز اصلاح و تکمیل لازم در اخلاق فضیلت، امکان تقریری دینی از این نظریه توجیه گردد. اسلام و مسیحیت، دو دین الاهی هستند که در این نوشتار مورد نظر میباشند.
اخلاق چگونه می تواند وابسته به دین باشد؟
حوزههای تخصصی:
ما خداباوران، به خدای واحدی معتقدیم که همه چیز به او وابسته است؛ اما پرسشی که با آن روبرو هستیم، این است که چگونه اخلاق می تواند وابسته به خداوند باشد. در اینجا آن نظریه های اخلاقی را که در آنها خداوند نقش بنیادی دارد، نظریه های اخلاقی فوق طبیعی می نامیم. من در این مقاله به ارائه و ارزیابی چند پاسخ عمده درباره چگونگی ابتنای اخلاق بر خدا خواهم پرداخت.
رعایت امور اخلاقی و تربیتی در حکم قصاص(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
اخلاق بهار ۱۳۸۷ شماره ۱۱
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ضمن تفسیر آیات قصاص، احکام اخلاقی و تربیتی آن بیان شده است که برخی از آنها عبارت است از:
ـ دادن آرامش روانی به خانواد هی مقتول تا از کارهای احساساتی و اقدام به کشتار دست بردارند؛
ـ با به کار گیری انواع کلمات، از جمله «برادر» خواندن قاتل، درصدد برآمده تا احساسات خانوادهی مقتول را برای تخفیف به قاتل فراهم سازد. در عین حال، اصرار کند که قصاص نمودن، حق اولیای مقتول است؛
ـ اصرار بر این که عفو نمودن خانوادهی مقتول باید پاس داشته شود و به نحو مطلوبی با مال و ابراز فروتنی قاتل و ... جبران شود؛
ـ بیان این نکته که در حکم قصاص خشونتی نیست و این را عاقلان قوم به خوبی درک میکنند و اگر خشونتی وجود دارد از ناحیهی عفو ننمودن خانوادهی مقتول است؛
درمان آسیب های اخلاقی با الگوی صالح نگری و خیراندیشی(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
اخلاق بهار ۱۳۸۷ شماره ۱۱
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده است، برخی زمینه های بروز آسیب های اخلاقی و اجتماعی، از جمله، خودابرازی های عشقی، ظاهری و رفتاری، بررسی و راهبرد خوداثباتیِ منطقی وآگاهانه برای مقابله با انحرافات اخلاقی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد و از میان شیوه های خوداثباتی، شامل: خوداثباتیِ علمی، مهارتی و رفتاری – اجتماعی، مورد اخیر، در قالب الگوی خیراندیشی و صالح نگری با تفصیل بیشتری به بحث گذاشته و به عنوان یکی از بهترین راه های درمان آسیب های اخلاقی و اجتماعی واکاوی و تحلیل شود.
اخلاق فضیلت مدار و نسبت آن با اخلاق اسلامی
حوزههای تخصصی:
در برابر دو نظام «اخلاقی تکلیف گرا» و نتیجه گرا در غرب، دهه های اخیر شاهد احیای مجدد نظامی اخلاقی شده که به جای «کنش» بر «منش» تأکید دارد و به اخلاق فضیلت مدار (Virtue ethics) نامور شده است. مسلمانان از گذشته با روایت افلاطونی این نظام آشنا بوده و با تعدیلی اندک، آن را بر اخلاق اسلامی منطبق دانسته اند.این مقاله میکوشد تا نسبت این اخلاق را با اخلاق اسلامی بررسی کند و صحت ادعای یگانگی آن دو را محک بزند؛ به همین سبب، نگارنده بحث را از معادل یونانی فضیلت (آرته) آغاز می کند و معنای آن را در فرهنگ یونانی تحلیل کرده، فضائل اصلی در این نظام اخلاقی را براساس متون اصلی اخلاق فضیلت مدار نشان می دهد. آن گاه سیر این نظریه در جهان اسلام را پی می گیرد و جایگاه مقبول آن را در میان عالمان مسلمان باز می تاباند. سرانجام مدعای اصلی این مقاله (ناسازگاری روایت یونانیِ اخلاق فضیلت مدار با ارزش های اخلاق اسلامی) بیان می شود و نگارنده برای اثبات آن، سه دلیل اصلی پیش می کشد: نُخست آنکه، فضائل اصلی در اخلاق یونانی، سکولار و دنیوی است. دوم آنکه، فضائل چهارگانه اصلی در این نظریه، جامع فضائل اصلی اسلامی نیستند. سوم آنکه، معنای این فضائل در اخلاق یونانی با معنای آنها در نظام اخلاق اسلامی سخت متفاوت است. دشواری فضائل چهارگانه، مغایرت نفس شناسی با نفس شناسی قرآنی است.