اهلال از شمار آن دسته از واژه های قرآنی است که در مقام نفی برخی از رسوم جاهلی در خصوص قربانی حیوان به کار رفته و از آنجا که دارای کارکرد ثبوتی در شریعت اسلامی نبوده، عملاً در تداول متشرعه زمینه ای برای کاربرد نیافته است. عوامل متعدد مانند عدم کاربرد واژه در دورة اسلامی برای قربانی، فاصله گرفتن از دوره جاهلی و فراموش شدن رسوم آن دوره و مطرح شدن مسئله تسمیه بر ذبح حیوان - هر چند برای مصرف گوشت روزانه و نه برای مقاصد آیینی - موجب شده است تا طیف وسیعی از مفسران و فقیهان در مذاهب مختلف اسلامی مفهوم اهلال بر حیوان را به مفهوم تسمیه بازگردانند.
در این مقاله با کاوش در خصوص ریشة واژه و کاربردهای کهن آن کوشش شده است تا بافت معنایی این واژه در کاربردهای پیش از اسلام بازشناخته شود و نشان داده شود آنچه در دوره جاهلی اهلال خوانده می شده، هم از نظر آیینی بودن و هم از نظر اختصاص به برخی از قربانی ها، تا چه حد محدودتر از کاربردی است که در شریعت اسلامی برای تسمیه بر ذبیحه در نظر گرفته شده است. ضمناً توجه به کاربرد سلبی اهلال در قرآن کریم اهمیت دارد، یعنی اینکه هرگز امر به اهلال وجود ندارد و صرفاً از خوردن گوشت حیوانی که اهلال آن برای غیر خدا بوده باشد، نهی شده است. با توجه به این نکات، می توان نتیجه گرفت که آیات مربوط به اهلال مستقیماً و بر اساس دلالت ظاهر نمی توانند در مسئله تسمیه بر ذبح مورد استناد قرار گیرند و از منظر فقهی، برای تسمیه باید به دنبال مستندات بود که رأساً به عنوان سنت یا در مقام تأویل اهلال در کتاب به موضوع تسمیه پرداخته باشند
شخصیت آیت الله طالقانی و روش او در تفسیر قرآن، سبب اقبال گروه قابل توجهی از فرهیختگان به این تفسیر در دو تا سه دهه منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی گردید. این تفسیر، شیوا و مجهز به ویژگی های ممتازی بود که تا آن زمان، تقریباً در شیوه های نگارش دینی و تفسیری به زبان فارسی سابقه نداشت. اهم عناوین و عوامل شیوایی این تفسیر عبارت است از: التفات مؤلف آن به نسل جوان و قشر تحصیل کرده، هنر و شیوایی قلم، انتباه به نگارگری های فنی در آیات، واژه گزینیِ ممتاز، بهره گیری از منابع معتبر، بیان عصری، نگرش وقایع و رویدادها در پرتو آیات، التفات به جانب تفسیر علمی، اطلاعات سودمند تاریخی، عنصر تحلیل و بهره گیری از گنجینه ادب. همة این عناوین با کمک هم، تفسیر پرتو را خطابی فرهیخته ساختند که مقبول مذاق فرهیختگان بود. این ویژگی ها تفسیر پرتو را نمونه ای شاخص از تفسیر قرآن کریم با گرایش اجتماعی در زبان فارسی ساختند که مقالة حاضر، ضمن بیان کوتاهی از ویژگی های کلی تفسیر اجتماعی، به تبیین این شاخص ها در تفسیر پرتوی از قرآن می پردازد.
این مقاله به دنبال آن است که با توجه به تحقیقات انجام شده درخصوص وضعیت موجود تربیت دینی در مدارس و با نظر به شاخص های برگرفته از آموزه های دینی (اعم از قرآن و سنت)، به آسیب شناسی تربیت دینی دانش آموزان در نظام آموزش رسمی کشور بپردازد. در این مقاله ابتدا با استفاده از روش فراتحلیل و اسنادی، مجموعه ای از تحقیقات انجام گرفته در عرصه تربیت دینی در آموزش و پرورش مورد بررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از روش تحلیلی ـ استنتاجی تلاش گردیده است با بررسی متون دینی، شاخص هایی جهت نقد وضعیت موجود استخراج گردد و در پایان جهت اصلاح و بهبود کمی و کیفی روند تربیت دینی دانش آموزان در نظام آموزش رسمی کشور در مقاطع مختلف تحصیلی، با عنایت به مشکلات و آسیب های مطرح شده، راهکارهایی جهت نزدیکتر شدن به وضعیت مطلوب در پنج محور رویکرد و برنامه ریزی، اهداف، محتوا، روش و معلم مورد نظر قرار گرفته است.
هدف از تدوین این مقاله، تبیین معرفت شناسی از دیدگاه سهروردی و استنباط دلالت های تربیتی آن است. این پژوهش از نوع تحقیق کیفی است که ساخت نظریه را هدف قرار داده و از بالاترین سطح تأویل و انتزاع برخوردار است و براساس نظر اسمیت مبنی بر امکان استنتاج دلالت های تربیتی از فلسفه خاص و اینکه بین فلسفه و تعلیم و تربیت رابطه وجود دارد، به تبیین و استخراج دلالت های تربیتی معرفت شناسی فلسفه اشراق سهروردی پرداخته است. سهروردی معرفت را محصول تقابل و تعامل استدلال عقلی و درک شهودی می داند که حصول آن جز از طریق سلوک و تصفیه باطن امکان پذیر نیست. او بر این عقیده است که از طریق «تجربه حضوری» است که سالک می تواند پاره ای از حقایق را مستقیم و بدون میانجی بشناسد و نسبت به آنها علم پیدا کند؛ لذا این نوع معرفت شناسی مستلزم شکل ویژه ای از اهداف، اصول، معلم و شاگرد، برنامه درسی و ارزشیابی در تعلیم و تربیت است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است.
موضوع اصلی این پژوهش تبیین تعلیم و تربیت از دیدگاه علامه طباطبایی با تأکید بر هدف ها و روش های تربیتی است. این تحقیق از نوع نظری و روش آن توصیفی ـ تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات و داده های لازم آن از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
در این پژوهش، برای استخراج دلالت های تربیتی مرحوم علامه طباطبایی یک بررسی اجمالی از انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی ارایه می شود. سپس دلالت های تربیتی حاصل از مبانی نظری دیدگاه علامه طباطبایی در زمینه ی اهداف، روش ها و وظایف معلم استخراج و تبیین می شود.
هدف این مقاله بررسی جایگاه آموزش انفرادی در تاریخ آموزش و پرورش ایران بوده و نویسندگان با بهره گیری از روش تحلیلی ـ توصیفی در جهت شناخت روش آموزش انفرادی که یکی از روش های جدید و مطرح در آموزش است به بررسی سوابق تاریخی آن پرداخته و از این طریق چشم انداز روشن تری را برای آینده ترسیم نمایند. نتایج مطالعه نشان می دهد که از دیرباز با توجه به فضای موجود در تعلیم و تربیت ایران آموزش انفرادی جایگاه مهم و تأثیرگذاری در روند تعلیم و تربیت داشته است که با عنایت به این تجارب بهره گیری از این شیوه در حال حاضر می تواند فرصتی را بازسازی برخی از نارسایی های نظام تعلیم و تربیت مهیا نماید.
تذکر، روشی برگرفته از قرآن است که عبارت است از گفتار و یا رفتاری که از مربی سر می زند تا متربی را نسبت به آنچه از یاد برده و یا از آن غفلت کرده و یا از آن بی خبر است و اطلاع از آن برای او لازم است، آگاه سازد و احساسات او را در قبال آنها برانگیزد. نتیجة این روش، هوشیار شدن و متذکر شدن متربی و ایجاد نوعی بیداری برای طی مسیر هدایت در اوست. ارجاع به گذشته خود فرد و دیگران، توصیه و سفارش، موعظه، تمثیل، مواجهه با وجدان، انذار و تخویف، سختگیری و فشار غیرمستقیم، و برخورد قهری و شدید، همه از شیوه های به کارگیری این روش است. تذکردهنده، مخاطب، محتوی، و شیوة تذکر، ارکان این روش را تشکیل می دهند که هرکدام دارای ویژگی ها و شرایطی هستند. تأثیر مفید و کارآمدی روش تذکر در گرو رعایت این شرایط است.
امروزه، به رغم تلاش فزاینده ای که در حمایت از کودکان صوت می گیرد، هنوز شکل های مختلفی از خشونت و آزار علیه آن ها به ویژه در قالب تنبیه بدنی ادامه دارد. بسیاری بر این باورند که به موجب سرپرستی والدین و مسئولیت مربیان در تربیت کودکان و جلوگیری از کج روی آن ها، در مواردی می توان تنبیه بدنی را به کار برد. این در حالی است که دانشمندان زیادی برای حمایت از پیمان نامه حقوقی کودک، بر ممنوعیت هرگونه بدرفتاری و خشونت علیه کودکان تأکید می نمایند.
مقاله حاضر با مطالعه دیدگاه های ارائه شده در این زمینه و بررسی نتایج تنبیه بدنی، در صدد است این پرسش را پاسخ گوید که آیا تنبیه بدنی کودک در راستای ادب آموزی و تربیت وی جایز است و آیا دیدگاه فقه امامیه و مقررات قانون مدنی ایران در این خصوص با پیمان نامه حقوق کودک سازگاری دارد؟
در دو کتاب الادب الصغیر و الکبیر که محققان آنها را ترجمة متون پهلوی و از اندرزهای ایرانی می¬دانند، دست کم 15 عبارت بی¬نام و نشان هست که ظاهرا بدون کم و کاست از نهج البلاغه نقل شده است. به علاوه در جای جای این دو اثر مضامین بسیاری از نهج البلاغه چون رگه¬های طلا لایه به لایه فرو خفته است. درج بی¬نام و نشان کلمات علی (ع) در این دو کتاب، مؤلفان بعد از ابن مقفع را به لجه اشتباه انداخت و موجب شد که برخی عبارت¬های نهج البلاغه به غلط به حکیمان ایرانی نسبت داده شود. نتیجة این مقاله اثبات جرعه نوشی ابن مقفع از آبشخور شیرین حکمت امام علی (ع) است. اگر کلام ابن مقفع سرمشق ادیبان عرب قرار گرفته و اقبال و قبولی تام یافته، به این سبب است که او ابجد خوان حکمت علی (ع) است.
منقبت به معنای فعل کریمانه مورد اهتمام خاص قرآن و سنت است. با نگاهی گذرا به قرآن، محورهایی چون خویشاوندی با پیامبر(ص)، سبقت در اسلام و ایمان، هجرت، جهاد و فداکاری در راه شریعت همراه با داشتن بصیرت، مهمترین منقبتها به نظر میآیند. اهتمام خدا و رسول(ص) به مناقب، جهت الگوسازی برای انسانها بوده و در برخی مقاطع، توجه به مناقب سبب تحول در جامعه شده است. اخبار مناقب، بخش عمده¬ای از جوامع حدیثی را در بر گرفته و در میان این اخبار آنچه مربوط به عترت(ع) است از امتیازات ویژهای چون کثرت تعداد، محتوای برتر، انتشار و شهرت، صحت سند و نقل همگانی برخوردار بوده و این در حالی است که جریانات حاکم بر مسلمانان نوعاً در جهت محو مناقب اهل بیت(ع) حرکت کردند. از طریق مطالعه در تاریخ صدر اسلام و تأمل در اقدامات تخریبی مرتبط با عترت(ع) و فضایل¬شان این نتیجه حاصل میشود که حفظ و انتشار مناقب اهل بیت(ع) در گذر تاریخ، جلوه¬ای از حاکمیت ارادة الهی در روشن ماندن مشعل هدایت است.
تسامح و تساهل مغولان پس از هجوم آنان به منطقههای گستردهای از آسیا و استقرارشان در آنجا و پس از برپایی حکومتهایی که از تقسیم میراث چنگیزخان به وجود آمدند، باعث آشنایی بیشتر این قوم با ادیان و مذاهب گوناگون شد. از اینرو، دین اسلام به طبقههای حاکم و ساکنان خاننشین اُلوس جوجی راه یافت و این رویداد به گسترش بیشتر این آیین در منطقههای فرمانپذیر اُلوس انجامید.