شبهآیین «اکنکار» که به عنوان اهلحق آمریکایى شناخته مىشود، در پى بنیان نهادن نظامجدیدى از پیامبرى است. این فرقه بسیارى از پیامبران الهى، حکیمان و مشاهیر جهان را به نام خودمصادره کرده و درصدد است تا جایگاهى به گستردگى دین براى خود دست و پا کند. «ماهانتا»نامى است که اکنکار براى پیامبران خود برگزیده است. از ماهانتا با تعابیرى همچون «پیامبرباستانى» و «استاد» نیز یاد مىشود. سخن در این است که آیا این فرقه مىتواند نظام جدیدى ازپیامبرى را بنیان نهد و آیا تبیین پیامبرى باستانى در این فرقه راه به جایى مىبرد؟ این نوشتارمىکوشد با بررسى عقاید این فرقه درباره ماهانتا و پیامبر باستانى، به واکاوى نظرى این عقیدهپرداخته و آن را با انسان کاملى که مدنظر دین مبین اسلام است مقایسه نماید. بازبینى زندگىپیامبران سهگانه این فرقه، از دیگر مباحثى است که این مقاله پى مىگیرد تا از این گردونه سستىنظریه ماهانتا یا پیامبر باستانى و مدرن اکنکار روشن شود. در پایان نیز انسان کامل و ماهانتاهاى اینفرقه با نظریاتشان محک زده خواهد شد.
ترجمه قرآن به زبان فارسی،پیشینه ای بیش از هزار سال دارد.در سده های پیاپی عالمان ومترجمان قرآن سعی کرده اند که معانی آیات را،هر چه دقیق تر بیان کنند. یکی از آیاتی که ترجمه های گوناگونی از آن ارائه شده آیه»ان مع العسر یسرا« (انشراح 94/5) است.نویسنده مقاله،پس از ارائه و بررسی ترجمه های گوناگون،به بیان دقیق معنای آیه پرداخته است.
قرآن به بخش وسیعی از ویژگی ها و مؤلفه های فرهنگ جاهلی ـ به گونه ای مستقیم و غیر مستقیم ـ پرداخته است.در این مقاله،مواجهە قرآن را با فرهنگ جاهلی در موضوعاتی چون:خدا؛بت؛زن؛حج؛دختر؛وفرزند بررسی کرده ایم و این نتیجه حاصل شد که مواجهە قرآن کریم با فرهنگ جاهلی مواجهه ای اصلاحی بوده وخداوند دربیان احکام ومعارف مصلحت اندیشی کرده است.
در پاره ای نوشته های تاریخی سده دوم اسلامی و پس از آن، حدیثی از زبان نافع، راوی و برده عبدالله بن عمر، از عمر بن خطاب، دومین خلیفه تاریخ صدر اسلام گزارش شده است که شگفت می نماید؛ حدیثی که مهدی موعود را افزون بر دو ویژگی دیگرش، از تبار این خلیفه و از خاندان او خوانده و مایه بدفهمی ها و تلاش های نافرجامی برای یافتن مصداق مهدی در دو سده نخست تاریخ مسلمانان شده است.
این نوشتار، افزون بر بررسی سندی و متنی این حدیث، نشان خواهد داد این سخن، درست و از زبان عمر بن خطاب است، اما نه آن که وی در مقام نقل قول مستقیم نباشد و درباره آینده یکی از فرزندان خود، چیزی گفته باشد، بلکه حدیث عمر ـ نه آن که موقوف باشد ـ مرفوع و گزارش سخنی از پیامبر بزرگ اسلام درباره برخی ویژگی های مهدی موعود است.
رابطه میان امیران سلسله طاهری و خلفای عباسی، رابطه محکم و نزدیکی بوده است؛ بر همین اساس آنها را سنی مذهب می دانند؛ اما پیدایش سلسله، با این نگاه در تناقض است؛ زیرا مؤسس آن، طاهر ذوالیمینین، نخستین امیر یا حکمرانی است که به مخالفت با خلیفه ای که از او منشور گرفته بود، برخاست؛ البته بعد از این عصیان، همچنان حکومت در دست فرزندان وی باقی ماند و او مؤسس نخستین سلسله مستقل ایرانی شناخته شد.
ایجاز روایات مربوط به وی در منابع، شناخت ماهیت اقدام وی و انگیزه های او را در هاله ای از ابهام قرار داده است. تا کنون محققان بسیاری به مطالعه درباره طاهر و قیام وی پرداخته اند، اما کسی به تاثیر تشیع در قیام طاهر اشاره نکرده است. در این نوشتار سعی شده است با مطالعه و بررسی عقاید مذهبی طاهر و ارائه قرائن و شواهد کافی، شیعه مذهب بودن وی را بررسی نموده، در پی آن تاثیر این اعتقاد مذهبی را در عصیان طاهر علیه خلیفه، جستجو کنیم و آن را مورد ارزیابی قرار دهیم.
معماری قدسی، از دیرباز، عالی ترین بستر تکامل و تعالی روحی آدمیان بوده است. اوج اعتلا و شکوفایی هنر معماری مقدس اسلامی را می توان در ساحت مساجد جستجو کرد؛ در این بین به نظر می رسد مساجدی که در دوران طلایی قدرت معنوی، مالی و سیاسی شیعیان در این سرزمین شکل گرفته اند، واجد هویت معنوی ویژه ای بوده اند؛ از این رو این نوشتار بر آن است تا با بررسی دو شاهکار هنر و معماری اسلامی و شیعی این سرزمین، یعنی مسجد امام و مسجد شیخ لطف الله اصفهان، به باز شناخت اصول قدسی حاکم بر طراحی مساجد شیعی بپردازد. به منظور انجام این مهم، از روش های تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی و شیوه های تحقیق مرور متون، منابع و اسناد تصویری، بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش، معرفی انگاره های وحدت و یگانگی، هم آوایی با طبیعت، ابداع و نوآوری و حضور نقوش و اشکال هندسی، به عنوان انگاره های قدسی حاکم بر طراحی مساجد شیعی و ارائه پیشنهادهای طراحی مساجد امروزی بر پایه این انگاره ها خواهد بود.
در پژوهش حاضر درصددیم «مفهوم و حقوق شهروندی» را از دیدگاه امام علی علیه السلام در دو بُعد علمی و کاربردی بررسی کنیم. به این منظور چیستی مفهوم و حقوق شهروندی در نهج البلاغه با تاکید بر هفت محور بررسی میگردد: بستر شهروندی (فضای شکل گیری ایده شهروندی)، مبانی شهروندی (مبنای نگرش به شهروندی و حقوق و تعهدات مربوط)، محتوای شهروندی (نسبت میان تعهدات و مزایا، با حقوق و تکالیف)، عمق شهروندی (حدود اهمیت و دخالت شهروندی در حوزه خصوصی و عمومی)، نوع شهروندی (نوع نگرش به مشارکت شهروندان در عرصه سیاسی)، گستره شهروندی (چگونگی باز یا بسته بودن برخورداری از حقوق شهروندی در یک جامعه و قلمرو آن) و غایت شهروندی (که به غایت نظام سیاسی و جامعه بستگی دارد).
در نهایت این دریافت حاصل میشود که برخلاف دوگونه شهروندی در نظام های دموکراتیک و اقتدارگرا که به ترتیب عمدتا مبتنی بر حق محوری و تکلیف محوری است، در نهج البلاغه، امیرمؤمنان علیه السلام به شهروندی مبتنی بر محوریت حق و تکلیف به صورت متقابل معتقد است.