یکی از مباحث مهم فلسفه حق تبیین معناشناختی و نیز بررسی اقسام گوناگون حق است. این مقاله نخست معانی گوناگون حق را بر رسیده و سپس به اقسام آن پرداخته است. حق در لغت به معانی گوناگونی به کار رفته است و معانی اصطلاحی متعددی دارد. در آثار متفکران مسلمان حق به معانی چندی از جمله سلطنت و امر اعتباری ای که اثرش سلطنت است به کار رفته است. برخی آن را دارای ماهیت تکوینی دانسته اند اما برخی دیگر آن را دارای ماهیت اعتباری. متفکران غربی نیز نظریات مختلفی درباره معانی حق ابراز داشته اند عده ای آن را همان سود دانسته اند و برخی آن را شکلی از انتخاب و معانی دیگری نیز بیان شده است. حق تقسیمات گوناگونی دارد از جمله تقسیم حق به حق قانونی و حق اخلاقی؛ در این تقسیم که تقسیم به لحاظ منشاء حق است از قسم دیگر یعنی حق دینی غفلت شده است. تقسیم دیگر حق، تقسیم آن به اهم و مهم است.
تفسیر قرآن به سنّت در مرحلة بعد از تفسیر قرآن به قرآن و در طول آن است و معیّت آن دو با هم، لازم و ملزوم است. یعنی حجّیّت قرآن به جهت اینکه کلام خداست، ذاتی است ولی حجّیّت سنّت را خداوند در قرآن تجویز فرموده است.
بدان جهت که نمی توان همه آیات قرآن را با خود قرآن تفسیر کرد که لازمه اش کفایت قرآن و عدم نیاز به سنّت و اهل بیت(ع) است، چاره ای جز رجوع به سنّت معصومین برای تفسیر قرآن نیست که آن، یکی از بهترین و ضروری ترین راه های شناخت قرآن و یکی از منابع تفسیر قرآن است. ولی از آنجا که بحث ما، بررسی روایت تفسیری علی (ع) است، لذا مقصود ما در این مقاله، احادیث تفسیری است که علی(ع) از پیامبر(ص) نقل می کند و آن اقسامی دارد که عبارتند از:
الف ـ تفسیر قرآن با تکیه بر فضیلت آیات.
ب ـ بیان مقصود و معانی کلمات و اصطلاحات.
ج ـ بیان مصداق (مصداق انحصاری، مصداق اکمل، یکی از مصادیق).
د ـ تفصیل مطالب و تبیین داستان های قرآنی.
هـ ـ بیان تأویل آیه.
و ـ بیان شأن نزول آیه.
ز ـ بیان امور تاریخی و پیشگوئی آینده.
ح ـ تطبیق
ط ـ تمثیل و ... .
ابوالحسین احمد بن محمد معروف به نوری (متوفی 295 هـ.ق) یکی از عرفای بنام قرن سوم هجری در بغداد است که از شخصیتهای نسبتا تاثیرگذار در مکتب تصوف است؛ چنانکه نقل قولهای کوتاه و روایاتی که از او در کتابهای مختلف آمده تنها از چند عارف نامی دیگر چون جنید بغدادی کمتر، و این نشان دهنده اهمیت سخن نوری است. از سوی دیگر مکتب ایثار و ایجاد زبان تمثیلی در زبان عرفانی را منسوب به او می دانند. در این مقاله تمام روایات منقول از ابوالحسین نوری گردآوری شده و با بررسی کتاب مقامات القلوب او، ورود زبان تمثیلی به ادب عرفانی برای نخستین بار نشان داده می شود. هم چنین جایگاه مکتب ایثار نسبت به دیگر مکاتب تصوف باز نموده می گردد.
فلسفة اخلاق مارکسیستی به طور اعم نزد مارکس و لنین، و به طور اخص نزد مارکسیست های ایرانی کمتر مورد توجه پژوهشگران ایرانی بوده است. این مقاله درصدد است به طرح اندیشه های نظری این مکتب در روایت مارکسی و لنینی آن، و به ویژه روایت ایرانی از آن نزد ارانی، طبری و خامه ای بپردازد. سپس در یک نگاه کلی، در قالب ملاحظاتی، با نقد کلی این اندیشه ها، دشواریها و پرسش های پیش روی آنها را مطرح میسازد.
الوهیت حضرت عیسی(ع) یکی از باورهای رسمی مسیحیت است. سرآغاز این اندیشه به پولس برمیگردد که رسول خودخواندة جهان مسیحیت است. او که در ابتدا یهودی متعصّبی بود، سال ها پس از حیات زمینیِ آن حضرت، مدّعی شد که حضرت عیسی(ع) را در مکاشفه ای ملاقات کرده و با دعوت آن حضرت، به آیین مسیحیت گرویده است. وی سال های متمادی در تبلیغ مسیحیت کوشید و در واقع، تفسیری از شخصیت مسیح و رسالت او ارائه کرد که با آموزه های خود آن حضرت و نیز باورهای مسیحیان اولیه در تعارض بود. امّا سرانجام، در قرون بعدی، دیدگاه های وی از سوی برخی از عالمان مسیحی مورد پذیرش قرار گرفت و هرچند مخالفانی نیز داشت، در شوراهای مسیحی به تصویب رسید. گفتنی است که این آموزه ها، از جمله الوهیت آن حضرت، جزء باورهای رسمی مسیحیان شد.
غلابی در شمار نویسندگان شیعی مذهب قرن سوم است که روایات تاریخی بسیاری از طریق او در منابع شیعی و سنی نقل شده است. این نوشتار ضمن بررسی جایگاه روایات وی در منابع فریقین، در صدد است سبب نفوذ روایات او در منابع اهل سنت را –که در زمینه استفاده از روایات نویسندگان شیعی بسیار محتاطانه رفتار می کنند- بیابد. کثرت شاگردان این دانشمند که به لحاظ مذهبی دارای گرایشهای متفاوت و به لحاظ خاستگاه جغرافیایی از مناطق مختلفی همچون شام و عراق بوده اند و همچنین محتوای برخی روایات نقل شده از وی که همگرایی میان شیعیان و اهل سنت را تقویت می کند در رواج اقوال غلابی تأثیر بسزا داشته است. بررسی دلایل راه یابی روایات وی به منابع اهل سنت و میزان روایات راه یافته بدان منابع در این مقاله مورد کند و کاو قرار گرفته است.
پس از هجوم مغول به ایران و در فاصله ی قرن های هفتم تا دهم هجری قمری، قیام هایی به وقوع پیوست که به عنوان عکس العمل سیاسی- مذهبی در برابر شرایط پیش آمده؛ نه با اعتقادات شیعی صرف و نه با عقاید سنی، بلکه با رویکردی شیعی- صوفی وارد منازعات سیاسی شد.
مقاله ی حاضر متکی بر نظریه ی گفتمان لاکلا و موفه و با تحلیل محتوای جامع الاسرار و منبع الانوار سید حیدر آملی، در صدد فهم چیستی مبانی نظری نهضت های یاد شده برآمده است. از آن جا که بررسی تمامی نهضت های مورد نظر ممکن نبوده است، محققان با بررسی سه جنبش سربداران، مرعشیان و مشعشعیان، به عنوان نمونه های پژوهش، تلاش کرده اند نشان دهند شکل گیری گفتمان شیعی- صوفی در قرن های هفتم تا دهم هجری قمری، و تجلی فرایند حاشیه رانی رقیب توسط این گفتمان، بروز نهضت های مورد نظر را موجب گردیده است.
یزعم کثیرٌ من العروضیّین العرب فی العصر الحدیث أنّ الأخفش الأوسط هو الّذی استدرک البحر المتدارک على البحور الخلیلیّه الخمسه عشر، ولکن الدراسه التاریخیّه والبنیویّه لهذا البحر تثبت أنّ المتدارک لیس من استدراکات الأخفش على الخلیل، بل ابن حمّاد الجوهری هو الّذی استدرکه على البحور الخلیلیّه، لأنّه کان بحاجه ماسّه إلى هذا البحر فی فرضیّته العروضیّه.
منهجنا فی هذا المقال هو منهج تاریخی و تحلیلی، إذ إنّنا درسنا المتدارک وانتسابه إلى الأخفش دراسه تاریخیّه کما عالجنا نسبه المتدارک إلى الجوهری معالجه بنیویّه.
تفسیر علمی همزمان با آشنایی مسلمانان با معارف و دانش های دیگر جوامع و رشد و شکوفایی علمی در قرون سوم و چهارم رونق زیادی داشته است. استفاده از دستاوردهای علمی بشری با هدف اثبات اعجاز قرآن و نیز فهم بهتر آیات الهی در میان مسلمانان امری پذیرفته شده بود و بسیاری از دانشمندان و مفسران مسلمان به همین شیوه عمل کرده اند. سید مرتضی(۳۵۵- ۴۳۵هـ .ق) یکی از قله های فقه و کلام و تفسیر و ادب شیعی است. او دانشمندی عقل گرا و پیرو مکتب اصالت عقل است. در نظر او عقل مبنا و ملاک معرفت و شناخت جهان است.پایبندی سید مرتضی به رویکرد عقلی به دین چنان است که در طرد هر گزاره یا عقیده دینی مغایر با دلیل مسلم عقلی تردیدی به خود راه نمی دهد. درنظر او عقل مقامی همچون وحی دارد تا آنجا که می توان گفت که خداوند به وسیله دلایل عقلی با ما سخن می گوید و به حقایق رهنمون می سازد. یکی از نتایج عقل گرایی سید مرتضی، التزام به دستاوردهای مسلم و قطعی علم تجربی در فهم آیات قرآن است.او را می توان یکی از معتقدان به تفسیر علمی به معنای معتدل آن دانست که از دستاوردهای علمی زمان خود در فهم آیات و روایات بهره برده است. اساساً یکی از ملاک های او در ضرورت تاویل یک روایت یا یک آیه، عدم انطباق آن با قواعدی بوده که از نظر عقل و دانش زمان خویش مسلم انگاشته می شده است.