حیاة الصعالیک إحدی مظاهر الحیاة الجاهلیة التی یلفّ الغموض بعض جوانبها. و الصعالیک هم المتمرّدون علی الأوضاع و التقالید القاسیة السائدة فی المجتمع الجاهلی، و هم الخلعاء الذین خلعتهم قبائلهم و الأغربة الذین نبذهم آبائهم.
و تهدف هذه المقالة إلی إلقاء الضوء علی ظاهرة الصعلکة فی العصر الجاهلی و بیان أخلاق الصعالیک و خصائصهم کما تهدف إلی بیان مکانة شعرهم من بین الشعر الجاهلی و أهم مضامینه و خصائصه.
در این تحقیق نشان داده شده است که حضرت علی(ع) پس از انتخاب کارگزاران خود، مستقیم و بلاواسطه بر آنها نظارت می کردند و آنان را از هرگونه کوتاهی در انجام وظایف محوله بر حذر می داشتند. به نظر آن حضرت، بی توجهی در امور سبب می شود که حکومت ها پس از مدتی به واسطة فسادهای مالی، اداری، اخلاقی، ... در سراشیبی انحطاط و سقوط بیفتند. در نگاه ایشان، اهمیت کارگزاران حکومتی چنان است که هر جامعه ای برای آنکه بتواند روی سعادت ببیند و امور آن اصلاح شود، باید از کارگزاران لایق و متعهد بهره گیرد. در اهمیت نقش کارگزاران در ثبات یک نظام همین بس که ضعف کارگزاران آن نظام سیاسی حتی در مواردی که مشروعیت اولیه داشته است ـ همانند کشورهایی که با رأی مردم بر سرکار آمده اند ـ موجب زوال آن مشروعیت شده است؛ برعکس، گاه یک نظام فاقد مشروعیت اوّلیه ـ همانند کشورهایی که با کودتا روی کار آمده اند ـ توانسته است به دلیل توانمندی کارگزاران و مدیران به مرور زمان مقبولیت و مشروعیت مردمی کسب کند. بنابراین، دوام و قوام حکومت ها قبل از هر چیز به نقش کارگزاران حکومتی بستگی دارد.
هدف از این مختصر نه ارائه دیدگاه صدرا درباره زبان قرآن، که بیشتر ارائه تقسیم بندی و نقدهای صدرا بر رویکردهای مختلف در زبان قرآن است. بدین ترتیب، مقاله در بُعد سلبی و نقد و بررسیِ رویکردها به رشته تحریر درآمده و در پی بُعد اثباتی و تبیین دیدگاه صدرا نیست؛ گرچه از پسِ این شناخت سلبی، دیدگاه صدرا نیز تا حدی به روشنی می گراید. در بررسی و بحث از نظریات شناختاری و غیرشناختاری مطرح شده در مباحث زبان دینی، به طور عام، و زبان قرآن، به طور خاص، صدرا به 6 نظریه تصریح و یا اشاره کرده است. زبان ظاهرگرا، زبان اسراف در تاویل، زبان اقتصاد، زبان مجاز و استعاره نظریات شناختاری اند، و زبان شعر و خطابه و زبان قومْ نظریات غیرشناختاری اند که در این مقاله مورد نقد و تحلیل قرار می گیرند.
مقصود تمام عارفان و سالکان از تحمل ریاضت ها و سختی های سلوک، رسیدن به حقیقت و قرب الهی است و تحقق این امر جز از طریق شهود و درون بینی امکان پذیر نبوده است. عرفان و تصوف به عنوان شاخه ای از دانش بشری جایگاهی مناسب برای بیان افکار و اندیشه های عارفان بوده و موجب ظهور تعاریف و اصطلاحات عرفانی فراوانی گردیده است. زمینه های فکری، مذهبی، اعتقادی، فرهنگی و عرفانی صوفیان در پیدایش این الفاظ رمزآلود موثر و تاثیرگذار بوده است. الفاظ و اصطلاحاتی را که متصوفه در کلام خود به کار برده اند، بیانگر چگونگی حالات و مقامات هـر یک از آنـان می باشد، و اگـرچـه گاه در ظاهـر گفتـه های آنها با یکدیگر متفاوت بوده و با الفاظ و عبارات گوناگونی بیان شده در واقع یک مقصود واحد را در برداشته است.
در این مقاله به بررسی اصطلاح «تجلی» و انواع آن، با توجه به مراتب دید برخی از عرفا اشاره شده است. «تجلی» از اصطلاحاتی است که عارفان با اشاره به آن، کیفیت دید و دریافت خود را از حق تعالی و ظهور او در عالم تعینات بیان کرده و کوشیده اند با درک اتصال خود به مبدا وجود، مقدمات قرب خود را به حق فراهم سازند. با توجه به این امر که سلوک امری فردی و تجربی است، اظهار دریافت ها و ادراک های عرفا در این باره به گونه های متفاوت و در عین مشابه انجام شده است.
عارف نامی و علامه بی نظیر سید علی قاضی طباطبایی در ذی الحجه 1285 قمری در تبریز دیده به جهان گشودند. از دوران کودکی نبوغ و ذکاوت ایشان زبانزد عام و خاص بودند، علامه تحصیلات اولیه را در محضر پدر بزرگوارش سید حسین قاضی و استادانی چون حاج میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراجه داغی به پایان رسانید ولی روح ایشان آرام نگرفتند، به ناچار برای فراگیری عرفان نظری و عملی روی آوردند و از محضر اساتیدی چون ملا محمد کاظم خراسانی، فاضل شربیانی، سید ابوالحسن اصفهانی کسب فیض نمودند. مرحوم قاضی در کسب مقامات عرفانی به مقاماتی والا دست یافتند تا جایی که از ایشان کراماتی نیز نقل کرده اند، مقام کشف و شهود ایشان زبانزد شاگردانشان بوده است. در هنر شعر، بویژه شعر عربی، از جایگاه والایی برخوردار بوده اند و گاهی «مسکین» تخلص می نمودند.
کوشش های خستگی ناپذیر ایشان در کسب کمال و دانش و طی منازل سیر و سلوک سبب شد شاگردان جاوید نامی چون: علامه سید محمد حسین طباطبایی، شیخ محمد تقی آملی، سید هاشم حداد را به جامعه بشریت تحویل نمایند. آثاری چون تفسیر قسمتی از قرآن مجید، و تالیفاتی در فقه و اصول از خود به یادگار گذاشتند و بعد از 81 سال عمر با برکت و مجاهدت با نفس در حالی که این بیت ورد زبانشان بودند:
گفت من مستسقی ام آبم کِشد
گرچه می دانم که هم آبم کُشد
به مرض استسقا جان به جان آفرین تسلیم کردند.
احمد جام از عارفان بنام قرن پنجم و ششم هجری (440ـ536) صاحب آثار متعدد و اندیشه های ژرف و عمیق عرفانی است که پایه بسیاری از سخنان صوفیانه است. آثاری چون: رساله سمرقندیه، سراج السائرین، روضه المذنبین، مفتاح النجات، بحار الحقیقه، انس التائبین، کنوز الحکمه، فتوح الروح، اعتقادنامه، زهدیات، تذکیرات و دیوان اشعار؛ و اندیشه های عارفانه ای که در این مقاله از رهگذر اصطلاحات عرفانی شیخ دنبال شده اند. اصطلاحاتی چون: اخلاص، توبه، توحید، تقوا، توکل، سماع، شکر، صبر، عشق، عقل، فقر، معرفت که بیشترین تکیه گاه فکری شیخ هستند. او توحید را اصل همه اعمال و توبه را بر همگان واجب، و شرط پذیرش اعمال را اخلاص می داند. برای اتقیا دو مقام قائل است و از توکل به عنوان مخ اخلاص و ستون ایمان و پل یقین یاد می کند. سماع را به استناد آیات قرآن جایز می شمارد. در باب شکر و صبر، شکر را بر صبر فضل می نهد. در باب عقل و عشق، آن دو را در ارتباط با یکدیگر می داند و معتقد است هر که عقل او اندک تر باشد زودتر عاشق می شود. سرانجام در باب فقر «نیستی را در هستی می داند» و معرفت را به دو نوع خاص و عام منقسم می کند.
آیه صد و هفتاد و دوم سوره اعراف، مشهور به «آیه میثاق» یا «آیه ذر»، مفادی راز آلود دارد. مفسران روایی بر اساس ظواهر روایات عالم ذر، به تفسیر آیه پرداخته اند. عارفان و صوفیان همین تفسیر را با چاشنیهای اشاری و عرفانی پذیرفته اند. متکلمان اشعری نیز باقتضای مسلک ظاهر گرایانه خود، به ظاهر آیه متوسل شده و به عالمی کاملاً جدا و برتر از این جهان، بنام عالم ذر، معتقد شده اند که جایگاه ربوبی است. اما متکلمان معتزلی و امامی این تفسیر را بخاطر مخالفت آن با برخی موازین عقلانی رها نموده اند، اینان موطن میثاق الهی را عالم کنونی دانسته و روایات میثاق در عالم ذر را یکسره بکناری نهاده اند.
اما ملاصدرا، با ارائه تفسیری نو، اخراج ذریات از صلب آدم را به مشاهده رقیقه افراد انسانی در حقیقت پدران عقلانیشان تفسیر کرده و جریان اخذ میثاق را مربوط به آن مقطع میداند. او نظریه خود را با روایات عالم ذر سازگار میداند.
بطور کلی از لحاظ تاریخی دو رهیافت عمده در تفسیر آیه وجود دارد که یکی آیه را دارای زبان حکایی و دیگری آن را دارای زبان نمادین میداند، اما هردو رهیافت در تلقی شناختاری از زبان آیه همداستانند.
طرح برهان نظم در کلام اسلامی به عنوان یکی از راه های اثبات وجود خدا سابقه دیرینه ای دارد. به رغم این سابقه، پرسش ها و ابهام های فراوانی پیرامون صغری، کبری و تقریرات برهان نظم وجود دارد. آنچه بیش از همه بر ابهام می افزاید، تعریف «نظم» و تعیین قسم خاصی از نظم در تقریرات برهان نظم است. انحصار نظم در این برهان به نظم غایی، دلیل روشنی ندارد؛ با استفاده از نظم فاعلی نیز می توان برهان را تقریر کرد. نیازمندی به هدف، رکن تقریر استدلال با استفاده از نظم غایی است، در حالی که تعیین هدف از راه تجربه سخت یا غیر ممکن است و استفاده از استدلال های فلسفی برای تعیین هدف، برهان نظم را از سادگی و همه فهم بودن می اندازد؛ هرچند بسیاری از اشکالات را حل می کند. مقاله حاضر به تبیین تقریرهای برهان نظم از دیدگاه مرتضی مطهری، عبدالله جوادی آملی و جعفر سبحانی پرداخته و برخی از ابهام ها و اشکال ها را مطرح می کند.
تفکر شیطانپرستى انواع مختلفى دارد. شیطانپرستى جدید در انگلستان پدید آمد. گروه کلیساىشیطان آیینى است که فلسفه لذتپرستانه را با جادوگرى سیاه در هم آمیخته است. شیطان در اینتفکر، نماد مخالفت و سرپیچى از یک جامعه مطیع و خداترس است. این گرایش در سال 1966مپایهگذارى گردید.
روش این پژوهش کتابخانهاى است، همراه با محدودیتهایى که به لحاظ کمبود، بلکه نبودمنابع مکتوب در این زمینه وجود دارد. در بخش نقد، اشکالات عقلى و بنایى همراه با ایراداتمبنایى و بر اساس پذیرش دین آمده است. حاصل پژوهش این است که بهترین و مؤثرترین نقد اینگرایش بیان و توضیح آراء و اعمال آنان است.
با توجه به قلمرو وسیع دین مبین اسلام و شمول آن نسبت به مسایل فردی، اجتماعی، روحی، جسمی، مادی، معنوی و همه ابعاد و شئون انسانی و ارتباط تنگاتنگ علوم انسانی همچون روان شناسی، جامعهشناسی، حقوق، سیاست، تعلیم و تربیت با جنبه های معنوی و روحی و فردی و اجتماعی انسان، پیوند عمیق اسلام و علوم انسانی روشن می گردد. همچنین نحوه دستیابی به معارف قرآن و سنت و عقل بدیهی و قریب به بدیهی نیز جز با تلاش علمی و با مهارت در متون و منابع دینی از طریق آشنایی عمیق با لغت، ادبیات، فصاحت و بلاغت، رجال، قواعد تفسیر و حدیث، قواعد اصول، مباحث عقلی و ملازمات عقلی و امثال آن نیست؛ این امور نیز همان اجتهاد مصطلح است؛ پس تنها راه دستیابی به علوم انسانی اسلامی، بهرهگیری از اجتهاد است.
اصل امامت که از اصول بی بدیل شیعه است و در ادامهٴ نبوت و از مسائل علم کلام شمرده می شود، نشان از خاستگاه کلامی سیاست دارد. فلسفهٴ امامت که روشنگر نظام اجتماعی اسلام و توجه آن به ابعاد وجودی انسان و سعادت حقیقی بشر در دنیا و آخرت و بیانگر حکمت جهانی بودن اسلام است، به طور مستقیم با سرنوشت حکومت ها، مشروعیت و جایگاه مذهبی سیاسی آنها گره خورده است و این امر حاکی از ظهور سیاست در علم کلام است که می توان از آن به کلام سیاسی تعبیر کرد. امامت، تداوم پیوند دین و سیاست و تحقق حاکمیت خدا در زمین و مشروعیت خلافت انسان است. حکومت دینی، قائم به امام است و اطاعت از امام نیز حتمیت و ضرورت می یابد تا زعامت سیاسی امام در جامعه تحقق یابد؛ هرچند پذیرش این زعامت از طرف مردم تأثیری در ماهیت امامت و مرجعیت دینی امام که منصوص از طرف خداوند است ندارد؛ زیرا مشروعیت امام به نصب از سوی خداوند است و شرط این مشروعیت، عصمت است تا غرض از نصب امام که اطاعت و انقیاد کامل است، حاصل شود. از این رو امامت، از زنده ترین بحث های کلامی است که در هر عصر و زمانی با رویکردها و پیامدهای مختلف مواجه بوده است. تبیین جایگاه امامت در علم کلام، در شناسایی این پیامدها سهم بسزایی دارد.
حدیث «انّ الله خلق آدم علی صورته»، ازجمله مستندات صوفیّه و عرفا است؛ چنانکه بارها مورد استناد مدوّن اصلی عرفان نظری، یعنی «ابن عربی» قرار گرفته است. او در مهمترین اثر خویش، یعنی «الفتوحات المکیّه» تلاش کرده تا این روایت را هماهنگ با نظریه ی وحدت وجود نشان دهد؛ ازاین رو آن را در موضوعاتِ گوناگونِ مربوط به نظریه ی مزبور مطرح کرده است. ابن عربی قائل است که ضمیر«ها» در «صورته» به خداوند برمی گردد؛ به همین جهت تمام توضیحات وی درباره ی این حدیث، مبتنی بر خلق انسان بر صورت خداوند است. حال آنکه با توجّه به شأن صدور این حدیث که در منابع کهن و معتبر ثبت و ضبط شده است، نمی توان ضمیر را به خداوند ارجاع داد؛ چنانکه توضیحات دانشمندان بزرگ درباره ی این حدیث، گویای آن است که ضمیر، به خداوند برنمی گردد. افزون بر آنکه مدلول آیات و روایات، تطبیق حدیث مذکور را با نظریه ی وحدت وجود، به چالش می کشد.
اصول عرفان ابن عربی، واضع نظریة خیال، بر حکمت متعالیة ملاصدرا تأثیر فراوانی گذارد، چنانکه می توان نظریة تجرد خیال و وساطت و طریقیت عالم خیال را مهم ترین عوامل شکل گیری حکمت متعالیه قلمداد کرد. به بیانی دیگر، می توان وجه تمایز مبنایی «حکمت متعالیه» با «حکمت مشاء» و «حکمت اشراق» را در تجرد عالم خیال و صور خیالی در حکمت متعالیه و عدم تجرد آن ها در حکمت مشاء و اشراق دانست. در مقاله حاضر، نظریه خیال به عنوان محوری ترین عنصر نظریة عرفانی ابن عربی و حکمت متعالیه ملاصدرا مورد پژوهش و مداقّه قرار گرفته است و چیستی و چگونگی عالم خیال و قوة تخیل بررسی و تحلیل شده است. سپس، وجوه اشتراک و افتراق دو دیدگاه مزبور، با محوریت خیال، تبیین شده است.
إنَّ لقیاس الشبه تعریفاً بسیطاً هو: أنه حمل شئ علی شئ بوجه شبهی معتبر لدی علماء النحو، فینتقل الحکم من المحمول علیه إلی المحمول.
وقد بسط هذا القیاس نفوذه علی جمیع المواضیع النحویه والصرفیه، وکان له دور وظیفی مهم فی تعلیل الظواهر اللغویه، وفی کونه دلیلاً یستدل ب ه العلماء لدع م آرائه م، وغیر ذلک مما ستراه فی هذه المقاله مشروحاً، ولعل أهم سبب جعله یتمتع بهذا الدور الوظیفی الخطیر هو ما اتصف به من مزایا جعلته یحتل هذه المنزله بحیث لا یستطیع المتبحر فی علم أصول النحو أن یستغنی عنه. بل لابد له من تحصیله، وبذلک تتضح صعوبه مأخذه فضلاً عن الإحاطه به، وبأنواعه المتباینه، والتألیف فیها. والله تعالی أشکر علی أنْ مَنَّ علیَّ، بعد سنین طویله من المطالعه والتحقیق فی علم أصول النحو، بالاحاطه بجمیع أنواع القیاس، و أنْ خصصت القیاس بکتاب سیأخذ طریقه إلی الطبع قریباً إنْ شاء الله تعالی .
والمهم أنَّ الدراسات النحویه الحدیثه مفتقره إلی دراسات قیاسیه عمیقه تعکس أهمیه علم أصول النحو، وترتفع بالدراسات النحویه إلی مستوی أعلی ومنزله علمیه أسمی. لذلک رأیت أنْ أخصص هذه المقاله لدراسه مجالات الدور الوظیفی التی لعبها قیاس الشبه، والاطلاع عن کثب علی أهمیتها.
لذلک لا نتحدث هنا عن أرکان قیاس الشبه وأنواعه ومایشترط فی کل ذلک، وعلیه فمخاطبن ا به ذه المقال ه أولئ ک الذی ن انته وا م ن دراس ه قی اس الشب ه بأرکان ه وأن واع ه وشروطه ومزایاه.
ربما کان من أصعب الأمور على دارس علم البلاغه فی العصر المملوکی، أن یستطیع حصر أنواع «البدیع» الذی کان سمه ممیزه للذوق الأدبی فی هذا العصر.
ویبدو أن أصحاب البدی ع اختلف وا فی عددها وفی أنواعها وفی تس میات ها، ولم یتفقوا على أهمیتها ودوره ا فی العملیه الإبداعیه. لذلک یقوم هذا البحث بمحاوله فهم أسباب هذا الاضطراب من خلال مقارنه بین أهم الکتب التی تناولت هذا الموضوع، کذلک یعرض لأهم الأن واع البیانیه والبدیع یه التی تعرضت للتقس یم والتفریع مما جعل الإلمام بها أمراَ فی غایه الصعوبه.