اعتقاد به علم حضوری در فلسفه اسلامی به فیلسوف وسعت دید و عمق نظر بیشتری میبخشد. در این میان، علامه طباطبایی با طرح مسائل جدید و گسترده پیرامون این مسئله، جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. از نظر وی، علم حضوری، پایه و اساس همة علوم است و بدون آن، انسان ها فاقد هر گونه دانشی خواهند بود. وی، در تحلیل نهایی، علم را منحصر به نوع حضوری دانسته، علوم حصولی را صرفاً اعتباراتی عقلی مینامد. این برخورد، تأثیرات عمیقی بر جنبه های گوناگون تعلیم و تربیت، از جمله ویژگیهای آن خواهد داشت. از این رو، در این مقاله، ضمن کاوش در بحث فلسفی علم حضوری، دلالت های آن در تعلیم و تربیت بررسی شده است. روش تحقیق، شیوة تحلیلی است و نتایج آن ترتب ویژگیهای خاصی را بر آموزش و پرورش مبتنی بر علم حضوری نشان میدهد.
این مقاله در پی آن است تا نشان دهد افلاطون و امام خمینی(ره)، دو متفّکر و فیلسوف عرصة سیاست و تربیت، علی رغم اختلاف برخی از متفکران، مشترکاً برای حکومت نقش فعّالی در تربیت قائل اند و بر خلاف گروهی دیگر از اندیشمندان؛ سمت وسویی ماورایی به اهداف تربیتی حکومت میدهند؛ اما در روش و محدوده این کارویژه و هدف حکومتی، اختلاف نظر دارند. ریشة این اختلاف در سه عرصه است: از لحاظ روشی، مدل افلاطوین تربیت، خطی و مدل امام خمینی(ره). تکاملی است؛ از لحاظ محتوایی، افلاطون به احکام عقلی بسنده میکند، اما امام(ره) به حس، عقل، قلب و وحی استناد میکند. در صحنة عمل نیز افلاطون حاکم دانا را متصدی اصلی تربیت میداند؛ در حالی که امام(ره) عوامل فردی، مدنی و حکومتی را در ذیل ارادة الاهی مؤثر میداند.
امروزه آثار پائولو کوئلیو در رده عرفان های نوظهور جای گرفته است. آثار وی بیشتر در قالب رمان است. یافتن مبانی اندیشه ای او چندان ساده نیست. در حالی که، برای خوانندگان پرشمار آثار او، درک اصول اندیشه های وی بسیار مهم است. آگاهی از این اصول، خود بهترین نقد برای این گونه عرفات های کاذب و وارداتی است. در این مقاله، اصول خداشناسی و انسان شناسی آثار وی بررسی و نقد شده است. در بحث خداشناسی، به نظرات او در شناخت خدا، صفات و پرستش او پرداخته شده است. در باب انسان شناسی نیز به جایگاه انسان در آفرینش، وظیفه او در دنیا و شناخت ذات او از منظر پائولو کوئلیو پرداخته شده است.
جریان وهابیت که در پی بسط اندیشه های محمد بن عبدالوهاب در نجد شکل گرفت و پس از انعقاد پیمان همکاری او با محمد بن سعود، وجهه ای سیاسی پیدا کرد، تاریخ پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشته است. همراهی و تعامل دو جناح مذهبی و سیاسی حکومت سعودی از موضوعات جذاب برای تحقیق در تاریخ وهابیت است. جناح مذهبی از ابتدا به قدرت و حمایت جناح سیاسی برای نشر وهابیت محتاج بوده و جناح سیاسی نیز نیازمند کسب مشروعیت و مقبولیت مذهبی برای اقدامات خویش بوده است. بر این اساس، گروهی از طلاب علوم دینی و شاگردان ابن عبدالوهاب که به سبب نوع حضور داوطلبانه شان، «مطوّع» نامیده می شدند، مسئول سازماندهی و تنظیم روابط این دو جناح بودند. نقش و جایگاه مطوعین در طول سه دولت سعودی، فراز و نشیب های متعددی را تجربه کرده است. تحلیل این فراز و فرودها و نیز بررسی روند پرتلاطم دو جناح سیاسی و مذهبی دولت سعودی ـ وهابی، به منظور ترسیم نقش و جایگاه مطوّعین در تاریخ این دولت ها، هدف اصلی این تحقیق است.
از مهم ترین آموزه های دین مبین اسلام که در واقع جلوه گری غایت مندی تاریخ به شمار می رود، نظریه جامع و کامل «نجات گرایانه» دین، یعنی «آموزه مهدویت» است. این آموزه، آینه تمام نمای پیش گویی وحیانی دین اسلام و آینده ای حتمی، روشن، فراگیر، مطلوب و موعود امم است.
این مقاله با رویکردی توصیفی _ تحلیلی می کوشد تا مبانی نظری و ابعاد تکامل را در نظام معنایی اسلام، شناسایی کند. مقاله با فرض گرفتن این نکته که اندیشه مهدویت، فرجام متعالی و شکوهمند آینده جهان و سرمنزل متعالی و متکامل تاریخ بشری از دیدگاه اسلام است، به معناشناسی تکامل در اسلام می پردازد. بررسی کارکردهای پیوند مطالعات مهدوی و فلسفه نظری تاریخ، آغازگاهی است که نویسنده برای ارائه تصویری روشن از بحث برمی گزیند. بازگرداندن هویت واقعی آموزه مهدویت به چارچوب استانداردهای برخاسته از فرهنگ دینی و گذر از رویکرد منفعل به رویکرد فعال در عرصه مطالعات مهدوی از مهم ترین فواید این پیوند برشمرده شده است.
نگارنده ابتنای بر ربوبیت الهی، غلبه حق در فرجام ستیزش تاریخی و تأثیر اراده های انسانی در تکامل تاریخ را مهم ترین انگاره های اسلامی در تبیین اندیشه تکامل تاریخ در اسلام برمی شمارد و فضیلت محوری، عقل گرایی، آرمان گرایی، فراگیری، جامعیت و ... از جمله یافته های کاوش نویسنده در ویژگی های جامعه متکامل عصر ظهور است.
بهره گیری هوشمندانه از منابع علمی تمدن اسلامی، به ویژه توجه به متون دینی و استنتاج اصول و قواعد علمی در رشته های مختلف، می تواند در بومی سازی منابع آموزشی و کمک آموزشی راهگشا باشد. تصور عمومی و اولیه دانشجویان و اساتید بر آن است که پیشوایان دین مبین اسلام بیشتر به حوزه فقه، اخلاق، عرفان و بخش هایی از علوم عقلی محض پرداخته، و نسبت به دانش تجربی به ویژه حوزه های کاربردی آن بی توجه بوده اند.
مقاله پیش رو درصدد بیان غنای مکتب ائمه و توجه ایشان به مسائل مهم زندگی فردی و اجتماعی انسان هاست؛ ازاین رو، پس از طرح بیانات امام جعفر صادق(ع) از کتاب گران سنگ تحف العقول درباره صنعت و مصنوعات صنعتی، در حد اولیه به تشریح آن خواهیم پرداخت.
در این مقاله نشان داده می شود که حضرت با دید مثبت نسبت به صنایع و تأیید عمومی و همه جانبه بر آن، دو دسته قیود برای مصنوعات قائل اند: توجه به منع های شرعی که بخش بسیار معدودی از صنایع را دربرمی گیرد؛ و قیود اخلاقی.
تعدد همسران رسول خدا(ص) از دیرباز دستاویز خاورشناسان برای خدشه دار کردن سیمای رسالت بوده و قلم فرسایی های بدگویان اسلام در این زمینه، به قضاوت های غیرمنصفانه انجامیده است. البته اندیشمندانی برای دفاع از ساحت حضرت ختمی مرتبت کوشیده اند تا از زوایای پنهان این امر سخن بگویند، اما بسیاری از سویه های جامعه شناختی و روان شناختی در این امر مورد مداقه قرار نگرفته است. تحلیل درست و واقع بینانه این حوادث در حیات رسول خدا(ص)، بیانگر ابعاد مهمی از شخصیت ایشان درجریان یک دعوت بزرگ الهی و روشنگر وجوه مختلف یک نظام اصیل تربیتی و اسوه مدار است. در نوشتار پیش رو می کوشیم تا با واکاوی سویه های جامعه شناختی و روان شناختی در منحنی شخصیت پیامبر، درکنار فرهنگ ازدواج در اسلام و سنن مألوف در آن عصر، این مسئله را بررسی کنیم.
در شکوفایی علمی در تمدن اسلامی، ملل، مکاتب و شخصیت های گوناگونی تأثیرگذار بودند. ازجمله مکتب علمی کوفه و اندیشمندان آن در رشد و بالندگی تمدن اسلامی مؤثر بودند که با توجه به ساختار جمعیتی عربی (یمنی و نزاری) و ایرانی آن و حضور امام علی(ع) و شاگردان امام صادق(ع) موجبات تحرک علمی و پیدایش و شکوفایی علوم در این شهر گردید.
در مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی به کمک منابع اصلی کتابخانه ای به پیدایش مکتب علمی کوفه و تأثیر آن در تمدن اسلامی از ورود امام علی(ع) تا تأسیس حوزه علمی نجف (448 ـ 36 ق) پرداخته شده است. نتیجه حاصله اینکه آغاز تدوین علومی همچون تفسیر، کلام و فقه مربوط به کوفه و حوزه علمی آن است. علاوه بر اینکه در تدوین سایر علوم و انتشار و شکوفایی آن نیز نقش بسزایی داشت. میراث کوفه بعدها به سایر حوزه های علمی ازجمله بغداد و نجف اشرف انتقال یافت.
دعاى افتتاح که منتسب به حضرت صاحب الامر (عج) است، داراى مضامین عالى و بلندى است که گنجینه اى از معارف توحید، نبوّت و امامت را در بر دارد. در این مقاله، بحث نبوّت آن بررسى مى شود.این دعا با صلوات بر پیامبر خاتم، باب پیامبرشناسى را گشوده و در ضمن صلوات، بارزترین ویژگیهاى پیامبر 9 را برشمرده است. در این تحقیق، ضمن تحلیل اصل اعتقادى نبوّت، ویژگیها و اوصاف عبودیّت، رسالت، امانت، برگزیدگى، محبوبیّت، حفظ سرّ الهى و مبلّغ بودن نبىّ اکرم 9 بررسى مى شوند.
امامت به معنایی که شیعه بدان معتقد است، اساسی ترین باوری است که موجب امتیاز شیعة امامیه از دیگر فرق اسلامی شده است. امامت به لحاظ عقلی و نقلی محل بحث و بررسی عالمان شیعی بوده است. آنچه در این نوشتار می آید، رویکرد نقلی و تاریخی به اصل امامت، با استفاده از بازخوانی سخنان امام صادق(ع) است. بر اساس مهم ترین یافته های این پژوهش، تبیین ها و توصیف های موجود در دوران امام صادق(ع) جهشی چشمگیر نسبت به دوران نخستین پیدایش تشیع داشته است؛ چنان که موجب اعتقاد برخی به الوهیت امامان در آن دوران شده است. «امام» در منظر امام صادق(ع) کسی است که حجت خدا بر بندگان بوده، مرجعیت دینی، علمی، اخلاقی و سیاسی را بر عهده دارد و واسطة فیض میان خدا و بندگان بوده، منصوب از جانب خدا، معصوم و دارای علم خدادادی است.
تلقّّی مدیران و پژوهشگران از اخلاق نقش مهمی در ترویج علمی و توسعه ی معرفتی دانش اخلاق دارد. طبّ انگاری اخلاق آن را به مثابه ی برنامه ی تشخیص، پیشگیری و درمان رذایل اخلاقی به میان می آورد. تلقّّی در بُعد عملی، اثربخشی اخلاق را در توسعه ی منابع انسانی و کاهش تنش ها و نابسامانی های رفتاری در سازمان همراه می آورد و در بعُد نظری، سبب توسعه ی اخلاق کاربردی و نزدیکی این دانش به روان شناسی می شود. در این مقاله لوازم تلقّّی طبّ انگارانه ی اخلاق را بررسی می کنیم. دو عامل در رواج این تلقّّی مؤثّر بوده است: سازگاری آن با آموزه های اسلامی و رواج اخلاق پژوهی نزد طبیب فیلسوفان.
بدر شاکر السّیّاب از پیشتازان جریان شعری مدرن عربی و از نخستین کسانی است که توانستند با تجربههای تازه خود، نوگرایی را در شعر معاصر پایهریزی کنند. او توانست راهی را در مقابل شعر معاصر عربی باز کند که در شکل و مضمون، بیانکننده زندگی مدرن است. او نه تنها در شکل و قالب شعری، بلکه در گوهر شعری نیز به نوآوری دست زد و رمزهایی را ابداع کرد که بر نبوغ و نوآوری هنری وی دلالت دارد. هدف او از طریق این رمزها، بیان کردن مفاهیم معاصر و مسائل و مشکلاتی است که مردم از آن رنج میبرند.
یکی از انواع رمز قناع است. تکنیک قناع از مهمترین تکنیکهای شعری و از برجسته ترین ابزارهایی است که شاعران در شعر خود به کار میبرند؛ زیرا هر یک از رمزهای قناع دربردارنده معانی متعدد است.
بدر شاکر السّیّاب از جمله شاعران پیشتاز در استفاده از این تکنیک و به کار بردن شخصیتهای دینی و تاریخی در شعر است. از جمله شخصیتهایی که سیّاب آنها را در شعرهایش در قالب قناع به کار برده، شخصیت مسیح، ایوب W و سندباد است.
در مقاله حاضر برآنیم که به بررسی اسلوب قناع در شعر بدر شاکر السّیّاب پرداخته، با تمرکز بر قصیده «سِفر ایوب»، کاربرد شخصیت ایوب U را به عنوان یک رمز دینی مورد کاوش قراردهیم. روش تحقیق در این مقاله توصیفی ـ تحلیلی است.
رشد و تحولات سریع زندگی بشر و بروز مسائل مستحدثه و نوظهور در زندگی اجتماعی، پیامدهای فقهی و حقوقی خاص و پیچیدهای به دنبال دارد. اسلام به عنوان مکتب جامع، جاودان و جهانشمول باید پاسخگوی این مسائل در تمام عرصهها باشد.
این نوشتار با تأکید بر نواندیشی دینی، ضمن رد نظریههای لیبرال دموکراسی و پایبندی به اصول اسلام، به نظریههای اجتهاد متناسب با مقتضیات زمان و مکان (نظریه حضرت امام)، اجتهاد شورایی (نظریه آیت الله هاشمی رفسنجانی) و تجربه موفق آن در مجمع بینالمللی فقه اسلامی و نظریه منطقه الفراق اشاره دارد.
جایگاه برتر علمی امام علی(ع) نه تنها در باور شیعیان، امری مسلم است، بلکه اهل سنت و بسیاری از اندیشمندان غیرمسلمان و مستشرقان نیز به آن اعتراف دارند. اندیشمندان غیر مسلمان و مستشرقان درباره جایگاه علمی امام علی(ع) دو دیدگاه ارائه کرده اند: از یکسو، بسیاری از ایشان با استفاده از منابع معتبر و نگاهی محققانه، دیدگاهی مثبت ارائه کرده و برجستگی های علمی آن بزرگوار را در حوزه تفسیر، فقه، قضا، ادبیات عرب، خطابه و... تشریح نموده و خدمات علمی ایشان را ارزیابی کرده و به تحسین ایشان پرداخته اند. و از سوی دیگر، عده ای اندک از مستشرقان با اهداف مغرضانه و در مواردی با استفاده از منابع نامعتبر، درخصوص جایگاه علمی آن حضرت، در برخی از عرصه ها تشکیک کرده، دلیل عدم موفقیت ایشان را ناشی از برخی ناتوانی ها دانسته اند. این مقاله با رویکرد اسنادی به بررسی حیات علمی حضرت علی(ع)، از منظر مستشرقان و اندیشمندان غیر مسلمان می پردازد. و درصصد نقد دیدگاه دوم است.
ابن سینا نخستین موجود عالم را عقل اوّل می داند که بر اساس قاعده الواحد از واجب الوجود صادر شده است و به واسطه جهات و اعتباراتاش سبب پیدایش موجودات پس از خود می گردد. ابن عربی اساس دیدگاه ابن سینا در مورد صادر نخست و چگونگی توجیه کثرات (یعنی قاعده الواحد) را نمی پذیرد. وی بر اساس مشاهدات ومکاشفات اش صدور کثرات را به اسما و صفات الاهی مستند می کند. از نظر او نخستین موجود عالم تجلّی اسم الاهی «الرحمن» است که در خود دارای تمام کثرات عالم می باشد و با سریان و انبساط خود سبب ظهور آنها می-گردد. ملّاصدرا، متأثر از ابن عربی، نخستین موجود عالم را تجلّی حق تعالی می داند. دیدگاه ملاصدرا در این مورد با ابن عربی دارای این تفاوت است که او جریان صدور کثرات پس از عقل اوّل را به گونه ای مغایر با ابن عربی به تصویر می کشد. از نظر او کثرات نه به واسطه نکاح و توالد مراتب هستی، بلکه به خاطر جهات و اعتباراتی که در عقول وجود دارد به وجود می آیند.
هدف این مقاله، بررسی تربیت اجتماعی از دیدگاه فردگرایان و نقد آن بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی است. علامه طباطبایی در تربیت اجتماعی به هر دو بعد فردی و اجتماعی انسان توجه دارد. به باور وی بین فرد و جامعه ارتباط انکارناپذیری هست. این در حالی است که طرفداران رویکرد اصالت فرد با توجه افراطی و یکجانبه به فرد از اهمیت جامعه غافل مانده اند. هر یک از این دو دیدگاه دلالتهای خاصی در تربیت اجتماعی دارند. تربیت اجتماعی مد نظر علامه دارای ویژگیهایی چون تاکید بر اصلاح وضعیت جامعه، تربیت شغلی و عمومی، تفکر اجتماعی، دینگرایی، اراده و اختیار و تربیت برای زندگی در جامعه جهانی است. این موارد می تواند به عنوان شاخصهایی برای نقد تربیت اجتماعی فردگرایانه مورد استفاده قرار بگیرد. بدین منظور این مقاله از روش تحلیلی – اسنادی بهره می گیرد. نتایج، نشانگر این است که با وجود برخی از مشترکات در این دو دیدگاه، علامه به دلیل توجه همزمان به فرد و جامعه دید غنی تر و همه جانبه تری نسبت به تربیت اجتماعی دارد.
علم تفصیلی خدای تعالی به جهان هستی، یکی از مسائل فلسفی است که با بحث ها و چالش های بسیاری رو برو بوده است. در این میان، اندیشمندان اسلامی به تبیین این مسئله پرداخته، تلاش کردند تا بر چالش های مطرح شده نیز فائق آیند؛ در یکی از این بحث ها سازگاری مفاهیم به کار رفته در آموزه «خدای دگرگون ناپذیر، عالم به غیر است» مورد بررسی قرار می گیرد.
یک راه برای نشان دادن توفیق یا عدم توفیق هر یک از این اندیشمندان، ارزیابی دلایل، پیشفرض ها و لوازم سخن ایشان در مورد علم به خداست. ابن سینا علم تفصیلی واجب تعالی را « لازم ذات» می داند که هیچ گونه وجود منحازی ندارد تا ذات واجب برای عالم شدن ناگزیر از پیداکردن وضع، نسبت به آن باشد و از این رو در دیدگاه او چنین علمی موجب دگرگونی ذات الهی نمی شود. . ابن سینا معتقد است این نظریه از سازگاری درونی برخوردار است؛ امَا تحلیل سخن او نشان می دهد که این دیدگاه در بردارنده پیش فرض هایی است که برخی از آن ها مورد اعتراض صدرالمتألهین است. وی بر آن است که ابن سینا میان دو گونه «لازم ذات» خلط کرده است و به این جهت از تبیین سازگاری یاد شده ناتوان است.