زین الدین بن علی عاملی(م 965) معروف به شهید ثانی از رجالیان بزرگ شیعه در دوره متأخر است. آرای رجالی این دانشمند را می توان در تعلیقات ارزشمند او بر کتاب خلاصه الاقوال علامه حلی جست وجو کرد. وی از پژوهشگران برجسته اخبار، و در دو عرصه رجال و حدیث صاحب نظر بوده است. در بررسی حال راویان، استقلال رأی عالمانه شهید ثانی مشهود است. شهید ثانی از ناقدان برجسته رجال است که با احتیاط و دقت نظر، روایات و راویان را مورد بررسی قرار داده است. ایشان گاه جنبه های جرح و ضعف راویان را بر تعدیل و تقویت آنان مقدم دانسته است. سندمحوری، سخت-گیری در توثیق راویان و کم توجهی به قرائن صحت حدیث، نمونه هایی از این مواضع سخت گیرانه است؛ البته در تعدیل این دیدگاه نباید از اندیشه هایی همانند توجه به وثاقت اصحاب اجماع و نیز مشایخ اجازه و یا عدم اشتراط ایمان و ضبط غفلت کرد. به هر حال، در نظر داشتن همه جنبه های فکری این رجالی بزرگ ما را به داوری منصفانه در این باره رهنمون می سازد.
یکی از کسانی که دیدگاه هایش درباره سنت، در جهان اسلام مناقشات زیادی به پا کرده، محمود ابوریه است. او در کتاب اضواء علی السنه المحمدیه، به طرح مباحثی پرداخت که بر حدیث پژوهان اهل سنت گران آمد، و او را به سنت ستیزی متهم کردند. در برابر، دیدگاه های او درباره جوامع حدیثی اهل سنت، در جهان تشیع به ویژه در ایران، به شدت مورد استقبال قرار گرفت. در این نوشتار بر آنیم با بررسی دیدگاه های ابوریه درباره سنت، این واقعیت را نشان دهیم که هر چند ابوریه به طور صریح به رویارویی با سنت نپرداخته و برخی دیدگاه های او در نقد احادیث موجود در جوامع روایی اهل سنت، نشان از حقیقت دارد و از این رو، ما اتهام او به سنت ستیزی را نمی پذیریم، نباید این امتیاز، ما را از توجه به لایه های پنهان دیدگاه های وی و پیامدهای سوء آن ها غافل کند. او در مواردی به گونه ای درباره سنت سخن گفته است که نتیجه ای جز انکار سنت ندارد و پذیرش دیدگاه های او، بنیان سنت را از بن دچار تزلزل می کند؛ هر چند این سخنان را به هدف نقد منابع حدیثی موجود اهل سنت ـ نه انکار حجیت سنت ـ بیان کرده باشد.
اشتراک لفظی در کنار ترادف و اضداد از جمله مباحث معناشناسی است که زبان شناسان پیشین بدان پرداخته اند و تعریف هایی نیز از آن ارائه داده اند. زبان شناسان معاصر بر این باورند که در بررسی اشتراک لفظی باید میان دو اصطلاح « چند معنایی » و « اشتراک لفظی » تفاوت گذاشت. در اشتراک لفظی، دو واژه قاموسی از روی تصادف، ساختار صرفی واحدی پیدا می کنند و هر یک با حفظ معنای خود، هم آوا و هم نویس می شوند و در پدیده چند معنایی، یک واحد زبانی پس از انتقال و تغییر معنایی در گذر زمان، از چند معنا برخوردار می شود.
رابطه معنایی میان معانی یک واژه یا هسته معنایی ، حوزه معنایی مشترک برای معانی یک واژه، ریشه شناختی واژگان و در نظر گرفتن مؤلفه های معنایی از جمله روش هایی است که زبان شناسان معاصر برای تفکیک «چند معنایی» از «اشتراک لفظی» پیشنهاد کرده اند. در این جستار، مقوله چند معنایی در دو تفسیر ادبی و واژگانی کشاف و مجمع البیان مورد بررسی قرار گرفته است. این دو تفسیر از جمله تفسیرهایی هستند که واژگان قرآن را با رویکردی معناشناسانه مورد بررسی قرار داده اند. واژگان چند معنا چون «الصَّرِیْم» «النجم» «الرَّهو» و.. در این دو تفسیر، در روند تغییر معنایی خویش، راههایی چون گسترش معنایی، تخصیص معنایی، انتقال معنایی از راه مجاز و استعاره را پیموده اند.
شهرت اعتقاد غزالی به ناتوانی عقل در تشخیص حسن و قبح و نیازمندی به شرع برای حکم کردن به حسن و قبح امور بر کسی پوشیده نیست، امّا این که این رأی غزالی نه از سر اعتقاد به ناتوانی عقل در دست یابی به معرفت اخلاقی بلکه ناشی از اعتقاد وی به آسیب پذیری عقل از آلودگی های اخلاقی است چندان مورد توجّه واقع نشده است. غزالی نه تنها به ناتوانی عقل در حوزه معرفت های اخلاقی اعتقاد ندارد بلکه به جدّ به کارآیی ساختاری اخلاقی عقل معتقد است. از دید او عقل در وضعیتی که از تأثیرات منفی ساحت های غیرعقیدتی برکنار است، قادر به تشخیص حسن و قبح است به نحوی که در مرتبه نبوی قابلیت می یابد که خداوند حق را آن گونه که هست بدو بنمایاند. این رأی در این مقاله با بررسی سه مبنا به اثبات می رسد: نخست این که به اعتقاد غزالی مرتبه نبویِ معرفت مرتبه ای عقلانی است؛ دوم این که از دید او عقل فی نفسه قادر به تشخیص حسن و قبح امور است؛ و سوم این که در نگاه غزالی آلودگی های اخلاقی تأثیری به غایت عمیق بر توانایی عقل در دست یابی به معرفت های اخلاقی دارند.
جناس همانندی دو کلمه در لفظ با اختلاف آن ها در معناست. جناس از مهم ترین عناصر علم بدیع است و به وضوح در نهج البلاغه دیده می شود. هدف از به کارگیری جناس تألیف کلام به گونه ای است که بر زیبایی فنی آن افزوده شود، و باعث می شود که متکلم در تعبیر سخن خود به اوج کمال فنی نایل آید. این صنعت در ادبیات عرب و به ویژه در شعر بسیار کاربرد دارد و فنی برای زیبایی لفظی محسوب می شود. جناس باعث ملکه شدن معنا در ذهن شنونده و افزوده شدن تناسق و تناسب کلام می شود، اگرچه زیاده روی در کاربرد آن کلام را مستهجن می کند. در کتاب ارزش مند نهج البلاغه نیز صنعت جناس موسیقی داخلی متون ادبی آن را تشکیل می دهد، که این موسیقی با تداعی معانی مختلف موجب التذاذ می شود و روح و جان شنونده را به تسخیر خود درمی آورد و به گسترش تخیل ذهنی او کمک می کند. به رغم کارکرد جناس در زیبایی آفرینی، این پدیدة ادبی در نهج البلاغه کم تر مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی درصدد است تا جستاری در زیبایی شناسی گونه های جناس در نهج البلاغه داشته باشد. ابتدا نگاهی گذرا به جایگاه ادبی و بلاغی نهج البلاغه دارد و پس از تأمل در کارکرد جناس نمونه هایی از نهج البلاغه را به عنوان شاهد مثال گونه های جناس می آورد تا زیبایی های این عنصر بدیع نشان داده شود و اثر این پدیدة آوایی در بیان معنا تبیین شود.
دستاورد کلی پژوهش آن است که در کلام امام علی (ع) زیبایی شناسی لفظی یا صوری با زیبایی شناسی معنوی و معنایی هم زمان به کار گرفته شده و صنعت جناس نیز از مهم ترین صنایع بدیع در این کتاب است که با ایجاد نوعی موسیقی زیبا و طنین انداز سبب تداعی معانی مختلف یک لفظ واحد می شود.
معنا شناسی(semantics) یکی از رهیافت های نوین در حوزه زبان شناسی است که به مطالعه و تفسیر و نیز ترکیب کلمه ها در عبارت ها و جمله های خاص می پردازد. درواقع معنا شناسی کلیدی برای گشایش درهای متن کلام است. این دانش در اواسط قرن نوزدهم پا به عرصه گذاشت. ماکس مولر و میشل بریل از جمله افرادی بودند که در وضع این دانش مشارکت چشمگیری داشتند.
واژه سبیل یکی از پرکاربردترین واژه های قرآنی است که در قرآن کریم بارها به آن اشاره شده است و از مسائلی است که بسیاری از آن غافل اند. بررسی و تحلیل معناشناسی در این پژوهش نشان داد که سیر معنایی این واژه با توجه به بافت معنایی آیات قرآن،معانی متعددی چون راه،ستمگری،دین، طاعت خداو ... است.
مقاله حاضر درصدد است از طریق شناسایی کاربرد تاریخی و توصیفی واژه سبیل، تطور و توسعه معنائی این واژه را پیش از اسلام و پس از آن تعقیب کند تا به درک هرچه بیشتر مفهوم آن نائل آید و با اهتمام به کاربردهای ""سبیل"" در بافت های دینی عناصر تشکیلدهنده با سبیل و نیز واژگان متقاربه المعنی آن را بیابد.
از نیمه دوم قرن دوم میلادی، تقریری از مسیحیت اشاعه یافت که به قرائت پولسی معروف است و از همان زمان تاکنون بر جهان مسیحیت حکم فرماست. پولس یهودی متعصبی از قبیله بنیامین است که پس از تعقیب و شکنجه بسیاری از مسیحیان، به واسطه مکاشفه ای اثبات ناپذیر به جرگه مسیحیان پیوست و به زعم خود، همة عمرش را وقف ابلاغ و اشاعه دین مسیح کرد. از نظر پولس، مسیحی کسی است که به تجسد خداوند در قالب انسان و قربانی شدن او برای بخشش گناهان بشر و زنده شدن و رجعتش به آسمان ایمان داشته باشد و اقرار کند که آدمی به واسطه گناه ذاتی اش، که به واسطه حضرت آدم در نوع بشر نهاده و نهادینه شده است، نه از طریق اعمال نیک که فقط به واسطه فیض یا ایمان به نجات از سوی خداوند به سعادت و بخشش و رستگاری رهنمون خواهد شد و سرآخر مسیحی کسی است که کلیسا را نماینده مسیح بر زمین بداند و به نجات از طریق تبعیت از آن و اذعان به حقانیتش ایمان داشته باشد. قرائت پولس با توجه به پیش زمینه های معرفتی و غیر معرفتی اش، اعم از تعصبات دینی، یونانی مآبی، زبان یونانی، و نیز اوضاع حاکم بر اجتماع و محیط دوران و تعارضات وی با یهودی ـ مسیحیان، مبتنی بر الوهیت حضرت عیسی (ع) و کلیساست. متابعت یا مشابهت برخی از بخش های عهد جدید با قرائت پولس، که در نامه هایش به دیگر مسیحیان نمایان است، به تعارضات موضوعی مفهومی با اناجیل همدید و تعارض در نگرش و سلوک اخلاقی برآمده از اناجیل همدید با حیات عیسی (ع) منجر شد. قرائت پولسی پیامدهایی دارد که برآمده از انسان خداپنداری یا الوهیت عیسی (ع) است که ضمن تنزل شأن ربوبی از منظر قدرت و علم، خداوند را به عاملی خارج از نظام خلقت و دستگاه آفرینش تبدیل می کند.
حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین شاخصههای تمدن و پیشرفت جامعه بشری، امروزه از اهمیت بسیاری در روابط بینالملل، حقوق بینالملل و عمومی برخوردار است. ابهام در تعریف آن و استفاده ابزاری از آن، یکی از مهمترین کاستیها و چالشهای کنونی ارتقای حقوق بشر در جهان به حساب میآید. در این میان کشور های غربی و به ویژه آمریکا به بهانه حمایت از دمکراسی و حقوق بشر، در امور داخلی سایر کشورها مداخله کرده و با استفاده از دیپلماسی عمومی و رسانهای خود، بسیاری را مورد هجمه تبلیغات قرار داده و به بهانه حقوق بشر اقداماتی را نیز علیه بسیاری از کشورها انجام می دهد. آمریکا از ساز و کارهای مختلف نهادهای بین المللی برای تحت فشار قرار دادن ایران استفاده می کند. از این رو در پژوهش حاضر تلاش شده است که با تدقیق در نوع روابط سیا سی جمهوری اسلامی و ایالات متحده در بستر حقوق بشر، محتوای مهمترین موضوعات مطرح شده علیه ایران در این عرصه که در قطعنامه های سازمان ملل متحد در زمینه حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران در سه دهه گذشته وجود داشته، مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. با بررسی مبناشناسانه امور مذکور، ضمن ارائه ساختار مناسبی جهت پاسخ دهی به ادعاهای واهی مطرح شده، نحوة اقدامات آنها در نقض حقوق بشر نیز مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
امروزه در جهان اسلام، اهالى شهرها بیشتر مسلمان هستند. اختلاف طبقاتى شدید، آسیب هاى اجتماعى، آشفتگى جوامع و نظایر آن ها نیز حاکى از این موضوع است. این موضوع به خاطر عدم بکارگیرى مبانى ناب اسلامى و همچنین احاطه فرهنگ غرب بر زندگى مسلمانان است. دین اسلام داراى اصولى است که مبناى هر حرکتى در جهان که م ىتوانند به « نبوت، امامت، عدل، توحید و معاد » اسلام است. این اصول عبارتند از منظور دستیابى به چهارچوبى مطمئن بکار گرفته شوند؛ در حالى که در شهرهاى جهان اسلام امروزى، اصول برنامه ریزى شهرى بیشتر از فرهنگ غربى مشتق م ىشود.
نویسندگان این جستار، بر این باورند که اسلوب "امر و نهی" و سخن گفتن از بالا که مهم ترین سبک رایج در سروده های زهد به شمار می آید، تا اندازه زیادی متاثر از خود محیط عرب زبان و متون دینی آن به ویژه کتاب آسمانی قرآن بوده که پیش از ظهور در شعر زهد، در گفتار واعظان و خطیبان سده نخستین اسلامی، نمود یافته است. این تاثیر را هم در رو ساخت سروده های زهدی می بینیم و هم در ژرف ساخت آن. به نظر می رسد نوع گفتمان حاکم در جامعه عباسی که مورد مطالعه ما در این جستار است، بیش ترین تاثیر را در شکل گیری چنین شیوه گفتمانی (امر و نهی از بالا و کوچک پنداشتن مخاطب) در متون زهدی آن عصر داشته است. به دیگر سخن سبک گفتمان چنین متونی، شخصیت، نگرش و ذهنیت و خرد مردمان آن عصر را آینگی می کند. خود شیفتگی و خود کامگی گوینده و هیچ انگاری مخاطب، چکیده "امر و نهی" های موجود در متون زهدی است.
این مقاله با استفاده از روش توصیفی ـ کتابخانه ای و با تکیه بر منابع اسلامی، به شناسایی و طبقه بندی نشانه های صبر بر معصیت در چهار بعد شناختی، هیجانی، انگیزشی و رفتاری پرداخته است. ضمن بررسی نشانگان کلی صبر، به طور ویژه آن دسته از نشانه هایی که می توانند در موقعیت معصیت محقق شوند، شناسایی و تبیین شده اند. نتایج نشان داد که در بعد شناختی سه نشانه، در بعد هیجانی چهار نشانه، در بعد انگیزشی یک نشانه و در بعد رفتاری سه نشانه می تواند حاکی از ویژگی صبر بر معصیت باشند. در پایان مباحثی برای تشخیص ممدوح یا غیرممدوح بودن صبر و شناخت مراتب صبر، حد نصاب نشانه ها برای صدق ویژگی صبر بیان شده است.
از آنجا که ارزش ها در ایجاد ثبات در شخصیت افراد و حیات اجتماع بسیار مهم و به عنوان عاملی تأثیرگذار می باشد، آموزش و اشاعه صحیح آنها امری ضروری است. این تحقیق به ارائه روش هایی در جهت آموزش ارزش های دینی و اخلاقی می پردازد. تحقیق حاضر نظری و از نوع توصیفی ـ تحلیلی است و نتایج آن، بیانگر ارائه یک روش جدید به نام روش پله کانی آموزش ارزش هاست. این روش از سه مرحله قبل از آموزش یا «آمادگی و آگاهی»، مرحله آموزش یا «پایه گذاری» و مرحله بعد از آموزش یا « پرورش» تشکیل شده است.