جامعیت قرآن، از لحاظ جاودانگی دستورات آن نسبت به گذر ادوار زمان می باشد. از طرفی شمولیت جهانی مخاطبان قرآن نیز بعد دیگری از جامعیت آن را هویدا می سازد. بررسی آیات قرآن از لحاظ احاطه ی تعالیم ارائه شده نسبت به نیازهای بشری و گستره ی مخاطبان آن دلیل روشنی بر جامعیت قرآن است که همواره از سوی جامعه اندیشمندان قرآنی مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا آیه ی نخست از سوره ی فرقان مورد بررسی قرار گرفت و با گردآوری اطلاعات به روش توصیفی - تحلیلی این نتیجه حاصل شد که در این آیه، جامعیت قرآن از لحاظ جاودانگی تعالیم و جهانی بودن مخاطبان محرز است. نخست به این دلیل که با انتساب صفت انذار دهندگی پیامبر اکرم(ص) نسبت به «عالمین» که دارای شمولیت جهانی و زمانی است، خاتمیت پیامبر اکرم(ص) و در نتیجه جاودانگی تعالیم ایشان اعلام شده است و دیگر این که با توجه به گستره ی مخاطبان مورد انذار در مواجهه با وسعت معنایی «عالمین»، جهان شمول بودن این انذار از نظر تعدد مخاطبان و گستره ی تعالیم انذاری از جهت تحقق یک زندگی سعادتمندانه همه جانبه همراه با حفظ تازگی و قوام آن به منصه ظهور می رسد.
معنویت دینی برآیند و حاصل شکلی از زیستن است که بر پایه رابطه قلبی _ ایمانی با خدا و پیوند حبی نسبت به پیامبر و اهلبیت طاهریناش شکل گرفته، اعمال و زندگی فرد معنوی را بر پایه تعالیم وحیانی و تلاش برای برپایی حکومت ولیعصر؟عج؟ تبلور میبخشد. با توجه به گسترش جریانهای معنوی جدید که ماهیتی تکثرگرا داشته مخاطبان را به ورطه نسبیتگرایی و اباحهگرایی سوق میدهند، معنویت دینی معنویتی به دور از اباحهگرایی و نسبیتاندیشی معرفتی یا اخلاقی است. این نوشتار با روش توصیفی _ تحلیلی و برپایه محکمات عقلی و نقلی هویت معنویت دینی را از منظر آموزههای شیعی _ مهدوی در چهار بخش معرفتشناختی، هستیشناختی، انسانشناختی و وظیفهشناختی مورد بررسی قرار داده و به این نتایج رسیده است که معنویت دینی قائل به عقلانیت، وحیانیت، وجود خدا، عصمت و علم فرابشری و پیامبر و امام معصوم، ضرورت اقتدا به امام معصوم برای دوری از انحرافات، وجود و اصالت روح و امام معصوم به عنوان واسطه فیض و ولی نعم است و معنویت دینی آخرتگرا، شریعتگرا و اعتدالگرا، قائل به پذیرش ولایت معصوم به عنوان شرط قبولی اعمال و بالاخره ضرورت احیای امر معصوم به عنوان اصلیترین وظیفه منتظران حقیقی است.
یکی از بزرگان و عالمانی که تلاش و جهادی کم نظیر در عرصه فقه الحدیث داشته، مرحوم ملا محسن فیض کاشانی با اثر خود، «الوافی» است که با طرح و نگاهی ژرف به مباحث فقه الحدیثی، به حق این مباحث را به اوج رساند. این پژوهش با روشی توصیفی– تحلیلی، انجام گرفته و درصدد است به واکاوی روش ها و مبانی فقه الحدیثی فیض کاشانی در کتاب «وافی» بپردازد. نتایج پژوهش، گویای این واقعیت است کهملامحسن فیض به ریشه لغوی و معنای اصطلاحی مفردات و لغات حدیث التفات ویژه ای داشته است؛ و به مباحثی چون «سبب و فضای حاکم بر صدور روایت»؛ «سیاق حدیث»؛ «جایگاه متن و سند حدیث» و «خانواده حدیث» در مباحث فقه الحدیثی روایات، التزام ویژه ای داشته است. .
علی رغم دیدگاه مخالفان، امروزه دیدگاه پذیرش مداخله کیفری در حوزه خانواده در عرصه قانون گذاری اجرایی شده است. با این حال، موافقان مداخله کیفری نیز معتقدند اختیار دولت در مداخله محدود است و باید از کیفر به عنوان آخرین راهکار استفاده شود. مداخله کیفری که از رهگذر جرم انگاری صورت می گیرد، موجب تحدید آزادی شهروندان می شود؛ فلذا، خلاف اصل بوده، اجرای آن نیازمند توجیه است. در این راستا اصول و مبانی چهارگانه آسیب، پدرسالاری قانونی، اخلاق گرایی و کمال گرایی، جهت توجیه جرم انگاری مطرح شده است. جست وجو در قوانین کیفری حوزه خانواده در ایران نشان می دهد ردپای این مبانی را در برخی جرم انگاری ها می توان مشاهده کرد. به طور خاص اصل آسیب آثار بیشتری نسبت به سایر مبانی بر قوانین کیفری می گذارد و بسیاری از جرم انگاری های حوزه خانواده متأثر از این اصل است. این مقاله تلاش دارد با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، ضمن بیان مبانی جرم انگاری، مصادیق مداخلات کیفری در حوزه خانواده در ایران را بررسی و تحلیل کند. از این رو، پس از بیان مقدمه ای در خصوص لزوم یا عدم لزوم مداخله کیفری، مبانی جرم انگاری بیان می شود و مصادیق جرم انگاری هایی که ذیل هر مبنا قرار می گیرد، مطرح می گردد.
تعدّدت الأجناس الأدبیه التی وردت فی الشعر ولاسیما السینما (الفن السابع)التی أصدرت ضجه هائله فی دعائم الشعر وأعادت بنائه فی هیکل متناسب مع تقاناته الدقیقه حیث یقوم الشاعر فی عصرنا الحاضر بکتابه الشعر فی الحقل السینمائی لنقل فضاء النص الشعری من الجمود إلى الصوره المرئیه المتحرکه وقد أدّى هذا النوع من الأسالیب إلى زعزعه هائله فی مضمون القصیده الحداثیه. لهذا قامت القصیده الملتزمه بفتح النافذه على التقنیات السینمائیهکالکامیرا التی تسبر أغوار السرد السینمائی بحرکاتها وزوایاها لقرابتها وشباهتها برؤیا ومخیله الشاعر،فتقوم بتسخیر تقنیاتها للقصیده الحداثیه کی تسمح للمتلقی قراءه القصیده بعین ثاقبه ونافذه وتقوم برفع مستوى القارئ إلى المشاهد. وقد إتجه بعض الشعراء المعاصرین فی الآونه الأخیره إلى هذا الأسلوب الحدیث ومن ضمن هؤلاء الشعراء الشاعر عدنان الصائغ حیث استلهم فی قسم من أشعاره الملتزمه فضاءاً واسع النطاق من الفن السابع مملوءاً بتقنیات الکامیرا. هذه الدراسه هی محاوله لإضاءه السرد السینمائی وبالأخص الکتابه بالکامیرا وتقنیاتها فی أشعار عدنان الصائغ الملتزمه، وفقاً للمنهج الوصفی - التحلیلی؛ والنتیجه الحاصله من هذه الدراسه ترتکز على استثمار الشاعرللصوره المرئیه المتحرکه والإتیان بها فی النصوص الملتزمه. السؤال الأساسی الذی نرید البحث عنه هو کیف تجلّت تقنیات الکامیرا الشعریه فی شعر الصائغ الملتزم؟والهدف الأساسی لهذه الدراسه هو الکشف عن موقع الکامیرا بحرکاتها الأفقیه والعمودیّه وأنواع الزوایا المتعلقه بها التی تبرز شعوراً خاصاً فی المتفرج کالشعور بالحرکه والفوقیه والارتباک. لا یخفی إنّ الکامیرا وتقنیاتها الدقیقه تسوق القارئ من الصوره الجامده الغنائیه نحو الحرکه ومواقع النظر المختلفه التی تشتمل على الزاویا المنخفضه والمرتفعه والمحایده.
مقاله «بررسی اصالت وجود صدرایی در تفکر سینوی» که در شماره بهار و تابستان 95 مجله حکمت صدرایی به چاپ رسیده است، اصالت وجود مطرح در حکمت متعالیه را در تفکر سینوی بررسی کرده است. هر چند نگارند گان با رویکرد نویسنده موافق بوده و ابن سینا را اصالت وجودی دانسته، ولی مواضعی چند از مقاله مذکور را قابل تأمل می دانند. نقد و بررسی آن مقاله در دو محور روش شناختی و محتوایی انجام شده است؛ درباره مواضع محتوایی، افزون بر نارسایی مقاله در بیان دقیق موضع ملاصدرا در معنای اصالت وجود، آرایی که درباره اندیشه ابن سینا اتخاذ کرده، بسیار قابل تأمل است. از جمله اینکه درحالی که قرائت اصالت ماهیتی نیز از عبارات شیخ وجود دارد، بدون ارائه شواهدی محکم، اصالت وجودی بودن شیخ را مسلم دانسته است. «تباین وجودات» و «عروض خارجی وجود بر ماهیت» نیز از باورهای مسلم شیخ دانسته شده است. نگارند گان معتقدند که بر حسب نصوص و شواهد موجود در عبارات شیخ، «تباین وجودات» و «عروض خارجی وجود»، در تفکر ابن سینا از هیچ شاهدی برخوردار نیست و در این نوشتار خلل و ایرادات مقاله فوق را یادآور می شوند.
در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی تلاش شده تا طرحی از دیدگاه فلسفی ملاصدرا درباره رابطه خیال و معرفت ارائه شود. هدف اصلی مقاله، ارائه تصویری از ماهیت رابطه خیال و معرفت، ابعاد رابطه خیال و معرفت و چگونگی مداخلات خیال در فرایند کسب معرفت است. خیال به مجموعه ظرفیت های نفس برای مواجهه و کار با صور خیالی، اعم از ذخیره و نگهداری صور (مصوره)، تصرف در صور (متصرفه)، صورت سازی برای معقولات (متخیله) و معقول سازی صور (متفکره) اطلاق می شود. صورت ذهنی، رونوشت نفس از واقعیت خارجی است. تهیه، نگهداری و گسترش صورت های ذهنی، به عنوان برداشتی از مفهوم و فرایند معرفت (حصولی) مد نظر واقع شده است. رابطه خیال و معرفت در چهار محور «خیال و تشکیل ذهن»، «خیال و امکان معرفت»، «خیال و بقای معرفت» و «خیال و گسترش معرفت» بررسی و تبیین شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که: 1. موجودیت ذهن با خیال و صور خیالی شکل می گیرد. 2. خیال، از طریق تبدیل معلوم بالعرض (واقعیت خارجی) به معلوم بالذات (صورت ذهنی واقعیت خارجی) و تبدیل صورت حسی به صورت خیالی، امکان شکل گیری معرفت را فراهم می آورد. 3. خیال از طریق ذخیره صورت ها و در دسترس نگه داشتن آنها، عامل بقای معرفت است. 4. از آنجا که معرفت از موجودیتی یکپارچه برخوردار است و اتصال صور علمی در ذهن از طریق خیال امکان پذیر می شود، خیال سنگ بنای هر معرفت جدید است. 5. خیال بخشی ضروری از ساختار ادراکات وهمی و عقلی انسان است.
مسئله محرک تاریخ از جمله مباحث چندوجهی فلسفه تاریخ است که با مباحث دیگر آن درمی آمیزد. این مسئله در دیدگاه علامه طباطبایی با شناخت ادوار تاریخ گره خورده است. تاریخ مورد اشاره علامه، تاریخ انسان و ملت ها است که در منظومه فکری وی به سه دوره بساطت و سادگی، وحدت ملت ها و حس و ماده تقسیم می شود. فطرت به مثابه محرک تاریخ در هر سه دوره نقش ایفا می کند. در دو دوره اول، فطرت خود را در قالب خاصیت استخدام گری نشان داد و با توجه به مجموع ویژگی های این دو دوره، اصل استخدام برای حرکت جامعه بشری کافی بود. البته استخدام مانند دیگر اصول عقل عملی و دیگر گرایش های فطری، در معرض انحراف و اشتباه بود که با پیشرفته تر و پیچیده تر شدن جوامع خود را نشان داد. بنابراین در دوره سوم حیات تاریخی بشر، لازم بود عامل دیگری نیز به کمک آن بیاید تا مسیر رو به کمال انسانیت متوقف نشود. این عامل وحی و دین است. وحی و دین هم باید مطابق با فطرت می بود وگرنه نمی توانست نقشی در حرکت تاریخ داشته باشد.
خوانش انقلابی گفتمان اسلامی شیعی کتاب های ممنوعه و برنامه های خوانش و مطالعاتی آن ها می تواند بخش فرهنگی انقلاب اسلامی و روند ایجاد اندیشه ها و ایدئولوژی انقلابی و نشر آن برای تغییر وضعیت موجود و تعیین خط مشی و شیوه های عملی آن ها را روشن نماید. کاوش های انجام شده به محقق یاری بسیاری رساند تا گستره و کارکرد دقیق و مستند کتاب های زیرزمینی و خوانش و برنامه های مطالعاتی انقلابیون به طورجدی تری درک شود. دسته مهمی از کتاب ها و جزوات ممنوعه گفتمان اسلامی شیعی توسط رهبران، نظریه پردازان ایرانی و غیر ایرانی و نیز گروه ها و جمعیت های انقلابی تألیف و ترجمه شد و مسیر فکری و عملی انقلاب را هموار کرد و به تعمیق اندیشه ها و استمرار عملکرد انقلابیون منجر شد. سیر و برنامه های خوانش و مطالعاتی هدف دار انقلابیون، جریان فرهنگی گسترده و نفوذ داری را باعث شد که در کنار دیگر عوامل به شکل گیری نهایی انقلاب مدد رساند. شواهد و اسناد تاریخی در شفاف سازی این جریان و روشن سازی ابعاد فرهنگی امر انقلاب با یاری جامعه شناسی خواندن و کتاب کمک مؤثری خواهد کرد.
براساس نظریه نوخاسته گرایی، ذهن به طور بدیع و پیش بینی ناپذیری از بدن فیزیکی ظهور می کند و وابسته به آن است، در عین حال غیرقابل تقلیل به مغز یا هر گونه سیستم فیزیکی برآمده از آن است. یکی از قرائت های مهم نوخاسته گرایی، نوخاسته گرایی جوهری است که در بسیاری از شاخصه ها با نظریه حدوث جسمانی نفس قرابت دارد. از این رو به نظر می رسد این نظریه در فضای فلسفه ذهن معاصر قابل بازخوانی و صورت بندی است و می توان از نظریه نوخاسته گرایی صدرایی سخن گفت. در نظریه نوخاسته گرایی صدرایی، ذهن، در مرحله ای از تکامل سیستم پیچیده مغزی و اندام واره های زیستی، به صورت بدیع، پیش بینی ناپذیر و با وابستگی پایه ای به بدن مادی ظهور می کند و از سوی دیگر غیرقابل تقلیل به بدن است. بر اساس اتحاد خارجی ذهن بدن مسئله علیت ذهنی و رابطه این دو چهره دیگری به خود می گیرد که در اندیشه فیلسوفان پیش از ملاصدرا بی سابقه است.
انسان موجودی است که می تواند در طبیعت و خلقت تصرفاتی داشته باشد. تصرفات وی، انواع و انحاء گوناگون دارد که از جمله آن، دخل و تصرف در ژن موجود زنده است. این کار ذیل دانش مهندسی ژنتیک صورت می پذیرد. مهندسی ژنتیک به مجموعه روش هایی گفته می شود که با انتقال ژن از ماده وراثتی (مولکول دی.ان.ای) که حامل ژن های جدید یا ترکیبی نو از ژن هاست، به سلول میزبان، تغییراتی در ژن میزبان می دهد، به گونه ای که میزبان هم واجد ویژگی های وراثتی مورد نظر می شود و هم می تواند این ویژگی ها را به نسل بعد منتقل کند. کار این دانش در حقیقت نوعی دخل و تصرف در طبیعت و خلقت یا دست کاری حیات می باشد. مهندسی ژنتیک از این زاویه، با انواع ابهامات و چالش ها (فلسفی، کلامی، فقهی، حقوقی، اخلاقی و ...) مواجه است که پرداختن به آنها نیازمند مبانی و زیرساخت های مختلفی است که ازجمله مهم ترین آن، مبانی انسان شناختی می باشد. مسئله انسان و انسان شناسی از سه منظر با مهندسی ژنتیک و مسئله تراریخته (محصول مهندسی ژنتیک) در ارتباط است: یکی انسان به عنوان فاعل و عامل تصرف؛ دوم انسان به مثابه بخشی از موضوع مهندسی ژنتیک (موضوع تصرف) و جنبه سوم، انسان به عنوان مصرف کننده محصولات تراریخته. با توجه به نسبت و مناسبات انسان شناسی و مهندسی ژنتیک، دراین باره سؤالات مختلفی مطرح است؛ ازجمله اینکه دخالت ها و تصرفات بشر در طبیعت و خلقت از چه سنخی است؟ قلمرو تصرفات بشر تا کجاست و چه پیامدهایی (تکوینی و غیر تکوینی) دارد؟ آیا تغییرات یا اصلاح ژن انسانی، در ابعاد دیگر انسانی نظیر ذهن، شناخت، صفات نفسانی، فطرت و رفتارها نیز اثرگذار است؟ در مقاله حاضر سعی شده با توجه به مبانی انسان شناختی دینی، به مسائل یادشده پاسخ داده شود.
به دلالت صریح برخی آیات الهی، فرعون در آخرین لحظات عمرش توبه کرد. ابن عربی توبه او را مقبول دانسته و معتقد است باایمان از دنیا رفته است. امام خمینی معتقد است توبه فرعون مردود بوده و با حالت کفر دنیا را ترک کرده است. ابن عربی معتقد است فرعون قبل از غرق شدن توبه کرد و چون قبل از اینکه گناهی کند، قبض روح شد، پس نه تنها مؤمن، بلکه مؤمن پاکیزه از دنیا رفته است. به عقیده او کلام نرم حضرت موسی و هارون(ع) در فرعون اثر کرد و متذکر و خاشع شد و این دلالت بر قبولی ایمان او دارد؛ زیرا تذکر و خشیت در زمان دعوت صورت گرفته که در دنیا بوده است. اما امام خمینی معتقد است فرعون بعد از اینکه متوجه شد به زودی غرق مى شود، توبه کرد و توبه هنگام مرگ پذیرفته نمی شود. ایشان همچنین دستور الهی مبنی بر کلام نرم حضرت موسی و هارون(ع) با فرعون را نه به خاطر متذکر و خاشع شدن فرعون، که برای مصالحی همچون تأثیر بر اطرافیان فرعون دانسته اند.
یکی از اصول بسیار مهم در حوزه معناشناسی و به ویژه فن ترجمه، شناخت اجزای واژگان در یک زبان است. «تحلیل مؤلفه های معنای واژگان» به عنوان یکی از نظریات حوزه معناشناسی و مطالعات معنایی، به تجزیه واحدهای زبانی به اجزای تشکیل دهنده آنها می پردازد و به استخراج معنای نهفته در واژه و کشف لایه های معنایی آن توجه دارد و در شناسایی تفاوت های معنایی بین واژگان هم معنا، دارای اهمیت است. پژوهش پیش رو کوشیده ضمن معرفی این روش به عنوان رویکردی مهم در حوزه معناشناسی و ایجاد تعادل ترجمه ای، با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد انتقادی، به نحوه برابریابی واژگان بر مبنای تحلیل مؤلفه های معنایی در منتخبی از واژگان سوره های طه و مؤمنون در ترجمه های آقایان آیتی، الهی قمشه ای، رضایی اصفهانی، فولادوند و معزی بپردازد. برآیند پژوهش نشان می دهد که در ترجمه های آقایان آیتی، الهی قمشه ای، فولادوند و معزی، در بیشتر موارد به انتقال دقیق مؤلفه های سازنده معنای یک واژه از زبان مبدأ به زبان مقصد توجه لازم صورت نگرفته و این کم دقتی باعث ارائه معنای اولیه و هسته ای از واژگان شده است. ترجمه آقای رضایی اصفهانی نیز هرچند توفیق کامل نداشته، اما مؤلفه های معنایی واژگان را بهتر از سایر ترجمه ها انتقال داده است.
نسخ تدریجی، مشروط و تمهیدی، از نوآوری های آیت الله معرفت و به معنای رفع و تغییر تدریجی حکم سابق است که اگر تغییر تدریجی حکم با تغییر شرایط باشد و لحاظ برگشت و اعاده حکم با برگشت شرایط شود، «نسخ مشروط» و اگر تغییر تدریجی حکم با لحاظ مقدمات و تمهیداتی برای رفع آن باشد، «نسخ تمهیدی» نامیده می شود. از آنجا که این نظریه در اواخر عمر وی مطرح شد، فرصت تبیین چارچوب کامل آن حاصل نشد، ازاین رو مانند نسخ مصطلح و دیگر مسائل علمی، نیازمند تعریف ضوابطی است تا ضمن تشخیص صحیح آن، از خلط آن با سایر مسائل و انحراف در آن جلوگیری شود. در این نوشتار به روش توصیفی-تحلیلی، بر اساس آراء وی از نسخ تدریجی و بیان برخی مصادیق قرآنی که از آن داشته ، برخی شرایط عام و شرایط اختصاصی برای نسخ تدریجی اصطیاد، شمول و دامنه آن بررسی شده و استمرار این نوع نسخ بر مبنای قاعده جری و تطبیق، به اثبات رسیده است.
در فلسفه اسلامی، حکمت عملی با وجود اهمیت آن، مانند حکمت نظری رشد لازم را پیدا نکرده است. نیاز امروز جامعه به مباحثی چون اخلاق و تدبیر منزل و سیاست، بررسی جایگاه حکمت عملی در اندیشه فلاسفه اسلامی را ضروری می سازد. ابن سینا به عنوان یکی از حکمای بزرگ اسلامی، در آثار مختلف خود، حکمت عملی را قسیم حکمت نظری و جزو فلسفه دانسته و به غایت حکمت عملی و رابطه آن با عقل نظری و همچنین مبادی حکمت عملی اشاره کرده است، ولی به جز چند رساله مختصر، اثر قابل توجهی از وی در این باره دیده نمی شود. علل اصلی این عدم رشد را می توان عدم قابلیت استنتاج حکمت عملی از حکمت نظری ارسطویی و پرداختن تفصیلی شریعت به مباحث مطرح شده در حکمت عملی و همچنین اهمیت ویژه فلسفه اولی نسبت به حکمت عملی در نزد ابن سینا دانست. ضمن اینکه با توجه به مبادی و روشی که ابن سینا برای حکمت عملی ترسیم می کند، حکمت سینوی این قابلیت را دارد که همچون حکمت نظری، در زمینه حکمت عملی به ویژه اخلاق هم توسعه داده شود.
امروزه با توجه به اهمیت تربیت اخلاقی نسل جوان، طراحی و بهره گیری از مدل های کارآمد و بومی تربیت اخلاقی، امری ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر نیز به همین منظور به انجام رسیده است. هدف این تحقیق، استخراج و تبیین دیدگاه تربیت اخلاقی محمدمهدی نراقی است؛ در نتیجه، مبانی، اهداف، اصول و روش های تربیت اخلاقی از دیدگاه ایشان تبیین و بررسی شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و داده ها عمدتاً از بررسی تحلیلی کتاب جامع السعادات جمع آوری شده اند. بر اساس یافته ها رویکرد تربیت اخلاقی نراقی به رویکرد تربیت منش نزدیک است. در دیدگاه تربیت اخلاقی نراقی، هدف غایی تربیت اخلاقی، تشبه به خداوند است؛ و بر این اساس، پیراستن نفس از رذایل، کسب معارف حقیقی و رسیدن به اعتدال در اخلاق، از هدف های میانی تربیت اخلاقی به شمار می آیند. همچنین بر اساس یافته ها، 9 مبنا و ۱۸ اصل تربیتی برای اخلاقی شدن متربیان، استخراج و تبیین شده است.
نسبت اخلاق با هویات اجتماعی را می توان از طریق ریشه های پیدایش «اخلاق حرفه ای» در علوم اجتماعی جست وجو کرد. این مقاله در تحلیلی علمی، بر نخستین آثاری متمرکز است که با دغدغه تعیین هویت اخلاق حرفه ای، این بحث را در ضمن یک نظریه اجتماعی کلان مشاهده کرده اند. دو دسته از مباحث را باید تفکیک کرد: اول، مباحث ناظر به «خُلقیات حرفه» (اخلاق اهل یک حرفه) و اموری که به عنوان قانون میان ایشان از آن خلقیات انتزاع می شوند؛ و دوم، مباحث «اخلاق و حرفه ها» به عنوان مباحث اخلاقی عام انسانی تعین یافته در حوزه حرفه ها. این دو دسته را باید به مثابه دو گونه هنجار در حوزه نهادهای اجتماعی تفکیک کرد. از مباحث دسته اول نیز عموماً با عنوان اخلاق حرفه ای و اخلاق رسانه یاد می شود؛ اما این امور، هنجارهایی برآمده از گروه های اجتماعی اند. دسته دوم بر اهمیت ورود ارزش های اخلاقی مشترک میان همه انسان ها در تمامی حرفه ها تأکید دارند. نخستین کارکردهای این تبیین را می توان در آثار جامعه شناسانی همانند امیل دورکیم ردگیری کرد. او مفهوم اخلاق حرفه ای را از نظریه «همبستگی مکانیکی و همبستگی ارگانیکی» استنتاج می کند. اخلاق در این نظریه، برآمده از هویت اجتماع است. اما در نظریه های حکیمان مسلمان، مبنای اخلاق بر عقل عملی نهاده شده است. عقل عملی که با قانون حسن و قبح عقلی، احکام جهان شمول اخلاقی را به عهده می گیرد، حیثیت دیگری دارد که می توان آن را «عقل تدبیری» نامید. این بخش از عقل، به خوبی می تواند عهده دار تبیین اخلاق اهالی حِرَف، صنوف و صنایع باشد.
اسلامی سازی روش ها و نظریه های علوم انسانی و تجربی، از نقطه نظرات بیش از دو دهه مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) بوده است. از آنجاکه عصر امام رضا (علیه السلام) با جولان جریان های انحرافی مشهور است، شیوه ارتباطی حضرت (علیه السلام) آموزه های نادری را در علم ارتباطات عرضه می کند که ضابطه مند است. بر این اساس، با جستاری در ارتباطات ایشان در مواجهه با فرقه های انحرافی، با بیان مدل پیشنهادی، گامی به سوی نظریه ارتباطات اسلامی برداشته شده است.این تحقیق با هدف رویکردشناسی ارتباطات امام رضا (علیه السلام) در مواجهه با جریان زیدیه و به روش تحلیلی توصیفی با رویکرد میان رشته ای، به ارائه روش ارتباط صحیح با این فرقه پرداخته است. نتیجه تحقیق نشان می دهد رویکرد جذبی بیشترین درصد را به خود اختصاص می دهد و سایر رویکردها از جمله: تهاجمی، دفعی، استحفاظی، تدافعی و انفعالی، جایگاه بعدی را در مدل پیشنهادی دارا هستند.