ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۰۸۱ تا ۲۲٬۱۰۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۲۲۰۸۱.

امام علت اربعه عالم نقد و بررسی نظریه شیخیه در مورد جایگاه امامت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۲ تعداد دانلود : ۶۴۸
فرقه شیخیه، در مسئله جایگاه امامت، همان گونه که از ظاهر بسیاری از عباراتشان برمی آید، ائمه اطهار علیهم السلام را علل اربعه کائنات؛ یعنی علت فاعلی، مادی، صوری و غایی جهان هستی معرفی کرده اند و بر همین مبنا معتقدند اهل بیت علیهم السلام کمک کار خدا در امر خلقتند. هدف این پژوهش آن است که آیا این نگاه، یعنی علل اربعه دانستن وجود ائمه علیهم السلام، با آیات قرآن کریم و یا رهنمودهای خود ائمه اطهار علیهم السلام سازگاری دارد؟ آیا با مفاهیم عقلی و فلسفی در تناقض نیست؟ اساساً چه جایگاهی را برای امامان معصوم علیهم السلام در عالم هستی باید قائل شد؟ این مقاله به روش توصیفی اسنادی برای رسیدن به پاسخ های مذکور، ابتدا با استناد به منابع شیخیه و انعکاس دیدگاه آنها، درصدد تبیین مفهوم علل اربعه از قول شیخیه و در نهایت ابطال این باور بوده و سپس بر اساس ادله نقلی و عقلی، به دنبال اثبات جایگاهی غیرمستقل و مأذونه از سوی علت العلل برای علل اربعه می باشد.
۲۲۰۸۲.

بازخوانی معناشناسی سوگندها در سوره فجر با محتوای آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۴۶۸
قرآن کتاب هدایت بشر، برای ارتباط با مخاطبان خود روش های متعددی را برگزیده  است. به کار بردن سوگند یکی از این روش ها است که در بسیاری از نمونه ها کاربرد این اسلوب برای از بین بردن شک و تردید مخاطب است. هرچند کلام خدا حق است و تردیدی درآن نیست، زمانی که با سوگند همراه شود، هدایت پذیرتر است. در هرکدام از سوره هایی که با قسم آغاز می شوند، خداوند قسم هایی یاد کرده است که از نظر محتوا و معنا با قسم های آن سوره بی ارتباط نیست. در این مقاله سعی شده است برای نمونه ارتباط معنایی قسم در سوره فجر با موضوعات مطرح در همان سوره بررسی شود تا شاهد این مدعا باشیم که در این سوره نیز مانند سوره های دیگر، بین مصادیق قسم و موضوعاتی که پس از آن آمده، تناسب و هماهنگی معنایی برقرار است.
۲۲۰۸۳.

تحلیل انتقادی آراء مفسران در معنا و سبب «ضحک» در آیه 71 هود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۷ تعداد دانلود : ۵۹۷
آراء تفسیری در تبیین «ضحک» در «فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْنَاهَا» (هود/ 71) بر دو دسته است. برخی این واژه را به معنای «حائض شدن» گرفته و برخی دیگر آن را به «خندیدن» معنا کرده اند. کسانی که آن را به معنای «خندیدن» دانسته اند، در تبیین عامل خنده، 10 رأی متفاوت ارائه داده اند. بررسی این آراء نشان می دهد که بر هر یک از این آراء اشکالاتی وارد است. در سوی مقابل، بازخوانی مجدد دیگر آیات قرآن کریم، متن تورات و نیز روایات می توان به رأی جدید و برگزیده ای در تفسیر این آیه دست یافت. بر اساس شواهد، فرشتگان آنگاه که خود را مَلک معرفی می کنند و حضرت ابراهیم u را از نگرانی می رهانند، اولاً نزول عذاب بر قوم لوط u را اعلام می کنند، ثانیاً به فرزنددار شدن او بشارت می دهند. آنگاه پس از عکس العمل ساره و ابراهیم u نسبت به خبر فرزنددار شدن، دوباره بشارت فرزنددار شدن را تکرار می کنند. بر این اساس «فَضَحِکَتْ» بخشی از عکس العمل اولیه ساره به بشارت مذکور است و «فَبَشَّرْنَاهَا» تکرار آن بشارت است.
۲۲۰۸۴.

اصول اخلاق تفسیر قرآن کریم؛ ملاحظات، مقدمات، چالش ها و پیشنهادها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۶ تعداد دانلود : ۵۵۵
تفسیر قرآن به منزله کنش اختیاری مفسران، افزون بر بایسته های هرمنوتیکی و روش شناختی، مشمول بایسته های اخلاقی است. این بایسته ها مفسر را در دوراهی های انتخاب، یاری می کنند. التزام به اخلاق تفسیر منوط به وجود اصول اخلاقی برای تفسیر، آگاهی نسبت به آنها و نیز اراده معطوف به کاربست آنهاست. اصول اخلاقی تفسیر نیز به نوبه خود باید مستدل و مستند به اصول اخلاقی عام باشد. از این رو، تدوین و تبیین اصول برای اخلاقی کردن ساحت تفسیر متن با چالش هایی روبه روست. با عبور از این چالش ها، می توان اصولی عام برای تفسیر هر متن پیش نهاد و برای متون ویژه و خاص، اصولی ویژه. از این میان، قصدمندی ماتن، حمل بر صحت، مواجهه تحلیلی و نقادانه با متن، پرهیز از ساده سازی و قوی سازی متن را می توان به عنوان اصول عام اخلاقی برای تفسیر متون برشمرد و مواردی چون: محوریت اراده الهی در انتساب معنا به متن؛ پایبندی به قواعد تفسیر؛ احتیاط علمی و پرهیز از مواجهه خام و عجولانه در بیان معانی آیات؛ تمایز بین بیان متن و درباره متن؛ پرهیز از اتّباع متشابه؛ پایبندی به انصاف و مواجهه عادلانه؛ انتقادپذیری و توجه به خرد جمعی؛ امانت داری در نقل؛ آگاهی از مبانی کلامی و اعتقادی مربوط به قرآن و مؤلف قرآن؛ اصلاح نفس و آرایش نفس به فضائل اخلاقی.
۲۲۰۸۵.

همانندی تأویل های منشوری عطار از هبوط آدم و سقوط ابلیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۲ تعداد دانلود : ۷۸۶
نویسندگان و شاعران عارف مسلک در مواجهه با قرآن و حدیث، نگاهی تأویلی داشته اند؛ برای نمونه، از نگاه عطار، آدم با بندگی خود مایه زینت هستی می شود و ابلیس مظهر قهر الهی. ازاین رو، یکی از موضوعات برجسته در آثار او تأویل هایی است که در خصوص «آفرینش آدم و هبوط او از بهشت» و «تمرد ابلیس و سقوطش از مقامی ارجمند» ارائه کرده است. در این پژوهش بر آن هستیم که بر پایه نظریه هرمنوتیک (hermeneutic) و با روش توصیف و تحلیل محتوا، پاسخی برای این پرسش بیابیم: شکل، روش، ساختار و تأویل های عطار از هبوط آدم و رانده شدن ابلیس از درگاه حق چگونه است؟ در این پژوهش خواهیم دید که او در مواجهه با این دو موضوع با نگاهی منشوری و مشابه، به تأویل دست زده است که بی شک این رفتار، بیانگر نگاه خاص او به تقابل میان آدم و ابلیس است.
۲۲۰۸۶.

نقد مدعای قرآنیون مبنی بر وحیانی نبودن سنت نبوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۰ تعداد دانلود : ۶۴۸
قرآن بسندگان برای ردّ حجیت سنت پیامبر6، به دلایلی استناد کرده اند که یکی از آنها، وحیانی نبودن سنت نبوی است. اینان وحیانی نبودن سنت نبوی را بر پایه فرضیاتی بنیان نهاده اند که عبارتند از: اعتقاد به عدم عصمت پیامبر6، اعتقاد بر ملزم نبودن مسلمین به اطاعت از رسول خدا6 و عدم منبعیت و مصدریت سنت برای دین اسلام. لکن با دلایل عقلی و نقلی، عصمت پیامبر6 اثبات می شود؛ بسیاری از آیات قرآنی نیز بر الزام مسلمین در اطاعت از پیامبر اکرم6 حکایت دارد. منبعیت و مصدریت سنت برای اسلام نیز بنا بر عصمت پیامبر6 و ماهیت علمی ایشان، عقلا جایز بوده و برخی آیات قرآنی نیز بر استقلال سنت در تشریع، صحّه گذارده است. بنابراین پندار وحیانی نبودن سنت نبوی قابل پذیرش نیست.
۲۲۰۸۸.

تحلیل فقهی و حقوقی حکم وعده بیع اعضای بدن انسان و بیان چالشهای تجویز آن در مذاهب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۵ تعداد دانلود : ۵۷۷
وعده بیع اعضای بدن انسان، عملی حقوقی است که مطابق آن، انسان در دوران حیات خود، به انجام بیع بر اعضای بدن خود تعهد نموده و در قبال تعهد انجام شده، وجهی مطابق با شرایط مورد توافق دریافت می کند. این مقاله، به روش اسنادی به دنبال پاسخ به این سؤال است که حکم وعده بیع اعضای بدن انسان در آرای فقهای شیعه و اهل سنت چیست و موافقان جهت تجویز این عمل، باید چه راه حلهایی در برابر چالشهای پیش رو ارائه نمایند؟ مقاله حاضر برای پاسخ به این پرسش، به بررسی مفهوم، زمینه و مبانی مالکیت انسان بر اعضای بدن، حکم وعده بیع اعضای بدن، و آرای فقها جهت حل ایرادات مطرح شده توسط مخالفان، پرداخته است. با توجه به امکان پذیرش چنین معاملاتی، برخی فقها چالشهایی مبنی بر عدم امکان انجام اسباب واجب این نوع معاملات از جمله پیوند عضو، آزار و اذیت رساندن، مثله کردن و در نهایت حرمت چنین معاملاتی را مطرح کرده اند. در این مقاله، با پذیرش آرای فقهای اهل سنت و بیان راه حلهایی از فقهای اهل سنت، به رد چنین چالشهایی پرداخته شده است. به طور کلی وعده بیع بر اعضای بدن انسان، مطابق با نظر مشهور فقهای مذاهب اسلامی جایز بوده، اما به جهت مواردی همچون کرامت انسانی و امکان ضرر جانی، در صورت تخلف از مفاد قرارداد، امکان اجبار متعهد بر انجام تعهد نبوده و به ناچار باید بر فسخ قرارداد مبتنی بر تعهد حکم نمود.
۲۲۰۸۹.

نقش بیگانگان برای جلوگیری از وحدت جهان اسلام و راهکارهای مصلحان دینی برای مقابله با آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۵ تعداد دانلود : ۵۳۱
بیگانگان برای زدودن وحدت جهان اسلام و بروز اختلاف میان مسلمانان، از روشهای متعددی بهره برداری نموده اند. مقاله حاضر با هدف تبیین اقدامات بیگانگان در راستای ایجاد تفرقه میان مسلمانان و تحریک احساسات ملی گرایانه و همچنین ارائه راهکارهایی برای مقابله با آن فعالیتها نگاشته شده است. ملی گرایی اصالت دادن به قومیت و ملیت است و زمینه تفرقه را در میان مسلمانان فراهم می سازد. روش مقاله توصیفی تحلیلی است و از یافته های آن می توان به مهم ترین اقدامات بیگانگان برای زدودن وحدت جهان اسلام از جمله ترویج ملى گرایى در میان مسلمانان، مهجور کردن آموزه های دینی از طریق توسعه فعالیتهای استشراقی، ایجاد و ترویج فرقه های ساختگی، و تهاجم فرهنگی بیگانگان علیه جهان اسلام اشاره کرد. برخی از راهکارهای مقابله با این اقدامات تفرقه افکنانه عبارتند از: برجسته سازی نقش عالمان دینی، ایده تشکیل حکومت اسلامى برای اتحاد، تقویت روحیه وحدت گرایی مسلمانان، و تقویت خودشناسی و خودباوری مسلمانان.
۲۲۰۹۰.

نمونه هایی از تأویل آیات قرآن در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۰ تعداد دانلود : ۸۷۹
در این مقاله چهارده نمونه از آیات قرآن را که مولانا جلال الدین بلخی در مثنوی به تأویل عرفانی آنها پرداخته است - بعد از ذکر مقدمه کوتاهی درباره «تأویل»-، آورده و بررسی و تحلیل کرده ایم. نمونه آن ها «ارض الله واسعهٌ» است که مولانا به عوالم روحی و دنیایی فراحسّی تأویل کرده است که اولیای حق آن جایند. یا «قرضاً حسناً» است که به نظر او «از تن کاستن و به افزودن به جان» است. یا «اقتلو انفسکم» درباره بنی اسرائیل است که به کشتن نفس تأویل شده است و ...؛ در نتیجه گیری «تأویل» در مثنوی به کوتاهی گزارش شده است.
۲۲۰۹۱.

چیستی شناسی قطع و تأثیر آن در باب ظواهر اصول فقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۹ تعداد دانلود : ۶۴۰
اصولیان متأخّر از شیخ انصاری با تقسیم سه گانه احوال مکلّف، مباحث حجّیت را در سه باب: «قطع، ظنّ و شکّ» مورد بررسی قرار داده اند. دیدگاه های برگزیده ایشان در زمینه قطع، مبانی ایشان در دو بخش دیگر را تشکیل داده، آن ها را تحت تأثیر قرار داده است. یکی از این دیدگاه ها در باب چیستی شناسی قطع است. بر اساس دیدگاه برخی از اصولیان جدید، ظاهر لفظ، بیانگر مراد متکلّم و خاستگاه ظهور، اراده استعمالی است. بدین سان، ظهور لفظ در ذهن مخاطب یا شنونده دیگر، با تصدیق به مراد متکلّم تحقق می یابد و منشأ آن، اصولی عقلایی است. قطعی دانستن این اصول عقلایی موجب قطعی دانستن تصدیق به ظهور و قطعی دانستن دلالت ظاهر است. قطعی یافتن دلالت ظواهر تأثیراتی در پی دارد از جمله آن که موجب می شود ظواهر، با خروج از سلک امارات ظنّی و ورود به جرگه ادلّه قطعی، حجّیّت ذاتی یابند و تخصّصا از ادلّه نهی از عمل به غیر علم خارج شوند. بدین ترتیب، می توان ادّعا کرد علاوه بر آن که حجّیّت ظواهر، مقتضای اصل اوّلی است؛ عمل به ظواهر از سوی شارع غیر قابل ردع است.
۲۲۰۹۲.

بررسی تلویح گفتار در نمایشنامه «گنجشک گوژپشت» محمد الماغوط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۹ تعداد دانلود : ۴۵۱
تلویح گفتار یکی از اساسی ترین موضوعات زبانشناسی کاربردی است که  نخستین بار توسط «گرایس» مطرح شد. وی برای گفتگوها ی عامه ی مردم، مبانی منطقی با عنوان اصول همکاری وضع کرد که نادیده گرفتن این اصول موجب پیدایش گفتار تلویحی می شود. این نظریه کارکرد بسیار ویژه ای در نمایشنامه دارد؛ چرا که نمایشنامه افزون بر دارا بودن عنصر «گفتگو» دارای مجموعه ای از گفتارهای دو پهلو است که دربردارنده معانی ضمنی است. در این جستار نگارندگان سعی دارند  براساس مطالعات کیفی و با روش کاربرد شناسی زبان به تحلیل نمایشنامه «گنجشک گوژپشت» بر اساس نظریه گفتار تلویحی گرایس وی بپردازند تا از معنای ظاهری و روساخت نمایشنامه  به زیرساخت آن انتقال یابند و بتوانند پیام اصلی این اثر را به مخاطب منتقل نمایند. دستاورد این پژوهش بیانگر آن است که  اصول همیاری «گرایس» به وسیله شگردهای زبانی- بلاغی همچون اطناب، تکرار، استعاره ی تمثیلیه، آیرونی و استفهام قابل نقض است. تلویح گفتارهای عرفی و عمومی  موجب می شوند که مدلول های تلویحی جدیدی به متن افزوده شود که به تقویت ژرف ساخت  و پویایی آن می انجامد
۲۲۰۹۳.

بازتاب گفتمان انقلاب و قیام مسلحانه در لایه های سبکی شعر مظفر النواب با تکیه بر قصیده «عبدالله الإرهابی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۷ تعداد دانلود : ۴۹۰
شعر بستری مناسب برای بیان ذهنیات، تجسم احساسات و تجلّی اندیشه ها، نگرش ها و آرمان هاست و سبک شناسی نیز ابزاری مناسب برای شناسایی هویّت انسانی، علمی، ادبی و ایدئولوژیک شاعر و نفوذ به دنیای درون اوست. سبک شناسی جدید علاوه بر مباحث سبک شناسی سنّتی، به محتوا، تأثیرگذاری افکار، اندیشه ها، ایدئولوژی، مخاطبان و حتی فضای خلق اثر توجه دارد و به بررسی این موارد در لایه های زبانی، ادبی و اندیشگانی می پردازد تا بتواند تصویر دقیق تری از شاعر ارائه دهد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی موضوعات محوری قصیده «عبدالله الإرهابی» و تقابل اندیشه و اعتقاد شاعر با اندیشه حکّام و سران عربی و نمود آن در لایه های مختلف زبانی، ادبی و اندیشگانی و همچنین چگونگی رویکرد شاعر با مسائل سیاسی-اجتماعی به روش توصیفی–تحلیلی انجام شده است. یافته های تحقیق نشان داد که شاعر ضمن اعتقاد به مفاهیم بلند اسلامی و دینی چون شهادت، پایداری، قصاص، حمایت از مظلوم و... و با رویکرد واقع گرایانه و عینی به مسائل جامعه، به مقابله با ظلم و ستم طبقه حاکم و اهداف سازش کارانه آنان با دشمنان بیگانه پرداخته و بر قیام مسلحانه به عنوان تنها راه حل کارآمد در مقابله با اندیشه و اهداف آنان تأکید می ورزد؛ به گونه ای که این تقابل اندیشه را می توان در سطوح مختلف زبانی قصیده به ویژه در سطح واژگان با بسامد واژگان حسی و رمزگان انقلابی و در سطح ادبی در تشبیهات حسی و ملموس شاعر و تضاد معانی دنبال نمود که سبکی صریح، حسی، هیجانی و واقع گرایانه به این قصیده شاعر بخشیده است.  
۲۲۰۹۴.

الجمل المتوازیه السابکه للنص فی حکایه «عاشور الناجی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۲ تعداد دانلود : ۶۹۲
تتحقق نصیه النص من خلال سبعه معاییر أولها: السبک الذی یضمن استمراریه النص وله أدوات منها: التکرار والتضام وأدوات الربط والإحاله والتوازی، والتوازی إما أن یکون فی المبنى من جهه الموسیقى والنحو معا وإما أن یکون فی التعبیر من جهه النحو فحسب، والتوازی بنوعیه قطب الرحى فی هذا البحث الذی تمت معالجته فی حکایه «عاشور الناجی» المختاره من ملحمه «الحرافیش» لنجیب محفوظ. وقد اعتمد الباحثون فی هذا البحث المنهجَ الوصفی التحلیلی ورکزوا على حکایه «عاشور الناجی»کجزء من الحرافیش، کما اعتمدوا المنهج الاجتماعی أیضاً؛ لأن المجتمع الذی یعیش فیه نجیب محفوظ قد أثّر فی اختیار أسلوبه. وتأتی أهمیه هذا البحث من أن التوازی لایزال مجهولاً أمام القارئ باعتباره مؤشراً للسبک النصی على الرغم من أنه یؤثر فی مستویات متعدده إما بخلق نغمات منظمه وإما بإنشاء نظم نحوی فی النص؛ وبذلک یساعد التوازی على بقاء أجزاء النص فی ذاکره القارئ، ویربط هذه الأجزاء کحلقات متصله بعضها مع بعض فی ذهنه یقوى تأثیر النص فی نفس المتلقی. أمّا أهم النتائج التی توصل إلیها البحث فهی أن التوازی بنوعیه المبانی والتعبیر موجود فی هذه الروایه، بید أن توازی المبانی أقل من توازی التعبیر وذلک بسبب الموسیقى التی تتبلور فیها فتؤثر فی تماسک النص. کما أنّ التعابیر النحویه المتوازیه أسهمت فی خلق أثر متسق ومنسجم فالسبک المنتج من هذا التوازی یؤدی دور مرآه لجأ إلیها محفوظ لتقدیم الخسائر الاجتماعیه النابعه عن سوء إداره الحکومه.
۲۲۰۹۵.

مقایسه رویکرد دل مشغولی و آموزه های اخلاقی قرآن؛ به کارگیری روش تأیید در تربیت اخلاقی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۱ تعداد دانلود : ۴۶۸
یکی از روش های تربیت اخلاقی، تأیید است که در آن، مربی، شخصیت یا رفتار متربی را به بهترین شکل ممکن ارزیابی کرده، کارهای او را به بهترین انگیزه های واقعی ممکن نسبت می دهد. این پژوهش، با هدف بررسی و بیان دیدگاه قرآنی، درباره روش تأیید در تربیت اخلاقی، انجام گرفته است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و مقایسه ای است؛ بدین منظور، ابتدا روش های تربیت اخلاقی در رویکرد دل مشغولی، با مراجعه به کتاب ها و مقالات مرتبط، بیان شده است. سپس، روش های تربیت اخلاقی قرآن، با مراجعه به آیات قرآن و کتاب های مرتبط، استخراج شده، در سه محور اندیشه، احساس و رفتار ارائه گردیده است. در نهایت، با بررسی آموزه های اخلاقی دینی، دیدگاه قرآنی، درباره روش تأیید بیان شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که قرآن کریم، روش تأیید را به چند شکلِ ایجاد حس فضیلت جویی، عزتمندی و شرافت در انسان، بیان کرامت ذاتی انسان و استفاده از روش های تغافل و توبه به کار گرفته است.
۲۲۰۹۶.

اولیای معشوق و کرشمه عنایت؛ شرح و تأویل غزلی از دیوان کبیر با نگاهی به جهان نگری سلطان ولد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۵۳۱
در این جستار، غزل شماره 1854 «چه دانی تو خراباتی...» از دیوان کبیر مولانا با توجه به منابع اصلی طریقه مولویه، خصوصاً آثار سلطان ولد شرح و تأویل شده است. تحقیق حاضر که بر مطالعات کتابخانه ای مبتنی است و با روش تحلیلی توصیفی انجام می شود، به دو پرسش پاسخ می دهد: الف. نمادهای موجود در غزل شماره 1854 دیوان کبیر تا چه حد با نظریات سلطان ولد در خصوص مراتب ولایت سازگار است؟ ب. غزل مذکور تا چه اندازه توانسته ویژگی های مراتب مختلف ولایت یعنی «مرتبه عاشقی» و «مرتبه معشوقی» را ترسیم کند؟ نتیجه پژوهش آشکار می کند که این غزل نمادین، مراتب مختلف عرصه ولایت یعنی «مرتبه عاشقی» و «مرتبه معشوقی» را تبیین می کند. مولانا طبق گفته فرزندش سلطان ولد پیش از ملاقات با شمس و بر اثر تعلیمات سیّد سردان «مرتبه عاشقی» را درک کرده و به پختگی در عرصه طریقت رسیده و با اکسیر مصاحبت پیر تبریز توانسته است مرتبه معشوقی را نیز تجربه کند و با این تحول عظیم روحی به معراج حقایق قدم بگذارد. خداوندگار در این غزل سعی نموده تا حدی که تنگنای لفظ و عبارت به او مجال می دهد، پرده از این راز سترگ بردارد و از عالمی سخن بگوید که حتی بزرگان عرصه عرفان (مشایخ صوفیه) نیز نتوانسته اند آن را درک کنند. مرتبه معشوقی مختص به مستوران قباب عزت است و کسی را یارای قدم گذاشتن به این مرتبه نیست، مگر اینکه «عنایت» خداوند و انسان کامل، سالک عارف را به این وادی هدایت کند و در خرابات حقیقت مصاحب خواص بارگاه الهی گرداند.
۲۲۰۹۷.

نظام سازی، نهاد سازی و تمدن نوین اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۶۷۴
نظام سازی اسلامی به معنای برساخت مبانی،اصول و اهداف دینی در حکومتی تازه است که به سرعت و در پی انقلاب، شکل می گیرد اما بقای آن، به تأسیس و تداوم نهادهای سه گانه مذهبی در بخش های اجرا،قضا و تقنین و ایجاد و ابقای نهادهای مناسب به آن، مرتبط است ولی یکی از مسأله های مطروحه آن است که نمی دانیم نهاد سازی تنها به تشکیل موسسه و نهاد نیست بلکه درجه اجتماعی شدن آن، میزان نهادمندی اسلامی و مقدار ارتباط آن با تمدن نوین اسلامی را معین می کند، بنابراین، سئوال پیش روی مقاله حاضر آن است که به نوع ارتباط بین نظام-نهاد-تمدن نوین در سطح اسلامی پاسخ دهد. فرضیه ما عبارت است از: تنها با افزایش درجه نهادینه شدن نهادهای اسلامی جدید، قادر خواهیم بود نظام تازه برآمده اسلامی را در نیل به تمدن نوین اسلامی یاری دهیم در نتیجه، هدف مقاله تنها نشان دادن ارتباط عناصر سه گانه مذکور نیست بلکه کمک به تعمیق باور ضرورت تداوم ارتباط آن در ذهن و عمل مردم است. از یافته های مقاله می توان اشاره کرد به این که نظام اسلامی تشکیل نمی شود مگر به تعمیق نهادهای مرتبط و این نهادهای دینی اجتماعی شده اند که راه را برای شکل گیری تمدن نوین اسلامی در تراز انقلاب اسلامی فراهم می آورند.
۲۲۰۹۸.

اهداف غایی و واسطی در تعلیم و تربیت اسلامی و لیبرال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۳۶ تعداد دانلود : ۷۸۹
مقاله حاضر به بررسی مبانی، اصول، ارزش ها و روش های دو دیدگاه تربیتی اسلام و لیبرال پرداخته و سپس، با اشاره به اهمّیت اهداف در تعیین جهت و هدایت فرایند آموزش و تربیت و تقسیم بندی اهداف تعلیم و تربیت به دو گروه اهداف غایی و واسطی (اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، مدنی، عاطفی و ... )، به بررسی تطبیقی دو دیدگاه تربیتی اسلام و لیبرالیسم پرداخته است. روش پژوهش در تحقیق حاضر از نوع تحلیلی- استنتاجی است که با تحلیل اسناد پیرامون موضوع پژوهش می توان گفت که هرکدام از دیدگاه های تربیتی فوق، بر انواع هدف ها تأکید داشته اند؛ به طوری که در تربیت اسلامی، محور خداست و هدف، تنها کسب معرفت نیست؛ بلکه رشد و شکوفایی متوازن همه ابعاد وجودی انسان است؛ اما از دیدگاه مربّیان لیبرال، تعلیم و تربیت فرایندی است که به کسب دانش نظر دارد و انسان را محور قرار می دهد.
۲۲۰۹۹.

علم حضوری مؤثر در ادراک حسی و لوازم معرفت شناختی آن از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۰۱
هنگام ادراک حسی دو مرحله روی می دهد: یکی تأثیرپذیری عضو حسی و دیگری ادراکِ نفس. مرحله اول مادی و مرحله دوم مجرد است. براساس اتحاد نفس و بدن، نفس به تأثرات مادی که در اعضای حسی واقع می شود علم دارد و این علم، از سنخِ علم حضوری است. برخی از شارحان حکمت متعالیه همچون علامه طباطبائی و شهید مطهری به این دیدگاه گرایش دارند. از لوازم معرفت شناختی این نظریه، توانایی بر تبیین علتِ پیدایش برخی از خطاهای حس است همچنین این دیدگاه، بنایی معرفتی در دفاع از نظریه واقع گرایی غیرمستقیم در ارتباط با متعلق ادراک حسی است که بزرگان حکمت اسلامی بدان گرایش دارند. پذیرش حضوری بودن علم به تأثر مادیِ عضو حسی، با قول به حصولی بودن ادراک حسی قابل جمع است. ابن سینا و صدرا قائل به حصولی بودن ادراک حسی اند، در نقطه مقابل سهروردی و سبزواری قائل به حضوری بودن آنند. طبق دیدگاه اخیر، نفس خودِ خارج را می یابد، بنابراین عدمِ تطابق ادراک با خارج متصور نیست این در حالی است که هنگام مواجهه ابزار حسی با خارج، در برخی موارد صورتِ غیرمطابق با واقع بر نفس پدیدار می گردد، در نتیجه نمی توان قائل به حضوری بودن ادراک حسی شد.
۲۲۱۰۰.

ضابطه و حکم «اجتماع عرضی اسباب»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۲ تعداد دانلود : ۳۶۲
هرگاه چند عامل، خسارتی را ایجاد کنند، مسئله تعیین ضامن و تقسیم مسئولیت بین عوامل بروز می کند که در فروض مختلف قابل تصور است. فقها و حقوقدانان جهت تفکیک مباحث، اصطلاحات خاصی را جعل کرده اند و به تعریف آنها پرداخته اند که به دسته بندی مطالب کمک کرده است. از میان اصطلاحات مورد اشاره «سبب» جایگاه ویژه ای دارد. هرگاه چند «سبب» خسارت واحدی را به وجود آورند، اجتماع اسباب واقع می شود. فقها و حقوقدانان، اجتماع اسباب را در دو فرض مورد بررسی قرار داده اند که عبارت اند از اجتماع طولی اسباب و اجتماع عرضی اسباب. در این تقسیم بندی، نویسندگان معیار طولی و عرضی بودن اجتماع اسباب را مشخص ننموده و صرفاً به مصادیق و حکم آن اشاره کرده اند. از استقرای مصادیق اجتماع عرضی اسباب در متون فقهی و حقوقی، به نظر می رسد می توان دو معیار همزمانی در ایجاد عامل تلف و تجزیه ناپذیر بودن عامل ایجاد تلف را به عنوان ضابطه عرضی بودن اجتماع اسباب دانست و سایر مصادیق را از نوع اجتماع طولی اسباب محسوب نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان