تناسب معجزه ی هر پیامبر با حرفه و هنر رایج در عصرش، مبحثی شناخته شده میان دانشمندان است. این مضمون به طور مسند، اولین بار از امام هادی(ع) نقل شده است. اما به دلایلی که در متن خواهد آمد، به امام رضا(ع) نسبت داده شده است. سند این خبر ضعیف است؛ در نتیجه، بررسی مضمون آن ضروری است.
در این خبر، راوی ابتدا از دلیل تفاوت معجزات پیامبران می پرسد و امام(ع) تناسب معجزه ی هر پیامبر با فن رایج در عصر وی را برای اتمام حجت بر مردمان ضروری می شمارد و فصاحت مردم عصر نزول را تمام کننده ی حجت بر آنان می داند. در انتهای حدیث، راوی از حجت زمان خویش می پرسد و امام(ع) عقل را معرفی می نماید. اما مقاله حاضر برای ارائه ی راهکاری برای فهم دلیل رویارویی حجیت عقل و اعجاز قرآن که موهم عدم حجیت قرآن به دلیل عدم فصاحت مردمان زمان های بعد از نزول است، به بررسی نقش عقل در حجیت معجزات ـ اعم از حسی و عقلی ـ پرداخته و به این نتیجه می رسد که عقل ـ حتی در معجزات حسی ـ همزمان با ارائه ی معجزه مطرح بوده و در اتمام حجیت آن، نقش بسزایی ایفا می نماید. از سویی دیگر، با اشاره به ابعاد گوناگون اعجاز قرآن و جاودانگی اعجاز آن، حجیت آن در تمام اعصار را نتیجه گیری می شود. لذا، انتهای این حدیث در مقام سلب حجیت از قرآن نیست، بلکه عقل را به عنوان حجتی معرفی می نماید که می تواند با فهم کتاب خدا، مدعیان راستین را از دروغگویان بازشناسد.
پژوهشی که پیش رو دارید، با هدف تحلیلِ زبان شناختیِ کاربردِ واژه فارسی «قهرمانه» در بیانات امام علی(ع) صورت گرفته است. هر چند این واژه در زبان های عربی، ترکی و کردی به کار رفته، ولی در اصل فارسی بوده است و ریشه آن، به لحاظ قواعد زبان شناسانه و تاریخ، به زبان پهلوی برمی گردد. همچنین، هر چند این واژه در مصادر رواییِ شیعه و سنّی با معانی گوناگونی به کار رفته، ولی بازه زمانی که این پژوهش در نظر دارد، در واقع تثبیت کاربرد لفظ قهرمانه در بیانات حضرت رسول(ص) و حضرت علی(ع) در دوران حیات آن دو بزرگوار است. این پژوهش به صورت کتابخانه ای بوده و توانسته است که مدعای خود را در کلام امام علی(ع) به اثبات برساند.
آرامش انسان در ایمان به خدا، باور وعده های او، عمل به برنامه های زندگی ساز اسلام و گام برداشتن در راه رضایت الهی است. دین مبین اسلام به عنوان یک برنامه جامع و کامل بشری، روشهای بنیادینی را برای مقابله با هرگونه استرس و اضطراب پیش روی انسان قرار داده است که عمل به این روشها مایه آرامش در زندگی و دوری از آنها سر منشاء تمام اضطراب هاست. مقاله حاضر برخی از روشهای بنیادی و کارآمدی آنها را مانند: تقویت ایمان و باور، یاد خدا، نماز، توکل، ایمان به رزاقیت الهی، کاستن آرزوهای طولانی، صبر، هماهنگی با واقعیتهای دنیا و روابط اجتماعی سالم، با استدلال به آیات قرآن کریم و احادیث ائمه علیهم السلام به بیان می نماید.
مرادخای کاپلان در کتاب "یهودیت به مثابه یک تمدن" درصدد شناخت نگرانی های هویتی و زیستی در آینده یهودیت است تا راهی برای نجات جهانی یهودیان فراهم آورد. بدین منظور، باید تمدن یهودی از نو کشف، تفسیر و برساخته شود. وی در این کتاب می کوشد دین یهودیت را نه به عنوان یک دین بلکه به عنوان یک تمدن تعریف نماید. نویسنده در نوشتار حاضر سعی در ارائه گزارشی از چارچوب و محتوای اصلی کتاب "یهودیت به مثابه یک تمدن" دارد تا از این طریق مفاد آن را برای محققان مسلمان که دغدغه تمدنی دارند و با رویکرد تمدنی درصدد حفظ هویت اسلامی در وضعیت سکولار امروز هستند، معلوم سازد. از این رو نویسنده اینگونه بیان می دارد که کاپلان در کتاب خود ابتدا، چالش هایی که فراروی یهودیت و یهودیان درساحات مختلف زندگی از جمله سیاست و اقتصاد وجود دارد را برشمرده و سپس، قابلیت های یهودیت و منابع کارکردی آن را رصد می نماید تا از بحران های موجود بکاهد. نویسنده اظهار می دارد که کاپلان در بخش اول کتاب، علل بحران را در دو مقوله عوامل فروپاشی شامل نظم سیاسی مدرن، نظم اقتصادی مدرن و ایدئولوژی مدرن و نیز مؤلفه های حفاظت از زندگی یهودی شامل عوامل درونی و محیطی، بررسی می نماید. وی در بررسی بخش دوم و سوم کتاب کاپلان بیان می دارد که کاپلان در این بخش، باارائه و توضیح مدل اصلاحی، مدل نئوارتدوکسی و مدل محافظه کار، نقدها و آسیب های هر یک را نشان داده و زمینه را برای ارائه مدل پیشنهادی خود که "یهودیت به مثابه یک تمدن" است را هموار می سازد. از این رو، نویسنده بر این مدل و ابعاد مختلف آن از نظر کاپلان اشاره می نماید. در ادامه وی اظهار می دارد که بخش چهارم کتاب کاپلان به سازمان جامعه یهودیان در ارتباط با بقیه دنیا در مقابله با چالش ها اشاره دارد و رشد دین یهودی در بخش پنجم بررسی می شود. در نهایت در بخش ششم کتاب، تورات و یهودیت به مثابه روش زندگی یهودیان آمریکا مطرح شده است.
«تقیه» و مباحث مرتبط با آن، در طول تاریخ تشیع، از اهمیت خاصی برخوردار بوده، و بحث های گوناگونی در باره صورت گرفته است. یکی از دیدگاه هایی که از قدیم به برخی از بزرگان منسوب شده و از زمان مرحوم صاحب جواهر، با توجه به دفاع ایشان از این نظریه، مورد توجه قرار گرفته، نظریه حذف احادیث تقیه ای توسط اصحاب و محدثان از کتب روایی خود، به ویژه کتب معتبری مانند: الکافی، من لا یحضره الفقیه، تهذیب الاحکام، الاستبصار، وسائل الشیعه و... است. این نظریه از آن جا که در سال های اخیر نیز مورد اقبال برخی از بزرگان در دوره معاصر قرار گرفته، ما را بر آن داشت آن را در این نوشتار به نقد و بررسی گذاشته و ضمن طرح ایرادات این نظریه، به این نتیجه دست یابیم که در کتب روایی معتبر شیعه، احادیث تقیه ای وجود دارد و فقیه در مقام استنباط باید از جهت صدور نیز روایات را بررسی کامل نماید
هدف این پژوهش، بررسی و مقایسه تطبیقی متن عهدنامه در کتب موجود، برای کشف اختلاف این متون و کمک به رسیدن به متنی استوار است. این بررسی و مقایسه از دو منظر قابل توجه می نماید: اول، از منظر آماری تا حجم کلی متن ها، تفاوت ها و اضافات معلوم شده و محلی که متن ها به هر نحوی با هم تفاوت پیدا می کنند، شناسایی شود؛ دوم، از منظر آسیب شناسی حدیث تا آسیب های احتمالی امکان سنجی شده و موارد آن به اجمال گزارش شود.
نتیجه این مقایسه نشان داد بیش از چهل مورد تصحیف، بیست مورد درج، دست کم پنج مورد سِقط و حدود هفتاد مورد تقطیع محتمل است. اضافات فراوان و گاه بسیار مهم و برجسته متن تحف العقول، قرابت نسبی متن نهج البلاغه و نهایه الإرب، تفاوت متون سه گانه در موارد متعددی و وجود اضافات اختصاصی برای هر سه متن، از دیگر نتایج این پژوهش است که نشان گر چگونگی رابطه بین این سه متن است. همچنین، ادعای تفاوت منابع مورد استفاده این سه کتاب، از دل این نتایج برآمده و دست کم قابل طرح خواهد بود.
هدف مقاله حاضر تبیین فرایند شکل گیری صبر با تکیه بر منابع اسلامی است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیل محتوا، آیات و روایاتِ استخراج شده، مورد تحلیل قرار گرفت و پاسخ سؤال اصلی پژوهش، یعنی چگونگی فرایند شکل گیری صبر تبیین گردید. نتایج نشان داد فرایند اصلی در تحقق صبر این است که تمرکز و توجه انسان به جنبه شیرین صبر سوق داده شود؛ نه جنبه دشوار و تلخ آن. در ضمن تحقق صبر دارای سه مرحله است: اول. مواجهه با موقعیت دشوار، دوم. ارزیابی و فعال شدن عوامل صبر و سوم. بروز صبر. عواملی که در مرحله دوم فعال می شوند عبارت اند از: شناخت یقینی، حزم، شوق، ترس، زهد و انتظار مرگ. از بین این عوامل، شناخت یقینی و حزم در مرتبه اول و چهار عامل بعدی در مرتبه دوم قرار می گیرند.
واژه «اسم» و مشتقات آن از واژه های بسیار پرکاربرد در علوم اسلامی (اعم از علوم نقلی و عقلی) است. این مقاله با روش کتابخانه ای در گردآوری مطالب و شیوه اسنادی در نقل دیدگاه ها و روش تحلیل محتوا در تحلیل داده ها این مسأله را بررسی کرده است که از روایات فریقین (شیعه و اهل تسنن) که در آنها اسمای لفظی گوناگون به عنوان اسم اعظم ذکر شده است، وحدت اسم اعظم لفظی مستفاد است و یا تعدد آن؟ و به این نتیجه دست یافته است که اسمای الهی که در احادیث به عنوان اسم اعظم خدا به شمار آمده است، همه در یک ردیف نیستند، بلکه اسم اعظم های موجود در احادیث خود دارای مراتب متعدد هستند و در نتیجه، اسم های اعظم لفظی معبر از آنها نیز چند گانه است و در این میان، اسمی که از میان اسم های اعظم از عالی ترین مرحله برخورداراست، «اسم اعظم اعظم» است.
قرآن کریم به روشنی بر خلافت انسان از سوی خداوند تأکید کرده است. در این باره سؤال هایی وجود دارد؛ مانند اینکه چرا خداوند برای خود جانشین انتخاب فرمود؟ دلیل انتخاب انسان به عنوان جانشین خدا چیست؟ گستره جانشینی انسان از خداوند تا کجاست؟
این مقاله به رویکرد تحلیلی و بررسی اسنادی به تبیین چیستی خلافت انسان در قرآن و بررسی ابعاد آن میپردازد. بر این اساس، مهم ترین یافته های این تحقیق، راز برگزیده شدن انسان به عنوان خلیفه، توانایی او در پذیرش تکوینی و حضوری علم الاسماء بوده است. از این رو، خلیفه اللّه برترین انسان، دارای علم ویژه و برخوردار از ولایت تکوینی است.
نقش عقل در معرفت دینى از شاخه هاى بحث کهن «عقل و وحى» است که همواره کانون توجه متفکران دینى بوده است. تاریخ علم کلام را براساس بحث نقش عقل در معرفت دینى مى توان تفسیر و تحلیل کرد و تفاوت اصلى مکاتب کلامى، به دیدگاه این مکاتب درباره بحث یادشده بازمى گردد. ادعاى نوشتار حاضر این است که عقل دست کم پنج کارکرد مهم نظرى، عملى، ابزارى، استنباطى و دفاعى دارد و نقش هاى عقل در معرفت دینى را دست کم مى توان به هشت کارکرد میزان، مفتاح، استنباط، دفاع، ابزار، تکمیل، تعامل استقلالى و تعامل غیراستقلالى تحلیل کرد. از این رو کارکردها و نقش هاى عقل فراتر از آن چیزى است که تاکنون مطرح شده است.
خداوند در سورة مبارکه واقعه پس از اینکه انسان ها را به سه دستة «اصحاب المیمنه»، «اصحاب المشئمه» و «سابقون» تقسیم میکند، میفرماید گروه زیادی از سابقون از اولین بوده و اندکی از آن ها را آخرین تشکیل میدهند. تفاسیر به بیان مصداقی این مفاهیم و تبیین اولین و آخرین با معیار زمانی پرداخته اند که لازمة این اقوال تقلیل سابقون در گذر زمان بوده است.
در آموزه های قرآنی و روایی، اولین، کسانی هستند که در پرتو ایمان به خدا و توحید، استعداد و ظرفیت های خود را شکوفا کرده و به فعلیت میرسانند، لذا اکثریت سابقون و اصحاب المیمنه را تشکیل میدهند، اما آخرین که اقلیت سابقون را تشکیل میدهند، با اینکه روحیه و ظرفیتی مانند اولین ندارند، لکن دسترسی به مقام سابقون برای آن ها غیر ممکن نیست و میتوانند در راستای عبودیت خداوند به این مقام نائل گردند. در این پژوهش، بیان مصداقی این اصطلاحات در آموزه های قرآنی و روایی جهت شناسایی روحیة سابقون مورد بررسی قرار گرفته است.
در جهان شناسی سینوی کل هستی بر اساس نظام متقن و منسجم علی و معلولی شکل گرفته و در آن هر موجودی جایگاه مشخص و معینی دارد. عالم طبیعت به عنوان پایین ترین مرتبه هستی تحت تدبیر نفوس سماوی و نفوس سماوی نیز خود تحت احاطه و تدبیر عقول مجرد و در نهایت منتسب به واجب الوجود هستند. در چنین نظامی دعا و ذکر وسیله ای برای اتصال و ارتباط نفوس انسانی با عوالم بالا (نفوس سماوی و عقول مجرد) به منظور جلب منافع و دفع مضرات است. نفوس انسانی از طریق تعالی نفسانی و تکامل قوای عقل نظری و عملی قدرت اتصال و اتحاد با عقول مجرد را یافته و بدین ترتیب قدرت تأثیر در نفوس سماوی موجب پیدایش پدیده های خوشایند و از بین رفتن حوادث نامطلوب در جهان مادی می شوند.
چگونگی هماهنگی و انطباق دعا و ذکر با اصول و قواعد عقلی حاکم بر نظام علی و معلولی جهان مسئله ای است که در این مقاله مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد.