یکی از مباحثی که از قدیم ذیل بحث تفویض امور دین به پیامبر و اهل بیت^ مطرح بوده و امروزه برخی روشنفکران ذیل بحث خاتمیت مطرح می کنند، بحث ولایت تشریعی ائمه اطهار^ می باشد. سؤالی که در اینجا مطرح است اینکه، آیا بعد از پیامبر اکرم|، ائمه اطهار^ دارای حق تشریع و جعل احکام نو در حوزه دین هستند؟ حجیت کلام ائمه در امور دین چگونه با خاتمیت سازگار خواهد بود؟
در این نوشتار با استفاده از آیات قرآن و روایات معصومین^ به این نتیجه رسیده ایم که جعل حکم در حوزه دین فقط مختص خداست و هیچ کس از چنین حقی برخوردار نیست و تمام آنچه ائمه اطهار^ بیان می نمودند، با واسطه پیامبر اکرم| از خدای متعال دریافت شده بود و فقط در حوزه مسائل حکومتی و مدیریت جامعه و نیز در منصب قضاوت و داوری می توانستند بدون ارتباط با وحی، قانونی وضع نموده و یا حکمی صادر کنند.
سابقه تاریخی سنت گرایی به عنوان یک جریان فکری که به دست اندیشمندانی چون رنه گنون، کوماراسوامی و شوان، هویت مستقلی یافت، به کمتر از یک قرن برمی گردد. مهم ترین اعتقاد سنت گرایان، عقیده به حکمت جاودانه ای است که لب تمام ادیان است و هر سنتی، تجلی خاصی از آن می باشد. آنها به وحدت متعالی ادیان نیز باور داشته، می گویند: ادیانی که منشا الاهی دارند، در راستای رستگار کردن بشر در عرض همدیگرند. آنها بین ظاهر و باطن دین، تفکیک قایل می شوند و گوهر و باطن ادیان را واحد می دانند. این مقاله پس از تبیین تئوری سنت گرایان، درصدد است چالش هایی را که این تئوری با آن روبروست، آشکار سازد. عدم ارایه ضابطه ای دقیق برای شناخت اصالت یک سنت، ابهام در همسانی بُعد درونی ادیان و چگونگی رابطه بین بعد ظاهری و باطنی یک دین، ازجمله این چالش ها هستند. عرفان نظری نیز تئوری وحدت متعالی ادیان را برنمی تابد و در بینش عرفای اسلام، ادیان در عرض هم نیستند؛ بلکه دین اسلام، کامل ترین تجلی الاهی برای بشریت است
محور بحث در فلسفه و غایت آفرینش در عرفان اسلامی، حرکت حبی است که در تبیین آن، به حدیث کنت کنزاً مخفیاً استناد می شود. در این حدیث، به نوعی تبیین هستی شناسی عرفانی صورت گرفته است. حب و عشق منشأ بروز و ظهور کمالات حق تعالی گردید، به گونه ای که این اظهار و تجلی در موطن علم، از تعینات علمی شروع شده، تا عوالم عینی و خارجی کشیده می شود و در انسان کامل جمع می گردد. در این مقاله، از بررسی سند حدیث مزبور و تأیید محتوایی آن با آیات قرآن، به اجمال شرح و تفسیر می شود و در پایان، بر همین اساس، به بیان غایت آفرینش اشاره می گردد.
امروزه با پیشرفت در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، موضوع کارکرد فضای مجازی جایگاه و اهمیت ویژه ای یافته که نمی توان نقش آن را در تبلیغ و شناساندن دین و ارتقای آموزه های دینی، نادیده گرفت. از طرف دیگر، به نظر می رسد پیوند مستحکمی میان تبلیغ معارف دین و فضای مجازی پدید نیامده است؛ لذا شناسایی امکانات و ابزارهای مورد نیاز جهان اسلام بسیار ضروری است. در این مقاله تلاش شده است، ظرافت های تبلیغ دین و عوامل تأثیرگذار در این حوزه شناسایی شوند؛ در همین راستا با احصای کارکردها و ابعاد تأثیر فضای مجازی در ارتقای آموزه های دین، می توان چارچوب و قوانینی برای اطلاع رسانی آموزه های دینی از معارف قرآن کریم و اهل بیت (علیهم السلام) استخراج نمود؛ مانند صحت صداقت و امانت معارف، یقین به صحت خبر، تحقیق کامل نسبت به اطلاعات و تشویق عمل به اطلاعات. هم چنین فضای مجازی علاوه بر دسترسی به پایگاه های اطلاع رسانی، با حجم زیادی از استفاده کاربران، دارای امکانات قابل توجهی برای فعالیت های مختلف است که به بیش از 10 مورد از ظرفیت های آن در راستای تبیین و تبلیغ دین که با در نظر گرفتن محدودیت ها و شرایط کنونی وب، قابل بهره برداری است، می توان پرداخت؛ از جمله کتابخانه های مجازی، آموزشگاه ها و دانشگاه های مجازی که تلاش فراوانی برای برخورداری بیشتر از سهم آموزه های دینی- در این فضا- صورت می گیرد. از آن جا که میان تمام ابزارهای موجود، فضای مجازی یکی از موثرترین تأثیرات را در بناسازی هویت دینی جامعه دارد، این نتیجه حاصل می آید که سرمایه گذاری در جهت ارتقای آموزه های دینی، همراه با بالاترین بازدهی خواهد بود.
روش ساختارى، سبک جدیدى در تفسیر قرآن است. بر اساس این روش هر سوره داراى یک غرض اصلى (موضوع محورى) است و تمامى آیات و مباحث مطرح شده در سوره به صورت منطقى و فصلبندى شده به آن غرض مرتبط مىشوند. نویسنده معتقد است اگر از این زاویه به مطالعه سورههایى که موضوع اصلى آنها یکى از مباحث سیاسى است بپردازیم، مىتوانیم گزارههاى سیاسى جدیدى را از قرآن کشف کنیم؛ گزارههایى که به طور معمول از بررسى و مطالعه آیات بهطور جداگانه به دست نمىآید. براى نمونه،در این نوشتار، دیدگاه قرآن درباره روش مقابله با شایعه از ساختار سوره قلم استنباط شده است.
پنجمین ویژگى عبادالرحمان «انفاق متعادل» است، به گونهاى که نه اسراف و افراطى در آن صورت بگیرد و نه بخل و تفریط. این مفهوم امروزه به عنوان «اقتصاد» معروف است و حتى در کتب روایى نیز بابى بدان اختصاص یافته است.
رعایت تعادل در همه امور پسندیده و حتى حکم عقل و بلکه نقل است؛ چنانکه در روایات به این موضوع اشاره شده است: «خیرالامور اوسطها». بنابراین، اختصاصى به انفاق ندارد، بلکه همه عبادات واجب و مستحب را شامل مىشود. عدم رعایت تعادل در انفاق، طبق برداشت از آیه شریفه مورد بحث (فرقان: 67) حرام است و در مقابل، رعایت آن واجب؛ اما هر یک از این دو داراى مراتبى هستند. مؤمن واقعى کسى است که سر بر فرمان مولا دارد و هرچه را او حکم براند اطاعات کند؛ نه گامى پیش نهد و نه گامى پس.
تمام مکاتب اخلاقى، به ویژه اسلام، به نوعى بر اعتدال و رعایت حدّ وسط صحّه گذاشته و بدان توصیه کردهاند. از انجام امور ـ واجب یا مستحب ـ توجه به تکالیف و وظایف متزاحم لازم است؛ چراکه گاهى پرداختن بیش از حد به یک وظیفه موجب بازماندن از وظیفهاى مهمتر مىشود.
«اخلاق» جزو نادر واژگانی است که در دیدگاه عالمان و فلاسفهی شرق و غرب از جایگاه والایی برخوردار است. اندیشمندان متناسب با جهان شناسی و انسان شناسی خاصی، به بحث دربارهی اخلاق و فلسفهی اخلاق پرداخته اند. بدین سبب، نگارنده، در کاوشی دوباره «چیستی اخلاق و فضایل اخلاقی» را موضوع بحث قرار داده، تا مدخلی برای مباحث اصلی اخلاقی قرار گیرد.
در این مقاله، واژه های اخلاق و فضایل اخلاقی از نظر لغت و اصطلاح بررسی و به تعدادی از تعاریف مهم آنها، که از سوی اندیشمندان اخلاقی ارایه شده، اشاره گردیده است. در پایان نیز جمع بندی و نتیجه گیری مباحث آمده است.
مقاله حاضر به «روششناسى اندیشه سیاسى در فلسفه غربِ تمدن اسلامى» اختصاص دارد. فلسفه غرب تمدن اسلامى به اندیشههاى فلسفى در آرا و آثارِ فیلسوفانى چون ابن طفیل، ابن باجه و ابن رشد اطلاق مىشود. اینان برخلاف متفکران شرق تمدن اسلامى، مانند ابنسینا، روششناسى ویژهاى در حوزه دانش سیاسى داشتند. بنیادى شرعى براى عقل در حوزه سیاست قائل بودند و در عین حال احکام شرعى سیاست یا سیاست شرعى را به اعتبار یافتههاى عقل برهانى، حمایت و نقد مىکردند. از این حیث نوعى روششناسى معطوف به «روش تأویل» در فلسفه غرب اسلامى شکل گرفت، که امروزه به هرمنوتیک اسلامى یا هرمنوتیک ابن رشد معروف است. مقاله حاضر به توضیح روش شناختى این نظریه و نتایج آن در حوزه دانش سیاسى پرداخته است.