پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی، و با هدف بررسی ارتباط میان مفاهیم روان شناختی و اخلاقی، به تبیین رابطه کبر و خودشیفتگی با دیدگاه روان شناختی پرداخته است.
در این پژوهش، ابتدا مفهوم «کبر» از منظر قرآن و روایات و همچنین نظر علمای اخلاق، و نیز مفهوم «خودشیفتگی» از نظر روان شناسان مورد بررسی قرار گرفته و سپس علایم، اقسام، علت شناسی، نشانه شناسی، طیف شناسی و درمان آن دو، تبیین و با هم مقایسه شده است.
نتایج پژوهش نشان می دهد که کبر و خودشیفتگی همپوشی قابل توجهی دارند و رابطه آنها در نشانه شناسی بیشترین تطابق را دارد و در علت شناسی و درمان با هم متفاوت هستند. در علل و درمان، بررسی کبر عمیق تر و اعم است، ولی متناسب با نیاز روز کاربردی نشده است که در این زمینه روان شناسی و اخلاق می توانند تأثیر خوبی بر شیوه درمان داشته باشند.
علم لدنی از اختصاصات و ویژگی های مهم ائمه شیعه است. مطابق منابع روایی و اسناد تاریخی امام زین العابدین(ع) نیز به عنوان چهارمین امام منصوص شیعه از علمی سرشار برخوردار بوده است. حال آنکه متکی بر صفات اخلاقی ایشان بیشتر محققان بر ابعاد اجتماعی و منش های فردی وی تأکید کرده اند. اما با رجوع به منابع متقدم می توان دریافت آن حضرت با احراز جایگاه امام، مفسر و محدث، ضمن گره گشایی از مسائل دینی مختلف با تأکید بر قرآن کریم و با استعانت از علم خویش با درایت به بسیاری از پرسش های مطرح عصر خود پاسخ می داده است و متکی بر همین ویژگی اخلاقی توأم با سرآمدی علمی و پیشقراولی دانشی مرجعیت یافته است. براساس این جایگاه آنچه مقرر است در این جُستار بدان پرداخته شود یافت انعکاس سیره علمی امام زین العابدین در منابع متقدم اهل سنت است و اینکه: امام زین العابدین(ع) در پهنه علوم گوناگون دینی؛ یعنی فقه، حدیث، فتوا و تفسیر از دید اهل سنت چه جایگاهی داشته است؟ بر پایه یافته های این تحقیق، منابع متقدم اهل سنت ضمن تأکید گرامیداشت جایگاه علمی امامان شیعه به ویژه امام زین العابدین(ع) ایشان را به عنوان فقیه، محدث و مفسر یاد کرده اند و این نشان می دهد که نویسندگان اهل سنت از ابعاد علمی ایشان غافل نبوده اند، بلکه به سیره علمی ایشان از منظرهای گوناگون نگریسته اند. روش این پژوهش، توصیفی و شیوه گرد آوری اطلاعاتش، کتابخانه ای بوده است.
در حقوق جزای عمومی عللی بررسی می شوند که موجب تشدید مجازات مرتکب خواهند شد. از این علل با عنوان علل مشدده مجازات یاد می شود. از جمله این علل می توان به زمان و مکان، به کار بردن اسلحه، سمت و مأموریت دولتی، مستی، کفر و احصان و ... اشاره کرد. در فقه جزای امامیه نیز علل و شرایطی وجود دارد که هرگاه با جرم قرین شد، موجب تشدید مجازات مرتکب می شود. از جمله این علت ها در فقه امامیه می توان به زمان و مکان وقوع جرم و تکرار اشاره کرد. موضوع این مقاله تأثیر تکرار جرم زنا در تشدید مجازات مرتکب آن است. در فقه امامیه «تکرار جرم» اعم از «تعدد جرم» است و فقها تعدد جرم را نیز ضمن «تکرار جرم» بحث می کنند. بنابراین در این مختصر علاوه بر تأثیر «تکرار جرم»، درباره تأثیر «تعدد جرم» نیز از منظر فقه امامیه در تشدید مجازات بزه زنا بحث می شود. اما «تکرار جرم» در مورد جرم زنا در فقه امامیه سه صورت دارد، که صورت اول و دوم آن منطبق بر تعدد جرم در حقوق جزاست، ما در این تحقیق ضمن بررسی دیدگاه فقها و ادله آنها پیرامون تشدید یا عدم تشدید مجازات بزه زنا به واسطه «تکرار جرم»، به ارائه نظریه مختار می پردازیم.
بیان نشدن ضابطه اى براى ضمان در نصوص شرعى و به تبع آن، بسنده کردن فقها و قانون گذار به بیان برخى از مصادیق ضمان، مشکلاتى را براى محاکم و دادگاه ها به وجود آورده است. این مقاله با عنایت به ضرورت معرفى معیارى که بتواند در موارد مشکوک و غیر منصوص مورد استناد قرار گیرد، تألیف شده است. آنچه این تحقیق به دست مى دهد این است که معیار ضمان، استناد جنایت یا خسارت است، نه امورى مانند عدوانى بودن عمل یا تقصیر مرتکب. بر این اساس، براى ضامن شمرده شدن یک عامل، کافى است که خسارت و صدمه ایجاد شده به آن عامل منتسب باشد؛ خواه عامل یاد شده عدوانى باشد یا غیر عدوانى و خواه عامل جنایت، مرتکب تقصیرى شده باشد یا نه. با تکیه بر این ضابطه، در تزاحم موجبات نیز باید فارغ از حصار عناوینى همچون «سبب» و «مباشر»، ضمان را متوجه عاملى دانست که عرف، جنایت یا خسارت را به آن عامل مستند مى کند و چنانچه صدمه و تلف عرفاً به چند عامل منتسب باشد،
همگى به میزان تأثیرى که در جنایت داشته اند، ضامن خواهند بود.
در این مقاله، نویسنده ابتدا به معناى لغوى واژه «اصلاحات» مىپردازد و در ادامه تفاوت آن را با اصطلاحاتى همچون «انقلاب» و «کودتا» بررسى مىکند . بیان کاربردهاى این اصطلاح و تقسیم اصلاحات از نظر نوع عملکرد و هدفى که به دنبال دارد، از دیگر دغدغههاى این مقاله به شمار مىرود . نویسنده در پایان نوشتار به جنبش اصلاحطلبى در ایران اشاره مىکند و بر شفاف نبودن مقصود حقیقى برخى از مدعیان اصلاحطلبى تاکید مىورزد .
در قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیهم السلام) افزون بر روح عمومی همه انسان ها، روحی خاص به اهل ایمان نسبت داده شده است، که «روح الایمان» نامیده می شود. مفسّران و شارحان حدیث، هرکدام بر اساس استدلال های مختلف دیدگاه های متعددی پیرامون آن بیان داشته اند. مقاله حاضر با هدف بررسی این دیدگاه ها و نمایاندن دیدگاه ثقلین پیرامون چیستی روح الایمان و آثار آن به نگارش درآمده و به این نتیجه دست یافته است که روح الایمان یکی از مراتب روح انسانی است که مبدأ حیات جدید با دامنه ها و آثار فرا مادّی از قبیل حیات طیبه، عبودیت، تقوای الهی و بصیرتِ تمیزدهنده میان حق و باطل است و در اثر استکمال مراتب ایمان، آثار ناشی از روح ایمانی متناسب با آن، دارای دامنه های وسیع و افزون تر از حیث علم و قدرت می گردد
به اعتقاد اندیشمندان، دو دیدگاه در زمینة فلسفة حکمت و هنر اسلامی در معماری وجود دارد. در دیدگاه اول تجلی عینی اسلام در برخی آثار معماری به وضوح دیده می شود. براساس این اعتقاد، آثار معماری حاصل فرآیندی در اندیشه های اسلامی و به خصوص شیعی در بستر سال ها تجربه است که به عالی ترین شکل ممکن در عرصة ظهور متجلی شده است. در مقابل و به اعتقاد دیدگاه دوم، اسلام از آثار هنری و معماری دورة اسلامی کاملاً تفکیک شده است. اندیشمندان این نظریه تأکید دارند که هیچ رابطه ای میان هنر اسلامی و اعتقادات اسلامی وجود ندارد. واکاوی آموزه های معنوی پنهان در هویت حکمت و هنر معماری گذشتة ایرانی می تواند نقش بسزایی در رد دیدگاه اندیشمندان نظریة دوم داشته باشد. بر این اساس، در مقالة حاضر تلاش شده است تا با بهره گیری از روش تحلیلی توصیفی ابتدا چگونگی تجلی هویت حکمت و هنر در معماری اسلامی ارزیابی شود و سپس با بیان فلسفة حکمت و هنر و معناگرایی آن در معماری اسلامی تجلی این فلسفه از طریق شاخص های معناگرایی در معماری اسلامی مورد مطالعه قرار گیرد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که انعکاس و تجلی معناگرایی ناشی از فلسفة حکمت و هنر را می توان به وضوح در آثار معماری ایرانی مشاهده و حتی می توان نظریة اندیشمندان معتقد به رویکرد دوم را به راحتی رد کرد.
تغافل، یکى از روش هاى قابل توجه در تربیت و یکى از اصول مهم زندگى آرام و خالى از دغدغه است که در عرصه های گوناگون حیات بشری از اهمیت بالایى برخوردار می باشد. چشم پوشی از اشتباه دیگران، رفتاری آگاهانه برای حفظ شخصیت فرد خطاکار و متوجه ساختن او به کار نادرست خویش است. هدف این پژوهش، مفهوم شناسی تغافل، تبیین انواع و آثار تربیتی آن می باشد. بدین منظور، این نوشتار با رویکرد توصیفی – تحلیلی به مطالعه و بررسی آیات قرآن کریم، روایات، و آثار مرتبط و استنباط از آنها پرداخته است. یافته ها حاکی از این است که تغافل با هدف اصلاح رفتار به کار می رود. اگر خطا ناچیز باشد و متربی بر خطا اصرار نورزد و عزت نفس وی حفظ گردد. آثار تربیتی ارزشمندی مانند تداوم ارتباط با مربی، حفظ کرامت متربی، زمینه سازی اصلاح رفتار متربی، اعتبار مربی و آرامش خاطر مربی را در پی خواهد داشت.