این مقاله به بررسی سازگاری یا ناسازگاری اصل اختیار با اصل علیت فلسفه و قانون موجبیت«دترمینیسم» فیزیک میپردازد. نویسنده نخست به تعریف و تبیین حقیقت اختیارو جبر پرداخته، آنگاه شبهات مدعیان تعارض اختیار با اصل علیت (جبر علی و معلولی، استحاله ترجیح بلامرجح و تسلسل ارادهها) را تحلیل و نقد مینماید. بخش آخر مقاله به بررسی و مقایسه قانون دترمینیسم فیزیک کلاسیک و قوانین آماری و اصل کوانتوم فیزیک جدید با اصل اختیار و جبر اختصاص یافته است.
نخستین گام در تحقق کارآمدی و ثمربخشی هر تحقیق و پژوهشی، شناخت ابعاد مختلف آن است. در این میان، شناخت روشهای به روز و کاربردی این گونه پژوهش ها، به ویژه در حوزه مطالعات دینی، اهمیت خاصی دارد. مطالعه در آموزه های دینی به ویژه در آیات قرآن کریم، در سدههای اخیر دچار تحولات پرفراز و نشیبی شده است. در این میان پدیدار شدن اندیشه های غربی که عموماً بر اساس سنت نامیمون ترجمه و کپی برداری و بدون در نظر گرفتن فرهنگ اسلامی ـ ایرانی بوده، عاملی اساسی تلقی میشود.
عدم توجه به ذات و هدف غایی فعالیت های پژوهشی و اهمیت تحقیق در مطالعات دینی، باعث شده است تا جامعه علمی در روش شناسی دین پژوهی، دچار سردرگمی شود. نهایتاً با این اوصاف، بازگشت به آموزههای دینی و آیات قرآن به عنوان هدایتگر اصلی انسان ها به سوی تفکر و تأمل و نحوه صحیح فرایند تحقیق، یکی از کلیدی ترین راههای شناخت ذات پژوهش است که با بهره گیری از ابزارهای مختلف معرفتی، محقق را به سوی پژوهش در حقایق هستی رهنمون می سازد.
پرداختن به دیدگاه های مختلف در رابطه با پژوهش و تعاریف این فعالیت، بررسی ابعاد آن و همچنین بیان جایگاه واقعی تحقیق در آیات قرآنی از جمله مباحثی است که نگارنده سعی نموده است در این نوشتار مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد
با اینکه متکلمان امامی، اشعری و معتزلی، خداوند را مرید دانسته¬اند و در باب مسأله اراده الهی بحث کرده¬اند، لکن از چند لحاظ میان آنها اختلاف است: 1ـ آیا اراده، صفتی است عین ذات یا زاید بر ذات؟ 2ـ آیا اراده، از صفات قدیم است یا حادث؟ 3ـ آیا اراده، از صفات ثبوتی است یا سلبی؟ 4ـ آیا اسناد اراده به خداوند حقیقی است یا مجازی؟ 5ـ آیا اراده، صفتی است موجود یا از احوال است؟ این نوشتار آراء هر سه مکتب کلامی را درباره مسأله اراده الهی بررسی کرده است.
تبیین تاریخی مسئله امامت شیعی و پرداختن به چالش های فراروی، موضوع این مقاله است. برای رسیدن به این منظور ابتدا جایگاه امامت در اندیشه شیعی و سپس این نظریه که امامت در اندیشه شیعی دچار تطور شده است، طرح می شود. در ارزیابی این نظریه، با توجه به تفکیکی که بین مفهوم امامت و اندیشه امامت کرده ایم، آسیبی که از ناحیه خلط اندیشه و مفهوم متوجه بحث شده، روشن گشته است. در ادامه به حساسیت مسئله امامت و ناتوانی تحلیل های صرف تاریخی و همچنین عدم توجه به ظرفیت های سیاسی اجتماعی طرح مسئله امامت، به عنوان آسیب های دیگری در این حوزه اشاره می شود و سرانجام با توجه به نقدهای صورت گرفته، تبیین قاعده مندی از تاریخچه امامت صورت می گیرد و فهم و برداشت مسلمانان اولیه از این اصل مورد توجه قرار می گیرد.
اسرزمین هایی که مسلمانان در خارج از شبه جزیره عربستان گشودند، در حوزه های گوناگون ازجمله نهادهای تمدنی و مقررات مالی با هم تفاوت هایی داشت. مسلمانان ضمن اجرای احکام کلی اسلام در حوزه های اداری و مالی، به مصلحت حکومت خود دیدند که مقررات بومی و سرزمینی را در جهت پیشبرد اهداف و مقاصد خویش به خدمت گیرند.
حکمرانان مسلمان در ایران به لحاظ سابقه تمدنی با نظام بالنسبه جامعی در امور مالی و اقتصادی مواجه شدند که از پیچیدگی های خاص برخوردار بود. تغییر نظام مالیاتی ایران لااقل در کوتاه مدت به سود آنان نبود. ازاین رو، نظام مالیاتی ساسانی را به خصوص در دو بخش، حفظ و از آن تأثیر آشکار پذیرفتند: 1. نظام دیوانی و مستوفی گری حقوق دولتی 2. مالیات بر اراضی به ویژه خراج اعم از میزان، چگونگی و زمان اخذ.
در این مقاله، تأثیرپذیری نظام مالی دولت خلفا از نظام مالیاتی و دیوانی ساسانی و نقش ایرانیان در اداره سازمان مالی و اداری مسلمانان مورد بررسی قرار می گیرد و خواهیم دید که لااقل تا اواخر قرن نخست هجری، نه تنها کارگزاران مالی ایرانی عهده دار اخذ حقوق دولتی و تنظیم دیوان های مالی بوده اند بلکه این مهم را تا اواخر این قرن به زبان فارسی ثبت و ضبط می کردند و در نهایت به پیشنهاد خود ایرانیان و توسط آنها دیوان ها به زبان عربی ترجمه شد.
مسأله شر در آثار فیلسوفان مسلمان عمدتاً در راستای دفع شبهات ناظر به توحید ذات باری و به طور خاص مقابله با شبهه ثنویه مطرح شده است. این وضعیت باعث شده است تا طرح این مسأله، عمدتاً مبتنی بر خیریت محض مبدأ اولی صورت بندی شود، اگرچه قدرت و علم مطلق الهی نیز در این موارد مفروض انگاشته شده است. طرح مسأله شر در آثار فیلسوفان محل بحث در مقایسه با طرح مساله های امروزین مساله شر، هیچگاه واجد صورت بندی منطقی دقیق، شفاف و مجزا نبوده است. این وضعیت به نوبه خود ناشی از پیش فرض های فلسفی ـ الاهیاتی فیلسوفان مسلمان در باب نظام احسن و دغدغه های عقیدتی ـ فرهنگی آنان به ویژه در مواجهه با شبهه ثنویه بوده است. اما با وجود این نقصان در صورت بندی های مسأله شر نزد فیلسوفان مسلمان، امروزه می توان با بهره گیری از صورت بندی های دقیق تر این مسأله در مباحث جاری حوزه فلسفه دین، علاوه بر کمک به روزآمدی مباحث فلسفه اسلامی، از پاسخ های فیلسوفان مسلمان در جهت ارائه یک نظریه عدل الهی منسجم بهره جست.
مهم ترین صفت امام در فرهنگ تشیّع و بارزترین اختلاف اهل سنت با شیعه در صفات امام، عصمت امام است. برهان های فراوانی در اثبات عصمت امام ارائه شده و از سوی اهل سنت نیز به آن ها پاسخ داده شده است. در این پژوهش ضمن بررسی این برهان ها، اثبات می گردد که اساس همه آن ها و اصلی که سبب استواری تمام برهان ها می گردد، آن است که برای امام جایگاهی چونان پیامبر قائل شویم؛ به این معنا که وظیفه امام را مانند رسالت پیامبر ، زنده کردن معارف دین و نگهبانی و انتقال آن ها بدانیم. این مطلب می تواند هم به منزله اصلی بر اثبات همه برهان ها باشد و هم در حکم برهانی مستقل در اثبات عصمت امام.
این پژوهش با هدف شناخت و تبیین ویژگی های قصه پردازی قرآن به عنوان یک روش آموزشی فعال انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی با رویکرد توصیفی – تحلیلی است که با روش کتابخانه ای انجام شده است. نتایج این بررسی نشان داد که شیوه قصه پردازی قرآن با بهره گیری از ویژگی هایی چون تنوع در آغاز قصه ها، شیوه های متنوع گفت وگو، ایجاز، پرسش و پاسخ، تاکید بر شیوه ی روایت غیرخطی، سفیدخوانی و حذف برخی پرده های قصه برای مخاطب و در نهایت تشویق به تفکر و استدلال، یک شیوه ی آموزشی فعال است با محوریت تربیت درونی، تعامل دوسویه، یادگیری بر پایه فعالیت مخاطب و نقش تسهیل کننده ی مربی.
شیر مادر مهم ترین و ارزنده ترین غذا برای کودک محسوب می شود و به دلیل برخورداری از مواد معدنی، آنزیم های گوارشی و پادتن، عامل مؤثری برای حفظ سلامت و افزایش هوش نوزاد خواهد بود. این امتیازات و بسیاری از امتیازات دیگر که شیر مادر دارد، سبب شده است که عده ای به فکر تأسیس محلی برای جمع آوری شیرهای مادران و در اختیار قراردادن آن برای درمان نوزادان بیمار بیفتند که این محل با عنوان بانک شیر فعالیت می کند. خطری که در این زمینه وجود دارد، جهل به زنانی است که شیر خود را به بانک اعطا می کنند؛ چرا که تشخیص مادر حقیقی غیرممکن است و به اختلاط انساب منجر می شود. بر اساس نظر علمای اهل سنت اعم از شافعی، مالکی، حنبلی و حنفی، چون آنها حتی ریختن به دهان یا بینی کودک را موجب نشر حرمت می دانند، از آنجا که کیفیت این گونه بانک ها هم به این طریق است، شیرهای کاربردی موجب نشر حرمت می شود. ولی با شک در عدد یا فرد شیردهنده می توان اصل را بر عدم حرمت قرار داد و به صحت چنین بانک هایی حکم کرد. در لسان شیعه چون عملاً شروط رضاع باهم جمع نمی شوند، در نتیجه استفاده از شیرهای این بانک ها هیچ گونه حرمتی را موجب نمی شود.
در آثار علامة طباطبایی، دست کم سه دیدگاه متفاوت دربارة نحوة اتّصاف ذات الهی به صفات فعل مشاهده می شود: عینیّت صفات فعل با ذات؛ زیادت صفات فعل بر ذات؛ و عدم اتّصاف ذات به صفات فعل، چه به نحو زیادت و چه به نحو عینیّت. حال پرسش این است که آیا او به سه دیدگاه متعارض در این باره باور داشته؛ یا این دیدگاه های سه گانه، متعارض نیستند و با یکدیگر جمع می شوند؟ به نظر می رسد این سه دیدگاه، بر مبنای اعتبارات متفاوت شکل گرفته اند و در طول یکدیگر قرار دارند. بنابراین با تفکیک اعتبارات می توان این سه دیدگاه را سازگار دانست: یعنی دیدگاه عینیّت بر پایة اعتبار حقیقة صفات فعل شکل می گیرد؛ دیدگاه زیادت بر اعتبار رقیقة صفات فعل و نگاه وحدت انگار به آن ها استوار است؛ و دیدگاه عدم اتّصاف نیز از نگاه کثرت انگار به فعل سرچشمه می گیرد.
پیش از استفاده و بکارگیری گونه های مختلف روایات در تفسیر قرآن باید به کاستی ها و آسیب های آنها توجه نمود تا از رهگذر مراجعه به روایات به وادی تفسیر به رأی و فهم نادرست از قرآن کشیده نشویم. آسیبها را می توان در دو دسته مهم تقسیم نمود.
الف: آسیب های بیرونی روایات تفسیری مانند: کافی نبودن روایات تفسیری،نقل به معنا شدن روایات تفسیرى، کج فهمی راویان، و...
ب: آسیب های درونی و محتوایی روایات تفسیری مانند: اضطراب متن، اشتمال بر محکم و متشابه، تقیّه اى بودن برخى روایات تفسیرى،وجود روایات بطنى در احادیث تفسیرى،و....
پژوهش در عرفان جهانی نیازمند درک انگاره های عالی عرفان در مذاهب الهی، ادیان غیر الهی، بررسی عمیق و هم اندیشی ژرف در نظریه های عرفای ربانی، عاشقان الهی، معتقدان مؤمن و اصحاب پیامبران و عرفان طلبان می باشد که می توان منشاء آن را در نقش های تئوریک، و جهت های عالی شناخت جستجو نمود. همین طور که اداره، هدایت و سازماندهی یک نهاد اجتماعی بستگی به علاقه و توانمندی مدیر آن از جهت علمی و اجرائی دارد، سیر عمیق در عرفان جهانی به منظور مقایسه اصول، هدف ها و روش های کشف رموز خلقت، عارفان اندیشمند و سالکان کنکاش گر را می طلبد که راههای شهودی تقرب به حق مطلق را طی کرده و در وادی خودیابی به خدایابی به مسیر درست و سنجیده دست یافته باشند.پژوهشگر در این مقاله ضمن بررسی ریشه های تئوریک عرفان حقیقی نظیر جهت گیری آرمانی و آموزه های خداگرائی، مکاتب عرفان الهی را مورد بررسی قرار داده، آن ها را از نحل خداگریزی ومادیگرائی محض مجزا نموده، مفاهیم، فلسفه و اصولی که آثار آفرینش را به آفریدگار ارتباط می دهد با عرفان های عملی تطبیق نموده، عرفان های منطقی را از عرفان های خرافاتی و دور از حقیقت جدا ساخته است. در پایان به کند و کاو در اندیشه ها و آثار عرفانی دو تن از عرفای بزرگ مسیحی در قرن های 15 و 19 پرداخته است.
علم کلام در جهت فهم، تبیین، توجیه و دفاع از تعالیم دینی شکل گرفته است. متکلم نقش واسطه میان نصوص دینی و ذهن و زبان مخاطبان را بر عهده داشته و غالباً همگام و همراه با تحولات زمانه و زمینه، تغییراتی در مفهوم سازی و بهره جویی از دستگاه های مفهومی موجود ایجاد کرده است. به موازات تطور و تحول در علم کلام، طبقه بندی تعالیم دینی به طور عام و آموزه های اعتقادی به طور خاص نیز دچار تحول شده است. گرچه لزوماً این تحول به معنای کامل شدن و دقیق تر شدن نبوده است، ولی بیشتر، سمت و سوی دقت در روش شناسی و عمق در محتوا را پی میگرفته است. به هر میزان که در روش شناسیها دقت بیشتر صورت گرفته، محتوا دچار تحول شده و طبقه بندی ارائه شده از تعالیم دینی نیز عینیتر شده است. طبقه بندیهای جدید ارائه شده از تعالیم دینی در بستر دانش تفسیر قرآن کریم و دانش کلام، به تدریج جایگاه خویش را در هندسة معرفت دینی بازیافته و سهم مؤثری در بازسازی، نوسازی و تنسیق دانش کلام ایفا خواهد کرد. این نوشتار گزارشی از تطورات دانش کلام در عرصة روش شناسی و طبقه بندی تعالیم دینی، فراروی خواننده ارجمند قرار میدهد.