یکى از شؤون مقام امامت و ولایت، تفویض امر دین و مقام امر و نهى و تشریع است که به پیامبر 9 و امامان : اعطا شده است.
دلایل علّامه نمازى شاهرودى براى اعطاى تفویض دین چنین است :
ـ تفویض امر دین، امکان عقلى دارد و خداوند امور دین را به بندگان برگزیده و معصوم سپرده است.
ـ با استناد به آیات و روایات، تفویض امور دین به پیامبر 9 و امامان : اثبات مى شود.
ـ وجود ولایت تشریعى براى ائمه : همانند پیامبر 9 است که محدود به امورى است که موسّع باشند یعنى حکم الزامى الهى در آن موارد نیامده باشد. احکام صادره از پیامبر 9 و ائمه : نشان دهنده آفاق دیگرى از مقام والاى ولایت ائمه : مى باشد. برخى احکام الهى فقط ابلاغى است که فریضه یا فرض الهى نامیده مى شود. و برخى احکام نیز امر آنها به پیامبر 9 و ائمه : واگذار شده است که همه این احکام در شؤون ولایت تشریعى است.
کودکان و نوجوانان جزء سرمایه های ملی هر کشوری به شمار می روند. استفاده کردن از برنامه های رسمی و غیر رسمی در چگونگی تعلیم و تربیت آنها، سیاست هایی است که مسئولان آنها را در رأس برنامه های خود قرار می دهند. نپذیرفتن روش های آموزش مستقیم از سوی فراگیران در بیشتر مواقع، پایداری و ماندگاری بیش از حد آموزش های غیر مستقیم موجب روی آوری کشورها به استفاده از تمام ظرفیت های آموزش غیر مستقیم در تعلیم و تربیت کودکان شده است. ادبیات کودکان و نوجوانان به عنوان یکی از ابزارهای تربیت غیر رسمی علاوه بر تأمین نیازهای جسمی، روحی و عاطفی تأثیرات دیگری نیز در آنها برجای می گذارد. استفاده از ادبیات در تقویت خواندن و نحوه به کارگیری آن در ایجاد آرامش روحی و روانی و به کارگیری آن به عنوان وسیله ای برای کسب تجربیات جدید راهکارهایی است که مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند. استفاده از ادبیات در شکل گیری باورهای دینی در کودکان و نوجوانان بخش پایانی این نوشته را تشکیل داده است.
مسئله ثبات یا تغیّر گزارههاى اخلاقى - سیاسى در علوم مختلفى همچون فلسفه، اصول فقه، کلام و... از منظرهاى متفاوتى بحث و بررسى شده است. در این مقاله تلاش شده ضمن بررسى منابع گزارههاى اخلاقى - سیاسى (حکمت عملى)، مفاهیمى همچون عقل عملى، مشهورات، سیره عقلا و رابطه «باید با هست» مورد کنکاش قرار گیرد تا زمینه مناسبى براى تقریب ذهن به مسئله ثبات یا تغیّر این گزارهها فراهم گردد. در نهایت، گزارههاى اخلاقى - سیاسى به گزارههایى که ناشى از سیره عقلا و حکم عقل است، تقسیم شده است که قسم نخست، خاص و نسبى و قسم دوم، عام و جهانْ شمول تلقى شدهاند.
بررسى مفهومشناختى واژه تربیت و تعیین مرز آن با واژههایى چون تلقین، القاء و آموزش اولین گام براى تحلیل مفهوم «تربیت» است.
در این مقاله پژوهشگر کوشیده است ضمن بررسى واژههاى فوق، مفاهیم زیربنایى انسانشناختىِ تربیت دینى همچون فطرتمدارى و متربى محورى که از جملهى اولین شاخصهاى جداکننده تربیت اسلامى از سایر انواع تربیت است، را تبیین نماید.
روش تحقیق مورد استفاده، تحلیل محتوایى برخى از آیات قرآن و دستهاى از روایات رسیده از معصومین(ع) با رویکردى تربیتى ـ توصیفى بوده است. یافتههاى این پژوهش اگرچه اولیهاند اما شاید بتوانند افقهاى تازهترى را پیشروى پژوهشگران تعلیم و تربیت بگشاید و آنان را به مناطق فراغ و یا حوزههاى بکر و دستنخورده این حوزه رهنمون گردد. حلقهى بعدى این نوشتار، بازشناسى و کاوش در برخى از ویژگىهاى روششناختى در عرصهى آموزش و پرورش با رویکردى نظرى و در بستر منابع دینى است.
از جمله مباحث اعتقادی ادیان الاهی وجود عذاب و پاداش اخروی است. در اسلام این مسئله شفافتر و دقیقتر از سایر ادیان مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است. عالمان مسلمان در چگونگی و چیستی پاداش و عذاب اخروی علاوه بر دلایل عقلی و استدلال های فلسفی و کلامی، سخت متکی به متون اسلامی و مفاد آیات و روایات هستند؛ با وجود این، آنها در این مسئله هم رای نیستند. گرچه در خصوص دائمی بودن نعیم قیامت به تبع متون دینی اسلام، با هم اختلافی ندارند ولی در خصوص کیفر اخروی گروهی معتقدند که عذاب قیامت در نهایت از همه برداشته خواهد شد و علاوه بر برخی آیات و روایات، دلایل عقلی چندی اقامه کرده اند. در این مقاله استدلال های فلسفی و کلامی طرفین را مطرح کرده و آنها را با رویکرد نقلی مورد بحث قرار می دهیم.
به نظر می رسد از مهم ترین ارکان جهان بینی عرفانی توجه به دو ساحت «ظاهر» و «باطن» واقع است. بر این اساس، هر امر واقعی، اعم از عالم و آدم و حتی حضرت باری تعالی، دارای این دو شأن هستند. علوم ظاهری در پی شناخت ظاهر عالم هستند، اما عرفان کوشش انسان برای راه یافتن به باطن هستی است. این آموزه از ارکان اندیشه عرفانی مولانا جلال الدین بلخی و کلید فهم اندیشه ها و آثارش به ویژه شاهکار او «مثنوی معنوی» است.
هدف این نوشتار، بیان دیدگاه مولوی در این زمینه است و روش آن، استخراج ابیات مربوطه از مثنوی معنوی و شرح و تفسیر آنهاست. دستاورد این تحقیق این است که از نگاه مولوی، عالم، آدم، معرفت، دین، قرآن، عمل انسان و هر حقیقت دیگری دارای ظاهر و باطن یا بطونی است و معرفت اصیل، رسیدن به آن بطون است. دین داری و دین ورزی عارفانه کشف جغرافیای باطن و زیستن در آن است.