انتظار خوانندگان از مترجم قرآن، دریافت ترجمه ای قابل فهم و روان از مطالب و مفاهیم آن است و این امر زمانی میسر می گردد که مترجم به نیکی با مسائل زبانی زبان عربی آشنا باشد، ساختار زبان مقصد را رعایت کند و بهترین معادل ها را برای واژگان بیابد. اما ترجمه های موجود با اینکه اغلب ترجمه هایی خوب و دقیق هستند و ظرافت های بسیاری در آن ها اعمال شده است، انتظار کامل مخاطبان را برآورده نساخته اند. به منظور نقد ترجمه های فعلی قرآن کریم و تبیین نقش والای ترجمه در انتقال مفاهیم کتاب الهی، در این نوشتار با روش تحلیلی و مقایسه ای، سه ترجمه مشهور از سوره سجده (مکارم، فولادوند و خرم دل) نقد و بررسی شده است. نتیجه بحث با نگاه به مسائل زبانی چون رعایت قوانین صرف و نحو در ترجمه، رعایت ساختار جمله بندی در زبان مقصد و چگونگی معادل سازی واژگان، دسته بندی و در جدول و نمودار نشان داده شده است. مقایسه این ترجمه ها نشان می دهد ملاک های مذکور در ترجمه فولادوند به نحو شایسته تری رعایت شده و او توانسته ترجمه ای بهتر و روان تر ارائه دهد
ابن سینا نفس را «روحانیة الحدوث و البقاء» و ملاصدرا آن را «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» می داند. ملا محمّدصادق اردستانی در الحکمة الصادقیة ، معتقد است که حدوث نفس نه با تجرّد آن سازگار است و نه با بقای آن. وی قائل به قدم و وحدت نفس شده است. از دیدگاه ابن سینا و حکمای دیگر، قول به «قدم و وحدت نفس» با دو محذور اساسی مواجه است: 1- اگر نفس بعد از تعلّق به بدن متکثّر نشده باشد، می بایست همه انسان ها در همه صفات یکسان می بودند؛ 2- اگر نفس بعد از تعلّق به بدن متکثّر شده باشد، امر مجرّد، به نحو بالقوّه و بالفعل انقسام می پذیرد. حکیم اردستانی در الحکمة الصادقیة ، مدّعای خود را به گونه ای تبیین کرده که با دو محذور یادشده مواجه نشود. در این نوشتار، با بهره گیری از آثار فلسفی اردستانی، دیدگاه وی در باب نفس، تبیین شده است.
پیشینه شناسی مسائل و نظریه های مطرح در علوم، از اهمیت به سزایی برخوردار است. در جستار حاضر، پیشینه نظریه انقلاب نسبت به عنوان یک نظریه اصولی موردبررسی قرار گرفته است. با مراجعه به منابع مکتوب فقهی و اصولی از قدمای فقهی و اصولی تا دوران ملااحمد نراقی، کسی که از وی به عنوان مبدع نظریه انقلاب نسبت یاد می شود، و تحلیل برخی فتاوای فقهی و شیوه استدلال و نقد دیدگاه های مطرح درباره آن فرع فقهی، این نتیجه به دست آمده است: شیوه بررسی و حل ادله متعارض در مواردی که اطراف تعارض بیش از دو دلیل است، در نظر برخی فقها همچون شیخ طوسی، محقق حلی، علامه حلی، فخرالمحققین، مقدس اردبیلی، محقق سبزواری و دیگران، همان روش مرسوم به انقلاب نسبت است. بنابراین هرچند این نظریه به اقرار اندیشه وران اصولی منسوب به ملااحمد نراقی است که برای اولین بار توسط ایشان به صراحت تبیین و تنقیح اولیه شده است، اما ریشه هایی از جریان این روش در کلمات گذشتگان دو علم فقه و اصول نیز، به صورت پراکنده و در برخی فروع فقهی، مشاهده می شود. لذا این نظریه را می توان دارای پشتوانه ای نسبتاً مناسب و قوی در میان فقها و اصولیان دانست.
طبق رویکرد قرآن کریم، حیات انسانی آمیخته با آزمون است و تعالی و تکامل انسانی رابطه ای متقابل با آن دارد. پیامبران اُسوه های عینی ابتلاء های الهی بودند و گزارش ابتلاء ایشان در قرآن با گزینشی هوشمندانه انجام شده است. برابر فرضیه این پژوهش، پدیداری ابتلای پیامبران رابطه ای متقابل با شرایط فردی و اجتماعی آنان دارد. بنابراین، آزمون پیامبران متناسب با گفتمان جامعه روزگار آنان بوده است و شناخت این گفتمان در تفسیر این ابتلاء ها امری ضروری است. از این رو، تحلیل شرایط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه زیستی پیامبران، در تشخیص زمینه های اجتماعی ابتلاء ایشان کارآمد است و به دنبال آن، تصویری دقیق تر از چرایی، چگونگی و توجیه تنوع گونه های ابتلاء آنان در اختیار ما قرار می دهد. مسئله اصلی این پژوهش، تحلیل زمینه های اجتماعی مؤثر در پدیداری ابتلاء های قرآنی حضرت ابراهیم(ع) به منزله اُسوه عینی فرازمندی در آزمون های الهی است. بدین منظور، پس از تبیین چیستی ابتلاء و مؤلفه های آن، با بررسی فضای حاکم بر جامعه عهد ابراهیم(ع)، زمینه های پدیداری ابتلاء های وی را ذیل نهادهای اجتماعی مرتبط با آن تبیین می کند. این پژوهش، پیوند میان گونه ابتلاء و شرایط اجتماعی عصر ابراهیم(ع) را نشان می دهد و نسبت سنجی ویژگی های عصر پیامبران با ابتلاء ایشان را روشی برای تحلیل ابتلاء اجتماعی پیامبران در قرآن می داند.
پژوهش حاضر، تحت عنوان «نقد اسرائیلیات در آیه 24 سوره یوسف»، با هدف شناسایی و تبیین روایات اسرائیلی نگارش یافته است. با توجه به اینکه در بسیاری از تفاسیر، روایات ساختگی و خرافی فراوان به چشم می خورد و مفسران بزرگوار نیز بدون نقد و ملاک و معیار خاص به نقل آنها پرداخته اند؛ نگارنده را بر آن داشت که روایات تفسیری آیه 24 سوره یوسف را که تفسیرهای متعدد و گوناگون از آیه شریفه ارائه داده اند، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد تا صحت و سقم محتوایی و درستی و نادرستی آنها مشخص گردد. نویسنده مقاله با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و مراجعه به تفاسیر روایی به این نتیجه رسید که برخی از روایات وارده در تفسیر آیه مذکور جعلی و ساختگی بوده است زیرا؛ تناقض و ناسازگاری با سیاق آیات قرآن کریم، منافات بامقام عصمت انبیا، مخالفت با عقل، رکاکت، تشتت و ناهمگونی، سازگاری با آموزه های دینی یهود از جمله ویژگی های بارز آن دسته از روایات است. همچنین یافته های تحقیق نشان داد که سرمنشاء بسیاری از این دسته روایات که به «اسرائیلیات» شهرت یافته اند عالمان نومسلمان اهل کتاب بوده که از طریق آنان به حوزه تفسیر راه یافته است و دلیل گسترش و ماندگاری آنها در کتب روایی و تفسیری نیز همان ارتباط مسلمانان با اهل کتاب و از همه مهمتر میدان دادن دستگاه خلافت به داستان سرایان بوده است.
نظریه جامعه امن از جمله تئوری های مبتنی بر همکاری و همگرایی می باشد که در حوزه امنیت، مخصوصاً امنیت منطقه ای ارائه شده است. بر اساس این تئوری کشورها چنان وارد فرآیند همگرایی می شوند که اصولاً راه های غیر مسالمت آمیز در حل و فصل اختلافات میان آنها رنگ می بازد و تعامل سازنده میان بازیگران موجبات پیروی از قوانین و اجرای تعهدات فی مابین را فراهم می سازد. با توجه به روابط ناپایدار میان بازیگران منطقه غرب آسیا و تنش های فزاینده میان آنها، سوال اصلی پژوهش حاضر ناظر به کاربست تئوری جامعه امن در این منطقه می باشد و در پی پاسخ به این سوال هستیم که «بر اساس نظریه جامعه امن، امکان شکل گیری این جامعه در منطقه غرب آسیا به چه صورت می باشد؟» و در پاسخ به این سوال، فرضیه اصلی نیز بر اساس روش کیفی یا رویکرد توصیفی-تحلیلی است که «منطقه غرب آسیا، با توجه به زمینه های بالقوه تنش و واگرایی آن در بهترین شکل می تواند شاهد شکل گیری جامعه امن سست پیوند و نوظهور باشد». رویکردهای چند جانبه جهت حل وفصل مسائل منطقه ای، درک مشترک از تهدیدات، مقابله با معضلات منطقه ای بدون توسل به زور در روابط فی مابین، گسترش همکاری های چندجانبه با احترام به حاکمیت و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر از الزامات شکل گیری انواع دیگری از جامعه امن است که می تواند کشورها را به سمت هویتی مشترک سوق دهد. درحالی که در منطقه غرب آسیا امروزه از این ظرفیت ها به نحو شایانی استفاده نشده است
اخلاق در هر حرفه ای لازم است و اهمیت آن در حسابداری و حسابرسی نیز انکارناشدنی است. این مقاله با هدف بررسی و تعیین سطح پایبندی به اخلاق حرفه ای دانشجویان کارشناسی حسابداری در زمان کنونی و تصمیم گیری و برنامه ریزی برای آینده نوشته شده است. این پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی است و اطلاعات لازم در آن، ازطریق پرسش نامه به شیوه های مجازی و حضوری از دانشجویان کارشناسی حسابداری جمع آوری شده است. نتیجه های به دست آمده از یافته های پژوهش، براساس میزان نمره های حاصل از پرسش نامه با استفاده از تحلیل های توصیفی و استنباطی و آزمون پارامتریکt تک متغیره بررسی و تحلیل شده است. یافته های حاصل از پژوهش نشان می دهند که سطح پایبندی به اخلاق حرفه ای در جامعهٔ بررسی شده متوسط است که این سطح از پایبندی مطلوب به نظر نمی رسد. بنابراین، برنامه ریزی برای نهادینه کردن اخلاق در جامعهٔ حرفه ای و توجه بیشتر به این موضوع در مجموعه های آموزشی و حرفه ای ضروری است.
در برخی روایات، برای آخرین حجت الهی، کارکردهایی در نظر گرفته شده است. البته تحقق موارد آن در آخرالزمان است. بنابراین باید، تک تک آنها، بررسی فقه الحدیثی شود. روایت اخذ میثاق از انبیای الهی در کتاب «کافی» از جمله آنهاست که در آن پنج کارکرد برای امام مهدی4 مشخص شده است: 1. نصرت دین؛ 2.غلبه حکومت الهی؛ 3. انتقام از دشمنان؛ 4.عبودیت همگانی؛ 5. جایگاه امامت امام مهدی در رسیدن انبیا به مقام اولوالعزمی. این نوشتار، با رویکرد حدیث پژوهانه، به بررسى سندی و دلالى حدیث مربوط می پردازد. در سلسله سند، یک راوی مجهول وجود دارد که البته با تشکیل خانواده حدیثی، محتوای روایت تأیید می شود. پیام اصلی روایت، نصرت دین است که بقیه مواردِ اشاره شده در ادامه روایت، تفسیر همان پیام اصلی است.
جور و ظلم در قضاوت به معنای صدور احکام نابجا درنتیجه سهل انگاری ها یا تعمدهای ویرانگر است و قاضی جائر کسی است که در محکمه و در میانه پرالتهاب صدور حکم می لغزد. در این رخداد مؤلفه ها و عناصر متعددی دخیل هستند؛ یکی از این موارد فقدان قدرت اجتهاد و استنباط در کنار سایر شروط فتوا و قضاوت است. هرچند نمی توان از نقش حکومت و نظام گمارنده قاضی نیز چشم پوشید؛ زیرا هیبت و قدرت حاکم بر قاضی در چنین نظامی، سرانجام همه دادرسی هایش را جائرانه می کند؛ حتی اگر مجتهد باشد. البته ماهیت جور مختصِ حکومت جائران نیست، بلکه حتی ممکن است در حکومت حق هم اتفاق افتد.مقاله حاضر مطابق با فتوای امام خمینی در تحریرالوسیله است که قضاوت را شأن فقیه جامع الشرایطی می دانند که بهره مند از قوه استنباط و صاحب نظر در مسائل فرعی اسلام باشد (امام خمینی الف 1385 ج2: 432)، پس از بررسی موضوع شناسانه مسئله، از منظر تکلیفی به جواز یا عدم جواز مراجعه پرداخته است . بدین منظور در متن پیش رو، مراجعه به قاضی جور بررسی شده است و بر اساس ترتیبِ گام به گام - از مراجعه به او تا همنشینی با وی و در آخر عمل به احکام صادره اش - هر سه محکوم به حرمت شناخته شده اند.
هدف از این نوشتار، تبیین مبانی و آثار تربیت انسان منظم از منظر فلسفه تعلیم و تربیت قرآن بنیان می باشد. از لحاظ رویکرد تحقیق در زمره تحقیقات کیفی و قیاسی و از لحاظ روش، تحلیلی- استنباطی و از لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و فیش برداری است. خلاصه یافته های تحقیق چنین است: مبانی فلسفی تربیت انسان منظم شاملِ مبانی عامِ خداشناختی( وجود ناظم و وحدت ناظم)، هستی شناختی(آفرینش منظم و مرحله مند جهان)، دین شناختی(تقدم نزول آیات مکی بر آیات مدنی، نظم درونی آیات، نظم در تشریع، تقدم ایمان بر عمل صالح) و مبنای خاصِ انسان شناختی( آفرینش منظم و مرحله مند انسان، نظم شناسی فطری)؛ آثار تربیت انسان منظم، شاملِ دو دسته آثار نظری( تقدم و تأخر در مراحل تفکر، دور اندیشی) و آثار عملی(برنامه ریزی، احترام به قانون و مقررات، وقت شناسی و غیره) می باشد.واژگان کلیدی:انسان منظم، فلسفه تعلیم و تربیت قرآن بنیان، مبانی، آثار.
در منظومه معارف اسلامی، شناخت ویژگی های امام از اهمّیّتی بسیار برخوردار است، تا جایی که کسب معرفت در این خصوص، لازم و ضروری است. یکی از بهترین و معتبرترین منابع جهت شناخت هرچه بهتر اهل بیت عصمت و طهارت؟عهم؟، کلام ایشان در معرفی خود است که در بعضی موارد به صورت دعا در مجامیع حدیثی نقل شده است. در این پژوهش به منظور شناسایی بهتر جایگاه امام، شئون و مناصب و ویژگی های ایشان، به تحلیل محتوای دعای عرفه امام سجّاد؟ع؟_ که پس از دعای عرفه امام حسین؟ع؟ از مشهورترین دعاها به شمار می آید _ پرداخته شده و از ره آورد تحلیل مضامین و دسته بندی موضوعات آن، به سؤال های اصلی تحقیق، پاسخ داده شده است. یافته های این پژوهش که با روش «تحلیل محتوا» به مثابه یک روش تحقیق میان رشته ای و متن محور انجام شده، نشان می دهد که در دعای مذکور، 13 ویژگی خاصّ برای امام معصوم بیان شده است. مهمترین آنها متعلق به موضوع مویّد بودنِ امام به قدرت و نصرت الهی است. همچنین نتایج تحلیل محتوای دعای عرفه نشان می دهد که امام سجّاد؟ع؟، چهار شأن و منصب خاصّ و انحصاری برای امام در جامعه اسلامی تعریف کرده اند به طوری که از میان آنها، مرجعیت دینیِ امام، جایگاه نخست را در بین وظایف به خود اختصاص داده است. ضرورت انجام این تحقیق آن است که توجّه به این ویژگی ها و شئون مختلف می تواند راهگشای مؤمنان در شناخت صحیح امام و به ویژه تشخیص رهبران حقیقی و الهی از رهبران باطل در عصرهای مختلف باشد.
آیرونی یکی از مضامین محوری اندیشه ی ریچارد رورتی است. این مفهوم سابقه ای دیرپا در تاریخ فلسفه دارد؛ نخستین بار در دوران یونان باستان برای توصیف روش تجاهُل گرایانه ی سقراطی به کار گرفته شد و مورد توجّه اندیشمندان بزرگی همچون سورن کیرکگور قرار داشت. از سویی دیگر مفهوم رندی نیز تاریخی طولانی و پُرپیچ و خَم در زبان فارسی دارد. این مفهوم به طور خاص جایگاهی کانونی در شعر حافظ دارد و اهمّیت آن تا جایی است که «رندی» را منسجم ترین آموزه ی اندیشه ی حافظ پنداشته اند. هدف اصلی از انجام پژوهش پیشِ رو، فراهم آوردن امکانی است برای مقایسه ی دو مفهوم رندی و آیرونی در منظومه ی فکری دو اندیش مند برجسته، که در دو بستر متفاوت فرهنگی زیسته و بالیده اند.. چنین مقایسه ای گرچه در نظر اوّل نامأنوس، نامُمکن و یا دستِ کم همراه با دشواری می نُماید امّا علی رغم تفاوت های فرهنگی-زبانی حافظ و رورتی، مشابهت های بسیاری میان دو مفهوم پیشِ چشم خواننده قرار می دهد. آیرونیست رورتی همچون رند حافظ شخصیتی است پرسشگر و استقلال طلب که نگاهی آمیخته به تردید دارد. رند و آیرونیست افرادی آزاد و بازیگوش اند و خلّاقانه در اندیشه ی ارائه ی بدیلند. از سویی، ظرفیت های زبان شاعرانه به حافظ این امکان را می دهد تا رند را شخصیتی معرّفی کند که بی پروا وارونه گویی می کند امّا تلاش آیرونیست رورتی معطوف به تمهید واژگانی کم تناقض است که جهانی نو بیافریند.
الگوی انتخابی تئو ون لیوون، رویکردی جامعه شناختی- معنایی است که به طور خاص برای تحلیل نحوه بازنمایی کنشگران اجتماعی طراحی شده و استراتژی های زبانی متن را با تنوع زیاد بررسی می کند. ون لیوون با ارائه فهرستی از شیوه-های بازنمایی کنشگران اجتماعی و تعریف و تبیین هریک از آنها، استدلال می کند که مطالعه مؤلفه های جامعه شناختی - معنایی گفتمان، نسبت به بررسی مؤلفه های زبان شناختی محض، شناختی عمیق تر و جامع تر از متن ایجاد می کند. الگوی او با عنوان بازنمایی کنشگران اجتماعی، الگوی مناسبی در تحلیل گفتمان انتقادی به شمار می رود که با کاربست آن می توان به لایه-های معنایی زیرین متن دست یافت. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی درصدد است رمان وطن من زجاج اثر یاسمینه صالح، نویسنده معاصر الجزایری را با استفاده از رهیافت حذف و اظهار ون لیوون تحلیل کند، میزان بسامد و دلیل کاربست هریک از این مؤلفه ها را مشخص نموده و پرده از زوایای ناگفته متن بردارد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بسامد مؤلفه اظهار بیش تر از مؤلفه حذف است و این نشانگر تمایل نویسنده به گفتار روشن و بی پرده در بیان حقایق است. درباره بازنمایی جنسیت نیز می توان گفت که در این رمان مردان نقش چشم گیرتری نسبت به زنان ایفا می کنند و این می تواند بیانگر کمرنگ سازی و به حاشیه راندن زنان در کشور الجزائر باشد.
در این مقاله کوشیده ایم با بیان ادله نظریه عمومی ارش در فقه امامیه و به تبع آن در حقوق ایران، این ادله را براساس تحلیل اقتصادی اثبات کنیم و در این صورت به نتایجی دست خواهیم یافت که سبب خواهد شد نظریه عمومی ارش ضمانت اجرای مؤثری برای نقض تعهدات قراردادی طرف ناقض قرارداد تلقی شود و فقه امامیه براساس نهادهای سنتی-بازنگری شده-پاسخ مناسب و عادلانه به نقض قرارداد بدهد. علاوه بر بیان این ادله نظریات کلاسیک و مدرن حقوق اقتصادی با تأکید بر اینکه آیا اجرای عین تعهد اولویت دارد یا جبران خسارت، به بررسی تطبیقی موضوع در حقوق کامن لا به خصوص حقوق آمریکا پرداخته ایم. نتایجی که از این تحقیق می توان دست یافت، این است که نظریه عمومی ارش کاملاً براساس نظریات اقتصادی کلاسیک و مدرن کاملاً اثبات است. در واقع می توان گفت نظریه عمومی ارش می تواند تلفیقی از نظریه اخلاقی کارایی –اغلب براساس نظریه کارایی کالدور-هیکس و تقدم جبران خسارت بر انجام عین تعهد و نظریه عینی بودن که در مقام امحای اخلاق در عرصه قراردادی باشد.
هدف پژوهش حاضر، نقد و بررسی مؤلفه های سرمایه ی جنسی بر مبنای آموزه های اسلامی (آیات و روایات اسلامی) و تبیین اشارات آن جهت هدایت تربیت جنسی مطلوب زنان و دختران است؛ رسیدن به این منظور با مقایسه ی تطبیقی بین مؤلفه های سرمایه ی جنسی در غرب و اسلام انجام شد؛ سپس نقد و انتقاداتی با تکیه بر قران و روایات اسلامی به این نظریه ی غربی مطرح گردید و درنهایت اشارات و ارائه ی راهکارهایی جهت هدایت این سرمایه به منظور تربیت جنسی مطلوب زنان و دختران ارائه شد. پژوهش حاضر که به شیوه ی توصیفی- تحلیلی به رشته ی تحریر درآمده است از حیث ماهیت در زمره ی پژوهش های نظری و ازلحاظ هدف از پژوهش های بنیادی محسوب می شود. یافته های پژوهش بیانگر آن است که نظریه سرمایه ی جنسی مفهومی کاملاً ابزاری و تولیدی در جهان غرب است. اگرچه این نظریه راهکارهای ورود زنان به عرصه ی رقابت، تجارت و لذت جویی را نشان داده است در عوض موانع و چالش هایی عدیده ای برای زنان به وجود آورد که بر مبنای آموزه های اسلامی می توان برخی از مهم ترین انتقادات آن را در ترویج مفاسد اجتماعی - اخلاقی، بحران های خانوادگی و ازخودبیگانگی و...موردنقد و بررسی قرار دارد. همچنین این پژوهش راهکارها و تدابیر هدایت سرمایه ی جنسی به سمت تربیت جنسی مطلوب را بیان کرده است و آن را در منع زنان از حرکات و بازی با زبان بدن، مدیریت ارتباطات، پوشش مناسب و...نشان داد. بر همین اساس همگی یافته ها دال بر اهمیت و تمرکز این سرمایه در نظام خانواده و پرورش آن در راستای تعدیل روابط جنسی و تحکیم بنیان خانواده است.
از مسائل مهم فلسفه سیاسی، مطالعه زندگی اجتماعی انسان با لحاظ مبانی فلسفی منتج به آن است که این تحقیق با روشی تحلیلی و توصیفی در این باره به بیان دیدگاه دو اندیشمندِ از دو نحله فلسفی مقابل (هابز و علامه طباطبائی) پرداخته است؛ که دیدگاه متفاوت این دو متفکر در مورد ماهیت انسانی با توجه به مبانی شان، به دو نظر مغایر با هم در تبیین چرایی زیست اجتماعی انسان می انجامد، که یکی از آنها (دیدگاه هابز) ناشی از دید فیزیکالیستی به انسان و ادراکاتش بوده که به تجربه متکی بر مادی گرایی صرف قائل است و انسان را موجودی در پی برآورده کردن میل منبعث از طبیعت انسانی می داند که سیری ناپذیری این میل به ارضای امیال براساس طبیعت شریرش، او را به ستیزه گری در کنش با دیگران می کشاند که راه حلش، جامعه پذیری براساس قراردادگرایی است و دیگری ناشی از واقع گرایی است که در آن، انسان مرکب از نفس مجرد و بدن مادی برای تکامل ذاتی اش که با قریحه استخدام دیگران همراه است، به جامعه روی می آورد.
یکی از مهم ترین تحولات قانونی که محل اختلاف و مناقشه حقوقی نیز گردیده است با توجه به ظهور تعزیرات منصوص شرعی در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ مفهوم، مصادیق و آثار این قسم از تعزیرات است که بستر آن تشابه تعزیر منصوص با حد و دغدغه عدم تسری اختیارات مندرج در تعزیرات به تعزیرات منص وص شرعی است. وفق رویکرد قانونگذار در راستای تحول مفهوم و گستره تعزیر از سال ۱۳۹۲ و به موجب تبصره دو ماده ۱۱۵ قانون مجازات اسلامی قانونگذار اقدام به ارائه تفکیک نوینی از تعزیرات با دو قسم تعزیرات منصوص و غیرمنصوص شرعی نمود و آثار حقوقی قابل توجهی مانند قاعده منع محاکمه مجدد، اعطای معافیت قضایی در جرایم خفیف، اصدار قرار تعویق صدور حکم، تعلیق اجرای مجازات، تقلیل مجازات اطفال و نوجوانان تا نصف حداقل در صورت وجود جهات تخفیف و مرور زمان تعقیب منصرف از تعزیرات منصوص شرعی اعلام گردیده است. این در حالی است که مفهوم و مصادیق تعزیر منصوص شرعی همچنان محل مناقشه و تفکیک مذکور موجب اجمال قانون گردیده است. در مقاله حاضر در راستای بررسی موضوع مذکور ضمن ارائه مفهوم و قلمروی تعزیر منصوص شرعی مصادیق و آثار این رویکرد قانونگذار در تحول تعزیر بررسی و آسیب شناسی گردیده و پیشنهاداتی در راستای رفع آن ارائه می گردد.
انسان شناسی، از مهم ترین و اساسی ترین ارکان تحقیق و بررسی یک دین و مسلک است. نوع نگاه و ایدئولوژی خاصی که دین یا مکتبی به سرشت و طینت انسان می دهد در شکل ساختار آن دین و شناخت کلی اش مؤثر است. ما در این نوشتار در تلاشیم، دیدگاه دو دین اسلام و هندوئیسم را درباره سرشت انسان با تکیه بر متون مقدس آنها، یعنی قرآن کریم و اوپانیشادهای کهن بررسی کنیم. قرآن کریم سرشت انسان را پاک و بی آلایش می داند که مایل به حق و دشمن باطل است و اوپانیشادهای کهن نیز سرشت انسان را از طینت و جوهره پرجاپتی می داند و تصریح می کند که خدا و انسان رابطه مستقیمی دارند، و خدا انسان را از سرشت خودش آفریده است.
کتاب «ساختار علّیت مخلوق بر اساس دیدگاه ابوالحسن اشعری» برگردانی است فارسی از مقاله ای به قلم ریچارد ام. فرانک، یکی از برجسته ترین محقّقان غربی در حوزه کلام اسلامی، که به بررسی دیدگاه ابوالحسن اشعری در کتاب اللُّمَع در خصوص نقش و نحوه علّیّت انسان در صدور افعالش می پردازد. در نوشتار پیش رو، نخست آثار مهمّ فرانک در زمینه کلام اشعری و معتزلی به اختصار معرّفی شده است و به اهمّیّت پژوهش های وی در این عرصه اشارت رفته و سپس ترجمه فارسی به طبع رسیده از مقاله مزبور در معرض نقد و سنجش قرار گرفته است. این جستار انتقادی نشان می دهد که ترجمه یادشده، گذشته از آشفتگی های ظاهریِ ناظر به نحوه چاپ کتاب، با اشکالات و نقائص چندگانه و چندگونه چشمگیری همراه است که از آن جمله است: خطاهای فاحش در خوانش و نگارش اسامی و عبارات، ترجمه های نادرست، گزینش معادل های مغلوط یا مرجوح ، اغلاط املایی و حروف نگاشتی قابل توجّه، حذف و سقط های پر شمارِ خُرد و کلان، و سهوها و سهل انگاری ها در استفاده از نشانه های ویرایشی و نگارشی.