چکیده منشأ و عامل اصلی کنش های انسانی در زمره مهمترین مسائلی محسوب می شود که همیشه دغدغه اندیشمندان بوده است. قرآن کریم نیز در آیه 84 سوره إسراء، با مقوله کلیدیِ شاکله به این مساله اساسی پرداخته است. البته به غیر از انگاره «شاکله» در گفتمانِ قرآنی مفاهیمِ مرتبط دیگری نیز وجود دارد. مفاهیمی از قبیلِ: تأثیراتِ مشیت الهی، اختیارات فردی و عوامل اجتماعی، در عملکرد انسان. انگاره شاکله، با اهمیت ترین واژه در این ارتباط محسوب می شود که مفسرین در طول تاریخِ تفسیر، نظراتِ مختلفی را پیرامونِ معنای آن مطرح کرده اند. به شکل خاص در دو دوره ی: پیدایش (دوران پیامبر و ائمه) و کلاسیک (از نیمه دوم قرن سوم تا ششم) شاهد تحول و تکاملِ روی آوردها به این انگاره هستیم؛ در دوره پدایش، عموماً نظرات مفسران مجمَل و بسیط است. امّا هر چه به جلو پیش می رویم، به شکل خاص در دوره کلاسیک، روش های مختلفی برای تبیینِ معنای این انگاره و پرده برداشتن از ابهامِ آن اتخاذ شده است. اولین روی آورد تبیین، استفاده از روایاتی است که میانِ «شاکله» و «نیت مومن» ارتباط برقرار می نمایند. پس آز آن نظریاتِ ترکیبی قابل رصد هستند. همچنین استفاده از پیش فرض های کلامی، عرفانی و ادبی نیز برای تبیین معنای شاکله قابل مشاهده هست. بنابراین مشاهده تطور دیدگاه ها پیرامون معنای شاکله از یک توسعه معنایی در معنای این انگاره خبر می دهد.کلید واژه: شاکله، تاریخ انگاره، دوره پیدایش تفسیر، دوره کلاسیک، مکاتب تفسیری.
اینکه تمدن نوین اسلامی از منظر حضرت آیت الله خامنه ای چگونه است و معرفت و علم و دانش چه جایگاهی در آن دارد، سؤالات مهمی است که این مقاله درصدد است به آن پاسخ دهد. حوزه های علمیه به عنوان منبع تولید نرم افزار یا همان بعد معرفتی تمدن اسلامی برای ایفای نقش خود باید دارای شاخصه ها و ویژگی هایی باشند که این مقاله به آن خواهد پرداخت. این پژوهش مفهوم دانش توأم با معنویت را هسته اصلی اندیشه حضرت آیت الله خامنه ای توصیف کرده و مبتنی بر این مهم، حوزه علمیه را به عنوان خاستگاه تولید معرفت، برای نقش آفرینی تمدنی مستلزم تحول درونی خویش می داند. این پژوهش با شیوه کتابخانه ای و با تکیه بر آراء آیت الله خامنه ای تنظیم شده است. این مقاله به روش توصیفی و تبیینی به بررسی حوزه علمیه تمدن ساز خواهد پرداخت و اینکه حوزه علمیه برای ساخت بعد معرفتی تمدن اسلامی باید چه ویژگی هایی داشته باشد.
معاملات ناشی از سوءاستفاده از اضطرار در فقه تحت عنوان مستقلی بحث نشده است. فقیهان این عنوان را در کتاب اطعمه و اشربه در ذیل مسئله جواز اکل مال غیر در هنگام اضطرار مطرح کرده اند و پنج نظریه در مورد حکم معامله مضطر با مالک طعام قابل اصطیاد است که نظریه تعدیل قرارداد با توجه به ادله فقهی به عنوان نظر مختار با تفصیلی که در آن داده شد؛ پذیرفته شده است. برای روشن شدن این نظرها ابتدا مفهوم لغوی و فقهی اکراه و اضطرار و سوءاستفاده مطرح می شود. آنگاه پنج نظریه اصطیادشده از کتب فقهی مطرح خواهد شد و سرانجام با مراجعه به احادیث واردشده، نظر مختار در مورد سوءاستفاده از معامله با شخص مضطر بیان و با توجه به مبانی فقهی، نقد و تحلیل می شود.
معاد جسمانی از مهم ترین مباحث اعتقادی و فلسفی است که ملاصدرا، ضمن توجه به ادله نقلی، آن را مبرهن به ادله عقلی نیز نمود و معتقد است معاد جسمانیِ او «طابق النعل بالنعل» همان معادی است که از جانب شرع انور بیان گردید و انکار آن را انکار ایمان و منکر او را کافر می انگارد. در مقابل، حکیم مؤسس آقاعلی حکیم، در آثارش، مخالفت خویش را با معاد جسمانی صدرالمتألهین ابراز نموده، کوشید تا معاد جسمانی از منظر خویش را مطابق عقل و نقل معرفی کند. وی با تمسک بر روایتی از امام صادق(ع)، منقول از احتجاج طبرسی، ادله عقلی خویش را بنا نهاد. این نوشتار بر آن است که با بازخوانی معاد جسمانی از منظر آقاعلی حکیم، ادله عقلی و نقلی او را مورد ارزیابی قرار دهد و به قضاوت بنشیند.