فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۱٬۶۲۱ تا ۵۱٬۶۴۰ مورد از کل ۸۴٬۷۳۰ مورد.
نگهبان عدالت/ شعر
جستاری تازه در ماهیّت نهاد داوری از منظر فقه خانواده
حوزههای تخصصی:
استفاده از نهاد داوری در حل اختلافات زناشویی ریشه در عرف و آموزه های دین اسلام دارد. شارع مقدس ذیل آیه 35 سوره نساء، این شیوه حل اختلاف را مورد تأیید قرار می دهد. ماهیت این نهاد، متمایز از ماهیت نهادهای قضایی و شبه قضایی حل اختلاف است، لذا در واقع نهادی صلح بنیاد است که با هم اندیشی خویشاوندان دلسوز، باتدبیر و مورداعتماد با حضور زوجین، جهت ریشه یابی و حل مشکلات با هدف سازش و به دور از دخالت مستقیم مراجع قضایی تشکیل می شود و از این جهت به نهادهای فرهنگی- اجتماعی نزدیک است. در طول جریان داوری ضمن آنکه سعی می شود از حقوق زوجین حمایت شود، حفظ مصالح خانواده در اولویت قرار می گیرد و از اخلاق مداری به جای قانون سالاری استفاده می شود.
دشواری های تبیین تحویل گرایانه ی شناخت اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحویل گرای اخلاقی می گوید واقعیت وجودی کیفیت های اخلاقی، همان کیفیت هایی است که با کلمات نااخلاقی قابل بیان هستند. چنین دیدگاه هستی شناسانه ای، ضلع شناخت شناسانه نیز دارد مبنی بر اینکه شناخت ما به امور واقع اخلاقی یا چیزی جز شناخت ما به امور واقع نااخلاقی نیست یا استنتاج از شناخت های نااخلاقی است. در نظر تحویل گرایان اخلاقی و به ویژه طبیعی انگاران که بخش اعظم تحویل گرایان را تشکیل می دهند، توانایی در تبیین شناخت اخلاقی بدون توسل به نظریه هایی همچون شهود اخلاقی، مزیتی مهم و بلکه دلیلی قوی برای دیدگاهشان به شمار می آید. به همین دلیل است که مقاله حاضر به بررسی تبیین های تحویل گرایانه از شناخت اخلاقی و توجیه باورهای اخلاقی پرداخته است. به این نتیجه رسیده ایم که از میان تبیین هایی که طبیعی انگاران مطرح می کنند، شناخت تحلیلی دچار همان مسائلی است که اصل نظریه تحویل گرایی تحلیلی را از اعتبار و رونق انداخته است. و استنتاج ارزش از غیرارزش یا با شکاف منطقی است باید روبه روست؛ یا اگر پیوند معنایی توصیفی ارزشی وجود داشته باشد، نهایتاً نتایج اخلاقی نامشروط نمی توان گرفت.
اسلام و دانش (قسمت پنجم)
التقنیات الزمنیة السردیة فی بیروتیات محمود درویش، قصیدة ""مدیح الظلّ العالی"" نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لقد عُدَّ الأدب ظاهرةً نشیطةً فی منظومة التکوین المعرفیّ وسیروته، وهو تکوینٌ متکاملٌ یُعرَف فیه الشعر بوصفه نموذجاً أکثر نشاطاً ودینامیکیّةً علی التجاوز للحدود التعبیریّة المعرقلة ونیل نظامٍ إبداعیٍّ فی النصوص الأدبیّة متّجهاً إلی مسار الخطّ التأریخیّ والتعبیر عن مآزق النماذج الإبداعیّة وأزمات المجتمع البشریّ الراهنة. لقد کان الزمن حالةً ذاتیةً اجتماعیةً لا ترتبط فی أصلها بمحاور الزمن الحاضر فحسب، بل تقتضی ضرورته السردیّة فی الشعر العربیّ المعاصر إنشاء العلاقة مع السیروة الجماعیّة بین مکوّناته الثلاث ""الماضی، والحاضر، والمستقبل""، وهی الّتی تتداخل وتتواشج لتشکیل زمنٍ عضویٍ خاصٍّ من الواقع الاجتماعیّ فی القصیدة العربیة. ونظراً إلی قضیّة الزمن، تناول الشعر الفلسطینیّ المعاصر موضوع المکان کمحور الرجاء والأمل فی المستقبل إلی حدٍّ فتح فیه البعد عن الوطن والحضور فی المنفی أبواباً جدیدةً أمام الشعراء الفلسطینیین عبر الزمن، منهم محمود درویش هو الشاعر الفلسطینیّ العملاق الّذی حینما ارتحل إلی بیروت منفیّاً أدرک فیها الکثیر من أبعادٍ زمنیّةٍ متباینةٍ شغلته تحوّلاتها عن نفسه وذهبت به إلی مرحلةٍ زمکانیةٍ بین تحدیات العربیّ والصهیونیّ وبما فیها من تداعیاتٍ تستنفرها ذات الشاعر وتُفیضها من الحوافز البالغة للمواجهة والتحدّی. ترعرعت هذه الدراسة المستفیضة من خلال المنهج الوصفیّ – التحلیلیّ وتدلّ حصیلتها علی أنّ الزمن کان فی قصیدة ""مدیح الظلّ العالی"" لمحمود درویش بؤرة الاستقطابات الدلالیّة عن بیروت بحیث یتّسع مدلوله تحت ظلال هذه المدینة ویتزوّد بأسالیب لغویّةٍ مختلفةٍ وتقنیاتٍ کاسترجاع الزمن، واستباقه، والتسلسل الزمنیّ المحدّد لتعمیق صورةٍ متأزّمةٍ وجریحةٍ من المدینة؛ فتتناغم جمیع هذه التقنیات مع خلجات نفس الشاعر وتجاربه الخاصّة الّتی انصرفت فی الکثیر من هذه القصیدة عن موقفها الاعتیادیّ إلی کنوزٍ نفسیّةٍ ووجدانیّةٍ تنیر مدی شعوره بالتحوّلات الزمنیّة وسطوتها علی أحداث مدینة بیروت.
عدالت مهدوی در منجی گرایی اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مبارزه با نگرانیهای اجتماعی
وجوب هجرت به سوی امام
حوزههای تخصصی:
تجلی و تجسد در مطالعه تطبیقی نقوش سنگ مزارات آرامستان تخت فولاد با ارامنه جلفای اصفهان بر مبنای قرآن کریم و انجیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنگ مزارهای آرامستان تخت فولاد و ارامنه جلفای اصفهان پس از گذشت قرن ها به بستری برای هنر آفرینی حجاران، خوش نویسان و هنرمندان تبدیل شده اند و اعتقادات مذهبی دو دین آسمانی اسلام و مسیحیت، باورهای قرآنی و انجیل، تعامل ارامنه و مسلمانان در اصفهان و روند تحولات هنر تصویری پیرامون آن را به نمایش می گذارند. نقش مایه های گیاهی، جانوری، فرشتگان و مشاغل از جمله بیش ترین تزیینات این سنگ مزارها است که پیوند عمیق و ناگسستنی هنرمندان و حجاران ایرانی و ارمنی را با مفهوم مرگ و حیات پس از آن و اعتقادات مذهبی را جلوه گر می سازند. در مقاله پیش رو تلاش شده است با جمع آوری اطلاعات به صورت مطالعات میدانی، اسناد و منابع کتابخانه ای، و با روش توصیفی-تحلیلی، نقوش سنگ مزارهای مسلمانان با ارامنه در چهار گروه پردیس نگاره ها مورد مطالعه تطبیقی قرارگرفته و تلاش می شود شباهت و تفاوت های موجود میان نقوش سنگ مزارهای تخت فولاد و ارامنه جلفای اصفهان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. بر اساس مطالعات انجام یافته مشخص گردید که بیش ترین و متنوع ترین نقوش به کار رفته مشابه میان سنگ مزارات این دو آرامستان، نگاره های گیاهی است که شیوه اجرای آن ها در بیش تر موارد به روش ترکیبی از طبیعت گرایانه و انتزاعی است. نقوش سنگ مزارات آرامستان جلفا با رویکرد تجسد(به صورت شمایل گرایی) با تاکید بر حضور نمادین مسیحیت(صلیب یا خاچکار) در کنار نگاره های انسانی جلوه گر شده، اما در اکثر مزارات تخت فولاد، با رویکرد تجلی(شمایل گریزی اسلام)، با وجود کتیبه های بسیار و دوری از نقوش انسانی، به ویژه تصویر زنان تجلی یافته است؛ که ریشه در تفاوت های بنیادین مبانی هنر اسلامی(قرآن) و مسیحیت(انجیل) دارد.
اسلام و غرب (1)
معرفی کتاب « مفاهیم یجب أن تصحح»(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
چیستی علم دینی با تاکید بر دیدگاه استاد جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲۹
63 - 92
حوزههای تخصصی:
علم به عنوان یک وصف ذات اضافه که معلوم را نشان میدهد، به حسب ذات خود، به دینی و یا غیردینی متصف نمیشود. اتصاف علم به دینی و غیردینی، نیازمند یک حیثیت تقیدیه است. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی میکوشد حیثیات مختلفی را بیان کند که علم میتواند بر اساس آنها به دینی یا غیردینی متصف شود. در این نوشتار به ترتیب از شش حیثیت یاد میشود: متافیزیک، موضوع، روش، تجویز، عالم، و فرهنگ و تمدن. در نتیجه، این مقاله دیدگاه آیتالله جوادی آملی نسبت به موارد یادشده را تبیین میکند.
ورزش و رشد اخلاقی: مروری بر تأثیر ورزش ها بر تحول اخلاقی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
امروزه این ایده که ورزش ها در اشکال گوناگون خود، می توانند به تحول منش های اخلاقی و تربیت اخلاقی افراد یاری رسانند، مقبولیتی عام دارد. نگاهی به مباحث اخیر در این زمینه، نشان می دهد که این دیدگاه، مخالفان جدی دارد. برخی روان شناسان ورزش، با اتکاء به یافته های تجربی در دهه های اخیر، درباره کارکرد اخلاقی ورزش ها، دست کم در برخی اَشکال آن، تردیدهایی جدی دارند. هدف این مقاله، مروری اجمالی بر اهم یافته های تجربی در حوزه تأثیر ورزش بر تربیت اخلاقی است. مقاله با روش توصیفی و مروری، به مهم ترین تحقیقات تجربی در این حوزه می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مطالعات تجربی، که عمدتاً در سطح ورزش های قهرمانی و رقابتی انجام شده است، تصویری روشن و مؤثر از تأثیر این گونه ورزش ها بر تحول و تربیت اخلاقی ارائه نمی کند.