طمع صفت و حالتی در نفس آدمی است که با توجه به آیات قرآن معانی مختلفی دارد. در این مقاله معانی واژه ی طمع در قرآن مورد بررسی قرار گرفته است و بیان می دارد واژه ی طمع 12 بار در قرآن کریم آمده است و به معنای 1- امیدواری، 2- حرص 3- آرزوی محال 4- میل نفسانی است که بیشترین کاربرد آن امید و آرزوست. واژگان رجاء و حرص واژگان مترادف طمع و واژگان یأس، هلع، قناعت و استغنا واژگان متضاد با طمع در قرآن کریم می باشند. در نتیجه معنای غالب طمع در قرآن، معنای امید است که کاملاًً متفاوت با معانی دیگر طمع در قرآن.
هر چند به نظر می رسد آیه «إِنِّى جاعِلٌ ِفِى الْأرْضِ ِخَلِیفَةً» در سورة بقره تنها طلیعه و مقدمه داستان خلقت ِ حضرت آدمعلیه السلام است، لکن این آیه مشتمل بر نکات تفسیری کلامى ارزشمندی است که برخی از آنها از دیرباز به اجمال و پراکنده در آثار علمى فریقین به ویژه امامیه بیان شده ولی هیچ گاه تبیین نشده است. نوشتار حاضر بر آن است تا ابعاد تفسیری کلامی این آیه را در میراث علمى امامیه و اهل سنت، مورد بررسی قرار گیرد؛ ابعادی همچون هدف از آفرینش خلیفه در زمین، لزوم وجود خلیفه در زمین و ضرورت ِنیاز به امام، تقدم وجود خلیفه بر دیگران، اختصاص تعیین خلیفه به خداوند، لزوم عصمت خلیفه و امام و غیرهم. این موارد مهمترین مباحث کلامى است که برخی از محدّثان و مفسّران متکلّم با استناد به آیه مذکور به آنها اشاراتی داشته اند. در آثار علمى اهل سنت نیز در خصوص این آیه، تنها به مباحث معدودی همچون عصمت ملائکه، علم یکی از شروط خلافت، و برترى آدمعلیه السلام بر ملائکه اشاره شده که این استفاده اندک از آیه، ناظر به تفاوت مبانى کلامى اهل سنت با امامیه در موضوع ِ امامت است. پاسخ به دیدگاه اسماعیلیه در خصوص تعارض غیبت امام با «قراردادن خلیفه در زمین» و نیز اشاره به استفاده فقهی برخی از فقیهان امامی و اهل سنت از این آیه در خصوص مشروعیت ِقضاوت و تعلق زمین به خلیفه خدا از دیگر مباحث مطرح ِشده در این نوشتار به شمار مى آید.
براساس اصل قانونی بودن که از مهم ترین اصول حقوق کیفری به شمار می رود، جرم انگاری و اعمال مجازات فقط طبق قانون خواهد بود. این اصل پیش از حقوق موضوعه، براساس ادله فقهی متعدد در حقوق کیفری اسلام با تأکید بیشتر و دامنه وسیع تری به رسمیت شناخته شده است. براساس مبانی فقهی به ویژه ادله قرآنی، در احکام فرعی دین جز در موارد حکم عقل به قبح یک عمل بر خداوند است تا از باب لطف بر بندگان با فرستادن پیامبران، حکم عقل را مورد تأیید قرار دهد تا حجت را بر بندگان تمام نماید. از دیدگاه حقوق اسلام، وصول تکلیف به مکلف معیار است، نه صِرف ابلاغ از سوی شارع؛ زیرا نفس بعث رُسل در نزول عذاب موضوعیت ندارد، بلکه بعث رسل راهی براى رساندن تکالیف به بندگان و اتمام حجت بر آنان است. اصل قانونی بودن آثاری دارد؛ از جمله: « عطف به ماسبق نشدن قوانین کیفرى»، «تفسیر مضیّق قوانین کیفرى» و «پذیرش ادعاى جهل به قانون». از این رو، در تحقیق حاضر، مبانی حقوقی و قرآنی اصل قانونی بودن و آثار ناشی از آن بررسی شده است
هدف تحقیق حاضر، «بررسی تطبیقی آراء و نظریات تئودور نولدکه و آیت الله خویی و آیت الله معرفت پیرامون جمع قرآن کریم» است. لذا، سعی شده که با بررسی ادله و اقوال این سه اندیشمند علوم قرآنی آنچه که به حق نزدیکتر است، مشخص گردد. آیت الله خویی، معتقد است که یکی از ادله مهم عدم جمع آوری قرآن در زمان پس از حیات پیامبر(ص)، تناقض محتوایی روایاتی است که گردآوری قرآن را مربوط به زمان خلفا می دانند و آیت الله معرفت معتقد است که جمع قرآن بعد از رحلت پیامبر صورت گرفته، در صورتیکه، نولدکه ادعا می کند جمع نشدن قرآن در زمان پیامبر یک امر روشن و بدیهی است، در صورتی که دست کم باید مشخص می کرد منظورش از جمع نشدن قرآن، در یک مصحف بوده و یا شواهد تاریخی بر این مطلب اقامه می نمود که این امر باعث بطلان نظریه نولدکه پیرامون جمع قرآن می باشد. با توجه به ادله ی ارائه شده اثبات گردید که آراء و نظریات آیت الله معرفت (ره) قابل قبول تر و به صواب نزدیک تر و نظریه ایشان پیرامون جمع قرآن، نظریه برتر است.
پژوهش حاضر با هدف اسلامى سازى عناصر برنامه درسى (هدف، محتوا، روش و نحوه ارزشیابى) بر اساس آموزه هاى تربیتى امیرمؤمنان على علیه السلام در نهج البلاغه انجام شده است. روش پژوهش، توصیفى تحلیلى مى باشد. یافته هاى پژوهش به شیوه تحلیل اسنادى و تحلیل محتوا استخراج و با استفاده از روش کیفى تحلیل شده است. نتایج بیانگر آن است که در نظام تربیتى نهج البلاغه، چهار عنصر شاخص برنامه درسى مورد توجه واقع شده است، به گونه اى که در عنصر اهداف مى توان دو نوع غایى (وصول به مقام قرب الهى) و واسطه اى (الهى، فردى، اجتماعى و زیست محیطى)، در عنصر محتوا حوزه هاى معرفتى متعددى از جمله آموزش تاریخ، قرآن، احکام دینى، اخلاق، زمین شناسى، ستاره شناسى، بهداشت و روان شناسى، در عنصر یاددهى یادگیرى، مجموعه اى از روش هاى متنوعى همچون حکمت، اکتشافى، مشارکتى، پرسش و پاسخ، تمثیل، الگویى، موعظه و امر و نهى و همچنین در عنصر ارزشیابى روش هایى مانند آغازین، تکوینى، شفاهى و خودارزیابى را معرفى نمود.
قرآن این معجزه جاودانه الهی که به عنوان آخرین کتاب آسمانی بر خاتم پیامبران حضرت محمد(ص) فرو فرستاده شده، مجموعهای است از عقاید، احکام، عبادات، مسائل اخلاقی، روابط اجتماعی، مواعظ و اندرزها و سرگذشت پیشینیان در جهت هدایت و تأمین سعادت همه مردم؛ و چون آیات آن به زبان عربی نازل شده، شایسته است برای کسانی که عربی نمیدانند به زبان قابل فهم آنان برگردانده شود تا درک مفاهیم والای آن بر عموم مردم آسان گردد و بتوانند در سایه آن به سعادت واقعی دست یابند.
تا کنون ترجمههای گوناگونی از قرآن مجید انجام شده است که مترجمان آنها هر کدام بر اساس روشی که برگزیدهاند به این کار اقدام کرده و محصول تلاش خود را در قالبی ویژه ارائه دادهاند. به طور خلاصه میتوان گفت ترجمههایی که به صورت تحت اللفظی انجام شدهاند ما را به هدف نزدیک نمیکنند و سودی نمیبخشند، همچنان که برخی از ترجمههای ادیبانه معاصر که لغات اصلی فارسی را جایگزین لغات رایج میکنند چندان نتیجه بخش نیستند، و نیز ترجمههایی که به فارسی روان نگارش یافتهاند ام دو نقیصه در آنها به چشم میخورد مطلوب نیستند؛ این دو نقیصه عبارتند از:
1. آیاتی که احتیاج به تفسیر و توضیح دارند به اختصار و ایجاز ترجمه شدهاند و خواننده نمیتواند مقصود اصلی را دریابد، بلکه گاهی ترجمه در ذهن او ابهامها و اشکالاتی به وجود میآورد که بسیار زیان بار است (برخی از مواردی که نیازمند تفسیر و توضیح است متعاقبا خواهد آمد).
2. خطاها و اشتباهات ترجمهای به شکلهای مختلف که خواننده را از دستیابی به مضامین بلند آیات قرآنی محروم مینماید. (در صفحات بعد به تفصیل از این گونه خطاها یاد خواهد شد).
پس چه باید کرد؟ و بر ترجمه مطلوب چگونه میتوان دست یافت؟
در این نوشتار، نخست ضعف ترجمههای موجود را بررسی میکنیم و سپس پیشنهادهایی تقدیم میداریم.
از دیدگاه فقه جزایی، یکی از شرایط اعمال مجازات قصاص در خصوص مرتکبین قتل عمد، تساوی جانی و مجنی علیه در دین است که به موجب قید مذکور، چنانچه مسلمانی عمداً کافری را به قتل رساند، کشته نمی شود، ولی چنانچه مقتول کافر ذمی باشد، علاوه بر دیه، برخی واکنش های جزایی مانند تعزیر در انتظار مرتکب است. با این وجود، مشهور فقهای امامیه معتقدند که اگر جانی به قتل کفار ذمی عادت کرده باشد، اولیای دم مجنی علیه می توانند او را بکشند، هرچند در مورد ماهیت مجازات مذکور و نحوه احراز وصف عادت در مرتکب، اتفاق نظر وجود ندارد.
نگارنده در نوشتار حاضر تلاش کرده است تا با بررسی نظریه ها و آرای فقهای شیعه و کاوش در ادله و مبانی ارائه شده، به مطالعه این موضوع بپردازد.
"ابن کمونه و شبهه او از مواردی است که بخشی از الهیات را به چالش کشیده است. در این میان متفکران بسیاری به این حوزه وارد شده و تلاش وسیعی را نسبت به حل این شبهه معطوف داشته اند. در زمره این متألهین می توان از آنچه در تقریرات فلسفه امام آمده است یاد کرد که ضمن تشریح راه حلهای قدمای فلسفه اسلامی، راهکار منحصر به فردی را نیز ارائه کرده است.
در این مقاله ضمن شرح و بسط متن منظومه و شرح آن، که از متون اساسی فلسفه صدرایی است، و تقریرات فلسفه امام خمینی(س) نیز به نوعی در راستای مطالب آن کتاب می باشد، سعی می نماییم تا با ابن کمونه و شبهه او و جوابهای داده شده به آن، و در پایان، با پاسخ اصلی امام راحل عظیم الشأن در مورد آن آشنا شویم"
در آیه هفتم آل عمران مراد از اتّباع در «یتبعون ما تشابه» پی جویی و جُستن متشابهات است، نه پیروی از متشابهات.تأویل در این آیه به معنای بیان مراد و معنای آیه متشابه به کار رفته است.محلِ وقف در «ولا یعلم تأویله الا الله و الراسخون فی العلم ..» «الله» نیست و «الراسخون فی العلم» عطفِ بر «الله» است.دلایلِ علامه طباطبایی(ره) بر عِدل بودنِ «والراسخون فی العلم یقولون ...» برای «و اما الذین فی قلوبم زیغ فیتون ما تشابه منه» پذیرفتنی نیست.برداشت علامه از کلام امام علی(ع) درباره راسخانِ در علم با ظاهرِ کلام حضرت، دلایل عقلی و مبنای نظری علامه در تأویل ناسازگار است.تعریفِ آغازینِ علامه برای محکم و متشابه مقبول، اما تعریف نهایی وی مورد اشکال است