نعمت الله صالحی نجف آبادی در مقاله ای با عنوان «نقدی سندشناسانه بر احادیث مجمع البیان» که بعدها در قالب کتابی با نام حدیث های خیالی در مجمع البیان منتشر شد، ادعا کرده است که در تفسیر مجمع البیان ، مواردی از گزارش های تفسیری وجود دارد که ابوجعفر طبری با ابوجعفر امام باقر R اشتباه شده و رأی ابوجعفر طبری به عنوان حدیث امام باقر R معرفی شده است. وی منشأ اشتباه را آنجا می داند که کاتبان تفسیر تبیان شیخ طوسی، که از منابع مهم مرحوم طبرسی بوده، در مواردی تصور کرده اند که مقصود شیخ طوسی از ابوجعفر، امام باقر R است؛ لذا بعد از آن عبارت «علیه السلام» را اضافه کرده اند و طبرسی نیز با دیدن این عبارت تصور کرده که مقصود شیخ طوسی از ابوجعفر، امام باقر R است. این ادعا از سوی برخی محققان، تأیید و از سوی برخی دیگر نقد شده است. در این مقاله کوشش شده اصل رأی فوق دوباره واکاوی شود و سه مورد از موارد بیست گانه ادعاشده توسط آقای صالحی، که دیگر ناقدان بدان نپرداخته اند، نقد و تحلیل شود.
این مقاله با هدف بررسی رابطه عدل الهی در ساحت تکوین و جزا با شرور طبیعی انجام شده است و برای این منظور آرای کلامی و فلسفه اسلامی درباره شرور واکاوی شده است. نتایج دو دیدگاه مورد بررسی در این پژوهش نشان می دهد نگاه متکلمان اسلامی قائل است که نظام آفرینش، نظام احسن است؛ شرور ابتدایی، کیفری و غیر کیفری است؛ حکمت شرور غیر کیفری برای معصوم و برخی اولیاء الله تکامل و رسیدن آنها به درجات بالاتر است و ریشه شرور کیفری، گناه انسان است؛ لذا افرادی که مبتلا به شر کیفری می شوند، دو دسته هستند: افرادی که مورد غضب خداوند قرار می گیرند و گروهی که خداوند برای جلوگیری از مبتلا شدن آنها به شرور نهایی، بر ایشان بلا فرو می آورد تا آنها را تأدیب کند. شرور طبیعی همچون سیل و زلزله و بیماری از جمله شرور کیفری هستند که ریشه آنها به گناهان انسان باز می گردد. نتایج دیدگاه فلاسفه اسلامی قائل است به اینکه شر، عدم ملکه خیر است؛ شرور نسبی و بالعرض به لحاظ شر بودن و نقص و جهات عدمی مورد تعلق اراده الهی قرار نمی گیرند، بلکه جهات کمال و خیرات آنها است که متعلق اراده الهی واقع می شود؛ تضاد و تزاحم از ویژگی های ذاتی جهان مادی و لازمه نظام علیت است و نقایص و شرور فوایدی دارد که از جمله آنها فراهم شدن زمینه تکامل برای انسانها از راه تحمل سختی ها و بلاها و پند گرفتن از حوادث است. بر این اساس، بیماری کرونا از جمله شرور طبیعی است که بنابر دیدگاه نخست شامل شرور کیفری است و ریشه آن به گناه انسان برمی گردد؛ لذا جزا و پاداش کیفر نیز بر اساس رفتار انسان است که خداوند به مقتضای عدل خود با انسانها رفتار می کند؛ اما مطابق با دیدگاه دوم، بیماری کرونا از جمله شرور نسبی و بالعرض است که به لحاظ شر بودن مورد تعلق اراده الهی قرار نمی گیرد.
مراد از «حکمت نبوی» در اینجا نظام فکری و فلسفی ای است که معتقد است پیامبر و فیلسوف نور معرفتشان را از مشکات و منبع واحد می گیرند و معرفت یقینی فقط از آن منبع افاضه می شود. بنابراین، در این نوشتار کیفیت دستیابی به این معرفت از جانب پیامبر و فیلسوف مورد بحث قرار می گیرد. با اینکه به واسطه این منشأ واحد می توان وحدت نبوت و حکمت را نتیجه گرفت ولی نشان خواهیم داد که هرگز از آن لازم نمی آید که فیلسوف نیز مقامی هم تراز با مقام پیامبر داشته باشد بلکه فیلسوف حتی در بالاترین مرتبه، از اسوه پیامبر تقلید می کند و راه او را ادامه می دهد.
نهاد اصلی که در کشور ما و سایر کشورهای اسلامی مسؤولیت بسترسازی، رشد و شکوفایی ابعاد جسمی و روحی کودکان و نوجوانان را بر عهده دارد، در فارسی «وزارت آموزش و پرورش»، و در عربی «وزاره التربیه و التعلیم» نام گرفته است. مسؤولیت اصلی این سازمان، آموزش اطلاعات علمی لازم و پرورش جسمی و روحی نسل های نو برای تحقق ملکات فاضله و هنجارهای برآمده از ارزش های اخلاقی جامعه معرفی می شود. نگارنده در این مقاله با به چالش کشاندن بخش «پرورش» سازمان مزبور، این نام گذاری را پدیده ای منفی و منجر به نتایج خطرناک دانسته و بر آن است که با توجه به نقش نام ها و مفاهیم در سمت دادن به حرکت های اجتماعی، پیامدهای منفی این نگرش را مورد تحلیل قرار دهد.
نظریة وحدت وجود عرفا همواره مورد توجه فیلسوفان اسلامی بوده است. در تبیین فلسفی ارائه شدة صدرا از نظریة وحدت وجود عرفا هم از وحدت تشکیکی وجود و هم از وحدت شخصی وجود سخن به میان آمده است. طرح نظریة وحدت شخصی وجود در سه حوزة وجودشناسی، معرفت شناسی و الهیاتی مستلزم آثار و لوازمی است که باعث تغییر و دگرگونی در مفاهیم فلسفی می شود. به طوری که با طرح این نظریه، فلسفه ای که از آن با عنوان فلسفة کهن یاد می کنیم دگرگون می شود. در نتیجه، هر چند عبارات و واژگان در نظریة وحدت شخصی وجود و فلسفة کهن مشترک است، اما نمی توان آثار و لوازم این نظریه را در فلسفة کهن به کار برد.بنابراین، اگر به نظریة وحدت شخصی وجود قائل شدیم، آثار و لوازمی را به دنبال دارد که راهی جز پذیرش آن نداریم و پذیرش آثار و لوازم این نظریه مستلزم فلسفة جدیدی است. در این مقاله با مطالعة تطبیقی آثار و لوازم نظریة وحدت شخصی وجود سعی می کنیم نشان دهیم که پذیرش آثار و لوازم این نظریه طراحی فلسفة جدیدی را می طلبد.
نسبت ارتباط نامشروع به همسر یا انکار فرزند فرزندی که از وی متولد شده است آثار و پیامدهای فراوان حقوقی به همراه دارد. مسئله زنا و حدی که بر آن مترتب است، ادامه زندگی زناشویی، موضوع حد قذف و نیز ارث پدر و فرزند و گاه زن و شوهر از مسائلی است که در مبحث لعان مورد بررسی قرار می گیرد. در واقع لعان راهکاری گره گشاست که یک معضل پیچیده را به گونه ای برطرف سازد. این نهاد باعث می شود حد قذف و زنا که در مورد اخیر می تواند قتل و سنگسار نیز باشد، برداشته شود. در کنار آن، آثاری همچون انفساخ نکاح را نیز به دنبال دارد و پیوند زوجیت را می گسلد؛ زیرا استمرار چنین پیوندی به مصلحت نخواهد بود و درباره انکار ولد نیز افزون بر منتفی شدن نسبت پدری و فرزندی، برخی مسائل مالی مانند از میان رفتن ارث بری را به دنبال خواهد داشت.