آیه دهم سوره واقعه را بدان جهت آیه «سابقون» نامیده اند که کلمه سابقون در آن به کار رفته است. «سابقون» کسانی هستند که نه تنها در ایمان پیشگام اند، که در اعمال خیر و صفات و اخلاق انسانی نیز پیشقدم اند، آن ها«اسوه» و «قدوه» مردم، و امام و پیشوای خلق می باشند، و به همین دلیل مقربان درگاه خداوند بزرگ هستند. بنابراین اگر بعضی از مفسران پیشگام بودن آن ها را تنها به سبقت در اطاعت خدا یا نمازهای پنج گانه، یا جهاد، یا هجرت، یا توبه، و امثال آن تفسیر کرده اند، هر کدام گوشه ای از این مفهوم وسیع را مورد توجه قرار داده اند، وگرنه این کلمه این ها و غیر این ها از خیرات و برکات را شامل می شود، و نیز اگر در روایات اسلامی گاه «سابقون» به امیر مؤمنان علی(ع) که نخستین مسلمان از مردان بود تفسیر شده، در حقیقت بیان مصداق های روشن آن است، ما در این کوتاه نخست به شأن نزول آیه ده سوره واقعه می پردازیم و در ادامه پیشینه «السابقون» را بیان می کنیم و در انتها ویژگی های «السابقون» را در آیات و احادیث فریقین مطرح می کنیم.
توجه به زبان دین در فلسفه دین به دلیل چگونگی مسأله معنا درباره فهم گزاره های دینی و تحلیل اعتقادات مبتنی بر این گزاره هاست. آنچه در این میان مهم است و در حل بسیاری از مسائل می تواند مورد بهره قرار گیرد، مسأله ارتباط میان لفظ و معنا، دلالت آنها و نیز معنای واژگانی است که در متون دینی به کار رفته است، به طوری که امروزه زبان شناسان معاصر در سمانتیک یا علم دلالت الفاظ، بحث مستقلی را برای واژگان اختصاص داده اند. با عنایت به این مهم و نیز واژه شناسی ای که در متون دینی و زبان دین به ویژه کلام وحی مطلق؛ قرآن، به کار رفته و با توجه به اعجاز بیانی قرآن که مربوط به ساختار لفظی آن است و بسیار در فهم گزاره های آن مؤثر است؛ نوشتار زیر در پی تبیین و بررسی مبنای ساختار شناسی الفاظ با توجه به مبنای خاص قرآن در بیان معنا و مفهوم این گزاره ها و کیفیت دلالت آنها از طریق دلالت لفظ بر روح معنا است.
رنج دریافتی درونی - عاطفی (در مقابل درونی - معرفتی / ارادی و جسمانی) است که همه ابنای بشر به نوعی با آن آشنا هستند و آن را در زیست درونی خود تجربه می کنند. ازاین جهت، رهایی از آن یکی از مهم ترین مسائلی است که هر انسانی به آن نظر دارد. ابوسعید ابوالخیر به عنوانِ عارف مسلمان و بودا در کسوت بنیان گذار یک سنت دینی - معرفتی، در باب علت رنج و راه رهایی از این وضعیت نامطلوب سخنانی گفته اند. این نوشتار با روش توصیفی - تحلیلی، درصدد تبیین نگاه این دو متفکر برآمده است. به نظر می رسد که در مقایسه بین این آرا، هم بودا و هم ابوسعید، به نحوی مسئله رنج را با «ناآگاهی»، «خود» و «خواست» پیوند داده اند و «معرفت» و «اخلاق» را راهی برای رهایی از آن معرفی کرده اند. البته تفاوت های مهمی در تحلیل همین دو نکته به چشم می خورد که ناظر به فهم متفاوت آن ها از هستی، انسان و غایت اوست.
یُعدّ الشاعر السیاسی أحمد فؤاد نجم من أبرز شعراء الفکاهة فی مصر. اکتست فکاهته ثوباً سیاسیاً واجتماعیاً حیث وظفّها کبوقٍ أعلن من خلاله عن مواقفه الصارمة والصلبة حیال الأنظمة العربیة الفاشلة بنبرة صارخة حتّى اشتهر فى الأوساط الأدبیة بشاعر السیاسة. تمتاز فکاهة أحمد فؤاد نجم اللّاذعة بمیزتین أساسیتین: أوّلاً من حیث الدلالة أنّها تحمل فی طیاتها معانی ثوریة تندّد بالأنظمة السیاسیّة والاجتماعیة فی العالم العربی. ثانیاً ومن حیث الصیاغة فإنّها صیغت بلغة ناریة ولهجة شدیدة عارمة تنقضّ على الأنظمة التی خانت قضایا الشعوب العربیّة کالصاعقة. إنّ الموضوعات الّتی تناولتها سخریة أحمد فؤاد هی: نقد الأوضاع الاجتماعیة والحکومات العربیة وعمّالها ورجال الحکم والسیاسة وذمّ التدخل الأجنبی فی الشؤون العربیة ونقد الظروف السیاسیة والاقتصادیة المتردیّة والحثّ على مقارعة الظلم ومکافحة الظّالمین. یرمی هذا المقال إلی دراسة وتحلیل الفکاهة السیاسیة للشاعر المصری أحمد فؤاد نجم بالاعتماد على منهج الوصفی _ التحلیلی مستخدماً الأسالیب العلمیة ومناهج البحث المتّبعة فی الموضوعات الأدبیة. ومن أهمّ النتائج التی تفیدها هذه الدراسة هی أنّ أحمد فؤاد نجم وظّف الفکاهة لنقد الأوضاع السیاسیة والاجتماعیة التی تحکم الساحة المصریة وتستهدف تحسین ظروف حیاة الشعب المصری ونیل الحقوق والحریات المدنیة فی ظلّ دولة دیمقراطیة تحترم حقوق الأفراد والشعب ولذلک سمّی بشاعر السیاسة والفکاهة المریرة.