حدیث « إنّما الأعمال بالنّیّات » از احادیث مورد توجه فریقین و از ادله مهم فقها در طول تاریخ بوده و از اعتبار خاصی برخوردار است. اما علی رغم این اهمیت و جایگاه، از دیرباز در کیفیت نقل این حدیث که خبر واحد است یا متواتر، اختلاف بوده است. در این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر تحقیق کتابخانه ای، کیفیت نقل این حدیث مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است و در نتیجه معلوم می شود که این حدیث، با توجه به مضمون احادیث متعدد البته با الفاظی مترادف، حدیثی متواتر و از نظر لفظ خاص؛ یعنی « إنّما الأعمال بالنّیّات »، خبر واحد است. از این رو، ادعای تواتر یا خبر واحد بودن این لفظ، هر یک از جهتی درست می باشد.
در بررسی اِسنادی روایات اصلی جمع قرآن، نقش ابن شهاب زُهری به عنوان جامع و حلقه مشترک این روایات، به خوبی به چشم می خورد. راویان این دسته روایات عمدتاً مدنی بوده و حکایت از جمع قرآنتوسط ابوبکر، عمر و عثمان دارند. با توجه به جایگاه محوری زهری به عنوان نماینده گروه مدنی «اصحاب اثر» در ربع نخست سده دو هجری و نیز به عنوان اولین مدوّن حدیث نبوی، به نظر می رسد وی اصلی ترین منبع نقل حدیث برای راویان بعد از خود بوده است. ازاین رو وی روایاتی از جمع قرآنرا که در انتهای قرن یک هجری در مدینه رایج بوده، نقل کرده و رواج دهنده اصلی این روایات، بعد از خود بوده است. تعلق زهری به بوم مدینه و درنتیجه، «مدنی گرایی» او در امتداد روحیه انحصارگرایی علمای مدینه باعث شد تا به دنبال یکسان سازی مصاحف و اصل قرار دادن مصاحف مدینه، تنها ایشان به روایات مشهور جمع قرآناهتمام ورزند. زهری تنها سه خلیفه اول را جزو خلفای راشدین شمرده و عثمان را افضل از حضرت علی R می دانسته است. بدین ترتیب «عثمانی گری» زهری و ارتباط و کارگزاری مستمر او در دستگاه خلافت اموی که در طراحی و ترویج جریان عثمانیه نقش اساسی را ایفا کردند، باعث می شد درباره روایات جمع قرآنتنها به نقل و ترویج روایات مشهور جمع قرآنبپردازد.
از آنجا که گرایش های عرفانی ریشه در فطرت آدمی دارند و از طریق عرفان میتوان به آرامش رسید، عرفان همواره برای بسیاری جاذبه داشته است. البته، عرفانْ مهم و مطلوب است، ولی میتواند دشوار و خطرساز هم باشد؛ زیرا برخی برای دستیابی به مقاصد نفسانی خود نحله ها و فرقه هایی را جعل کرده، و جمع کثیری را فریفته و به دنبال خود به راه انداخته اند. آمیخته شدن درست و نادرست، و مشتبه شدن حق و باطل، راه انتخاب صحیح را بسته و بسیاری را در وادی حیرت و سرگردانی افکنده است. از این رو، شناخت لغزشگاه ها در عرفان و تشخیص عرفان های کاذب و مکتب های شبه عرفان ضروری است. با توجه به رواج روزافزون فرقه های گونه گون انحرافی و گسترش فزاینده انواع عرفان های دروغین نوظهور در کشور ما، طرح این بحث نمیتواند صرفا دغدغه علمی و آکادمیک باشد؛ بلکه تکلیفی الهی است. انحراف از توحید، عدم اتّصال به وحی معتبر، اباحیگری و دوری از شریعت، گریز از اجتماع، خودمحوری و بیاعتنایی به خلق از اهم ویژگیهای عرفان های کاذب و ناقص است.