پیامبر اکرم ص به عنوان برترین انسان ها می باشد که در قرآن کریم به عنوان الگوی حسنه معرفی شده است و در تمام مذاهب اسلامی سنت پیامبر یعنی قول، فعل و تقریر پیامبر ص حجت است و منبع مهمی برای رفتار فردی، اجتماعی، سیاسی و همه جنبه های زندگی بشر می باشد. یکی از روش های مطمئن برای شناخت سیره پیامبر ص و اوصاف ایشان، اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است. و همه امامان در طول زمان اوصاف پیامبر ص را به مردم به عنوان الگوی جاودان یادآوری کرده اند و در صحیفه سجادیه ی چهارمین امام شیعیان، اوصاف پیامبر ص در قالب دعا آورده است، که این نوشتار به بیان بخش هایی از اوصاف پیامبر ص از زبان امام علی بن حسین علیهما السلام در صحیفه سجادیه می پردازد.
این مقاله نخستین نوشتاری است که به بررسی نظریة الیور لیمن دربارة فلسفة سیاسی اسلامی می پردازد. دغدغة اصلی لیمن، نقد تفاسیر و رهیافت های موجود دربارة مطالعه فلسفة سیاسی اسلامی است. وی فلسفة سیاسی اسلامی را متأثر از مکتب نوافلاطونی و نوارسطویی می داند. بر این اساس، صفت «اسلامی» در این فلسفه را نه به معنای محتوایی، بلکه به معنای تمدنی می پذیرد. اما نظریة لیمن در هر دو وجه انتقادی و ایجابی ناموفق است. وی در وجه انتقادی، برداشت درستی از تفاسیر و رهیافت های موجود ندارد و در وجه ایجابی نیز به فهم مناسبی از رابطة میان وحی و عقل یا دین و فلسفه دست نیافته است.
تحقق ظاهرة التکرار فی النصّ الأدبی الجانبین المهمین: الجانب اللفظی والجانب المعنوی. یخلق التکرار فی الجانب اللفظی جواً موسیقیاً متناسقاً، کما یؤدّی فی الجانب المعنوی إلى توکید المعنى وإبرازه فى معرض الوضوح والبیان.
إن التکرار عنصر من عناصر البلاغة اهتم به شعراء العرب المعاصرون اهتماماً بالغاً، ومن بینهم الشاعر العراقی یحیى السماوی الذی نشر دیواناً بعنوان ""قلیلکِ... لا کثیرهُنّ"" و فیه ما یتعلق بزوجته الفاضلة وهموم وطنه الأصلی الذی ظل ومایزال مصدراً لآهاته ونفثاته وآلامه وذکریاته.
وتهدف هذه المقالة باعتماد المنهج الوصفی- التحلیلی إلى تحلیل التکرار وأنماطه فی دیوان یحیى السماوی، ویتمثل هذا التکرار فی تکرار الکلمة المفردة، المقابلات والضمائر، تکرار العبارات، تکرار الجملة المستقلة، تکرار عنوان القصائد، تکرار الأسالیب المتنوعة، تکرار الترکیب الاستفهامی والندائی و... . ومن النتائج التی توصلنا إلیها أنّ الدیوان یعکس هموم الشاعر و آلامه الصادقة فی فراق العراق من خلال جمالیة التکرار الذی شکّل لُحمة الدیوان. فثمّة تناغم واضح بین أسلوب التکرار ومحتواه.