مسأله اتحاد عاقل و معقول یکی از مسائل مهم و بحث انگیز در طول تاریخ تفکر فلسفی بوده است که برخی از در انکار و برخی از سر اقبال بر آن وارد شده اند. ابن سینا از کسانی است که دو نگاه به این مسأله داشته است و از یکی به اثبات آن پرداخته است و از نگاه دیگر به انکار آن. حال آنچه مطرح می گردد این است که آیا در آرا این فیلسوف بزرگ تذبذب و تناقض وجود دارد؟ در پاسخ به این سؤال، پاسخ های گوناگونی ارائه شده است. آنچه نگارنده بر آن است این است که با تفکیک این دو نگاه به مسأله، تناقض مورد توهم برطرف می گردد. این دو نگاه یکی نگاه مشایی به مسأله و دیگری نگاه متعالی به آن است. نگارنده به «تعالی در تفکر سینوی» قائل بوده و بر آن است که در گذار شیخ از تفکر مشایی به تفکر متعالیه، نگاه ابن سینا به مسائل تعالی یافته است. یکی از این موارد مسأله اتحاد عاقل و معقول است. در این مقاله شواهدی از آثار ابن سینا بر این مطلب ارائه شده و شیخ از قائلان به اتحاد عاقل و معقول تلقی شده است.
هرچند در بینش سیاسی اسلام حاکمیت اصلی از آن خداست، اما اعتقاد به برتری حاکمیت الهی و احکام شرعی به هیچ روی به معنای تحدید و یا نقصان نقش و تأثیر مردم در ارتقای کارکرد دولت اسلامی، در مقام مدیریت کلان اجتماعی سیاسی نیست، زیرا برخلاف باور برخی نحله های فکری در حوزة سیاست اسلامی، که با طرح وامداری مستقیم قدرت خلیفه و دولت اسلامی از ذات خداوندی، در عمل نقشی برای مردم در همراهی و کارآمدسازی نهاد قدرت در انجام وظایف و انتظارات ناشی از آن در عرصة عمومی قائل نیستند، سیرة پیامبر گرامی اسلام در بنای حکومت، به منزلة اهرم اجرایی قدرت، خلاف این باور را ثابت می کند.
در پی مخالفت اهل مکه با رسالت نبوی و هجرت اجباری به مدینه، حضرت با یاری و همراهی اهالی آن شهر بود که توانست شالودة حکومتی بر پایة عدالت اجتماعی را بیفکند. بی شک، متناسب با چنین شیوه ای است که پیامبر بزرگوار اسلام تداوم رسالت و تکمیل دیانت خود را در فرایند تعیین جانشین خویش در غدیر خم دنبال می کند و به رغم برخورداری از حق و قابلیت والای انتصاب مستقیم علی بن ابی طالب، با تبیین محورهای شایستگی چنین عنصری در مقام هدایت امور مسلمین، بر آن است تا با درونی سازی پذیرش وی از سوی مخاطبین، بر ضرورت احراز ویژگی کارآمدی دولت اسلامی از رهگذر همکاری و مساعدت همگانی آحاد جامعه تأکید کند.
واژه قرآنی «حَصور» تنها یک بار در آیه 39 سوره آل عمران و در توصیف یحیی نبی(ع)، آمده است. با این حال ریشه آن، «ح-ص-ر»، شش بار در قرآن کریم به کار رفته است. عموم مفسران و مترجمان، این واژه را با عدم تمایل یحیی(ع) به ازدواج و عفت وی نسبت به زنان مرتبط دانسته اند. این مفهوم خود خاستگاه بعضی اختلافات فقهی در باب استحباب نکاح و نیز برخی مسائل کلامی درباره انبیاء(ع) شده است. بر این اساس، در پژوهش حاضر به مطالعه و بررسی واژه «حَصور» در ادبیات کهن عربی، مشتمل بر اشعار جاهلی و مخضرمین پرداخته ایم و آن را در زبان های سامی ریشه یابی کرده ایم. این مطالعه نشان می دهد که مفهوم بنیادین ریشه «ح-ص-ر» در زبان های سامی عبارت است از: تنگ گرفتن، احاطه کردن، دیوار کشیدن(دورِ مکانی)، زندان، زمین زراعی محصور و مانند آن. افزون بر این با تبیین ارتباط معنایی واژه قرآنی «حَصور» با مفهوم بنیادین پیش گفته، این نتیجه حاصل شد که واژه بر پرهیزکاری سخت گیرانه، خویشتن داری یا کفّ نفس یحیی(ع) دلالت دارد. این معنا با آیاتی از قرآن و کتاب مقدس تأیید می شود. با این همه، برای تأیید معنای جاافتاده و فراگیر در تفاسیر و ترجمه های قرآن هیچ شاهدی به دست نیامد.