تربیت دینی، تربیتی است بر اساس مفاهیم و معیارهای دین مبین اسلام، که اگر انسان در سایه سار آن، راه رشد و تربیت صحیح را بپیماید، به بالاترین درجة فضایل و کمالات انسانی خواهد رسید. اما گاهی این مقوله، به لحاظ عدم رویکرد صحیح و عدم توجه عمیق به آن، دچار آسیب گردیده و آسیب شناسی آن ، با کشف و تحلیل انحرافات فکری و رفتاری متولیانِ تربیت، ضروری به نظر می رسد. در این زمینه نظرات تربیتی امیرمؤمنان علی علیه السلام در جهت شناسایی و رفع آفات موجود در روند تربیت دینی فرزندان راهگشاست. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی، با استفاده از نهج البلاغه و کتب مرتبط در حوزة پژوهشی آن، تربیت دینی را در حیطه خانوادگی، آسیب شناسی کرده است. نتایج پژوهش نشان داد، امیرمؤمنان علیه السلام در حیطة خانوادگی، بی توجهی به نقش الگویی والدین و سن متربی، تربیت مبتنی بر اجبار، تعجیل در تربیت، و سهل انگاری خانواده ها در تربیت دینی، را مضر و آسیب زا می دانند. براین اساس، سهل گیری، الگوپردازی و مخاطب شناسی نیز، راه کارهای ارائه شدة آن حضرت در جهت آسیب زدایی از تربیت دینی می باشند.
یکى از عمده ترین نیازهاى بشر امروز دستیابى به عدالت اجتماعى است. عدالت اجتماعى به عنوان یک ارزشى که مورد پذیرش همه جوامع و ملل بوده و هست، همچون هر ارزش دیگرى مى تواند مورد تربیت و انتقال از نسلى به نسل دیگر قرار گیرد. هدف این پژوهش، بررسى اسنادى برخى متون دینى اسلام به منظور کشف روش هایى است که در دین اسلام براى تربیت عدالت اجتماعى به کار رفته است. این روش ها را با توجه به ناظر بودن آنها به ابعاد سه گانه اعمال انسان، یعنى شناخت، انگیزه و رفتار، مى توان در سه بخش کلى تقسیم نمود: روش هاى تربیت عدالت اجتماعى که ناظر به ایجاد یا تقویت شناخت در فراگیر هستند؛ یعنى روش هاى آگاهى بخشى، موعظه و نصیحت، عبرت دهى و تمثیل. روش هاى ناظر به ایجاد یا تقویت انگیزه در فراگیر نیز عبارتند از: روش هاى تشویق و تنبیه، تبشیر و انذار، الگودهى، محبت و انگیزه بخشى. امر به معروف و نهى از منکر و نیایش را نیز مى توان به عنوان روش هاى ناظر به رفتار برشمرد.
ارسطو نخستین فیلسوفی است که به صورت مفصل و مستقل مبحث فرونسیس یا حکمت عملی را در مرکز توجهخویش قرار داده و بدان پرداخته است. وی فرونسیس را از جمله فضایل عقلانی می دانست که لازمه رسیدن به سعادت برای هر فرد و جامعه ای محسوب می شود. ارسطو در بیان جایگاه هستی شناختی فرونسیس آن را به جهت توجه به عمل متمایز از سایر فضایل عقلانی همچون اپیستمه، تخنه، عقل شهودی و سوفیا دانسته است. از نظر وی اپیستمه، عقل شهودی و سوفیا با تئوری سروکار دارند، در حالی که فرونسیس با پراکسیس و عمل سروکار دارد. وی هم چنین فرونسیس را متفاوت از تخنه دانسته است در حالی که در تخنه نیز همچون فرونسیس با عمل سروکار داریم؛ اما عمل در تخنه از نوع پوئسیس و ساختن است حال آنکه فرونسیس به عنوان یک نوع معرفت جامع و کاربردی نه تنها اعمال زندگی روزمره را تعیین می کند بلکه معرفت در فرونسیس هم چنین به عنوان هدایت گر و محاسبه گر نیز عمل می کند. افزون بر این عملی که در فرونسیس مدنظر است شامل مؤلفه های متعددی همچون درک غایت، میل، سنجش و انتخاب عقلانی است. وی معتقد است که فرونسیس می تواند چهارچوب های ارزشمندی برای راهنمایی زندگی انسان ارائه دهد.
امروزه در هر کشور اسلامی افراد غیرمسلمان با عقاید گوناگون در کنار مسلمانان زندگی می کنند. اسلام در زمینه تعامل مسلمانان با مخالفان عقیدتی خود ساکت نمانده و دستورالعمل جامعی در خصوص شیوه برخورد با آنان تدارک دیده است. بر اساس آیه هشتم سوره ممتحنه اصل بر هم زیستی با غیرمسلمانان است، مگر اینکه آنان خود علیه مسلمانان به انجام عملیات خصمانه اقدام نمایند. مهمترین اصول تأمینکننده هم زیستی با غیرمسلمانان عبارت است از: کرامت انسانی، احسان و نیکوکاری، عدالتورزی، وفای به عهد، عدم اجبار به پذیرش عقیدهای خاص و اکتفا به دعوت اسلامی. گروهی در این خصوص کرامت انسانی را قابل سلب و خاص مسلمانان دانسته و غیرمسلمانان را شایسته برخورداری از آن نمی دانند و گروهی دیگر در روابط بینالملل اسلامی اصل را بر سیاست جنگ و ستیز دانستهاند. این جستار در پی آن است که نشان دهد اسلام همه اصول مذکور را پذیرفته و اصل را بر هم زیستی مسالمتآمیز با غیرمسلمانان قرار داده است.