ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۲۲۱ تا ۱۳٬۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۱۳۲۲۱.

اثربخشی مداخلات توانبخشی شناختی مغز بر کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۳ تعداد دانلود : ۵۱۰
مقدمه: اختلال نقص توجه و بیش فعالی به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات رشدی-عصب شناختی در کودکان است. هدف از انجام این تحقیق بررسی تأثیر مداخلات شناختی مغز بر کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی است. روش: روش اجرای این تحقیق از نوع نیمه تجربی و از لحاظ هدف کاربردی است که با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. 30 کودک مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی در این تحقیق شرکت کردند. در مرحله پیش آزمون از تمام شرکت کنندگان آزمون توجه انتخابی بوسله آزمون اثراستروپ در دوره بی پاسخی روان شناختی به عمل آمد.سپس شرکت کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفره تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 12 جلسه یک ساعته و در طی 4 هفته(هر هفته 3 جلسه) تحت مداخله تمرینات شناختی مغز قرار گرفت. در طی این مدت در گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای صورت نگرفت. پس از پایان دوره مداخله، پس آزمون گرفته شد. داده ها با تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد که مداخله شناختی مغز بر توجه انتخابی متمرکز(001/0P<) و تقسیم شده (002/0P<) تأثیر دارد . نتیجه گیری: در یک نتیجه گیری کلی می توان بیان کرد که ارائه مداخلات شناختی مغز می تواند موجب بهبود کارکردهای اجرایی از قبیل توجه انتخابی متمرکز و توجه انتخابی تقسیم شده در کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی گردد. کلیدواژه ها: مداخلات شناختی مغز، کارکردهای اجرایی، توجه انتخابی، اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی
۱۳۲۲۲.

اثربخشی برنامه درمان ترمیم شناختی بر نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی کودکان کم شنوای پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۱ تعداد دانلود : ۵۶۸
مقدمه: هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی برنامه درمان ترمیم شناختی بر نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی کودکان کم شنوای پیش دبستانی شهر اصفهان بود. روش : پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه شاهد بود. در این پژوهش 28 کودک کم شنوای پیش دبستانی 5 تا 6 ساله شرکت داشتند. آزمودنی ها با روش نمونه گیری در دسترس از مرکز توانبخشی مادر کودک آوا انتخاب و به دو گروه 14 نفری آزمایش و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه درمان ترمیم شناختی را در 10 جلسه (هر جلسه 40 دقیقه) دریافت کردند. در حالی که گروه شاهد در این برنامه شرکت نکرد. ابزارهای پژوهش، آزمون ماتریس های پیشرونده ریون و پرسشنامه مهارت های عصب روانشناختی کانر بود. اطلاعات به دست آمده در قبل و بعد از مداخله با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها : نتایج بیانگر اثر معنادار درمان ترمیم شناختی بر مهارت های عصب روان شناختی و همه خرده مقیاس های آن (مشکلات توجه، عملکرد حسی حرکتی، عملکرد زبان، حافظه و یادگیری، کارکردهای اجرایی و پردازش شناختی) در گروه آزمایش بود (001/0P<). نتیجه گیری : برنامه درمان ترمیم شناختی باعث بهبود نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی کودکان کم شنوای پیش دبستانی شد. در واقع، این برنامه از طریق فعالیت های شناختی موجب بهبود مهارت های عصب روان شناختی می شود.
۱۳۲۲۳.

اثربخشی برنامه آموزشی حافظه فعال بر حافظه فعال واج شناختی و آگاهی واجی دانش آموزان نارساخوان: یک مطالعه نوروسایکولوژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۶ تعداد دانلود : ۷۰۹
مقدمه: هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی حافظه فعال بر بهبود توانایی حافظه فعال واج شناختی و آگاهی واجی دانش آموزان نارساخوان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آ موزان پایه دوم و سوم تحصیلی بود که در مراکز ناتوانی یادگیری شهر تهران تشخیص نارساخوانی را دریافت کرده بودند و نمونه پژوهش شامل 30 نفر از آنها بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل مجموعه آزمون حافظه فعال برای کودکان (گثرکول و پیکرینگ، 2001) و آزمون آگاهی واج شناختی (سلیمانی و دستجردی کاظمی، 1389) بود. گروه آزمایش 16جلسه 30-35 دقیقه ای آموزش حافظه فعال را دریافت کردند و گروه گواه، هیچ آموزشی را دریافت نکردند. یافته ها: داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس (آنکوا) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که نمرات پس آزمون گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در هر دو متغیر تفاوت معناداری پیدا کرده است که نشان دهنده تاثیر برنامه آموزشی بر بهبود توانایی حافظه فعال واج شناختی و آگاهی واجی گروه آزمایش است. همچنین اندازه اثرهای به دست آمده تاثیر برنامه آموزشی را به خوبی تایید کردند.
۱۳۲۲۴.

مقایسه اثربخشی درمان فراتشخیصی و مواجه سازی - بازداری پاسخ بر اجتناب تجربه ای و تنظیم شناختی هیجان در مبتلایان به وسواس فکری -عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۸ تعداد دانلود : ۴۸۵
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی بر اجتناب تجربه ای، تنظیم شناختی هیجان، و در بیماران با اختلال وسواسی-جبری (OCD) مقایسه آن با درمان مواجه سازی و پیشگیری از پاسخ (ERP) انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون است. جامعه مورد مطالعه در پژوهش حاضر کلیه افراد مبتلا به OCD مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی قزوین در سال 1396 بودند. 40 بیمار با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به 2 گروه 20 نفری (گروه اول تحت درمان فراتشخیصی و گروه دوم تحت درمان ERP) گمارش شدند. در این پژوهش متغیرهایی مانند سن و جنس کنترل شد. ابزارهای به کار رفته در پژوهش حاضر عبارت بودند از: پرسش نامه وسواس ییل براون (YBOCS)، مصاحبه بالینی ساختاریافته (SCID-I)، ، ، پرسشنامه چندبعدی اجتناب تجربه ای (MEAQ))،، مقیاس تنظیم شناختی هیجانی داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس و آزمون t زوجی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که درمان فراتشخیصی به طور معناداری باعث کاهش اجتناب تجربه ای و همچنین، بهبود در تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به OCD شده است (001/0>p). نتیجه گیری: نتایج به دست آمده با توجه به مطالعات انجام شده در این زمینه و محتوای پروتکل درمان فراتشخیصی و درمان ERP مورد بحث قرار گرفت.
۱۳۲۲۵.

اثربخشی آموزش مدیریت خشم بر تاب آوری، سخت رویی و سلامت عمومی دانش آموزان دختر هنرستانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۴ تعداد دانلود : ۵۹۳
اهداف: هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش مدیریت خشم بر تاب آوری، سخت رویی و سلامت عمومی دانش آموزان دختر هنرستانی منطقه ۱۳ تهران بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی، از نظر هدف، کاربردی، و ازنظر نوع طرح، شبه آزمایشی است. در این پژوهش از طرح پیش آزمون و پس آزمون با یک بار پیگیری سه ماهه همراه با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان هنرستانی منطقه ۱۳ شهر تهران در سال ۱۳۹۶ بود. بدین منظور ۶۰ نفر از دانش آموزان جامعه موردنظر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۴۰ نفر) و کنترل (۲۰ نفر) تقسیم شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه حالت صفت بیان خشم STAXI-۲، مقیاس تاب آوری کونور دیویدسون، پرسش نامه سخت رویی کوباسا، مقیاس سلامت عمومی ۸۲-GHQ و همچنین آموزش پروتکل مدیریت خشم به صورت گروهی در ۱۲ جلسه هفتگی بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر توسط نسخه ۲۴ نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که آموزش کنترل خشم به صورت معناداری موجب کاهش میزان خشم و افزایش میزان تاب آوری، سخت رویی و سلامت عمومی در آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد (۰/۰۵> P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که با برگزاری جلسات روان شناختی آموزشی مانند آموزش مدیریت خشم در مدارس می توان به افزایش سلامت روان در میان دانش آموزان کمک کرد.
۱۳۲۲۶.

اعتباریابی مقدماتی پرسش نامه اعتیاد به غذای یل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۷ تعداد دانلود : ۵۹۷
اهداف: اختلال خوردن یکی از اختلالات شایع روانی است که باعث مشکلات متعددی در سلامت جسمی و عملکرد روانی و کیفیت زندگی می شود. هدف از این مطالعه، ترجمه و بررسی روایی و اعتبار نسخه فارسی پرسش نامه اعتیاد به غذای یل در افراد با اختلال اعتیاد به غذای شهر اصفهان بود. مواد و روش ها: در قالب یک پژوهش توصیفی مقطعی، به روش نمونه گیری دردسترس در فاصله زمانی اسفند ۱۳۹۶ تا خرداد ۱۳۹۷، نمونه ای به حجم ۹۸ نفر از بیماران مبتلا به اعتیاد به غذا و۶۷ نفر افراد غیروابسته به غذا از مرکز تغذیه نوین شهر اصفهان انتخاب شد و افراد ابزارهای پژوهش (پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسش نامه ۲۵ سؤالی اعتیاد به غذا) را تکمیل کردند. جهت تحلیل داده ها از نسخه ۲۴ نرم افزار SPSS و نسخه ۱۸ نرم افزار Amos استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عامل تأییدی نشان داد ساختار عاملی پرسش نامه درمجموع از برازش مناسبی برخوردار است و روایی سازه مطلوبی دارد. بر اساس نتایج تحلیل واریانس، در بررسی روایی افتراقی بین افراد با اختلال اعتیاد به غذا و افراد سالم از لحاظ تمام زیرمقیاس های وابستگی به غذا تفاوت معنی داری مشاهده شد (P<۰/۰۵). ضرایب آلفای کرونباخ و تنصیف به غیر از عامل G، در سایر خرده مقیاس ها بالاتر از ۰/۷ به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که نسخه ترجمه شده به فارسی YFAS از روایی و اعتبار نسبتاً مطلوبی برخودار است و می توان در موقعیت های بالینی و پژوهشی برای ارزیابی اعتیاد به غذا از آن استفاده کرد.
۱۳۲۲۷.

مقایسه عملکرد شناختی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و وسواسی - جبری بر اساس آزمون هوشی وکسلر بزرگسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۴ تعداد دانلود : ۶۵۸
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی عملکرد شناختی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و وسواسی-جبری سازمان بهزیستی و مقایسه آنان در خرده مقیاس های عملی و کلامی آزمون هوشی وکسلر بزرگسالان بود. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ی و نمونه آماری شامل 24 آزمودنی در  سال 1397 از مراکز بهزیستی شهر اراک و خمین بود که  به روش نمونه گیری در دسترس و در دو گروه اسکیزوفرنیا(12نفر) و افراد وسواسی جبری(12) انتخاب شدند. آزمودنی ها با استفاده از آزمون هوشی وکسلر بزرگسالان ارزیابی شدند. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی تک نمونه ای و تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که عملکرد بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و وسواسی-جبری درهوشبهر و خرده مقیاس های کلامی و عملی به ترتیب از 100 به عنوان میانگین هوش کلامی و  عملی  و 10 به عنوان میانگین خرده مقیاس ها پایین تر بود. میانگین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا نیز بطور معنادار پایین تر از مبتلایان به اختلال وسواسی-جبری بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بیماران اسکیزوفرن در مقایسه با بیماران وسواسی-جبری در همه خرده مقیاس های کلامی و عملی، عملکرد شناختی پایین تری داشتند. اختلاف میانگین در خرده آزمون های عملی بارزتر از خرده مقیاس های کلامی بود. این نتیجه به بیماران تحت پوشش سازمان بهزیستی قابل تعمیم است.
۱۳۲۲۸.

مقایسه اثر بخشی درمان شناختی- رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برافسردگی و علائم مثبت و منفی در بیماران اختلال دو قطبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۶ تعداد دانلود : ۶۹۴
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و علائم مثبت و منفی بیماران اختلال دو قطبی انجام پذیرفت. در این پژوهش آزمایشی، که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت، 36 نفر از مراجعه کنندگان به بیمارستانهای اعصاب و روان، که بر اساس ملاک های راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، تشخیص اختلال دو قطبی دریافت می کردند به طور تصادفی به سه گروه 12 نفری تقسیم شدند. گروه اول تحت 10 جلسه درمان شناختی-رفتاری، گروه دوم تحت 12 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند و در لیست انتظار قرار گرفتند. داده ها از طریق پرسشنامه های افسردگی دوقطبی و مقیاس علائم مثبت و منفی اسکیزوفرنی جمع آوری گردید. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در گروههای آزمایش باعث کاهش افسردگی و علائم مثبت و منفی شده است. در حالیکه در گروه کنترل چنین تغییری مشاهده نشد. همچنین بین درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش افسردگی، اختلاف معناداری مشاهده نشد. اما رویکرد اکت، بر تنظیم علائم مثبت و منفی اثربخشی بیشتری داشته است. بنابر نتایج این درمانها در کاهش علائم اختلال دوقطبی اثر بخشند. لذا تدوین این مداخلات درمانی در کنار دارو درمانی  می تواند سبب کنترل و جلوگیری از عود علائم اختلال دوقطبی شود.
۱۳۲۲۹.

مدل معادلات ساختاری پیش بینی تنوع طلبی جنسی بر اساس کیفیت زندگی زناشویی و میانجی گری طرحواره های شناختی فعال شونده در مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۹ تعداد دانلود : ۷۰۵
تنوع طلبی جنسی در تمامی جوامع و به ویژه در ایران به لحاظ ملاحظات اخلاقی و فرهنگی تا حد زیادی پنهان و ناشناخته مانده است. این مسئله موجب بروز مشکلاتی در روابط زناشویی و حفظ کانون خانواده می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل معادلات ساختاری پیش بینی تنوع طلبی جنسی بر اساس کیفیت زندگی و با میانجی گری طرحواره های شناختی فعال شونده در مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر شیراز انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. نمونه آماری ۲۴۰ مرد متأهل بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و مطابق با ملاک کلاین از مراکز مشاوره انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه توجیه روابط فرازناشویی گلاس و رایت (1992)، پرسشنامه تجدید نظر شده کیفیت زندگی زناشویی باسبی و همکاران (1995) و پرسشنامه برانگیختگی طرحواره های شناختی در بافت جنسی ساخته نوبرهوپینت وگویا (2000) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مدل تحقیق برازش خوبی دارد، متغیر پیش بین کیفیت زندگی زناشویی و متغیر میانجی طرحواره های شناختی فعال شونده با تنوع طلبی جنسی مردان رابطه معنی دار دارند. کیفیت زندگی زناشویی بر طرحواره های فعال شونده و تنوع طلبی جنسی اثر مستقیم  و غیر مستقیم معنی داری داشت. همچنین نتایج نشان داد طرحواره های فعال شونده بر تنوع طلبی جنسی در مردان متأهل اثر مستقیم و غیر مستقیم معنی داری داشته و در رابطه کیفیت زندگی زناشویی و تنوع طلبی جنسی مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره نقش میانجی داشت.
۱۳۲۳۰.

بررسی اثربخشی (تاثیر) طرحواره درمانی هیجانی بر بهزیستی ذهنی و خستگی در بیماران مبتلا به بیماری ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۰ تعداد دانلود : ۴۹۹
مولتیپل اسکلروزیس یکی از اختلالات ناتوان کننده عصبی است که اختلالات جسمی و روانی متعددی را ایجاد می کند. هدف: هدف این مطالعه بررسی اثربخشی درمان گروهی طرحواره های هیجانی بر میزان بهزیستی ذهنی، خستگی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بوده است. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی، و طرح پژوهش بصورت پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه گسترش یافته میباشد.جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به درمانگاهها و بخش های مغز و اعصاب بیمارستانهای شهر شیراز بود. 40 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، بصورت تصادفی در 2 گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه های بهزیستی ذهنی مولوی و خستگی کرمپ قبل از اجرای مداخله گروهی طرحواره های هیجانی بر روی گروه آزمایش، پس از اجرای مداخله درمانی و 3 ماه پس از آن توسط هر دو گروه شرکت کنندگان تکمیل گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس و واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان گروهی طرحواره های هیجانی بر میزان بهزیستی ذهنی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس اثر معناداری داشت و موجب افزایش بهزیستی ذهنی آنها گردید و این اثر پس از پیگیری 3 ماهه ماندگاری داشت(p<0/01) . همچنین این درمان برروی خستگی نیز تاثیر معناداری داشت و این نتایج در مرحله پیگیری 3 ماهه نیز وجود داشت (p<0/01).  با استناد به یافته ها میتوان نتیجه گرفت که درمان گروهی طرحواره های هیجانی جهت کاهش خستگی و افزایش بهزیستی ذهنی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس موثر میباشد.
۱۳۲۳۱.

الگوی روابط ساختاری اخلاق رابطه ای، حل مسئله ی اجتماعی و صمیمیت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۳ تعداد دانلود : ۶۱۲
صمیمیت زمینه بنیادی را در جهت رضایت و نارضایت فرد از زندگی موجب می شود و می تواند تعهد و سازگاری زوجین را افزایش دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین اخلاق رابطه ای با صمیمیت زناشویی با نقش میانجی مهارت حل مسئله اجتماعی در زنان متاهل شاغل بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری  بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام زنان شاغل در آموزش و پرورش شهرستان جوانرود به تعداد 450 نفر بود. با توجه به جدول مورگان و با استفاده از روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، 250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه ی اخلاق رابطه ای، پرسشنامه ی مهارت حل مسئله اجتماعی و پرسشنامه ی صمیمیت زناشویی پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار spss و lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد اخلاق رابطه ای و مهارت حل مسئله اجتماعی بر صمیمیت زناشویی اثر مستقیم دارند، همچنین اخلاق رابطه ای بر مهارت حل مسئله اجتماعی اثر مستقیم دارد و اخلاق رابطه ای از طریق مهارت حل مسئله اجتماعی بر صمیمیت زناشویی اثر غیر مستقیم دارد و مدل فرضی پژوهش نیز برازش مناسبی نشان داد. بنابراین می توان گفت که اخلاق رابطه ای و مهارت حل مسئله اجتماعی از متغیرهای مهم و مرتبط با صمیمیت زناشویی هستند.
۱۳۲۳۲.

برازش مدل نقش واسطه ای دلزدگی زناشویی در رابطه بین تمایز یافتگی خود، سبک های حل تعارض و انتظارات زناشویی در پیش بینی سازگاری زناشویی در زنان و مردان متاهل در شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۲ تعداد دانلود : ۵۷۶
این پژوهش با هدف بررسی برازش مدل نقش واسطه ای دلزدگی زناشویی در رابطه بین تمایز یافتگی خود، سبک های حل تعارض و انتظارات زناشویی در پیش بینی سازگاری زناشویی در زنان و مردان متاهل در شهر  کرمانشاه تدوین یافته است. پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بوده  و جامعه آماری آن را کلیه زنان و مردان متاهل، در محدوده زمانی پاییز  1398، در شهر کرمانشاه تشکیل داده اند. از بین جامعه آماری پژوهش به روش نمونه گیری  خوشه ای چند مرحله ای تعداد  603 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند.  آزمون سازگاری زناشویی لاک – والاس ، پرسشنامه خود متمایزسازی DSI-R، نسخه دوم پرسشنامه شیوه مقابله با تعارض رحیم، زیر مقیاس AMS و پرسشنامه سنجش دلزدگی زناشویی  ابزارهای پژوهش را تشکیل داده اند. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از آزمون های آماری تحلیل مسیر و بوت- استراپ  به کمک  نرم افزارهای  AMOS-21 و   SPSS-22 امکان پذیر شد. نتایج مدل نهایی نشان داد که رابطه غیرمستقیم تمایز یافتگی خود با سازگاری زناشویی از طریق دلزدگی زناشویی (10/0) و رابطه غیرمستقیم سبک مسلط با سازگاری زناشویی از طریق دلزدگی زناشویی (22/0-) معنادار می باشد.
۱۳۲۳۳.

اثربخشی آموزش تلفیقی مهرورزی با خودگویی مثبت بر خصومت، تاب آوری و احساس مثبت به همسر در زنان خیانت دیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۰ تعداد دانلود : ۵۹۸
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تلفیقی مهرورزی با خودگویی مثبت بر تاب آوری، خصومت و احساس مثبت به همسر در زنان خیانت دیده شهر اصفهان بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری یک ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان خیانت دیده شهر اصفهان در سال 1396 بودند که با روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر، انتخاب و با جایگزینی تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار داده شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه احساس خصومت ویلیامز، پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون و پرسشنامه احساس مثبت به همسر دانیل الری، فینچام و ترکویتز جمع آوری شدند. گروه آزمایش به مدت 11 جلسه 100 دقیقه ای تحت آموزش تلفیقی مهرورزی و خودگویی مثبت قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس با اندازه گیری مکرر انجام شدند. یافته ها نشان دادند بین گروه آزمایش و کنترل در پیش آزمون و پس آزمون – پیگیری، تفاوت معناداری وجود دارد؛ بنابراین آموزش تلفیقی مهرورزی با خودگویی مثبت می تواند با افزایش سطح تاب آوری، خصومت را کاهش دهد و با فعال سازی سیستم بین فردی صمیمیت، نسبت به همسر احساس مثبت ایجاد کند.
۱۳۲۳۴.

تفحص کیفی در عوامل مؤثر بر بی رمقی زناشویی: مطالعه موردی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۵ تعداد دانلود : ۵۷۰
امروزه آمار رسمی طلاق به طور کامل نشان دهنده میزان ناکامی همسران در زندگی زناشویی نیست؛ زیرا در کنار آن آماری بزرگ تر، اما کشف نشده به طلاق های عاطفی اختصاص دارد. یکی از نابسامانی های زندگی، بی رمقی زناشویی است که اگر به موقع به آن رسیدگی نشود زوجین  را به سمت جدایی عاطفی سوق می دهد؛ بنابراین پژوهش حاضر به هدف شناسایی عوامل مؤثر بر بی رمقی زناشویی که یکی از دلایل مؤثر بر افزایش طلاق در جامعه است، انجام شد. این پژوهش با استفاده از روش کیفی و با تأکید بر رویکرد پدیدارشناسانه صورت گرفته است. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان و مردان متأهل ساکن شهر تهران بود و نمونه گیری به روش هدفمند از بین افراد با تجربه بی رمقی زناشویی که به کلینیک مشاوره مراجعه کرده بودند، صورت گرفت. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس نظریه داده بنیاد انجام شد و نهایتاً 227 کد باز، 21 مفهوم و 4 مقوله به دست آمد. مقولات اصلی به دست آمده در این پژوهش دربرگیرنده ویژگی های ارتباطی نامطلوب، مشکلات شخصیتی، عوامل تشدیدکننده و درگیری با پیامدهای نامطلوب بی رمقی زناشویی بود که هرکدام از آن ها شامل مفاهیمی نیز می شدند. برآیند یافته ها حاکی از درگیر بودن ابعاد فردی، ارتباطی و خانوادگی در شکل گیری این پدیده در روابط زناشویی بود و مقوله محوری یافته های پژوهش «عدم مهرورزی مستمر و مراقبت از رابطه» بود. به طورکلی نتایج نشان داد که بی رمقی زناشویی فرآیندی است که پیامدهای ناگواری در زمینه جسمی، روانی-عاطفی و اجتماعی دارد و پیشنهاد می شود که مشاوران و روانشناسان بیش ازپیش بر روی بی رمقی زناشویی و عوامل رشد دهنده آن اقداماتی انجام دهند.
۱۳۲۳۵.

اثربخشی زوج درمانی متمرکز بر خشونت خانگی در خشونت علیه زنان؛ مداخله در رابطه زوجین ناسازگار ساکن شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۲ تعداد دانلود : ۸۲۲
با توجه به اینکه خشونت یک مسئله جهان ی است و همه اعضای خانواده را درگیر می کند و به نوعی بر کارکرد خانواده تأثیر می گذارد بسیار مهم است که بر روی راهبردهای درمانی مؤثر که می توانند نه تنها به خانواده بلکه به جامعه نیز کمک کند متمرکز شد. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی زوج درمانی متمرکز بر خشونت خانگی در خشونت علیه زنان؛ مداخله در رابطه زوجین ناسازگار  شهر اهواز است.  جامعه ی پژوهش شامل کلیه ی زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره خصوصی و دولتی شهر اهواز سال 1397 است. نمونه ی پژوهش شامل 4 زوج (8 نفر) از افراد مراجعه کننده به این مراکز بوده که با توجه به پرسشنامه ی خشونت علیه زنان- حاج یحیی، مقیاس سازگاری زوجی  و اقرار به خشونت فیزیکی وارد دوره درمان شدند. روش نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری هدفمند بوده است از طرح آزمایشی تک موردی از نوع خط پایه ی چندگانه ی ناهم زمان استفاده شده است. پروتکل درمان در دو فاز 18 جلسه مداخله و 5 مرحله خط پایه و پیگیری اول 45 روزه و پیگیری دوم 3 ماهه در مورد تمام شرکت کننده ها اعمال شد. آزمودنی ها قبل از درمان و در جلسات  4-8-12-16-18 و پیگیری 45 روزه و 3 ماهه توسط پرسشنامه های مذکور مورد تحلیل قرار گرفتند. پاسخ داده ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. نمره های آزمودنی ها با درص د بهبودی کلی (54/55( در پایان درمان و درص د بهبودی کلی) 78/56( و سطح معنی داری  ) 01/0(P<   بود. در پایان پیگیری نتایج نشان داد که: زوج درمانی خشونت خانگی  باعث کاهش خشونت علیه زنان شد.
۱۳۲۳۶.

عوامل پیشگویی کننده برانگیختگی روانی اجتماعی مردان به زندگی چندهمسری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۱ تعداد دانلود : ۶۱۰
با توجه به نقش مسائل اجتماعی و فرهنگی در برانگیختگی روانی اجتماعی مردان به زندگی چندهمسری، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش متغیرهای ازدواج سنتی، غرایز جنسی، بسترهای آزاد تعاملی، دل بستگی، نمای مذهبی، مقصرانگاری همسر اول، تسهیلگری خانوادگی، نمایش اقتدار، توانایی مالی و دو اقامتگاهی در برانگیختگی روانی اجتماعی مردان به زندگی چندهمسری انجام شد. پژوهش حاضر، یک بررسی توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری دربرگیرنده مردان دارای چند همسر ساکن شهرستان سراوان در سال 1397 بود که با به کارگیری فرمول کوکران 246 نفر به شکل نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده پرسشنامه های محقق ساختهِ عوامل پیشگویی کننده و برانگیختگی روانی اجتماعی مردان به زندگی چندهمسری (اسمعیلی و همکاران، 1398) بود. تحلیل داده های پژوهش با به کارگیری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون فریدمن، رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر انجام گرفت. برآیندهای پژوهش نشان داد که بین متغیرهای ازدواج سنتی (236/0= r،01/0 > P)، غرایز جنسی (291/0=r، 01/0 > P)، بسترهای آزاد تعاملی (462/0=r، 01/0 > P)، دل بستگی (289/0=r، 01/0 > P)، نمای مذهبی (489/0=r، 01/0 > P)، مقصرانگاری همسر اول (268/0=،r 01/0 > P)، تسهیلگری خانوادگی (485/0=،r 01/0 > P)، نمایش اقتدار (507/0=،r 01/0 > P)، توانایی مالی (427/0=،r 01/0 > P) و دو اقامتگاهی (433/0=،r 01/0 > P) با برانگیختگی روانی- اجتماعی مردان به زندگی چندهمسری همبستگی معنی داری وجود دارد. متغیرهای بسترهای آزاد تعاملی، تسهیلگری خانوادگی، توانایی مالی و نمای مذهبی درمجموع بیشترین تأثیر را بر برانگیختگی روانی اجتماعی برای زندگی چندهمسری را داشته اند. روان شناسان و مشاوران خانواده می توانند با توجه به یافته های این تحقیق از علل گرایش مردان به زندگی چندهمسری آگاهی یافته و با توجه به آن نسبت به مشاوره خانواده ها اقدام نمایند.
۱۳۲۳۷.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر کیفیت زندگی و گرایش به طلاق زوجین تازه ازدواج کرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۱ تعداد دانلود : ۶۲۳
پژوهش حاضر  به بررسی اثربخشی « شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن» بر افزایش کیفیت زندگی و کاهش میل به طلاق در زوجین پرداخت. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و با گروه کنترل بود. جامعه آماری از بین زوجین تازه ازدواج کرده مراجعه کننده به مرکز خدمات مشاوره حکمت بود که تعداد 40 زوج (40 نفر مرد و 40 نفر زن)، به صورت در دسترس انتخاب و سپس به طور تصادفی در دو گروه 20 زوجی (گروه آزمایش و گروه گواه) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی که در سال 1996 توسط گروهی از کارشناسان سازمان بهداشت جهانی ساخته شد و پرسشنامه استاندارد میل به طلاق روزلت، جانسون و مورو (1986)؛ به نقل از قادر پور (1393) استفاده شد. در اجرای مداخله درمانی، گروه آزمایش به مدت هشت جلسه (هر هفته یک جلسه) به شیوه گروهی، با رویکرد شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن قرار گرفتند؛ درحالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. دادها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن بود که ش ناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر افزایش کیفیت زندگی و مؤل فه های سلامت ج سم (05/0; P-Value<59/3F=)، سلامت روان (05/0; P-Value<13/6F=) و سلامت محیط  (05/0; P-Value<10/6F=) در مرحله پس آزمون مؤثر بوده است،  اما ماندگاری اثر نداشته است. همچنین  شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر کاهش میل به طلاق مؤثر بوده است (05/0; P-Value<67/6F=)، اما ماندگاری اثر نداشته است. از یافته های پژوهش حاضر می توان در راستای مداخلات بالینی و درمانی جهت افزایش کیفیت زندگی و کاهش میل به طلاق زوج ها استفاده کرد.
۱۳۲۳۸.

اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر شفقت، بر راهبردهای تنظیم هیجان و رضایت زناشویی زنان پیمان شکن دارای خیانت سایبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۹ تعداد دانلود : ۷۰۸
با گسترش فنّاوری و فضای مجازی، تسهیل ارتباط و خیانت زناشویی به یک خطر تهدیدکننده برای خانواده تبدیل شده است که می تواند رضایت زناشویی و هیجانات زوجین را با مشکل مواجه گرداند. هدف پژوهش حاضر عبارت بود از بررسی تأثیر مشاوره گروهی مبتنی بر شفقت بر راهبردهای تنظیم هیجان و رضایت زناشویی زنان پیمان شکن دارای خیانت سایبری. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر را زنان متأهل مراجعه کننده به مرکز مشاوره طلوع شهرستان هرسین در سال 1397 تشکیل دادند. از بین آنان 24 نفر به شیوه هدفمند، انتخاب و بعد از کنترل معیارهای ورود و خروج، به صورت تصادفی در 2 گروه 12 نفری (آزمایش و گواه) جایگزین شدند. ابزارهای اندازه گیری عبارت بودند از مقیاس رضایت زناشویی هادسون (1992) و پرسشنامه تنظیم هیجانات گارنفسکی و همکاران (2002). جلسات مبتنی بر رویکرد شفقت نیز طی 12 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش ارائه شد.به منظور بررسی فرضیات پژوهش از آمار توصیفی و تحلیل واریانس به شیوه اندازه گیری مکرر در نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها نشان داد هم در مرحله پس آزمون و هم در مرحله پیگیری میان دو گروه به لحاظ رضایت زناشویی (84/11 و 06/27F=) و راهبرد های انطباقی (94/14 و 47/27F=) و غیر انطباقی (08/25 و 81/22F=) تنظیم هیجان تفاوت وجود داشت (05/0p<)، همچنین اثر ثبات تأثیر در طول زمان و (11/9 و 22/10 و 75/7) همچنین تعامل زمان و اثر درمانی (32/6 و 08/25 و 12/19) نیز معنادار بود (05/0p<). نتایج حاکی از آن بود که مشاوره گروهی با رویکرد شفقت، راهبرد های تنظیم هیجان غیر انطباقی را کاهش و راهبرد های انطباقی و همچنین رضایت زناشویی زنان را افزایش داد. لذا از این رویکرد می توان در بهبود شاخص های روان شناختی زنان درگیر در خیانت زناشویی استفاده نمود.
۱۳۲۳۹.

نیازهای روانشناختی اساسی و روان درستی فاعلی: نقش میانجی امید و چشم انداز آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۸ تعداد دانلود : ۵۵۹
زمینه: برآورده شدن نیازهای روانشناختی اساسی از عوامل تعیین کنندۀ اصلی رواندرستی فاعلی به شمار می رود. کشف روابط این متغیرها از اهمیت تربیتی و کاربردی برخوردار است. اما نکته قابل توجه این است که نقش میانجی برخی متغیرها مانند امید و چشم انداز آینده در این روابط مشخص نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطۀ نیازهای روانشناختی اساسی و رواندرستی فاعلی با میانجی گری نقش امید و چشم انداز آینده در دانش آموزان بود. روش: این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش را کلیۀ دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر خرم آباد تشکیل می دادند که از میان آنها تعداد 240 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های نیازهای روانشناختی اساسی (دسی و ریان،2000)، امید (اسنایدر و همکاران، 1991)، چشم انداز آینده (زیمباردو و بوید، 1999)، رضایت از زندگی (دینر و همکاران، 1985) و عاطفۀ مثبت و منفی (واتسون و همکاران، 1988) جمع آوری و به روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که برآورده شدن نیازهای روانشناختی اساسی و امید رابطۀ مثبت و معناداری با رواندرستی فاعلی داشتند. همچنین نیازهای روانشناختی اساسی به طور غیرمستقیم و از طریق امید و چشم انداز آینده با رواندرستی فاعلی رابطه داشتند (0/001> P ). اما چشم انداز آینده با روان درستی فاعلی رابظۀ معنا داری نداشت. نتیجه گیری: نیازهای روانشناختی اساسی، امید و چشم انداز آینده نقش قابل ملاحظه ای بر روان درستی فاعلی دانش آموزان دارند.
۱۳۲۴۰.

مقایسه تأثیر آموزش ذهن آگاهی و دارو درمانگری بر افزایش امید زنان سالمند مبتلا به آلزایمر آسایشگاه های قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۶ تعداد دانلود : ۵۴۳
زمینه : از موضوعات بسیار مهم در زندگی سالمندان مسئله امید است. اما مسئله اصلی اینست: آموزش ذهن آگاهی و دارو درمانگری کدام کارایی بیشتری بر امید سالمندان دارند. هدف: مقایسه تأثیر روی آورد آموزش ذهن آگاهی بر افزایش امید زنان سالمند مبتلا به بیماری آلزایمر بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود که از طرح پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. جامعه آماری، تمامی زنان مبتلا به بیماری آلزایمر خفیف ساکن آسایشگاه های قزوین در سال 1396 بودند که 27 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به 2 گروه آزمایشی و یک گروه گواه، تقسیم گردیدند. ابزار عبارتند از: مقیاس امید بزرگسالان اشنایدر و همکاران (1991) و پروتکل درمانی بر اساس ذهن آگاهی (رحمانی فرد، کلانتر کوشه و فرامرزی، 1396). نتایج با روش آنالیز واریانس یک راهه و واریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شد. یافته ها: تفاوت معناداری بین اثربخشی درمان ذهن آگاهی و دارو درمانگری بود (0/01 p< ). نتیجه گیری: برای افزایش امید زنان سالمند مبتلا به آلزایمر می توان از آموزش ذهن آگاهی استفاده کرد .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان