فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۰۶۱ تا ۲۹٬۰۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه عوامل مدل پنج عاملی شخصیت با سبکهای هویت است. بدین منظور از میان دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه های تهران و شهید بهشتی، 359 نفر (182 پسر و 177 دختر) با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. عوامل شخصیت توسط پرسشنامه شخصیت NEOPI-R و سبکهای هویت توسط پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. بر اساس تحلیل های همبستگی، صفات برونگرایی، دلپذیربودن و با وجدان بودن با هویت اطلاعاتی و هنجاری ارتباط مثبت داشتند. ویژگی انعطافپذیری با هویت اطلاعاتی ارتباط مثبت و با هویت هنجاری ارتباط منفی داشت. در صورتی که روان رنجورخویی با هویت اطلاعاتی و هنجاری ارتباط منفی و با هویت مغشوش ارتباط مثبت نشان داد. بر اسـاس نتایـج تحلیل هـای رگرسیـون، هویـت اطلاعاتـی توسط با وجدان بودن و انعطاف پذیری، هویت هنجاری تـوسط بـاوجدان بـودن، بـرونگـرایـی، دلپـذیـربـودن و همچنین انعطاف پذیری (بهطور منفی) و در نهایت هویت مغشوش تنها توسط با وجدان بودن (به طورمنفی) پیشبینی شدند.
بررسی تاثیر سیری شناختی بر روی واکنش شکست و رابطه آن با حالتهای کنترل عمل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ارتباط با مطالعه واکنش شکست، نظریه هایی که به بررسی فرایند «کنترل عمل» می پردازند جایگاه محوری تری را در تحقیقات روانشناسی آلمان به خود اختصاص می دهند. در این پژوهش یکی از مهمترین نظریات کنترل عمل یعنی نظریه یولویس کول، مورد نقد قرار می گیرد. بر اساس این نظریه، تفاوت واکنش شکست به واسطه حالت کنترل عمل فعال شده توضیح داده می شود. اما بر اساس مفروضات این پژوهش، تعامل انسان با محیط بطور اعم و واکنش شکست بطور اخص، توسط متغیر «میزان سیری شناختی» تعیین می شود. این متغیر، تاثیر مستقیم بر الویت بندی «فرا-اهدافی» دارد که افراد از به انجام رساندن عمل، آن را دنبال می کنند. رجحان هر یک از فرا-اهداف که توسط میزان سیری شناختی درک شده، تنظیم می گردد، زمینه را برای نوع خاصی از واکنش شکست مهیا می سازد. به منظور تقسیم آزمودنی ها به دو گروه وضعیت گرا و عمل گرا مقیاس SSI-K مورد استفاده قرار گرفت و جهت تقسیم آزمودنی ها به دو گروه گرسنگی و سیری شناختی به آزمودنی ها تکلیفی واحد اما با دستورالعمل های متفاوت جهت انجام، ارایه گردید. برای ایجاد حس شکست و ضبط متغیرهای وابسته مورد نظر، نرم افزار شبیه سازی، خاص این پژوهش توسط مهندسین برنامه نویس ساخته و بکار گرفته شد. متغیرهای وابسته شامل «انتظار مربوط به نقش عمل در راستای تحقق قصد»، «واکنش شکست» و «دامنه تمرکز» بود. هر یک از این متغیرها به کمک شاخص هایی عینی تعریف عملیاتی شدند. تنها یافته های مربوط به شاخص های متغیر اول، بطور هماهنگ فرضیه پژوهش را تایید می کنند.
دست برتری و توانایی چرخش ذهنی در کودکان
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق رابطه دست برتری و توانایی چرخش ذهنی مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور 87 آزمودنی (45 دختر و 42 پسر) با میانگین سنی یازده سال و یک ماه و پنج روز که در مقطع پنجم ابتدایی به تحصیل اشتغال داشتند، بصورت تصادفی انتخاب شدند. نمونه مزبور از میان 4 مدرسه ابتدایی (2 مدرسه دخترانه و 2 مدرسه پسرانه) از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده جهت دست برتری، آزمون چاپمن (1987) و برای چرخش ذهنی آزمون آنلاین پی (2000) بود. برای تجزیه و تحلیل داده های آماری پژوهش از تحلیل واریانس دوراهه و آزمون ناپارامتریک خی دو استفاده شد. نتایج نشان داد که بین دست برتری دختران و پسران تفاوت معناداری وجود ندارد (p=0.95). نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که عملکرد دو سو توانها در آزمون چرخش ذهنی نسبت به دانش آموزان چپ دست و راست دست در سطح بالاتری قرار دارد که از لحاظ آماری (p=0.003) معنادار است.
وجوه مشترک بر قدرت و نیروی زندگی زوج می افزاید
حوزههای تخصصی:
مذاکره موثر چیست و مذاکره کننده موفق کیست
حوزههای تخصصی:
آینده در دستان شماست
حوزههای تخصصی:
و عشق نه نام می خواهد نه نشان ، نه من
حوزههای تخصصی:
کنترل و ارزیابی، مهم ترین اقدام
حوزههای تخصصی:
آنچه را که لازم است درباره اقدام پژوهی بدانید
حوزههای تخصصی:
رودخانه ی امید را در وجودتان جاری سازید
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش روش خوددرمانی به شیوه شناختی - رفتاری بر علایم اختلال وسواسی - اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش روش خوددرمانی شناختی-رفتاری بر کاهش علایم اختلال وسواسی – اجباری در بیماران سرپایی مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناختی اصفهان اجرا گردید.
روش: 10 بیمار مبتلا به اختلال وسواسی – اجباری به روش تصادفی زمانی از میان جامعه پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه پنج نفره شامل یک گروه آزمایشی و یک گروه شاهد قرار گرفتند. پرسشنامه وسواسی – اجباری مادزلی به عنوان پیش آزمون در مورد دو گروه اجرا شد. گروه آزمایشی به مدت دو هفته آموزش روش خوددرمانی شناختی – رفتاری را دریافت کردند و آزمودنی های گروه شاهد در فهرست انتظار قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش روش خوددرمانی به شیوه شناختی – رفتاری در گروه آزمایشی، باعث کاهش معنادار علایم اختلال وسواسی – اجباری (نسبت به گروه شاهد) در مرحله پس آزمون شده است (005/0p<).
نتیجه گیری: آموزش روش خوددرمانی شناختی – رفتاری ممکن است در بهبود علایم اختلال وسواسی – اجباری مؤثر باشد.
عملکرد زبانی و شناختی نیمکره های راست و چپ بیماران آسیب دیده مغزی فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دیدگاه سنتی درباره رابطه مغز و زبان، نیمکره چپ را نیمکره غالب و پردازشگر اطلاعات مختلف زبانی از جمله اطلاعات نحوی می داند، اما مطالعات اخیر نشان می دهند که در این زمینه نیمکره راست نقشی به مراتب مهم تر از آنچه تاکنون تصور می شده برعهده دارد. هدف پژوهش حاضر آن است که با ارزیابی و مقایسه عملکردهای زبانی و شناختی در بیماران آسیب دیده از دو ناحیه نیمکره راست و چپ مغز، اطلاعات جدیدی در مورد چگونگی توانایی های دو نیمکره به دست دهد.
روش: در این پژوهش که به صورت توصیفی – تحلیلی و مورد – شاهد انجام شد، 10 بیمار آسیب دیده در ناحیه نیمکره راست، 10 بیمار آسیب دیده در ناحیه نیمکره چپ و 10 فرد طبیعی (شاهد) مورد آزمون قرار گرفتند. آزمودنی ها براساس ویژگی ها و معیارهای خاصی انتخاب و عملکرد آنها با اجرای آزمون های روانی کلامی، شباهت ها و حافظه عددی و درج واژه در جمله ارزیابی گردیدند.
یافته ها: در آزمون روانی کلامی، تفاوت عملکرد هر دو گروه بیماران معنادار بود (05/0p<)، در حالی که در آزمون های حافظه عددی و شباهت ها بین عملکرد دو گروه تفاوت معناداری وجود نداشت. نتایج آزمون درج واژه در جمله نشان داد که عملکرد بیماران آسیب دیده در ناحیه نیمکره راست در محرک های دگرگون ضعیف تر از محرک های نادگرگون می باشد (05/0p<)، اما در عملکرد بیماران آسیب دیده در ناحیه چپ در رویکردی بین محرک های نادگرگون و دگرگون تفاوت معناداری به دست نیامد. در ضمن در مواجهه با محرک های دگرگون و نادگرگون، عملکرد بیماران آسیب دیده در ناحیه نیمکره راست ضعیف تر از عملکرد بیماران آسیب دیده از ناحیه چپ بود (05/0p<). در عملکرد افراد گروه های طبیعی و آسیب دیده از ناحیه چپ در محرک های نادگرگون تفاوت معناداری مشاهده نشد، در حالی که گروه آسیب دیده در ناحیه راست به طور معناداری ضعیف تر از افراد طبیعی عمل نمودند (005/0p<).
نتیجه گیری: هر دو گروه بیماران آسیب دیده از نظر ضعف عملکرد شناختی تقریباً در یک سطح بودند، اما عملکرد گروه آسیب دیده در ناحیه نیمکره راست در آزمون نحوی بسیار ضعیف تر از گروه دیگر بود. به این ترتیب، پژوهش حاضر مشابه تحقیقاتی که در زبان های انگلیسی و ایتالیایی شده، نقش حساس نیمکره راست را در پردازش ساخت های نحوی دگرگون و نادگرگون تایید می کند.
مقایسه خودپنداره دانشجویان ایرانی و افغانی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه خودپنداره دانشجویان ایرانی و افغانی انجام گرفته است. جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاههای تهران می باشد. گروه نمونه پژوهش از 120 دانشجوی دختر و پسر،60 نفر ایرانی و 60 نفر افغانی به روش تصادفی انتخاب شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع زمینه یابی بوده است. ابزار مورد استفاده در پژوهش مقیاس خودپنداره راجرز در نظر گرفته شده است. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس نشان می دهد که بین خود پنداره دانشجویان ایرانی و افغانی تفاوت معناداری وجود دارد. اما عامل جنسیت به طور معناداری بر خود پنداره تاثیر گذار نبوده است.
عوامل اخلاقی و ارزشی مرتبط با عملکرد تحصیلی دانشجویان
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش اخلاق تحصیلی، رفتار مدنی ـ تحصیلی، عدالت آموزشی و تعهد و فریبکاری در عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه به مرحله اجرا درآمد. برای دستیابی به هدف پژوهش 292 دانشجوی شاغل به تحصیل در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه آزاد خوراسگان اصفهان جهت پاسخگویی به پرسشنامه های پژوهش به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه عدالت آموزشی و پرسشنامه اخلاق تحصیلی، پرسشنامه رفتار مدنی - تحصیلی و تعهد تحصیلی بوده است. عملکرد تحصیلی دانشجویان نیز براساس میانگین معدل چهار ترم آخر دانشجویان مورد اندازه گیری قرار گرفت. شواهد حاصله حاکی از آن بود که عملکرد تحصیلی دانشجویان با اخلاق تحصیلی، پایبندی به قواعد و فریبکاری دارای رابطه معنادار است. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که از بین کلیه متغیرهای پیش بین، فقط فریبکاری قادر به پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان است. دانشجویانی که برای دریافت نمره قبولی به رفتارهای فریبکارانه تکیه می کنند، در مجموع از عملکرد و نتیجه تحصیلی ضعیف تری نسبت به دیگر دانشجویان برخوردار بودند.
بررسی رابطه ی جو سازمانی با سبک مدیریت و آثار آن بر معلمان مدارس ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطهی جو سازمانی با سبک مدیریت و آثار آن بر معلمان مدارس ابتدایی بود. اهداف ویژه عبارتند از: 1- تعیین نوع جو سازمانی حاکم بر این مدارس، 2- تعیین نوع مدیریت حاکم بر این مدارس، 3- تعیین رابطه ی جو سازمانی با نوع مدیریت، 4- تعیین رابطه ی جو سازمانی و نوع مدیریت با ویژگیهای دموگرافیک معلمان.
روش مطالعه، توصیفی از نوع همبستگی بود. برای ارزیابی متغیرها از پرسش نامه ی جو سازمانی هالپین و کرافت، و پرسش نامه ی تعیین مدیریت لوتانز استفاده شد. برای نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، متناسب با حجم جامعه استفاده گردید. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، آزمون تحلیل واریانس، آزمون آماری مربع کای و ضریب همبستگی پیرسون با بهکارگیری نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شد.
نتایج پژوهش نشان داد که:
- بین جو سازمانی و مدارس ابتدایی دولتی و غیرانتفاعی شهر تهران تفاوت معناداری وجود دارد.
- بین جو سازمانی مدارس ابتدایی دخترانه و پسرانه شهر تهران تفاوت معناداری وجود دارد.
- بین جو سازمانی مدارس ابتدایی شهر تهران و سبکهای مدیریت (رابطه مدار و وظیفه مدار) تفاوت معناداری وجود دارد.
- بین مدرک تحصیلی مدیر و نوع مدرسه و نوع سبک مدیریت ارتباط معناداری وجود ندارد.
نوع مدیریت 97/72% مدارس رابطه مدار و جو سازمانی 68/75% مدارس باز میباشد.