اگرچه مشکل اصلی کودکان دچار آسیب شنوایی کاستی های زبان و ارتباط است با وجود این، کودکان آسیب دیده شنوایی در معرض خطر بالاتری برای کاستی های حرکتی به ویژه تعادل هستند که اغلب نادیده گرفته می شود. تقریباً 20 تا 70 درصد کودکان کم شنوا دچار اختلال دهلیزی هستند که شیوع آن متناسب با درجه ی کم شنوایی تغییر می کند. بنابراین، ارزیابی اختلال دهلیزی در کودکان کم شنوای حسی عصبی برای شناسایی هرگونه تأخیر رشدی حرکتی برای مداخله ی زودهنگام ضروی است.حرکتی برای مداخله ی زودهنگام ضروی است.
زمینه و هدف :پدیده خودکشی از دیرباز توجه بسیاری از محققان را به خود جلب نموده، اما در ایران کمتر پژوهشی به نقش همسرآزاری در رفتار خودکشی توجه کرده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه احتمالی دفعات اقدام به خودکشی و همسرآزاری انجام شد. مواد و روش ها:در این مطالعه مقطعی- پیمایشی، 246 زن متأهل اقدام کننده به خودکشی که در سال 1394، در بخش مسمومین بیمارستان خورشید وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بستری شده بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند و به وسیله مقیاس Hudson مورد مصاحبه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون های 2c، t، ANOVA و رگرسیون خطی در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها:از بین متغیرهای مرتبط با سوء رفتار، طول مدت سوء رفتار، سابقه خشونت فیزیکی و شدت سوء رفتار غیر فیزیکی رابطه معنی داری با دفعات اقدام به خودکشی داشت. با هر واحد افزایش انحراف معیار سوء رفتار فیزیکی، 37/0 درصد شانس اقدام به خودکشی افزایش یافت. این رقم در مورد تأثیر خشونت غیر فیزیکی، 20/0 درصد برآورد گردید. این احتمال با طولانی شدن مدت سوء رفتار، 19/0 درصد افزایش پیدا کرد. نتیجه گیری:بدون شک همسرآزاری بسته به طول مدت و شدت آن، شانس اقدام به خودکشی را افزایش می دهد. اقدامات قانونی و اجتماعی برای پیشگیری از همسرآزاری می تواند باعث کاهش خطر اقدام به خودکشی شود.
راهبردهای نظم جویی هیجان به عنوان متغیرهای تأثیرگذار بر فرایندهای بهنجار و آسیب شناختی روانی شناخته شده اند. هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطه ای دشواری نظم جویی هیجان در رابطه بین نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی و خشم بود. تعداد 171 نفر (71 مرد، 100 زن) از جمعیت عمومی شهر تهران به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا مقیاس هراس اجتماعی ( SPIN )، مقیاس دشواری نظم جویی هیجان ( DERS ) و مقیاس خشم چندبُعدی ( MAI ) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که نشانه های اضطراب اجتماعی با دشواری نظم جویی هیجان و خشم رابطه مثبت معنادار دارند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که دشواری نظم جویی هیجان در رابطه بین نشانه های اضطراب اجتماعی با خشم انگیختگی، نگرش خصمانه و خشم درونی نقش میانجیگری دارد. بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که رابطه بین نشانه های اضطراب اجتماعی و خشم صرفاً یک رابطه مستقیم نیست، بلکه متغیرهای دیگر مثل راهبردهای نظم جویی هیجان در این رابطه نقش واسطه ای دارند. این یافته ها، همچنین، ضرورت توجه به راهبردهای نظم جویی هیجان و هیجان خشم را در فرآیند روان درمانی بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مطرح می سازد.
اهداف: هدف این پژوهش، رواسازی و اعتباریابی پرسش نامه نوموفوبیا (NMP-Q) جهت استفاده از آن در ایران بود. مواد و روش ها: این پژوهش، مطالعه ای از نوع همبستگی آزمون بود. شرکت کنندگان در این پژوهش 280 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه های شهر مشهد درسال 96-1395 بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به ماده های نسخه ترجمه شده پرسش نامه نوموفوبیا (NMP-Q) و مقیاس استفاده آسیب زا از تلفن همراه (COS) پاسخ دادند. جهت بررسی اعتبار بازآزمون، 40 نفر از شرکت کنندگان دو هفته بعد دوباره به سؤالات پرسش نامه پاسخ دادند. در این پژوهش از روش همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. برای تحلیل داده ها، نرم افزار آماری SPSS نسخه 20 و همچنین نرم افزار لیزرل نسخه 8/8 مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از اعتبار بالای پرسش نامه (آلفای کرونباخ برای کل ماده ها برابر 0/921 و برای خرده مقیاس ها بین 0/748 تا 0/885) بود. روایی هم زمان برابر با 0/51 و اعتبار بازآزمون برابر با 0/81 به دست آمد. همچنین نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد همه چهار عامل پرسش نامه اصلی در نسخه فارسی تأیید شدند. نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، نسخه فارسی پرسش نامه نوموفوبیا برای استفاده در ایران از روایی و اعتبار مطلوبی برخوردار است.
هدف از این پژوهش ، بررسی تأثیر کم شنوایی بر برخی ویژگی های اکوستیکی صوت در دو گروه کودکان کم شنوا و کودکان طبیعی همتا شده با آنها از نظر سن و جنس می باشد. این مطالعه مقطعی ، توصیفی - تحلیلی بر روی دانش آموزان کم شنوای مقطع ابتدایی با افت شنوایی شدید تا عمیق و همتایان طبیعی آن ها انجام شده است. داده های مربوط به ویژگی های اکوستیکی صوت از طریق نرم افزار Speech Studio و دستگاه حنجره نگار جمع آوری شد. از آزمون T جهت مقایسه میانگین هر کدام از پارامترهای مورد نظر بین دو گروه استفاده شده است. در کودکان کم شنوا میانگین فرکانس پایه 04/323 در برابر گروه کنترل 53/267، تغییر بسامد 5/10 درصد در برابر 52/1 درصد، مدت زمان سکوت 40/29 درصد در برابر 02/17 درصد، مدت زمان سایش 55/17 درصد در برابر 52/34 درصد و مدت زمان صداسازی 71/14 درصد در برابر 65/28 درصد به دست آمد. بین میانگین بسامد پایه ، تغییرات دوره به دوره ی بسامد ارتعاش تارهای صوتی ، مدت زمان سکوت، مدت زمان سایش و مدت زمان صداسازی در دو گروه مورد بررسی تفاوت معناداری (P<0/0001) وجود داشت .
هدف پژوهش حاضر پیش بینی نگرانی بر اساس سیستم های فعال ساز و بازداری رفتاری، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشجویان بود. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع بنیادی و به لحاظ نحوه جمع آوری داده ها از نوع همبستگی بود. به همین منظور از میان دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در سال تحصیلی 94-93، 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از مشارکت کنندگان درخواست شد که به مقیاس های سیستم فعال ساز و بازداری رفتاری(BAS/BIS)، پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان (SERQ)، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) و پرسش نامه حالت نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ) پاسخ دهند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس و رگرسیون گام به گام استفاده گردید. نتایج نشان داد که متغیرهای سیستم بازداری رفتاری، راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان و عدم تحمل بلاتکلیفی با نگرانی رابطه مثبت و معنی دار دارند (01/0> P)، و رابطه راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان با نگرانی منفی و معنی دار بود (01/0> P). این متغیرها در مجموع قادر به پیش بینی 1/54 درصد از واریانس نگرانی هستند (001/0>P). همچنین رابطه متغیر سیستم فعال ساز رفتاری با نگرانی معنادار نبود. نگرانی با تنوعی از پیامدهای منفی شامل درجه بالایی از واکنش پذیری هیجانی و سبک های تنظیم ناکارآمد مرتبط است. بنابراین، یافته های پژوهش حاضر دارای تلویحات عملی در عرصه های بالینی است
زمینه و اهداف: هدف کلی این پژوهش شناسایی عواملی موثر بر پذیرش فناوری اطلاعات در بین دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1395-1394 بود. روش بررسی: روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. 360 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1394-1395 با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ی پذیرش فناوری اطلاعات ونکاتش (Venkatesh) و بالا (Bala) (2008) استفاده شده است که پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ مقدار 0/89 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرم افزارهای 23 Spss و Amos 23 استفاده شده است.
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه روان آموزشگری مبتنی بر روی آورد سیستمی-رفتاری گاتمن بر بهبود دل زدگی زناشویی و باورهای ارتباطی غیرمنطقی زنان متأهل با نگرش به خیانت زناشویی بود. اﻳﻦ پژوهش از ﻧﻮع نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون-ﭘﺲآزﻣﻮن با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان مراجعه کننده به مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره مهرآیین شهر تهران در سال 1397 بودند. 30 نفر زن به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت هفت نشست 120 دقیقه ای برنامه روان آموزشگری مبتنی بر روی آورد سیستمی-رفتاری گاتمن را آموزش دیدند. سپس از آن ها پس آزمون گرفته شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های دل زدگی زناشویی پاینز (2003)، پرسشنامه باورهای ارتباطی غیرمنطقی آیدلسون و اپستاین (1982) و پرسشنامه نگرش به خیانت زناشویی واتلی (2008) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره در سطح معنی داری کمتر از 0/05 و نرم افزار SPSS نسخه 24 صورت گرفت. بررسی های آماری نشان داد که دل زدگی زناشویی و باورهای ارتباطی غیرمنطقی پس از برنامه روان آموزشگری مبتنی بر روی آورد سیستمی-رفتاری گاتمن در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری کاهش یافته است (0/05>P). بر اساس یافته های این پژوهش برنامه روان آموزشگری مبتنی بر روی آورد سیستمی-رفتاری گاتمن می تواند شیوه مناسبی برای کاهش دل زدگی زناشویی و باورهای ارتباطی غیرمنطقی زنان متأهل با نگرش به خیانت زناشویی باشد.
زمینه و هدف: کودکان با نشانگان داون به علت نارسایی در تحول مغزی و شلی عضلات در دوران اولیه تحول، در صحبت کردن و مهارت های کلامی دارای تأخیر هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخلات روان شناختی خانواده محور بر افزایش توانایی های کلامی کودکان دبستانی با نشانگان داون انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان دبستانی 10 تا 11 ساله شهر تهران با نشانگان داون بودند که در سال تحصیلی 96- 1395 مشغول به تحصیل بودند. از بین آنها30 نفر به صورت هدفمند انتخاب شده و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 3 ماه در 24 جلسه مداخلات روان شناختی خانواده محور را دریافت کردند درحالی که گروه گواه مداخله ای در این زمینه دریافت نکردند. ابزار پژوهش، نسخه نوین هوش آزمای تهران – استنفورد بینه (افروز و کامکاری، 1385) بود که در مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مداخلات روان شناختی خانواده محور به افزایش توانایی های کلامی دانش آموزان با نشانگان داون تحت مداخله منجر می شود. همچنین، این مداخلات سبب ارتقاء استدلال سیال کلامی، دانش کلامی، استدلال کمی کلامی، پردازش دیداری – فضایی کلامی، و حافظه فعال کلامی دانش آموزان با نشانگان داون می شود (سطح معناداری 0/05). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مداخلات روان شناختی خانواده محور با آموزش راهبردهای لازم به خانواده ها توانسته است باعث بهبود عملکرد کلامی کودکان با نشانگان داون شود. استلزام های نتیجه به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.