هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطة ابعاد کمال گرایی با اضطراب حالتی/خصلتی در دانش آموزان دبیرستانی (متوسطه دوم) تیزهوش شهر شیراز است. در پژوهش حاضر، 203 نفر دانش آموز دبیرستانی (103 دانش آموز دختر و 100 دانش آموز پسر) شرکت داشتند. داده های پژوهش از طریق پرسش نامة کمال گرایی مثبت و منفی تری شورت و همکاران و پرسش نامه اضطراب حالتی/خصلتی اسپیلبرگر و همکاران جمع آوری گردید و سپس از طریق روش آماری تحلیل رگرسیون چندگانه و آزمون t مستقل مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که رابطة معنادار منفی بین کمال گرایی مثبت دانش آموزان با اضطراب حالتی و خصلتی وجود دارد و رابطة معنادار مثبتی بین کمال گرایی منفی دانش آموزان با اضطراب حالتی و خصلتی وجود دارد. همچنین دیگر یافته پژوهش حاکی از این است که دختران و پسران در متغیرهای مورد مطالعه تفاوت معناداری داشتند.
امروزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به عنوان یک شاخص مهم برای ارزیابی نظام آموزشی موردتوجه قرارگرفته است. به علت همین اهمیت می باشد که نظریه پردازان تربیتی بسیاری از پژوهش های خود را بر شناخت عوامل مؤثر بر پیشرفت یا افت تحصیلی متمرکز کرده اند. در همین راستا، این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین ادراک شایستگی و پیشرفت تحصیلی با در نظر گرفتن نقش تعدیل کنندگی خودکارآمدی ادراک شده در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ناحیه 2 شیراز انجام شد. طرح پژوهش توصیفی – همبستگی بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ناحیه 2 شیراز در سال تحصیلی 96-95 بودند بر اساس جدول اعداد تصادفی کرجسی و مورگان 195 نفر از دانش آموزان به عنوان نمونه ی پ ژوهش انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه ی خود ادراکی نوجوانان هارتر (2012)، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر (GSF) و معدل به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تعدیل گر استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که بین ادراک شایستگی و خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/05>P). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که خودکارآمدی ادراک شده ارتباط بین ادراک شایستگی و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان را تعدیل می کند.
شیوه هایی که والدین درتربیت فرزندان به کار می گیرند، نقش اساسی در تامین سلامت آن ها دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه شیوه های فرزندپروری باخوش بینی، امیدواری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شهر ماهنشان صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه آماری پژوهش شامل 184 دانش آموز (92دخترو92پسر) و مادران آنها بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از میان دانش آموزان مشغول به تحصیل شهرماهنشان سال تحصیلی 95-1394 انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه های جهت مندی زندگی (R-LOT) ، امید به زندگی میلر (MHS) وپرسشنامه فرزندپروری بامریند مورد بررسی قرارگرفتند. سپس داده های پژوهش با استفاده از نسخه18 نرم افزار آماری Spss مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت. یافته ها نشان داد بین شیوه ی فرزندپروری منطقی با خوش بینی، امیدواری و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت ومعنی دار وجود دارد(01/0 p< )، بین شیوه فرزندپروری مستبدانه با خوش بینی و امیدواری رابطه معکوس و معنی دار وجود دارد(05/0 p< ) ولی با پیشرفت تحصیلی رابطه معنی دار ندارد(05/0 p> ). همچنین بین شیوه فرزندپروری سهل گیرانه با خوش بینی رابطه مثبت ومعنی دار وجود دارد(05/0 p< )، ولی با امیدواری و پیشرفت تحصیلی رابطه معنی دار وجود ندارد(05/0 p> ). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که شیوه فرزندپروری استبدادی و شیوه فرزندپروری منطقی قادر به پیش بینی امیدواری هستند(28/0= R 2 ) ولی شیوه فرزندپروری سهل گیرقادر به پیش بینی امیدواری نیست. و نیز شیوه فرزندپروری استبدادی و شیوه فرزندپروری منطقی قادر به پیش بینی خوش بینی هستند(11/0= R 2 ) ولی شیوه فرزندپروری سهل گیرقادر به پیش بینی خوش بینی نیست. همچنین شیوه فرزند پروری منطقی و شیوه فرزندپروری سهل گیر قادر به پیش بینی پیشرفت تحصیلی هستند (10/0= R 2 ) ولی شیوه فرزند پروری استبدادی قادر به پیش بینی پیشرفت تحصیلی نیست.
مقدمه: در اغلب پژوهش ها؛ حافظه در بستری انفرادی بررسی گردیده است، حال آنکه اجتماعی بودن انسان علاوه بر جهت دهی به رفتار آشکار، بر ظرفیت های شناختی از جمله حافظه و یادگیری نیز مؤثر است. هدف این پژوهش مطالعه یادگیری در رابطه ای متقابل، از طریق مقایسه اثر دو روش مرور «برای خود و برای دیگری» بر یادآوری آزاد واژگان مرور شده به دو روش «نگهدارنده و بسط دهنده» و بر حافظه «عملی و کلامی» می باشد. روش: در این مطالعه که از نوع تجربی می باشد، تعداد 166 دانش آموز دبستانی در چهار گروه مستقل و در هشت آزمون شرکت کردند. هر گروه، واژگان ارائه شده را به یکی از 4 نوع «نگهدارنده – بسط دهنده» برای خود و برای دیگری؛ و «کلامی- عملی» برای خود و برای دیگری؛ مرور کردند. پس از مدت 48 ساعت آزمون یادآوری آزاد انجام گرفت. داده ها به روش آزمون تی و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: این تحقیق نشان داد که اولاً، میزان یادآوری در مرور عملی و نگهدارنده در مقایسه با مرور کلامی و بسط دهنده بهطور معناداری بالاتر است. ثانیاً، در شرایط فشار زمان، مرور بسط دهنده در مقایسه با مرور نگهدارنده کاهش معناداری در یادآوری به دنبال دارد. ثالثاً، میزان یادآوری در مرور بسط دهنده در شرایط «برای دیگری» در مقایسه با «برای خود» بهطور معناداری بالاتر است. نتیجه گیری: مرور برای دیگری با افزایش عمق پردازش، عملکرد مرور بسط دهنده بر یاآوری را افزایش می گردد. اما فشار زمان باعث کاهش اثر مرور بسط دهنده می گردد چرا که این نوع مرور نیاز به منابع ذهنی و زمان کافی دارد. مرور عملی و نگهدارنده در شرایط فشار زمانی بالاترین میزان افزایش یادآوری را همراه داشتند.
هدف: این پژوهش به دنبال بررسی میزان تاثیر آموزش مفاهیم نظریه لازاروس بر تغییر نگرش نسبت به انتخاب همسر در بین دانشجویان دختر است. روش: این تحقیق از نوع تجربی آزمایشی انجام شده است. هدف آزمایش ، استنتاج روابط علت و معلولی بین پدیده هایی است که مورد کنترل قرار گرفته اند. جامعه پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دختر مجرد دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی است که از طریق فراخوان برای شرکت در کارگاههای آموزش قبل از ازدواج دعوت شده بودند. حجم نمونه در این تحقیق 30 نفر می باشد که از میان دختران مجرد دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (n=15) و کنترل (n=15) جایگزین شدند. روش نمونه گیری دراین تحقیق تصادفی در دسترس است. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه نگرش به نحوه انتخاب همسر (ARMSS) استفاده شده است. علاوه بر آمار توصیفی، تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از t مستقل استفاده شده است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان دهنده تفاوت معنادار بین دو گروه مورد پژوهش می باشد. یعنی نمرات کل دانشجویان دختری که تحت آموزش قرار گرفته بودند نسبت به گروه کنترل از تفاوت معناداری در سطح آلفای01 % برخوردار است،تفاوت دو گروه در پس آزمون واقعی است و بین میانگین های دو گروه تفاوت معناداری وجود داشته و عمل آزمایش مؤثر بوده است.فرضیه اصلی پژوهش در زمینه تفاوت میانگین های دانشجویان دختر دو گروه آزمایش و گروه کنترل در سطح 99% مورد تایید قرار گرفت. نتیجه گیری: آموزش مفاهیم نظریه لازاروس باعث تغییر نگرش دختران نسبت به انتخاب همسر گردیده است#,
این پژوهش با هدف بررسی تمایز خواندن در متون چاپی و الکترونیکی در زبان فارسی انجام گرفت. در این تحقیق، درک و سرعت خواندن در دو نوع ابزار، اندازه گیری و سپس مقایسه شده است. روش تحقیق، آزمایشی است که با طرح آزمونی جهت جمع آوری اطلاعات به منظور سنجش سرعت و درک خواندن انجام می گیرد. جامعة آماری تحقیق شامل نود و چهار دانشجو از میان حجم نمونه 2000 نفری دانشگاه پیام نور فیروزآباد است که به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول آزمون را با ابزار رایانه و گروه دوم با ابزار کاغذ انجام دادند. نمرات آزمون، معیاری برای درک خواندن و زمان صرف شده برای آزمون، معیاری برای سرعت در نظر گرفته شده است. در پیش آزمون سؤالاتی برای سنجش تأثیر عوامل بافتی انجام گرفت و سپس به بررسی تأثیر هرکدام از عوامل بافتی بر سرعت و درک خواندن متون چاپی و الکترونیکی پرداخته شد. سپس از نرم افزار SPSS برای تحلیل داده ها استفاده گردید. در تحلیل داده ها از روش آزمون تی و رگرسیون هم زمان استفاده شد. تحلیل ها نشان دادند درک خواندن به طرز چشمگیری تحت تأثیر ابزار خواندن است. نمرات دانشجویان حاکی از عملکرد بهتر در ابزار کاغذ است. از سوی دیگر بررسیسرعتخواندننشاندادتفاوتقابلملاحظه ایمیانسرعتخواندندر دو ابزار دیده نشده است. در بررسی عوامل بافتی میزان مطالعه هفتگی، نرخ روزانه ارتباط با فن آوری خواندن و ارجحیت ابزار، این عوامل بر درک خواندن بی تأثیرند اما بر سرعت خواندن متون الکترونیکی و کاغذی اثری قابل توجه دارند.
پژوهش پیش رو با هدف شناسایی رابطه و مدل ارتباط علّی بین خداآگاهی و خودمهارگری با میانجی گری خودآگاهی و حرمت خود در میان زنان و مردان انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است که از روش تحلیل مسیر، برای تجزیه و تحلیل داده های چهار مقیاس خداآگاهی، خودکنترلی، خودشناسی انسجامی و حرمت خود که به-طور هم زمان بر روی 322 نفر از دانشجویان جامعة المصطفی و جامعة الزهرا با روش نمونه گیری خوشه ای اجرا شده بود، استفاده شد. یافته ها حاکی از وجود رابطه معنادار و مثبت بین خداآگاهی و خودمهارگری با میانجی گری خودآگاهی و حرمت خود و برازش مطلوب مدل علّی ارائه شده و الگوی تحلیل مسیر خداآگاهی تا خودمهارگری از طریق میانجی-گری خودآگاهی و حرمت خود بود. بنابراین، تأثیر خداآگاهی و ذکر و یاد خداوند در خودمهارگری از طریق فرایندهای خودآگاهی و حرمت خود، تبیین پذیر است.
پژوهش حاضر به منظور بررسی پیش آیندهای وسواس مرگ از طریق جهت گیری مذهبی و سنخ شخصیتی عصبیت در پرستاران زن بیمارستان های شهر تهران انجام شد.مطالعهحاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه پرستاران زن بیمارستان های خصوصی شهر تهران (لاله، دی، آپادانا، آسیا، آزادی، تهرانپارس، خاتم الانبیاء، فجر) در سال 1391 بودند. به این منظور، 110 پرستار زناز طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از پرسش نامه های وسواس مرگ عبدالخالق، جهت گیری مذهبی آلپورت و خرده مقیاس عصبیت پرسش نامه سنخ های شخصیتی نئو مورد بررسی قرار گرفتند. داده هاازطریقنرم افزار SPSSنسخه16وبااستفادهازآزمون-هایضریبهمبستگیپیرسونوتحلیلرگرسیونچندمتغیریتحلیلشدند. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری مشخص نمود که 30 درصد واریانس وسواس مرگ توسط متغیرهای پیش بین (جهتگیری مذهبی بیرونی و سنخ شخصیتی عصبیت) تبیین می شود. همچنین رابطه بین وسواس مرگ با جهت گیری مذهبی بیرونی(p<0/01)، جهت گیری مذهبی درونی (p<0/01)، و سنخ شخصی عصبیت(p<0/01) معنادار است. جهت گیری مذهبی بیرونی و سنخ شخصیتی عصبیت می تواند موجب شکل گیری افکار نشخواریو وسواس گونه در مورد مرگ و جنبه های مختلف آن شود.
در این پژوهش رابطه بین متغیرهای عادت های مطالعه و خودکارآمدی تحصیلی با عملکرد تحصیلی دانش آموزان سوم راهنمایی شهرستان بابل در سال تحصیل 90-89 مورد بررسی قرار گرفته است که به این منظور تعداد 180 نفر (90 نفر دختر و 90 نفر پسر) از دانش آموزان کلاس سوم راهنمایی شهرستان بابل به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان گروه نمونه انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. اطلاعات مربوط به متغیرهای تحقیق از طریق پرسشنامه های خودکارآمدی تحصیلی جینگز و مورگان و پرسشنامه عادت های مطالعه پالسانی و شارما (PSSHI) جمع آوری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماریِ ضریب همبستگی پیرسون به منظور مشخص کردن رابطه بین متغیرهای پژوهش، ازآزمون t مستقل جهت مقایسه دختران و پسران و از رگرسیون گام به گام برای تعیین میزان قدرت پیش بینی هر یک از متغیرها استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با 4 مؤلفه، مؤلفه های استعداد و کوشش از متغیر خودکارآمدی تحصیلیP<0/01) ) و مؤلفه های حافظه (P<0/01) و امتحان ( (P<0/5از متغیر عادت های مطالعه رابطه معنی داری دارد. همچنین در مورد متغیرهای پژوهش در بین دو جنس تفاوت معنی داری یافت نشده است. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان می دهد که مؤلفه های استعداد، حافظه، وضعت فیزیکی و یادداشت برداری بر روی هم توانایی تببیین 29/0 از واریانس عملکرد تحصیلی را در بین دختران دارا می باشند و همچنین در بین پسران نیز تنها دو مؤلفه استعداد و حافظه از توان تبیین واریانس متغیر پیشرفت تحصیلی برخوردار می باشند که این میزان برای این دو مؤلفه به طور کلی 16/0 می باشد.
آزمون باورهای غیرمنطقی اهواز (4IBT–A) یک آزمون معتبر مربوط به سنجش میزان تفکرات غیر منطقی به حساب می آید و در زمینه های مختلف مانند اجرای پژوهش، تشخیص، درمان و غیره توسط محققان، درمانگران، مشاوران، روانشناسان و دانشجویان از آن استفاده می شود، بنابراین ضروری است که هنجار ایرانی برای آن تهیه گردد. هدف از این پژوهش، هنجاریابی آزمون باورهای غیرمنطقی اهواز ((4IBT-A بود. به همین منظور 1947 نفر از دانشجویان مراکز تربیت معلم شهرستان تبریز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و آزمون باورهای غیرمنطقی اهواز ((4IBT-A به روش گروهی اجرا گردید. با استفاده از روش آلفای کرونباخ، پایایی آزم ون به ترتیب ب رای عامل ها و کل آزمون 77/0، 68/0، 59/0، 68/0، و 86/0 برآورد گردید. روایی آزمون نیز از روش روایی همگرا 81/0؛ 001/0≥P به دست آمد. پس از تحلیل داده ها به منظ ور تفسیر نم ره های خام هر عامل و آزمون، به طور جداگانه هنجارهای درصدی و نمرات استاندارد Z تهیه گردید. بر اساس نتایج این مطالعه، پژوهشگران، مشاوران و روان شناسان بالینی می توانند از این ابزار به عنوان یک وسیله اندازه گیری مناسب جهت تشخیص در فعالیتهای کلینیکی در داخل کشور، به ویژه مراکز مشاوره دانشجویی استفاده کنند.