فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۸۸۱ تا ۸٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
ساخت، پایاسازی و اعتباریابی آزمون هویت ملی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف ساخت، پایاسازی و اعتباریابی آزمون هویت ملی و اجتماعی انجام شده است. در این مطالعه، هویت اجتماعی از 3 هویت قومی، هویت دینی و هویت مدرن تشکیل شده است. ابتدا برای هر خرده آزمون مولفه ها و سپس سوالات ذیربط آنها تدوین گردید. به جهت کثرت سوالات، اجرای این پرسشنامه حجیم ممکن نبود. لذا سوالات هویت ملی (90 سوال) و هویت قومی (68 سوال) در یک پرسشنامه 158 سوالی و سوالات هویت دینی (72 سوال) و هویت مدرن (72 سوال) در پرسشنامه دیگری با 144 سوال تنظیم گردید. دو پرسشنامه در اجرای مقدماتی روی دانشجویان دانشگاههای تهران اجرا گردید. بعد از اجرا، با استفاده از روش تحلیل گویه ها، از پرسشنامه اول (158 سوالی)، 80 گویه حذف و 78 گویه به عنوان سوال مناسب تر باقی ماند. از 144 گویه پرسشنامه دوم نیز 81 گویه حذف و 63 گویه باقی ماند. بنابراین از 302 گویه، جمعاً 161 گویه حذف گردید. ضریب آلفای پرسشنامه اول (158 سوالی) بعد از تحلیل سوالات 978/0 می باشد. در پرسشنامه دوم (144 سوالی)، ضریب آلفا بعد از حذف گویه های نامناسب 957/0 می باشد. از جمع بست 78 سوال مناسب پرسشنامه اول و 63 سوال مناسب پرسشنامه دوم، پرسشنامه ای 141 گویه ای شکل گرفت که ضریب آلفای آن 965/0 می باشد. این پرسشنامه در اجرای اصلی روی نمونه ای مرکب از 410 دانشجوی شهر تهران به اجرا درآمد. برای تحلیل آزمون، از روش تحلیل عاملی استفاده گردید. برای تحلیل عاملی، از روش روایی سازه استفاده شد.
طی فرایند تحلیل عاملی جمعاً 31 عامل شناسایی گردید که 13 عامل آن قابل نام گذاری بودند. در خرده آزمون هویت ملی 10 عامل شناسایی شد که 5 عامل آن قابل نام گذاری بود. در هویت ملی 9 عامل شناسایی شد که 3 عامل آن قابل نام گذاری بود. در هویت دینی 4 عامل شناسایی شد که 2 عامل آن قابل نام گذاری بود. در هویت مدرن نیز 8 عامل شناسایی شد که 2 عامل آن معنی پذیر بودند.
با عنایت به نتایج این پژوهش، می توان گفت که پرسشنامه از پایایی و روایی (اعتبار) مناسبی برخوردار است و عوامل به دست آمده از روش تحلیل عاملی می توانند هویت ملی و اجتماعی دانشجویان را به گونه مناسب اندازه گیری کنند.
برنامه ی درسی مبتنی بر گردش علمی مجازی ( VFT ): توسعه ی فرصت های شغلی برای دانش آموزان با ناتوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات زیادی در کشور ما اتفاق افتاده است. فن آوری بر کارگاه ها تأثیر دارد و جمعیت چهره ی کارگاه ها، جوامع و محیط های کار را تغییر داده است و جهانی شدن انتظارات بیشتری را از کارگران و بازار کار دارد. معلّمان و کارفرمایان برای اینکه یادگیرندگان را برای ایفای نقش های جدید در کارگاه ها آماده کنند، با چالش های زیادی روبرو بودند. این مقاله، به بررسی نظام آموزش و پرورش آمریکا و این که چگونه این سیستم می تواند نیازهای کارگاه های قرن21 را بهتر مهیا سازد می پردازد.
برای بخش خصوصی و دولتی چالش هایی نظیر اصلاح پیامدهای آموزشی در سطوح اولیه و پیشرفته و توسعه ی فرصت های مؤثر و عادی برای توسعه ی شغلی وجود دارد. زمان برنامه ریزی، گردش علمی برای نیروی کار، تجارب یادگیری با ارزشی را در زمینه جستجوی شغلی به همراه دارد و می تواند مزایا و فواید پیش بینی نشده ی زیادی به همراه داشته باشد. به عنوان مثال برنامه ی کلاسی به موقعیت دنیای واقعی ربط داده می شود. گردش علمی افراد با ناتوانی، برای دانش آموزان و معلّمان مباحثی به وجود می آورد که شامل مباحث مدیریت رفتاری، بحث فرآیندها و موضوع آمادگی می باشد. گردش علمی مجازی یکی از ابزارهای شناسایی شغلی است که می تواند بوسیله فن آوری ارتقا یابد. فن آوری در 10سال اخیر توان بالقوه ای را به ما داده و باعث ایجاد تغییراتی عظیم در آموزش و تربیت نیروی کار شده است. برای بهبود و اثربخشی و مؤثر بودن یادگیری معلّم در موقعیت کلاسی می تواند از توسعه ی گردش علمی مجازی که مبنی بر معرفی شغلی بر صفحات وب است، استفاده کند. می تواند جوابگوی نیازهای آموزشی ویژه، برنامه درسی آماده سازی نیروی کار با نیاز های ویژه ی یادگیرندگان خاص باشد و گردش علمی مجازی را به عنوان یک راه مفید به معلّمان و دانش آموزان پیشنهاد می کند در این مقاله مراحل کلی و مراحل عمومی یک گردش علمی مجازی مبتنی بر برنامه ی درسی آمده است.
مکانیزم های دفاعی
منبع:
تربیت ۱۳۷۴ شماره ۱۰۳
حوزههای تخصصی:
رابطه جو خانواده با پایگاه اجتماعی و مکان کنترل با انگیزش پیشرفت در دانش آموزان سوم متوسطه ساری
الگوهای ارتباط بین مراکز آموزشی و محیط کار
حوزههای تخصصی:
اعتباریابی مقدماتی مقیاس انگیزش پژوهشی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف رواسازی مقیاس انگیزش پژوهشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه فردوسی مشهد بود که در سال تحصیلی 91-1390 مشغول تحصیل بودند. از جامعه یاد شده، نمونه ای به حجم 280 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی و فردوسی مشهد انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از مقیاس ساخته شده انگیزش پژوهشی و مقیاس خودکارآمدی پژوهشی صالحی و همکاران (1391) استفاده شد. برای احراز پایایی از روش همسانی درونی و برای بررسی ساختار عاملی، از روش تحلیل عاملی استفاده شد. بر طبق نتایج تحلیل عاملی ساختار 3 عاملی انگیزش پژوهشی تأیید شد. همچنین نتایج نشان داد که انگیزش درونی و بیرونی پژوهشی با خودکارآمدی پژوهشی رابطه مثبت معناداری و با بی انگیزگی رابطه منفی معناداری دارد. ضرایب همسانی درونی آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های انگیزش درونی و بیرونی در انجام پژوهش و بی انگیزگی به ترتیب، 93/0، 86/0 و 76/0 به دست آمد. این نتایج نشان می دهد که آزمون روایی و پایایی مقبولی دارد. بنابراین، از مقیاس انگیزش پژوهشی، برای ارزشیابی انگیزش، علائق و نگرش های پژوهشی دانشجویان می توان استفاده کرد.
بررسی الگوی عدم تعادل تلاش-پاداش و تقاضا-کنترل-حمایت در بروز علایم روان تنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اینکه در محیط های کاری میزان استرس شغلی و به تبع آن میزان بیماری های ناشی از استرس بسیار افزایش یافته است، بنابراین پژوهش حاضر نقش دو الگوی عدم تعادل تلاش-پاداش و تقاضا-کنترل-حمایت را در بروز علایم روان تنی در کارکنان یک شرکت در اهواز مورد بررسی قرار داده است.
روش: جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان یک شرکت در اهواز بودند که در سال 1392 در این شرکت مشغول بکار بودند که از میان آنها 202 نفر به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند و به مقیاس ع دم ت وازن ت لاش-پ اداش، پرسشنامه محتوای شغل، و پرسشنامه ی بروز علایم روان تنی در محیط غیربالینی پاسخ دادند. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و بااستفاده از نرم افزارهای SPSSویراست 18 وAMOS ویراست 18 انجام گرفت. جهت آزمودن اثرهای واسطه ای در الگوی پیشنهادی نیز از روش بوت استراپ استفاده شد.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان دهنده برازش نسبتاً خوب الگوهای پیشنهادی با داده ها بود. همچنین نقش میانجی گر تعهدافراطی در الگوی عدم تعادل تلاش-پاداش و حمایت اجتماعی در الگوی تقاضا-کنترل-حمایت در بروز علایم روان تنی مورد تأیید قرار گرفت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج، متغیرهای بکاررفته در این پژوهش و به ویژه متغیرهایی که دارای نقش میانجی بودند باید در برنامه ریزی و سیاست گذاری های سازمانی، جهت کاهش بیماری های شغلی و افزایش سلامت کارکنان، مورد توجه قرار گیرند.
مقایسه تاثیر روش های مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر نظریه شناختی- اجتماعی، سازه-گرایی و انگیزشی بر اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی تاثیر روش های مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر نظریه شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی بر اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان انجام گردید. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و دارای طرح پیش، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه الزهرا در سال تحصیلی 95-94 بودند. به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم جامعه تعداد 361 نفر از دانشجویان پرسشنامه اشتیاق مسیرشغلی را تکمیل کردند. از بین آنها تعداد74 نفر نمره یک انحراف استاندارد پایین تر از میانگین کسب کردند. مرحله دوم 60 نفر از افرادی که داوطلب شرکت در مرحله دوم پژوهش بودند انتخاب شده و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش(هر کدام 15) و یک گروه کنترل قرار گرفتند. مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر نظریه شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی در مورد سه گروه آزمایش انجام شد. در پایان چهار گروه دوباره با استفاده از پرسشنامه اشتیاق مسیرشغلی هیرشی (2014) سنجیده شدند. یافته ها: نتایج درون و بین آزمودنی حاصل از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و واریانس چندمتغیری نشان دادند که ارائه آموزش بر بهبود میانگین نمرات اشتیاق مسیرشغلی تاثیر داشته است(p < 0/001). نتایج آزمون تعقیبی بیان گر آن بود که نمره کل اشتیاق مسیرشغلی در مراحل پس آزمون و پیگیری در گروه کنترل به طور معناداری از سه گروه مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر رویکرد شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی کمتر بود(p < 0/001). نتیجه گیری: پژوهش حاضر بیانگر این است که آموزش مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر رویکرد شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی بر افزایش اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان دختر موثر است.
پیش بینی احساس تنهایی جوانان براساس کیفیت ارتباط آنها با خدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی احساس تنهایی جوانان، با توجه به کیفیت ارتباط آنها با خداوند، انجام شد. جمعیت این مطالعه جوانان 18 تا 35 ساله شهر تهران بود که از میان آنها 232 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به دو پرسش نامه احساس تنهایی ایرانی ( ILQ ) (رحیم زاده) و پرسش نامه کیفیت ارتباط با خدا (بام اول؛ مظاهری، پسندیده و صادقی) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها حاکی از آن بود که مؤلفه های بیم و یأس نسبت به خدا،پیش بین های مثبت احساس تنهایی و محبت به خدا، پیش بین منفی احساس تنهایی است. به طور کلی، هرچه فرد ارتباط مطلوب تری با خدا داشته باشد و جنبه های ایمان را در خود تقویت نماید، احساس تنهایی کمتری خواهد داشت و هرچه این رابطه از مطلوبیت کمتری برخوردار باشد، احساس تنهایی فرد نیز بیشتر خواهد بود.
پیش بینی تصمیم گیری تحلیلی توسط هیجان شادی و ابعاد سبک های شناختی با واسطه گری تمایلات فراشناختی چکیده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر در قالب یک مدل علّی، ساز و کار فرایند تصمیم گیری را با رویکرد شناخت داغ مورد بررسی قرار داد. در این راستا، مبتنی بر مدل پردازش دوگانه کلازینسکی (2004)، هیجان شادی و ابعاد سبک های شناختی (نیاز به شناخت، نیاز به ساختار و نیاز به قطعیت) به عنوان متغیر برون زاد، تمایلات فراشناختی متغیر واسطه ای و تصمیم گیری تحلیلی متغیر درون زاد مدل در نظر گرفته شدند. روش: شرکت کنندگان پژوهش، شامل 228 دانشجوی دختر و پسر مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز بودند. مقیاس نیاز به شناخت (کاچیوپو و همکاران، 1996)، نیاز به ساختار و نیاز به قطعیت (تامپسون و همکاران، 1992)، به عنوان شاخص سبک های شناختی؛ مقیاس شادی (لیبومیرسکی و لپر، 1999)؛ مقیاس تفکر فعال روشنفکرانه (استانوویچ و وست، 2007) و مقیاس تصمیم گیری (کلازینسکی، 2001) مورداستفاده قرار گرفتند. پایایی ابزارهای پژوهش به روش آلفای کرونباخ و روایی آن ها به شیوه تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهند که هیجان شادی، تصمیم گیری تحلیلی را به صورت منفی پیش بینی می کند؛ این پیش بینی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم (از طریق واسطه گری تفکر روشنفکرانه) صورت می گیرد؛ بدین شکل که هیجان شادی پیش بینی کننده منفی تفکر روشنفکرانه است و در ادامه تفکر روشنفکرانه، تصمیم گیری تحلیلی را به صورت مثبت پیش بینی می کند. در مقابل بعد نیاز به شناخت (از ابعاد سبک های شناختی) به صورت مستقیم و غیرمستقیم (با واسطه گری تفکر روشنفکرانه)، تصمیم گیری تحلیلی را به صورت مثبت پیش بینی می کند. بعد دوم سبک های شناختی یعنی نیاز به ساختار پیش بینی کننده منفی تفکر روشنفکرانه است و بدین ترتیب با واسطه گری این متغیر، تصمیم گیری تحلیلی را به صورت منفی پیش بینی می کند. درنهایت یافته ها حاکی از آن بود که بعد نیاز به قطعیت پیش بینی کننده تصمیم گیری تحلیلی نیست. نتیجه گیری: درمجموع نتایج پژوهش حاضر تائیدی است بر رویکرد شناخت داغ و به طور خاص مدل پردازش دوگانه کلازینسکی، مبنی بر اینکه فرایندهای شناختی، به ویژه تصمیم گیری تحلیلی، تحت تأثیر حالات هیجانی، وضعیت انگیزشی (سبک های شناختی) و تمایلات فراشناختی می باشند.
تاثیر پیشرفت تحصیلی دانش آموز کم شنوا به یاری دبیر رابط در تغییر نگرش منفی اولیای مدرسه نسبت به آموزش فراگیر
حوزههای تخصصی:
عوامل پیش گویی کننده عملکرد تحصیلی در دانش آموختگان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی کاشان
حوزههای تخصصی:
اهداف: شناسایی عوامل موثر بر وضعیت تحصیلی از اهمیت ویژه برخوردار است. با توجه به تناقضات موجود در ارتباط با عوامل تاثیرگذار، مطالعه ای با هدف شناسایی عوامل پیشگویی کننده وضعیت تحصیلی روی کلیه دانش آموختگان رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام شد.
روشها: در این مطالعه مقطعی کلیه 482 دانش آموخته کارشناسی پیوسته رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی کاشان از سال 1365 تا انتهای 1382 به صورت سرشماری انتخاب شدند. پرسش نامه ای مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک، معیارهای پذیرش، پیشینه و وضعیت تحصیلی دانش آموخته مورد استفاده قرار گرفت. اطلاعات با استفاده از آزمون T مستقل و آنالیز رگرسیون خطی چندمتغیره به روش گام به گام تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: جنسیت مونث، استفاده از سهمیه مناطق، سن پایین تر در بدو ورود به دانشگاه و معدل دیپلم بالاتر بر عملکرد تحصیلی تاثیر مثبت داشتند (0001/0>p )؛ براساس نتایج آنالیز رگرسیون ، 1/27% واریانس مشاهده شده در وضعیت عملکرد تحصیلی توسط 4 متغیر معدل دیپلم، جنسیت، سابقه انتقال از دیگر دانشگاه ها و نوع سهمیه ورودی تبیین شد (72/38 F= ؛ 0001/0>p ) ؛ معدل دیپلم به تنهایی 4/22% واریانس را تبیین کرد.
نتیجهگیری: مسئولان باید با توجه به نقش پیش گویی کنندگی پیشینه تحصیلی، معیارهای پذیرش و فاکتورهای دموگرافیک در عملکرد تحصیلی دانشجویان پرستاری، در راستای بهبود عملکرد تحصیلی آنها برنامه ریزی و اقدام نمایند.
مقایسه تأثیر تدریس با الگوی قیاسگری (TWA) و یادگیری مشارکتی در تعامل با سبک های یادگیری ترجیحی بر بازده های یادگیری و نگرش نسبت به علوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر تدریس با الگوی قیاس گری و یادگیری مشارکتی در تعامل با سبک های یادگیری بر بازده های یادگیری و نگرش نسبت به علوم بود. نمونه تحقیق متشکل از 107 دانش آموز چهار کلاس سوم راهنمایی شهر تبریز بوده که به طور تصادفی خوشه ای از جامعه آماری انتخاب شده بودند. یکی از کلاس ها به عنوان گروه کنترل و کلاس های دیگر به عنوان گروه های آزمایشی لحاظ شدند. گروه کنترل آموزش به شیوه سنتی را دریافت نمود و گروه های آزمایشی (1) تدریس با الگوی قیاس گری، (2) قیاس گری توضیحی متنی به عنوان فوق برنامه و (3) یادگیری مشارکتی را دریافت نمودند. داده ها بوسیله آزمون پیشرفت تحصیلی علوم، مقیاس نگرش نسبت به علوم و پرسشنامه سبک های یادگیری ترجیحی گردآوری شد. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد دانش آموزانی که با الگوی قیاس گری و یادگیری مشارکتی تدریس شده اند در مقایسه با گروه های قیاس گری توضیحی متنی به عنوان فوق برنامه و کنترل بازده های یادگیری بهتری دارند. بین بازده های گروه تدریس با الگوی قیاس گری و گروه یادگیری مشارکتی تفاوت معنی داری وجود نداشت. نکته قابل توجه اینکه، اثر سبک های یادگیری تأثیر معنی داری بر بازده های یادگیری دانش آموزان نداشت، هم چنین تعامل آن با گروه تفاوت معنی داری بر بازده های یادگیری دانش آموزان نشان نداد. نتایج تحلیل کوورایانس نشان داد که بین گروه های آزمایشی و کنترل در نگرش نسبت به علوم تفاوت معنی دار وجود ندارد. با توجه به این یافته ها، پیشنهاد می گردد از قیاس گری ها به عنوان الگوی آموزشی در تدریس و یادگیری کلاس های علوم جهت پیشرفت تحصیلی بهتر دانش آموزان استفاده شود.
اثر تزریق L-آرژینین و L-NAME در ناحیه CA1 هیپوکامپ موش بزرگ نر بر بی دردی ناشی از مرفین در آزمون فرمالین
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر به بررسی اثر تزریق L-آرژینین و L-NAME که به ترتیب پیش ساز نیتریک اکساید و بازدارنده آنزیم نیتریک اکساید سینتاز هستند در ناحیه CA1 هیپوکامپ بر بی دردی ناشی از مرفین در موش بزرگ نر در آزمون فرمالین پرداخته است.
روش: درد التهابی در موش های نر نژاد ویستار توسط تزریق کف پای فرمالین (5/2 درصد به مقدار 50 میکرولیتر) به صورت زیرپوستی قبل از آزمون ایجاد شد. مرفین (mg/Kg 9-3) به صورت داخل صفاقی 10 دقیقه قبل از فرمالین تزریق شد.
یافته ها: مطالعه اخیر نشان داد که مرفین mg/kg)9-3) بر درد التهابی فرمالین اثر کاهشی داشت. تزریق L-آرژینین (µg/rat 3،1،3/0،15/0)، 5 دقیقه قبل از تزریق فرمالین، پاسخ ناشی از مرفین را برگرداند و L-NAME (µg/rat 1،3/0،15/0) این اثر را در فاز مزمن نشان داد. اما در فاز مزمن هر دو عامل تزریق شده اثر معنی دار ایجاد کردند. پیش تزریق L-NAME از پاسخ L-آرژینین جلوگیری کرد. از طرف دیگر، L-آرژینین یا L-NAME به تنهایی پاسخ معنی داری را در فاز مزمن ایجاد نکردند. بر طبق داده ها تداخل بین مرفین و نیتریک اکساید از لحاظ آماری معنی دار بود.
نتیجه گیری: بر طبق یافته ها نیتریک اکساید در ناحیه CA1 هیپوکامپ موش بر بی دردی ناشی از مرفین تاثیر داشت.