فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
بررسی مقایسه ای تأثیر فضاهای پرورشی بر رشد اخلاقی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی پژوهش حاضر بررسی و مقایسه تحول قضاوت اخلاقی بین دانش آموزانی که از فضاهای پرورشی استفاده کرده اند و دانش آموزانی است که از فضاهای پرورشی استفاده نکرده اند. همچنین متغیرهای دیگری نظیر جنسیت، نوع فضای پرورشی، میزان سواد والدین، نوع شغل والدین، معدل، نمره انضباط، سن دانش آموزان مورد مطالعه قرار گرفت. فضاهای پرورشی در این تحقیق، مراکزی میباشند که تحت مدیریت آموزش و پرورش اداره می شوند و برنامه های تربیتی و پرورشی در آنها ارائه داده میشود. این مراکز عبارتند از کانونها، اماکن ورزشی، دارالقرآنها و اردوگاهها. جامعه مورد بررسی در این تحقیق کلیه دانش آموزان مقطع راهنمایی تحصیلی و مقطع متوسطه (شامل متوسطه نظری، فنی حرفه ای، کار و دانش و پیش دانشگاهی) شهر قوچان بودند که در سال 82-81 در این شهر به تحصیل اشتغال داشتند که تعداد 688 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این تحقیق آزمون قضاوت اخلاقی آن کلبی و کلسی کافمن بود که بر روی کلیه اعضاء نمونه اجرا گردید. تجزیه و تحلیل فرضیات تحقیق با استفاده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی مشخص نمود بین میانگین نمرات تحول قضاوت اخلاقی دانش آموزان استفاده کننده از فضاهای پرورشی و دانش آموزانی که از فضاهای پرورشی استفاده نکرده اند تفاوت معنا داری وجود دارد. و نیز بین متغیرهای قضاوت اخلاقی و نمره انضباط، سن، سطح سواد والدین، معدل دانش آموزان همبستگی مثبت وجود دارد.
بررسی ساختار عاملی آزمون باورهای غیر منطقی جونز در شهر اهواز
حوزههای تخصصی:
همسر آزاری و عوامل مؤثر بر آن در زنان متاهل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" هدف: رواج همسرآزاری در جوامع و تاثیرات سو آن بر سلامت جسمی و روانی زنان و در نهایت تاثیر آن بر سلامت خانواده در پژوهشهای بسیاری نشان داده شده است. هدف پژوهش حاضر برسی میزان شیوع همسرآزاری روانی و جسمی و عوامل موثر بر آن در زنان متاهل شهر تهران بود.
روش بررسی: نمونه آماری پژوهش حاضر را 1000 زن متاهل 18 تا 45 سال ساکن شهر تهران تشکیل می داد. نمونه آماری دو گروه از زنان را شامل (n=800) می شد.، زنان گروه عادی و زنان شاکی که به دلیل مشکلاتی که با شوهران خود داشتند به دادگاه خانواده مراجعه کرده بودند (n=200). ابزار پژوهش، پرسشنامه ای است که از پرسشنامه همسرآزاری موفیت و همکاران (1) اقتباس شده بود.
یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که میزان همسرآزاری روانی و جسمی برای زنان عادی به ترتیب برابر با 87.9 و 47.9 درصد و برای زنان شاکی به ترتیب برابر با 99.5 و 91 درصد است. با افزایش سن زوجین و مدت زمان ازدواج میزان همسرآزاری افزایش می یابد. همسرآزاری با سطح تحصیلات زوجین (زن و شوهر) رابطه معنی دار معکوس دارد. هر چه تحصیلات زنان بیشتر باشد کمتر مورد آزار جسمی و روانی قرار می گیرند. همچنین هر چه میزان تحصیلات شوهران بیشتر باشد کمتر همسران خود را مورد آزار جسمی و روانی قرار می دهند. میزان همسرآزاری در شوهرانی که از الکل یا مواد مخدر استفاده می کنند بیشتر از شوهرانی است که از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند. میزان همسرآزاری در شوهرانی که سابقه بیماری روانی دارند بیشتر از شوهرانی است که سابقه بیماری روانی ندارند. میزان همسرآزاری جسمی و روانی در زنانی که به دادگاههای خانواده مراجعه کرده اند بیشتر از زنان عادی است.
نتیجه گیری: همسرآزاری بسیار رایج است و با عوامل متعددی چون سن، میزان تحصیلات، اعتیاد شوهر به مواد مخدر، استفاده از الکل و سابقه بیماری روانی وی در رابطه است. تصویب قانونی جامع برای مقابله با همسرآزاری و افزایش آگاهی عمومی درباره همسرآزاری با استفاده از رسانه های جمعی می تواند در کاهش میزان همسرآزاری موثر واقع شود."
رابطه ابعاد عدالت سازمانی با اعتماد به سازمان و سرپرست در کارکنان مجتمع فولاد مبارکه اصفهان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه عدالت سازمانی ادراک شده با اعتماد ( اعتماد سازمانی و اعتماد به سرپرست) کارکنان مجتمع فولاد مبارکه انجام شد. این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه ی پژوهش را 290 نفر از کارکنان مجمتع فولاد مبارکه اصفهان در سال 1387تشکیل می دادند، که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه عدالت رویه ای (نیهوف و مورمان ، 1993) (86/0=α)، عدالت توزیعی (کالکیت ، 2001)(91/0=α) ، اعتماد سازمانی مورمان، (بلاکلی و نیهوف، 1998)(66/0=α) واعتماد به سرپرست (هارتوگ وکوپمن، 2003)(87/0=α) استفاده شد، که روایی و پایایی آنها مورد تایید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها روش رابطه ای (همبستگی و رگرسیون) به کار رفت. نتایج پژوهش نشان دهنده روابط مثبت و معنادار میان ابعاد عدالت و ابعاد اعتماد بود. (0/0>(p همچنین ابعاد عدالت قادر به پیش بینی ابعاد اعتماد بودند (0/0≥(p. پیشنهادهای کاربردی برای راهنمایی مدیران و مسؤولان سازمانی ارائه گردید.
بررسی روابط ساختاری خودپنداره، یادگیری خود تنظیمی و موفقیت تحصیلی دانشجویان
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی روابط ساختاری خودپنداره، یادگیری خود تنظیمی و مؤفقیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی است. این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه ی آماری آن کلیه ی دانشجویان پسر و دختر دانشگاه شهید بهشتی می باشد. تعداد 384 نفر از دانشجویان از میان 15 دانشکده به عنوان نمونه به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش دو پرسشنامه ی خودپنداره تنسی و یادگیری خودتنظیم بوفارد است و معدل نمرات دروس اختصاصی دانشجویان نیز به عنوان شاخص موفقیت تحصیلی آنان به کار گرفته شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون تحلیل مسیر و معیار های برازش مدل با استفاده از نرم افزار AMOS استفاده شده است. نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین خودپنداره ،یادگیری خود تنظیم و موفقیت تحصیلی دانشجویان رابطه ی ساختاری وجود دارد و خودپنداره بصورت مستقیم و غیرمستقیم (با میانجی گری یادگیری خودتنظیمی) با موفقیت تحصیلی رابطه دارد.
تأثیر تمرین های ادراکی – حرکتی بر بهبود قابلیت های حرکتی دانش آموزان با اختلال هماهنگی رشدی دورة ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرین های ادراکی _ حرکتی بر بهبود قابلیت های حرکتی کودکان با اختلال هماهنگی رشدی است. روش انجام تحقیق نیمه تجربی است. جامعة آماری پژوهش دانش آموزان دورة ابتدایی با اختلال هماهنگی رشدی (دختر و پسر) از سه منطقة انتخابی شهر تهران هستند که در سال تحصیلی 87-86 مشغول تحصیل بودند. نمونة آماری شامل 194 کودک است که به صورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. ابتدا از کل شرکت کنندگان پیش آزمون به عمل آمد. سپس گروه تجربی به مدت 2 ماه (24 جلسه) فعالیت های ادراکی – حرکتی را انجام دادند و بعد از طی این مدت، پس آزمون برای هر دو گروه به اجرا درآمد. کودکان توسط آزمون ارزیابی حرکتی که شامل مهارت های دستی، تعادل ایستا و پویا و مهارت های توپی بود. به منظور پاسخ به این سؤال که آیا تمرین های ادراکی – حرکتی انجام شده در بهبود اختلال هماهنگی رشدی کودکان مؤثرند یا خیر، مورد مطالعه قرار گرفتند. بعد از طی مراحل مذکور، اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار کامپیوتری SPSS : PC نسخة 13 تجزیه و تحلیل شد. نتایج بیانگر بهبود اختلال هماهنگی رشدی گروه تجربی نسبت به گروه کنترل است. از یافته های این تحقیق می توان استنباط کرد که تمرین های ادراکی – حرکتی سبب بهبود اختلال هماهنگی رشدی کودکان می شوند. بنابراین پیشنهاد می شود برای افزایش آمادگی حرکتی کودکان در مدارس و در نتیجه بهبود اختلال های رشدی، برنامه های تمرینی ادراکی – حرکتی اجرا شود.
بررسی ساختار عاملی، اعتبار و روایی فرم کوتاه- شاخص استرس فرزند پروری (PSI-SF) مادران کودکان عادی 12-7 سال(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی ساختار عاملی، اعتبار و روایی فرم کوتاه- شاخص استرس فرزند پروری در مادران کودکان عادی 12-7 سال شهر تهران بود.
مواد و روش ها: بعد از ترجمه، ترجمه معکوس و انطباق ابزار، به منظور هنجاریابی این ابزار در قالب یک طرح زمینه یابی کاربردی، از بین جامعه مادران کودکان عادی به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 468 مادر پرسش نامه PSI-SF را تکمیل نمودند. داده ها با روش مدل معادلات ساختاری و نرم افزار 7/8LISREL تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج Cronbach's alpha حاکی از آن بود که میزان اعتبار نمره کل استرس والدین و هر یک از زیرمقیاس های آشفتگی والدین، تعامل ناکارآمد والد- کودک و ویژگیهای کودک مشکل آفرین برای کل گروه هنجاری به ترتیب 90/0، 80/0، 84/0 و 80/0، برای مادران کودکان پسر به ترتیب 89/0، 80/0، 83/0 و 78/0 و برای مادران کودکان دختر به ترتیب 91/0، 80/0، 84/0 و 80/0 به دست آمد. ضریب اعتبار بازآزمایی در طول 18 روز بعد از اجرای اول، برابر با 75/0 برای نمره کل استرس والدین، 82/0 برای زیر مقیاس آشفتگی والدین، 73/0 برای زیر مقیاس تعامل ناکارآمد والد- کودک و 71/0 برای زیرمقیاس ویژگیهای کودک مشکل آفرین بود که این مقادیر همبستگی، بیانگر ثبات نمرات شاخصPSI-SF در طول زمان است. روایی همگرا از طریق تعیین ضریب همبستگی با مقیاس سلامت خلقی (Depression Anxiety Stress Scales یا DASS) و پرسش نامه مشکلات رفتاری کودکان (The Child Behavior Checklist یا CBCL) محاسبه شد. با روش تحلیل عاملی تأییدی، با استفاده از مدل سه عاملی وابسته، سه عامل استخراج گردید. این سه عامل عبارت از آشفتگی والدین، تعامل ناکارآمد والد- کودک و ویژگیهای کودک مشکل آفرین بود.
نتیجه گیری: بر طبق نتایج این پژوهش، مقیاس SF-PSI واجد ویژگیهای روان سنجی مورد نیاز برای کاربرد در پژوهش های روان شناختی و تشخیص های بالینی استرس فرزند پروری مادران است.
بررسی عوامل موثر بر گرایش به ماهواره و تاثیر آن بر باورها و رفتارهای دینی مردم مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تبیینی از نوع علی - مقایسه ای به بررسی عوامل موثر بر گرایش مردم مشهد به ماهواره و تاثیر آن بر باورها و رفتارهای دینی مردم پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل 400 نفر از شهروندان مشهدی واقع در سنین 15 سال و بیشتر در سال 1385 می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که سن، جنس، سطح تحصیلات، محل سکونت، نحوه گذران اوقات فراغت و ارزیابی افراد از برنامه های تلویزیون داخلی در گرایش آنان به ماهواره تاثیرگذار می باشد. در سنجش بعد شناختی گرایش به ماهواره اکثریت پاسخگویان ماهواره را باعث افزایش دانش خود و پاسخگوی نیازهای مختلف گروه های سنی و جنسی دانسته و در بعد عاطفی گرایش به ماهواره هم اکثریت پاسخگویان برنامه های ماهواره را لذت بخش، سرگرم کننده و جالب می دانند. در بعد رفتاری اکثریت مردم به تماشای برنامه های ماهواره ای تمایل دارند و لیکن تشویق دیگران به تماشای ماهواره را وظیفه خود نمی دانند. همچنین میانگین اعتقاد به باورها و رفتارهای دینی در دو گروه کسانی که به ماهواره دسترسی دارند و کسانی که به ماهواره دسترسی ندارند، تفاوت قابل توجهی با یکدیگر دارد؛ به گونه ای که کسانی که از ماهواره استفاده نمی کنند بیشتر به باورها و رفتارهای دینی پایبند بوده اند.
بررسی رابطه رضامندی زناشویی ( بر اساس معیارهای دینی ) با عوامل جمعیت شناختی ، تحصیلات ، طول مدت ازدواج ، سن ازدواج و تفاوت سنی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی رضامندی از زندگی زناشویی و عوامل آن، ازمنظر روان شناسی و دین(اسلام) می پردازد. فقدان آزمونی معتبر برای رضامندی زناشویی از دیدگاه دینی، که بتوان با آن کنش یک خانواده مسلمان را مورد سنجش دقیق قرار داد، محقق را برآن داشت تا دراین پژوهش اقدام به ساخت و اعتباریابی مقیاس رضامندی زناشویی براساس معیارها کند. نمونه آماری 110 نفر از دانش پژوهان مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی می باشد که با استفاده از روش تصادفی خوشه ای برگزیده شده اند. نتایج به کمک روش های آزمون معناداری ضریب همبستگی،آزمونT وتحلیل واریانس برای مقایسه میانگین ها تجزیه وتحلیل شد. نتایج حاکی از از اعتبار و روایی بالای مقیاس رضامندی زناشویی اسلامی است. همچنین نتایج نشان می دهد که، بین تحصیلات و رضامندی زناشویی رابطه معناداری وجود نداشته، اما بین طول مدت ازدواج و تفاوت سن زوج رابطه معناداری وجود دارد.
رابطه مشکلات دلبستگی دختران با سبک دلبستگی مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مادر به عنوان چهره دلبستگی اصلی تاثیر غیر قابل انکاری در تحول عاطفی کودک دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رابطه و پیش بینی مشکلات دلبستگی دختران از طریق سبک دلبستگی مادران انجام شده است.
روش: نمونه مورد بررسی در این تحقیق 388 نفر از دانش آموزان دختر مقطع دوم و چهارم دبستان بودند که بر اساس نمونه گیری خوشه ای چند مرحله انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه به منظور سنجش مشکلات دلبستگی دختران، پرسشنامه اختلال دلبستگی کودکان راندولف ((RADQ بود. سبک دلبستگی مادران نیز از طریق پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان (AAS) ارزیابی شد. داده های به دست آمده از طریق روش همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان دهنده رابطه معنا دار بین سبک دلبستگی اجتنابی، دوسوگرا و ایمن در مادران با ضریب همبستگی 32/0، 28/0 و 16/0- و مشکلات دلبستگی دختران بود. نتیجه نهایی تحقیق نشان داد که سبک دلبستگی اجتنابی مادران بیشترین قدرت پیش بینی کنندگی را برای ایجاد مشکلات دلبستگی در دختران دارد. بر این اساس دلبستگی اجتنابی مادر توانایی پیش بینی 10 درصد از مشکلات دلبستگی در کودک را دارد. از سوی دیگر سبک های دلبستگی دوسوگرا و ایمن مادران نیز هر یک به میزان 3 درصد توان پیش بینی ایجاد مسائل و مشکلات دلبستگی در دختران را دارا هستند.
نتیجه گیری: یافته های حاضر با حمایت از نظریه دلبستگی، اهمیت تعامل مادر- کودک را نشان می دهند. دلبستگی اجتنابی مادران می تواند پیش بینی کننده مهمی برای ایجاد مشکلات دلبستگی در دخترانشان باشد. درمان های مبتنی بر دلبستگی می توانند روش های مفیدی برای کمک به بهبود مشکلات دلبستگی باشند.
بررسی تاثیر آموزش به شیوه ایفای نقش بر بهبود تصور از خود نوجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"
چکیده مقاله:
چکیده : مقدمه : این تحقیق با هدف بررسی تاثیر آموزش به شیوه ایفای نقش بر بهبود تصور از خود نوجوانان دختر کارکنان سپاه انجام شده است. روش: ابتدا کلیه دانش آموزان یکی از مراکز آموزشی در مقطع راهنمایی با روش نمونه گیری سرشماری پرسشنامه تصور از خود بک را تکمیل کردند. در مرحله بعد، 202 نفردرهرسه پایه تحصیلی که پایینترین نمرات را در مقایسه با سایر اعضاء گروه کسب کرده بودند، برگزیده شدند وبه طورتصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند(101 نفر گروه آزمایش و 101 نفر گروه کنترل). برای گروه آزمایش در سه پایه تحصیلی بطور جداگانه، شش جلسه 90 دقیقهای آموزش به شیوه ایفای نقش برگزارگردید. درپایان آموزش هردو گروه آموزشی و کنترل مجدداً مورد آزمون قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از شیوه تحلیل اختلاف میانگین نمره های بدست آمده در پیش آزمون وپس آزمون بااستفاده از آزمون t بهره گرفته شد. نتایج : یافته های بدست آمده نشان داد؛ بین تصورازخود دانش آموزانی که تحت آموزش با روش ایفای نقش قرار گرفتند با دانش آموزانی که چنین آموزشی را دریافت نکردهاند، تفاوت معنی دار وجود دارد. نتیجه گیری : از روش آموزش به شیوه ایفای نقش می توان به عنوان روشی کارآمد در بهبود تصورازخود نوجوانان دختر استفاده نمود.
"
رابطه ارزش های سازمانی و اخلاقی و رهبری اخلاق مدار با استرس و فرسودگی کارکنان شرکت سهامی ذوب آهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه ترکیبی (رابطه چند گانه) ارزش های سازمانی، رهبری اخلاق مدار و ارزش های اخلاقی با استرس و فرسودگی هیجانی به مرحله اجرا درآمد. جامعه آماری پژوهش را کارکنان شرکت سهامی ذوب آهن در پائیز 1388 (حدود 7000 نفر) تشکیل داده اند. از بین جامعه آماری فوق الذکر، 385 نفر به شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم از معاونت های این شرکت نمونه گیری شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ارزش های سازمانی (با 40 سؤال و پنج خرده مقیاس بنام های ارزش های اخلاقی رشدی و انسانی، ارزش های روابط انسانی و مشارکت، ارزش های معطوف به کیفیت و مشتریان، ارزش های اجتماعی برون سازمانی و ارزش های حمایتی ـ اقتصادی)، پرسشنامه رهبری اخلاق مدار با 9 سؤال، پرسشنامه ارزش های اخلاقی همکارانه با 4 سؤال، پرسشنامه استرس شغلی با 15 سؤال و پرسشنامه فرسودگی هیجانی با 9 سؤال بودند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام برای استرس شغلی نشان داد که به ترتیب رهبری اخلاق مدار (274/0 ـ =)، ارزش های معطوف به کیفیت و مشتریان (297/0 ـ =)، ارزش های حمایتی ـ اقتصادی (127/0 =) و ارزش های اجتماعی برون سازمانی (119/0 =) دارای توان پیش بین معنادار (01/0 P< و 05/0 P<) هستند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون گام به گام برای فرسودگی هیجانی نشان داد که بترتیب رهبری اخلاق مدار (248/0 ـ =)، ارزش های اخلاقی همکارانه (156/0 ـ =)، ارزش های معطوف به کیفیت و مشتریان (145/0 ـ =) و ارزشهای حمایتی ـ اقتصادی (109/0=) دارای توان پیش بینی معنادار (01/0 P< یا 05/0 P<) هستند.
تاثیر روشهای آموزش فرایند و آموزش تکلیف- فرایند بر عملکرد املا نویسی در دانش آموزان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش، اثربخشی دو روش آموزش فرایند و آموزش تکلیف – فرایند به دانش آموزان مبتلا به ناتوانی در املانویسی بررسی و مقایسه شده است.
روش: از بین دبستانهای شهر مبارکه در سال تحصیلی 87-1386، 8 دبستان دخترانه و پسرانه به طور تصادفی انتخاب شدند. برای کلیه دانش آموزان پایه سوم و چهارم این 8 دبستان، ابتدا میانگین نمرات درس املا محاسبه شد و سپس براساس نمرات آزمون تشخیصی املا که دو انحراف معیار پایین تر از میانگین کلاسی بود، تعداد 30 دانش آموز که در سایر دروس در سطح دانش آموزان دیگر کلاس بودند، به طور تصادفی انتخاب و در سه گروه آموزش فرایند و آموزش تکلیف – فرایند و گواه قرار گرفتند. آزمون هوشی کتل، آزمون توالی حافظه دیداری، آزمون حافظه شنیداری، توالی شنیداری، حساسیت شنیداری و آزمون تشخیصی املا به صورت ابزار اصلی پژوهش، مورد استفاده قرار گرفتند.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهند که بین میانگینهای نمرات پس آزمون گروه آزمایشی اول (روش فرایند) و گروه آزمایشی دوم (روش تکلیف – فرایند) و گواه، تفاوت معنادار است (01/0p=). همچنین یافته ها نشان دادند که بین میانگین نمرات پس آزمون گروه آزمایشی اول (روش فرایند) و گروه آزمایشی دوم (روش تکلیف–فرایند) در بهبود املاء تفاوت معنادار است (01/0p<).
نتیجه گیری: نتیجه پژوهش نشان می دهد که روش آموزش فرایند و روش آموزش تکلیف – فرایند به دانش آموزان مبتلا به ناتوانی در املانویسی و بهبود آن مؤثر بوده است(01/0p=)، همچنین نتایج آزمون تعقیبی LSD نشان می دهد که از بین دو روش آموزشی، روش آموزش تکلیف – فرایند از روش آموزش فرایند اثربخش تر است(01/0(p<.
بررسی مقایسه ای انگ بیماری روانی در خانواده بیماران مبتلا به اختلال افسردگی، اختلال دو قطبی و اسکیزوفرنیادو قطبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه مقطعی با هدف بررسی انگ و عوامل مرتبط با آن در خانواده های بیماران روانی مبتلا به اسکیزوفرنی، اختلال افسردگی اساسی (MDD) و اختلال دو قطبی (BD) طراحی و اجرا شد.
روش: در این مطالعه، با استفاده از روش نمونه گیری آسان، از هر گروه 100 نفر انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع آوری داده ها، پرسشنامه 34 سوالی خود-اجرا بود. پس از اجرای مرحله آزمایشی طرح و بررسی روایی و پایایی پرسشنامه، مرحله نهایی اجرا شد.
یافته ها: نتایج طرح نشان داد که 49 درصد از گروه اسکیزوفرنی، 30 درصد از گروه MDD و 5/50 درصد از گروه BD به وسیله دیگران مورد تبعیض و تمسخر قرار گرفته اند و فقط در گروه MDD بین جنس بیمار و مورد تبعیض و تمسخر قرار گرفتن رابطه معناداری وجود داشت. در گروه BD بین مدت زمان بیماری، دفعات بستری شدن بیمار و مورد تبعیض یا تمسخر قرار گرفتن رابطه آماری معناداری مشاهده شد. ارتباط دفعات بستری شدن بیمار و مورد تبعیض و تمسخر قرار گرفتن در گروه اسکیزوفرنی و MDD از نظر آماری معنادار بود. نحوه صحبت کردن سه گروه با دیگران در مورد وجود بیماری های روانی در خانواده متفاوت بود.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشانگر این است که درصد زیادی از خانواده های بیماران روانی مورد تبعیض و تمسخر قرار می گیرند و به دلیل انگ یا برچسب، درصد قابل توجهی از آنها از وجود بیمار روانی در خانواده احساس شرم می کنند. نوع بیماری و نیز بعضی از مشخصات جمعیت شناختی در این زمینه موثر می باشند. استفاده از روش های آموزشی مناسب مثل وسایل ارتباط جمعی می تواند در بالا بردن سطح آگاهی های افراد جامعه موثر باشد.
خودکارآمدی و سلامت روانی در دانش آموزان عادی و تیز هوش
حوزههای تخصصی:
"
هدف پژوهش حاضر مقایسة خودکارآمدی و سلامت روانی دانشآموز تیزهوش و عادی بود. بدین منظور 60 دانشآموز تیزهوش و 60 دانشآموز عادی به شیوه تصادفی انتخاب شدند و با استفاده از آزمون هوش ریون، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) مورد بررسی قرار گرفتند. جهت تحلیل دادهها از رگرسیون، تحلیل واریانس و تحلیل عاملی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دادند که بین سلامت روانی با مؤلفههای تلاش، استعداد و بازخورد رابطه معنادار وجود داشت در حالی که هیچگونه رابطه معناداری بین سلامت روانی و مؤلفه شانس مشاهده نشد. از سوی دیگر، دانشآموزان عادی و تیزهوش در مؤلفههای بازخورد و نارسا کنشوری اجتماعی تفاوت معنادار داشتند. نتایج این نکته را نیز آشکار کردند که مؤلفههای خودکارآمدی دختران و پسران با یکدیگر تفاوت ندارند. روانی، دانشآموزان تیزهوش، استعداد، بازخورد، تلاش، شانس.
"