هدف این پژوهش بررسی تشخیص افتراقی الگوهای رفتار تکراری قالبی و اجتماعی در کودکان با نیازهای ویژه بود. با استفاده از مصاحبه تجدیدنظرشده تشخیصی درخودماندگی (لرد و دیگران، 1994) در دو گروه درخودمانده (5 دختر و 11 پسر) و عقب مانده ذهنی آموزش پذیر (5 دختر و 11 پسر) در دامنه سنی 8 ـ6 سـال از مدارس استـثنایی انتخاب شدند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان دادند که میانگین نمره تخریب کیفی تعامل اجتماعی، ارتباطی و الگوهای رفتار تکراری قالبی در کودکان درخودمانده به گونه معناداری بیشتر از کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر است. استلزامها براساس تشخیصهای افتراقی کودکان استثنایی بحث شد.
زمینه و هدف: خواب آلودگی رانندگان یکی از علل مهم تصادفات جاده ای است که گاه به مرگ سرنشینان می انجامد. با توجه به خلا اطلاعی، هدف از این مطالعه، بررسی کیفیت خواب نمونه ای از رانندگان ایرانی است که در تصادفات منجر به جرح یا فوت در جاده های برون شهری، مقصر قلمداد شده اند. مواد و روش ها: در یک مطالعه مقطعی، 453 راننده که در جاده های برون شهری سراسر ایران به عنوان مقصر دچار تصادفات منجر به جرح یا فوت شده بودند، طی 24 ساعت از بروز تصادف، بررسی شدند. در این مطالعه از یک پرسش نامه زمینه ای، سیاهه علایم (SCL-90-R) برای غربال مشکلات روانپزشکی و پرسش نامه شاخص کیفیت خواب پیتسبورگ (PSQI) برای اندازه گیری کیفیت خواب پس از جلب توافق اعضای شرکت کننده استفاده شد. یافته ها با استفاده از آمار توصیفی، رگرسیون خطی چند متغیری و تحت نرم افزار SPSS10 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: رانندگان بررسی شده به طور متوسط 6.3±1.5 ساعت در شب می خوابیدند. میانگین نمره PSQI رانندگان بررسی شده 6.5±2.8بود که (%73.5) 263 نفر اختلال کیفیت خواب داشتند. تحلیل رگرسیون (adjusted R2=0.136، P<0.001) نشان داد نمره PSQI با نمره GSIبالاتر از 0.81 در SCL-90-R، مصرف داروهای مرتبط با خواب و سابقه تصادف مشابه پیشین، رابطه مستقیم داشت. نتیجه گیری: بر اساس این مطالعه، کیفیت خواب رانندگان ایرانی مقصر در تصادفات منجر به جرح یا فوت مختل بوده شامل زود از خواب بیدار شدن، نیاز به دستشویی رفتن در شب، دیر به خواب رفتن و احساس سرما یا گرمای شدید می باشد.
هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه بین صفات شخصیتی و وسواس مرگ با توجه به نقش واسطه ای جهت گیری مذهبی است. براین اساس، به حجم 484 نفر (246 دختر و 238 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. مقیاس وسواس مرگ، پرسش نامه جهت گیری مذهبی و پرسش نامه پنج عاملی شخصیت نئو به روش گروهی توسط آزمودنی ها تکمیل شده است. اعتبار و روایی پرسش نامه های مذکور احراز شده است. نتایج اجرای همبستگی پیرسون نشان می دهد که مؤلفه های جهت گیری مذهبی (درونی و بیرونی)، صفات شخصیتی (روان رنجوری، سازگاری، گشودگی به تجربه، برون گرایی و مسئولیت پذیری) و وسواس مرگ (نشخوار مرگ، سلطه مرگ و عقاید تکراری مربوط به مرگ) دوبه دو با هم همبستگی دارند (01/0P<). با اجرای الگوی معادلات ساختاری برای آزمون، رابطه صفات شخصیت با وسواس مرگ از طریق متغیر میانجی جهت گیری مذهبی، مشخص شده که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی بهره مند بوده و وسواس مرگ از طریق بعد تجربه پذیری شخصیت و جهت گیری مذهبی پیش بینی و تبیین شده است (91/0GFI=)و (06/0RSMEA=).
با اینکه سودمندی آثار موسیقی در ورزش زمینههای تحقیقاتی خاصی را به خود اختصاص داده است، در زمینة شناسایی تأثیر موسیقی روی بازیابی حرکات تحقیقات کمی وجود دارد. تحقیق حاضر، بهمنظور شناسایی اثر موسیقی انگیزشی بر بازیابی اطلاعات حین اجرای یک توالی مهارتی در ورزش کشتی انجام گرفت. 24 آزمودنی پسر ورزشکار با سن (9/ (± 6/21 سال، قد (1/6( ± 4/176 سانتیمتر و وزن (4/8( ± 5/67 کیلوگرم طی 8 هفته، هر هفته 2 جلسه هر جلسه 100 دقیقه در مرحلة اکتساب،30 مهارت کشتی آزاد را آموزش دیدند. پس از 5 روز در آخرین جلسة اکتساب، فهرستی از 10 مهارت با قطعهبندی مشخص (1 – 3 – 2 – 3 – 1) براساس اصول بازیابی سریالی و کدبندیشده به آزمودنیها ارائه و از آنان خواسته شد پس از 2 دقیقه فهرست را بازیابی و آن را اجرا کنند. آزمونگر نمرة اجرای آزمودنی را نسبت به قطعهبندی فهرست ارزیابی کرد و نمرهای به توالی اجرای آزمودنی تخصیص یافت. در مرحلة بعد آزمودنیها بهطور کاملاً تصادفی در دو گروه آزمون و گواه قرار گرفتند. در پسآزمون فهرست دیگری با قطعهبندی اولیه به آزمودنی ارائه شد با این تفاوت که متغیر مستقل موسیقی، برای گروه آزمایشی همزمان با اجرا (براساس فرم BMRI و با انتخاب آزمودنیها) پخش میشد. فرمت موسیقی mp3، کیفیت 192، ضرباهنگ بالاتر از 120 و حجم صدا 50% max سیستم صوتی بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آزمون تی در گروههای مستقل و وابسته (05/0(α= به این نتیجهگیری منجر شد که گروه آزمایشی، بازیابی بهتری در فنون کشتی آزاد نسبت به گروه کنترل داشتند (007/ =P). بنابراین موسیقی میتواند بهعنوان یک عامل انگیزشی در بازیابی توالیهای مهارتی، طی اجرای فنون ورزش کشتی مؤثر باشد.
این پژوهش با هدف بررسی میزان اثربخشی اجرای آزمایشی ارزشیابی کیفی توصیفی بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان مدارس ابتدایی استان اردبیل در سال تحصیلی 89-88 انجام شد. روش تحقیق از نوع علی مقایسه ای بود. نمونه گیری از مدارسی که ارزشیابی توصیفی در آنها اجرا می شد به روش سرشماری صورت گرفت و برای هر مدرسه ای که به عنوان نمونه انتخاب شد یک مدرسه مشابه که ارزشیابی سنتی در آنها اجرا می شد برای مقایسه انتخاب گردید. در مجموع 999 نفر دانش آموز ابتدایی و 99 نفر معلم به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسش نامه های محقق ساخته از دانش آموزان و معلمان جمع آوری شد. داده های جمع آوری شده با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که ارزشیابی توصیفی تأثیر بیشتری نسبت به ارزشیابی نمره ای بر میزان کارگروهی و همکاری و کاهش رقابت و همچنین افزایش مشارکت آنها در بحث و گفتگوهای دانش آموزان دارد. با توجه به نتایج این تحقیق اجرای ارزشیابی کیفی توصیفی با رفع برخی کاستی ها توصیه می شود.
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر یک دوره فعالیت منظم ورزشی بر پرخاشگری دانشآموزان عقبماندة ذهنی آموزشپذیر 9 تا 15 سال شهرستان لردگان انجام گرفت. به این منظور از بین دانشآموزان عقبماندة ذهنی آموزشپذیر به صورت تصادفی ساده 28 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش (7 پسر و 7 دختر) و کنترل (7 پسر و 7 دختر) گمارده شدند. پرسشنامة پرخاشگری قزل سفلو و همکاران (1387)، بهعنوان پیشآزمون روی دو گروه اجرا شد. سپس فعالیت ورزشی بهعنوان برنامة مداخلهای به مدت 2 ماه و هر هفته 3 جلسه (45 دقیقهای) روی گروه آزمایش اجرا شد. پس از اتمام دورة مداخله، آزمون پرخاشگری بار دیگر روی دو گروه اجرا شد. دادههای بهدستآمده با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس با بهرهگیری از نرمافزار تجزیهوتحلیل شد. یافتهها نشان داد که بین عملکرد دو گروه آزمایش و کنترل در میزان پرخاشگری تفاوت معنادار آماری (001/0 ) وجود دارد که نشان میدهد اجرای یک دوره فعالیت منظم ورزشی بر کاهش پرخاشگری و خردهمقیاسهای آن در دانشآموزان گروه آزمایش مؤثر بوده است. بنابراین میتوان دریافت که فعالیت منظم ورزشی بر کاهش پرخاشگری دانشآموزان عقبماندة ذهنی آموزشپذیر تأثیر دارد.
ضرور ی است که با بررسی دقیق مدل های پیش بینیکننده جدید و دارای قابلیت های مضاعف، ضمن مقایسه با روش های آماری متداول و یافتن نقاط قوت و ضعف هر یکاز آنها، بتوان در پژوهش های آتی مدلی که محققان را به بهترین پیش بینی رهنمون سازد، پیشنهاد نمود. هدف از پیریزی این پژوهش، مقایسه توانایی مدل شبکه عصبی و رگرسیون در پیش بینی رضامندی زناشویی براساس ویژگیهای شخصیتی بود.
روش: ا ین پژوهش همبستگی، روی 300 زوج که به روش نمونهگیری تصادفی چندمرحله ای از میان دانشجویان متاهل 3 دانشگاه شهر تهران در سال 1387 انتخاب شدند، به انجام رسید. آزمودنیها پرسشنامه های NEO-FFI و رضایت زناشویی ENRICH را تکمیل کردند . داده ها به کمکشبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چندلایه ، رگرسیون چندگانه، آزمون معنی داری ضریب همبستگی پیرسون و آزمون T مستقل با نرمافزار MATLAB 6.5 و SPSS 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: شبکه عصبی پرسپترون چندلایه به طور معنی داری موفق تر از رگرسیون چندگانه توانست رضایت زناشویی را پیش بینی نماید (05/0>p). سه عامل روان آزرده گرایی مرد، مسئولیت پذیری مرد و مسئولیت پذیری زن توانستند 4/24% واریانس رضامندی زناشویی مردان را به طور معنی داری تبیین نمایند (037/0> p ).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش زمینه را برای طراحی شبکه عصبی با قابلیت پیش بینی رضامندی زناشویی فراهم میآورد که تاثیر شایانی در کیفیت مشاوره های خانواده در ا ی ران خواهد داشت