پژوهش حاضر با هدف پیش بینی بهزیستی روانشناختی بر اساس هوش های معنوی، هیجانی و اجتماعی در دانشجویان انجام شده است. روش تحقیق همبستگی از نوع پیش بین بوده است. نمونه مورد مطالعه در این پژوهش 340 نفر دانشجوی دختر و پسر بودند که از بین دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه خلیج فارس بوشهر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاس هوش اجتماعی ترومسو(سیلورا، مارتینو سن و دال ،2001 ) ، مقیاس هوش هیجانی (شات وهمکاران ،1998)، پرسشنامه هوش معنوی (کینگ و دی سیکو ، 2009 ) و مقیاس بهزیستی روان شناختی ( ریف ، 1980 ) استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد بین انواع هوشهای اجتماعی، هیجانی و معنوی با بهزیستی روان شناختی رابطه ی معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داد در دانشجویان پسر به ترتیب هوش معنوی و هوش هیجانی سهم معناداری در پیش بینی بهزیستی روان شناختی دارد در این گروه هوش اجتماعی قابلیت پیش بینی بهزیستی روان شناختی را نداشت. در دانشجویان دختر به ترتیب هوش هیجانی، هوش اجتماعی و هوش معنوی سهم معناداری در پیش بینی بهزیستی روان شناختی دارند. نتایج این تحقیق نشان داد که در دانشجویان پسر هوش معنوی و در دانشجویان دختر هوش هیجانی توانایی بیشتری در پیش بینی بهزیستی روان شناختی دارند.
مقاله پیش رو با هدف بررسی ویژگی های جنسیتی و پیامدهای گرایش زنان به سوءمصرف مواد مخدر، با استفاده از روش مطالعه ی اسنادی به بررسی و تبیین بسترها، زمینه ها، عوامل مؤثر و پیامدهای پدیده اعتیاد به مواد مخدر در میان زنان از خلال پژوهش های موجود پرداخته است. به این منظور پس از ارائه گزارشی از آمار و اطلاعات موجود از وضعیت کنونی سوءمصرف مواد در میان زنان، به مطالعه سه جنبه از پدیده اعتیاد در میان زنان پرداخته شده است. در وهله نخست به بررسی تفاوت های جنسیتی موجود در زمینه های گرایش به مواد مخدر پرداخته شده و سپس مهم ترین تفاوت های موجود در آسیب های اجتماعی ناشی از سوءمصرف مواد مورد بررسی قرار می گیرد. بخش پایانی مقاله نیز به تبیین مهم ترین چالش های درمان اعتیاد در میان زنان در مقایسه با مردان اختصاص دارد. اطلاعات محدود موجود در این حوزه نشان می دهد هرچند هنوز میزان اعتیاد زنان (حدود ۹ درصد) فاصله قابل توجهی با مردان دارد و همچنان می توان آن را پدیده ای مردانه تلقی کرد، اما روند رو به رشد گرایش به سوءمصرف مواد مخدر در میان زنان را (۴ برابر شدن طی ده سال) می توان هشداری برای ضرورت چاره اندیشی و سیاست گذاری و برنامه ریزی در خصوص جلوگیری از ادامه این روند دانست. به ویژه آن که آسیب های ناشی از اعتیاد زنان را چه از نظر تأثیرات مخرب فیزیولوژیک جسمی و روانی و چه به لحاظ اثرات اجتماعی و فرهنگی و همچنین نقش آنان در خانوده می توان مهمتر و اثرگذارتر تلقی کرد.
زمینه و هدف: بررسی و شناخت مکانیزم های عصب شناختی درگیر در مصرف سیگار می تواند در درمان آن مؤثر باشد. هدف این مطالعه، بررسی مقایسه ای تصمیم گیری مخاطره آمیز و کنترل مهار در افراد سیگاری و سالم بود.
مواد و روش ها: 40 فرد سیگاری و 40 فرد غیر سیگاری از شهر تهران در سال 90-1389به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و مورد مقایسه قرار گرفتند. این پژوهش پس رویدادی از نوع علی- مقایسه ای بود و از آزمون های عصب شناختی برو/ نرو (حرکت/ مهار حرکت) جهت سنجش کنترل مهاری و خطرپذیری بادکنکی برای سنجش تصمیم گیری مخاطره آمیز مورد استفاده قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها آزمون t استودنت به کار برده شد.
یافته ها: گروه سیگاری در آزمون برو/ نرو در مرحله حرکت تفاوتی بین دو گروه دیده نشد (05/0 < P)، اما در مرحله بازداری (توقف حرکت) گروه سیگاری عملکرد ضعیف تری داشتند (01/0 < P). همچنین نتایج نشان داد که افراد سیگاری در مقیاس خطرپذیری بادکنکی در مقایسه با گروه غیر سیگاری خطرپذیری بیشتری در تصمیم گیری نشان می دهند (01/0 < P).
نتیجه گیری: با توجه به نقص در تصمیم گیری مخاطره آمیز و نقص در بازداری در افراد سیگاری، این ویژگی ها می تواند به عنوان عوامل مستعد آسیب زا در نظر گرفته شود و در پیش گیری و درمان افراد سیگاری مورد توجه قرار گیرد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سلامت عمومی و نوع نوبتکاری در 80 نفر از کارکنان شرکت تولیدی تهران سفالین ورامین، انجام شده است. سلامت کارکنان در هنگام کار باعث افزایش کارایی کل سیستم می گردد، در حال حاضر بخش قابل توجهی از سیستم های تولیدی به نوبتکاری اختصاص داشته و به تبع آن توجه به وضعیت کارکنان نوبتکار، اهمیت زیادی دارد. تحقیق حاضر ضمن معرفی اجمالی شرایط نوبتکاری و کاهنده سلامت عمومی ناشی از چنین شرایطی، در بیان راهکارهای بهبود شرایط کاری برای کارکنان نوبتکار با توجه به تجربیات محققین در ایران و برخی از کشورهای جهان می پردازد. در این پژوهش از پرسشنامه سلامت عمومی ( GHQ- 28 سؤالی) با اعتبار 86/0 و روایی مورد تایید و هم چنین از فرم سوالیه اطلاعات فردی و شغلی–حرفه ای جهت جمع آوری داده های تحقیق استفاده شده است. علاوه بر این، آمار توصیفی و استنباطی ( tدو گروه مستقل و تحلیل رگرسیون چند متغیری) به منظور تجزیه و تحلیل داده های آماری به کار گرفته شدند. یافته ها نشان داد که تفاوت معناداری بین سلامت عمومی نمونه های تحقیق که در نوبتکاری 12 ساعته اشتغال به کار دارند، در مقایسه با کارکنان در شرایط نوبتکاری 8 ساعته، مشاهده نمی شود. اما ارتباط معناداری بین سن، تحصیلات، سابقه کار، حقوق و نوع نوبتکاری با سلامت عمومی کارکنان (01/0=α)، مشاهده می شود. ارتباط معنی داری بین حقوق و نوبتکاری با سلامت عمومی کارکنان مشاهده می شود. ارتباط معناداری بین سن، تحصیلات، سابقه کار، حقوق و سلامت عمومی با نوع نوبتکاری کارکنان (01/0=α)، مشاهده می شود. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که بین دو متغیر سلامت عمومی و نوبتکاری، ارتباط معناداری وجود دارد. بنابراین، به علت اهمیت متغیرهای روان شناختی و تأثیر آن ها بر سلامت عمومی کارکنان، پیشنهاد می گردد انجام این گونه تحقیقات در واحدهای صنعتی افزایش یابد.
آزار رسانی به کودک اغلب اثراتی دارد که سال ها پس از حادثه در نوجوانی و بزرگسالی خود را نشان می دهند. شاید یکی از شناخته شده ترین اثرات کودک آزاری، اثرات رفتاری آن باشد. در این پژوهش به بررسی تاثیرات کودک آزاری در رفتار دانش آموزان شهر اصفهان پرداخته شده است. آزمودنی های پژوهش را 100 دانش آموز مقطع متوسطه تشکیل داده اند. این افراد به روش تصادفی چند مرحله ای از بین دانش آموزان شهر اصفهان انتخاب شده اند. آزمودنی های پژوهش بر اساس نمراتی که در پرسشنامه کودک آزاری به دست آورده اند، به دو دو گروه آزار دیده و عادی تقسیم شده اند. ابزار مورد استفاده علاوه بر پرسشنامه کودک آزاری، شش مقیاس از مقیاس های میلیون 2 بوده است. نتایج حاکی از آن بود که دو گروه آزار دیده و عادی در ویژگی های رفتاری پرخاشگری، ضد اجتماعی، پرخاشگر- منفعل، وابستگی به دارو و الکل با هم تفاوت معنادار دارند و نمرات گروه آزار دیده در این مقیاس ها بالاتر است.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی عوامل موثر بر شادمانی دانش آموزان مدارس راهنمایی پسرانه شهر اصفهان از نظر مدیران و مربیان پرورشی بود. به منظور محدود کردن مساله، صرفا عوامل روان شناختی، اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت. برای دستیابی به هدف پژوهش از بین مدیران و مربیان پرورشی شهر اصفهان تعداد ...
کارکردهای اجرایی به عنوان مجموعه مهارت های عالی و سطح بالای مغز با اعمال نقش نظارتی و کنترلی بر روی فرآیندهای شناختی سطوح پایین تر، باعث رفتار تطابقی انسان در موقعیت های خاص می شوند. این موقعیت ها در شرایطی اتفاق می افتند که رفتار اتوماتیک فرد ناکارآمد است. نقایص کارکردهای اجرایی در کودکان ممکن است به صورت ضعف در حیطه هایی نظیر حل مسأله، یادگیری، حافظه، پردازش اطلاعات و استدلال، ارتباط برقرار کردن با دیگران و تعاملات اجتماعی، درک خواندن، نوشتن، انجام تکالیف در مدرسه انجام بازی های گروهی، انجام یک پروژه یا کاردستی و ... خود را نشان دهد. در حقیقت می تواند پیامدهای قابل ملاحظه ای در عملکرد اجتماعی، تحصیلی و هیجانی کودک داشته باشد. این پیچیده ترین رفتار بشر به پیچیده ترین بخش قشر مغز او یعنی لوب های فرونتال مربوط بوده و برون داد آن رفتارهایی است که متمایز کننده ی انسان و حیوان می باشد. براین اساس ، شناخت زیر ساخت های عصبی کارکردهای اجرایی در انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. داشتن اطلاعات در این زمینه برای متخصصان آموزش و توان بخشی کودکان استثنایی امری ضروری است تا با دانشی کامل به آموزش و توان بخشی کودکان با اختلال کارکردهای اجرایی بپردازند .
مقدمه: قلدری یکی از پدیده های پیچیده در مدارس است. توانمندی معلمان در مدیریت رفتار قلدری، با وقوع و تداوم آن، رابطه ی نزدیکی دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش شناخت و مقابله با قلدری به معلمان بر راهبردهای مدیریت رفتار کلاس و خودکارآمدی ادراک شده ی معلمان می باشد.
روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش بالینی شامل تمام معلمان زن دوره ی ابتدایی شهرستان اهر در سال تحصیلی 92-1391 بود. تعداد 40 نفر از معلمان به صورت تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسش نامه های راهبردهای مدیریت رفتار کلاس و خودکارآمدی معلمان استفاده شد. برنامه ی طراحی شده برای گروه آزمون با محتوای شناخت و مقابله با قلدری دانش آموزان، در 6 جلسه ی 90 دقیقه ای انجام شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و نرم افزار SPSSنسخه ی 15 تحلیل شدند.
یافته ها:
بنا بر نتایج، آموزش توانسته است تغییرات معنی داری در انتخاب بین راهبردهای جرأت مندی دفاع (005/0=P)، اجتناب از دفاع (00/0=P) و جدا کردن دانش آموزان از یکدیگر (01/0=P) و کارآمدی ادراک شده ی معلمان در مدیریت رفتار کلاس (001/0=P) در مقایسه با گروه شاهد به وجود آورد.
نتیجه گیری: به نظر می رسد آموزش برنامه ی ضد قلدری توانسته است بر راهبردهای مدیریت رفتار قلدری و کارآمدی ادراک شده ی معلمان در کلاس موثر واقع شود لذا اجرای دوره های آماده سازی و ارتقای مهارت های حرفه ای معلمان و مشاوران مدارس برای مواجهه ی صحیح با مشکلات رفتاری دانش آموزان ضرورت دارد.
رفتارهای خشونت آمیز در مدرسه بر فرآیند آموزش و پرورش تاثیر می گذارد و عواقب ناگواری دارد. با توجه به اهمیت مساله، این پژوهش به منظور بررسی نوع، فراوانی، و علل خشونت بدنی در مدارس راهنمایی شهر تهران و واکنشهای اولیای مدرسه در برابر خشونت از دیدگاه دانش آموزان دختر و پسر انجام شد. در این پژوهش، شناخت رابطه یا تعامل سه راهه جنسیت، کلاس، و ابراز خشونت بدنی نیز مورد بررسی قرار گرفت. نمونه مورد مطالعه 471 دانش آموز سالهای اول و سوم راهنمایی (227 دختر و 244 پسر) بودند. برای جمع آوری اطلاعات از یک پرسشنامه محقق ساخته با 45 سوال بسته پاسخ استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که اعمال خشونت بدنی در مدارس از سوی دانش آموزان، معلمان و حتی در بعضی موارد از طرف کارکنان غیرآموزشی وجود دارد. اما موارد خشونت بدنی در مدارس پسرانه از سوی دانش آموزان و معلمان به مراتب بیشتر از مدارس دخترانه گزارش شد. همچنین، دانش آموزان پسر بیشتر از دختران و به صورتی معنادار ابراز خشونت بدنی را توصیه می کنند. درباره واکنش مدرسه در برابر اعمال خشونت بدنی معلمان نسبت به دانش آموزان، نظر اغلب دانش آموزان این است که مسئولان به هر حال حق را به معلمان می دهند، با بی اعتنایی و بی توجهی می کنند، و یا خود دانش آموز شاکی را تنبیه می کنند. بر اساس یافته