فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۶۱ تا ۴٬۸۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
نگرش بیماران مبتلا به MS نسبت به کیفیت زندگی خویش و خدمات مشاوره و روان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت زندگی مفهومی است چند بعدی است، که بیانگردرک بیمار از وضعیت سلامت ورفاه جسمانی و روانی خویش است(32). بنابراین، تعریف درک و نگرش بیمار از عوامل مهم تعیین کننده کیفیت زندگی اوست.کیفیت زندگی بیماران MS (Multiple Sclerosis)به طور معنا دار از مبتلایان به سایر بیماری های مزمن مانند: آرتریت روماتوئید، التهاب روده، دیابت و صرع پایین تر گزارش شده است (31و20و19). ام اس یکی از بیماری های شایع خود ایمنی، غیرتروماتیک و پیشرونده دستگاه اعصاب مرکزی باعلت ناشناخته است. این بیماری حدود1/0 درصد از کل جامعه را در سالهای جوانی مبتلا می کند (29). ام اس بیماری مزمن و اغلب ناتوان کننده است که بر ابعاد مختلف زندگی فرد و خانواده او تاثیر نامطلوب برجای می گذارد (26).
هدف این پژوهش بررسی نگرش بیماران MS نسبت به ابعاد مختلف کیفیت زندگی خویش و نقشی است که خدمات مشاوره و روان شناسی در این راستا می توانند ایفا کنند. این تحقیق توصیفی است و جامعه آن را بیماران مراجعه کننده به انجمن های ام اس کشور و نمونه 10 % این جمعیت (1000 نفر)، که را شامل می شود، در دسترس بودند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه موردی نیمه ساختار است. یافته ها بیانگر این است که تفاوت نگرش مردان و زنان نسبت به عوامل عاطفی -روانی شروع یا تشدید کننده بیماری آنها معنا دار است. عوامل شکست تحصیلی، دانش آموزان زن را بیشتر از دانش آموزان مرد متاثر کرده است. همین طور، مشکلات اقتصادی و بیکاری برای زنان عامل شروع یا تشدید کننده قوی تری بوده است. عوامل خانوادگی: کودکی نامناسب، اختلاف و جدایی والدین، اختلاف های زناشویی، بی وفایی همسر، ازدواج مجدد همسر، و فوت عزیزان فشار روانی بیشتری رابرزنان وارد آورده است. هر دو جنس بر این باور هستند، که مسئولیت زنان امروزبیشتر و ارتباط های اجتماعی آن ها کمتراست و بیشتر از مرد ها تنهامی مانند. بین نگرش مذهبی بیماران و آن چه را که عامل شفای خود می دانند تفاوت معنا دار است (0001/0 = P) جنسیت درباره نگرش به کیفیت زندگی عاملی مؤثر نبوده است. نگرش بیماران متاهل ومجرد در ابعاد جسمی، روانی، و اقتصادی متفاوت است، لیکن در ابعاد خانوادگی، اجتماعی و تفریحی تفاوت آن ها معنا دار نیست. نگاه بیماران شاغل و غیر شاغل به بیماری خود فقط در بعد جسمی یکسان است؛ در پنج بعد دیگر متفاوت و به نفع افراد شاغل است. مهمترین عامل ایجاد کننده بیماری از منظر زنان مشکلات شخصی، عاطفی – روانی و از دیدگاه مردان مشکلات شغلی و اقتصادی بوده است. حرص وجوش و عصبا نیت مهمترین عامل حاد کننده بیماری تلقی شده است. 7/73 % بیماران نسبت به استفاده از خدمات مشاوره و راهنمایی ابراز علاقه مندی کرده اند. 6/79 % تا کنون از این خدمات استفاده نکرده اند. مهمترین پیشنهاد تحقیق،علاوه بر درمان های دارویی و فیزیکی، پرداختن به مسائل عاطفی-روانی اجتماعی بیماران از طریق خدمات مکمل مشاوره، روان شناسی و مدد کاری در راستای تغیر نگرش و توانمند سازی اجتماعی بیماران است. تربیت نیروهای پرستار – مشاور به منظور تامین بخشی از خدمات مکمل مذکورمی تواند امید بخش باشد.
بررسی تأثیر راهنمای شغلی به شیوه فرآیند آمادگی حرفه ای و آموزش کارآفرینی بر افزایش رفتار کاریابی زنان بیکار شهرکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی تاثیر راهنمایی شغلی به دو شیوه فرآیند آمادگی حرفه ای و آموزش کار آفرینی بر افزایش رفتار کاریابی زنان بیکار شهرکرد بوده است.
به این منظور از بین زنان بیکار مراجعه کننده به هلال احمر شهرکرد 39 نفر به شیوه تصادفی انتخاب شدند و در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه هر کدام 13 نفر) جایگزین شدند. گروه اول تحت آموزش فرآیند آمادگی حرفه ای و گروه دوم تحت آموزش کار آفرینی قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. نتایج (با استفاده از تحلیل مانوا) حاکی از آن بود که هر دو شیوه آموزشی رفتار کاریابی زنان بیکار شهرکرد را در مقایسه با گروه گواه افزایش داده است. همچنین بین دو شیوه آموزشی تفاوت معناداری وجود ندارد.
روانشناسی نوجوانی (رشد عاطفی) (7)
منبع:
تربیت ۱۳۷۶ شماره ۱۱۸
حوزههای تخصصی:
مقایسه هوش هیجانی، سبک دلبستگی و عزت نفس در افراد معتاد و غیر معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: فرآیندهای تحول مانند هوش هیجانی، سبک دلبستگی و عزت نفس نقش اساسی در سلامت روانشناختی افراد ایفا میکنند و یکی از عوامل زمینهساز اعتیاد میباشند. هدف پژوهش حاضر بررسی هوش هیجانی، سبک دلبستگی و عزت نفس در مردان معتاد و بهنجار بود.
روش: بر اساس ملاکهای ورود، شیوه نمونهگیری در دسترس و مصاحبه نیمه ساختار یافته بر مبنای DSM IV ، 50 نفر از مردان معتاد انتخاب و پس از همتاسازی با 50 نفر از مردان غیرمعتاد توسط مقیاس رگه فراخلقی (TMMS)، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان (AAS) و سیاهه عزت نفس کوپراسمیت مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشانداد که در سبک دلبستگی ایمن میانگین نمرات گروه غیرمعتاد بیشتر از گروه معتاد است، درحالیکه در سبک ناایمن اجتنابی و سبک اضطرابی دوسوگرا مردان معتاد به طور معناداری بالاتر از مردان غیر معتاد هستند. در هر سه مولفه توجه، تمایز و بازسازی خلق از هوش هیجانی، افراد معتاد در مقایسه با گروه غیرمعتاد نمرات پایینتری کسب نمودند. همچنین در همه مؤلفههای عزت نفس نیز گروه غیرمعتاد نمرات بالاتری در مقایسه با افراد معتاد کسب نمودند.
نتیجهگیری: . همبستههای روانشناختی هوش هیجانی، سبک دلبستگی بزرگسالی و عزت نفس از عوامل مهم خطرساز بروز پدیده اعتیاد به مواد مخدر است و تلویحات کاربردی فراوانی در زمینه مداخلات پیشگیرانه و درمان رفتارهای سوء مصرف دارد.
سبک آموزش دینی امام سجاد(ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی سبک آموزش دینی امام سجاد(ع) انجام شد و در پی تبیین راهبردی «الگوی آموزش دینی آن حضرت بود»؛ به این منظور از روش توصیف و تحلیل نظریِ سخنان آن امام(ع) (صحیفه سجادیه و رساله حقوق) استفاده شد. از دستاوردهای این پژوهش عبارت بود از: 1) در هر شرایط، لازم است که دین آموزی به تناسبِ همان شرایط شکل گیرد و تعطیل نشود (جهل، اختناق و یأس مردم، فساد حاکمان، انزوای امام(ع))؛ 2) محتوا، باید طبق نیاز جامعه ارائه شود (امام به اموری؛ مانند عدالت، قیامت، قبر، حقوق افراد نسبت به یکدیگر، حقوق محیط زیست، فقه، خانه و خانواده، مسائل عمیق اخلاقی و عرفانی، امر به معروف و نهی از منکر... پرداختند)؛ 3) به لحاظ روش آموزش، باید از همه روش های ممکن سود جست (تربیت نیرو از میان مستضعفان، ارائه مناجات و دعا، آموزش های رفتاری برنامه ریزی شده، آموزش های گفتاری با زبان توده مردم، زبان عاطفی و فطرت گرا).
بررسی ارتباط بین سلامت عمومی و نوبتکاری در کارکنان کارخانه تهران سفالین ورامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سلامت عمومی و نوع نوبتکاری در 80 نفر از کارکنان شرکت تولیدی تهران سفالین ورامین، انجام شده است. سلامت کارکنان در هنگام کار باعث افزایش کارایی کل سیستم می گردد، در حال حاضر بخش قابل توجهی از سیستم های تولیدی به نوبتکاری اختصاص داشته و به تبع آن توجه به وضعیت کارکنان نوبتکار، اهمیت زیادی دارد. تحقیق حاضر ضمن معرفی اجمالی شرایط نوبتکاری و کاهنده سلامت عمومی ناشی از چنین شرایطی، در بیان راهکارهای بهبود شرایط کاری برای کارکنان نوبتکار با توجه به تجربیات محققین در ایران و برخی از کشورهای جهان می پردازد. در این پژوهش از پرسشنامه سلامت عمومی ( GHQ- 28 سؤالی) با اعتبار 86/0 و روایی مورد تایید و هم چنین از فرم سوالیه اطلاعات فردی و شغلی–حرفه ای جهت جمع آوری داده های تحقیق استفاده شده است. علاوه بر این، آمار توصیفی و استنباطی ( tدو گروه مستقل و تحلیل رگرسیون چند متغیری) به منظور تجزیه و تحلیل داده های آماری به کار گرفته شدند. یافته ها نشان داد که تفاوت معناداری بین سلامت عمومی نمونه های تحقیق که در نوبتکاری 12 ساعته اشتغال به کار دارند، در مقایسه با کارکنان در شرایط نوبتکاری 8 ساعته، مشاهده نمی شود. اما ارتباط معناداری بین سن، تحصیلات، سابقه کار، حقوق و نوع نوبتکاری با سلامت عمومی کارکنان (01/0=α)، مشاهده می شود. ارتباط معنی داری بین حقوق و نوبتکاری با سلامت عمومی کارکنان مشاهده می شود. ارتباط معناداری بین سن، تحصیلات، سابقه کار، حقوق و سلامت عمومی با نوع نوبتکاری کارکنان (01/0=α)، مشاهده می شود. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که بین دو متغیر سلامت عمومی و نوبتکاری، ارتباط معناداری وجود دارد. بنابراین، به علت اهمیت متغیرهای روان شناختی و تأثیر آن ها بر سلامت عمومی کارکنان، پیشنهاد می گردد انجام این گونه تحقیقات در واحدهای صنعتی افزایش یابد.
مقایسه ویژگی های رفتاری دانش آموزان آزار دیده و عادی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزار رسانی به کودک اغلب اثراتی دارد که سال ها پس از حادثه در نوجوانی و بزرگسالی خود را نشان می دهند. شاید یکی از شناخته شده ترین اثرات کودک آزاری، اثرات رفتاری آن باشد. در این پژوهش به بررسی تاثیرات کودک آزاری در رفتار دانش آموزان شهر اصفهان پرداخته شده است. آزمودنی های پژوهش را 100 دانش آموز مقطع متوسطه تشکیل داده اند. این افراد به روش تصادفی چند مرحله ای از بین دانش آموزان شهر اصفهان انتخاب شده اند. آزمودنی های پژوهش بر اساس نمراتی که در پرسشنامه کودک آزاری به دست آورده اند، به دو دو گروه آزار دیده و عادی تقسیم شده اند. ابزار مورد استفاده علاوه بر پرسشنامه کودک آزاری، شش مقیاس از مقیاس های میلیون 2 بوده است. نتایج حاکی از آن بود که دو گروه آزار دیده و عادی در ویژگی های رفتاری پرخاشگری، ضد اجتماعی، پرخاشگر- منفعل، وابستگی به دارو و الکل با هم تفاوت معنادار دارند و نمرات گروه آزار دیده در این مقیاس ها بالاتر است.
گزارش یک مورد: بروز کمبود ویتامین ب12 و آنمی مگالوبلاستیک با افسردگی مقاوم به درمان و علایم شبه جسمی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کمخونیهای مگالوبلاستیک گروهی از اختلالات هستند که معمولا ناشی از کمبود ویتامین ب 12 یا فولات میباشند. کمبود ویتامین ب 12 با طیف وسیعی از علایم خونی، عصبی، گوارشی و روانپزشکی بروز میکند. عدم درمان آنمی، مانع از درمان مناسب بیمار میشود و حتی اگر بیمار تحت درمان مناسب اختلال روانپزشکی قرار گیرد، اغلب پاسخ ناکافی یا مقاومت به درمان خواهد داشت.
معرفی مورد: این مقاله به معرفی خانم 33 سالهای میپردازد که با علایم سندرم افسردگی و بیثباتیهای خلقی با تشخیصهای روانپزشکی گوناگونی همچون اختلال شخصیت مرزی، افسردگی اساسی و اختلال خلقی نامعین، تحت درمان روانپزشکی قرار داشته و طی 6 ماههی قبل بستری و به تدریج اختلال تعادل، پارستزی، سردی و درد اندامهای تحتانی نیز به علایم فوق افزوده شده بود. بیمار به علت افکار جدی خودکشی و اختلال عملکرد بستری گردید. با ظن آنمی مگالوبلاستیک، آزمایشات کامل خون و سطح سرمی ب 12 و اسید فولیک به عمل آمد و پس از تایید تشخیص (افت سطح سرمی ب 12، 90 پیکوگرم در میلیلیتر) و شروع درمان، علایم طی چند روز به طرز چشمگیری ناپدید شد. بیمار از بیمارستان روانپزشکی ترخیص و جهت بررسی علل آنمی مگالوبلاستیک، به متخصص داخلی ارجاع گردید.
نتیجهگیری: اختلالات روانی در کمبود کوبالامین (ویتامین ب 12) شیوع بالایی دارد لذا حتی در غیاب علایم خونی یا عصبی کمبود ب 12، احتمال آنمی مگالوبلاستیک در علایم یا اختلالات روانپزشکی نامعمول یا مقاوم به درمانهای رایج، علایم روانی ناشایع و نوسان در علایم، باید مد نظر قرار گیرد.
بررسی ارتباط بین سیستم های فعال ساز و بازداری رفتار، دشواری در تنظیم هیجانی و فراشناخت با نگرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگرانی، پدیده ای رایج و ویژگی مشترک بسیاری از اختلالات، به خصوص اختلالات اضطرابی است. هدف از انجام این مطالعه پیش بینی نگرانی، از طریق سه عامل پیش بین کننده آن در سه حوزه مرتبط با بیولوژیک، هیجان و شناخت است. در این مطالعه متغیرهای سیستم بازداری رفتاری، سیستم فعال ساز رفتاری، دشواری در تنظیم هیجانی و فراشناخت به عنوان متغیر پیش بین مورد بررسی قرار گرفتند. در یک طرح پژوهش توصیفی ـ مقطعی از نوع همبستگی، 234 دانشجوی کارشناسی و کارشناسی ارشد و علوم پایه گروه پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران با استفاده از نمونه گیری خوشه ای در این پژوهش شرکت کردند. این دانشجویان مقیاس های سیستم فعال ساز و بازداری رفتاری (BIS/BAS)، دشواری در تنظیم هیجانی (DERS)، فراشناخت-30 (MCQ-30) و پرسشنامه حالت نگرانی پنسیلوانیا (PSWQ) را تکمیل کردند. متغیرهای سیستم بازداری رفتاری، دشواری در تنظیم هیجانی و فراشناخت با نگرانی رابطه مثبت معنی دار داشتند (01/0>P ). رابطه متغیر سیستم فعال ساز رفتاری با نگرانی معنادار نبود. تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که مدل پیش بینی نگرانی به ترتیب شامل متغیرهای سیستم بازداری رفتاری، دشواری در تنظیم هیجانی و فراشناخت است. متغیر سیستم فعال ساز رفتاری به دلیل عدم همبستگی معنادار با نگرانی از همان ابتدا وارد مدل رگرسیون نشد. نتایج حاصل از این مطالعه به بررسی نگرانی در ابعاد مختلف بیولوژیکی، هیجانی و فراشناختی اشاره دارد. همچنین به نقش سیستم بازداری رفتاری به عنوان یک عامل سرشتی و بیولوژیکی در فهم آسیب شناسی نگرانی در جمعیت بزرگسال تاکید می کند.
ویژگی های زمین خوردن در سالمندان مقیم آسایشگاه
حوزههای تخصصی:
خودپنداری، منبع کنترل و رضایت شغلی
حوزههای تخصصی:
مقایسه ی عملکرد افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه و افراد بهنجار در حافظه ی شرح حال معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین توانایی بازیابی خاطرات شرح حال معنایی اختصاصی از حافظه و نشانه های استرس پس از سانحه پرداخته است.
روش: نمونه های این مطالعه شامل یک گروه از مبتلایان به PTSD ناشی از جنگ، به عنوان گروه آزمایشی و دو گروه کنترل (Non-PTSD و سالم) بود. گروه ها در متغیرهای سن و هوش همتا شدند. آزمودنی ها پس از تکمیل مقیاس تجدید نظر شده تاثیر رویداد (IES-R)، سیاهه افسردگی بک (BDI)، سیاهه اضطراب بک (BAI)، و مقیاس هوش تجدید نظر شده وکسلر بزرگسالان (WAIS-R)، به تکمیل مصاحبه حافظه شرح حال (AMI) پرداختند.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به PTSD در مقایسه با گروه های کنترل جزئیات معنایی اختصاصی کمتری را به یاد می آوردند. همچنین کاهش اختصاصی بودن خاطرات با استرس پس از سانحه بیشتر و نواقص حافظه وسیعتری همراه می باشد. نتایج نشان داد که میزان این نواقص با نشانه های خاص PTSD رابطه مستقیمی دارد.
نتیجه گیری: داده های این مطالعه برحسب دستیابی توافقی به مواد شرح حال اختصاصی در افراد مبتلا که منعکس کننده یک فرآیند تنظیم اثر می باشد، بحث شده اند.
خشونت بدنی در مدرسه و راهکارهایی برای پیشگیری و کاهش آن
حوزههای تخصصی:
رفتارهای خشونت آمیز در مدرسه بر فرآیند آموزش و پرورش تاثیر می گذارد و عواقب ناگواری دارد. با توجه به اهمیت مساله، این پژوهش به منظور بررسی نوع، فراوانی، و علل خشونت بدنی در مدارس راهنمایی شهر تهران و واکنشهای اولیای مدرسه در برابر خشونت از دیدگاه دانش آموزان دختر و پسر انجام شد. در این پژوهش، شناخت رابطه یا تعامل سه راهه جنسیت، کلاس، و ابراز خشونت بدنی نیز مورد بررسی قرار گرفت. نمونه مورد مطالعه 471 دانش آموز سالهای اول و سوم راهنمایی (227 دختر و 244 پسر) بودند. برای جمع آوری اطلاعات از یک پرسشنامه محقق ساخته با 45 سوال بسته پاسخ استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که اعمال خشونت بدنی در مدارس از سوی دانش آموزان، معلمان و حتی در بعضی موارد از طرف کارکنان غیرآموزشی وجود دارد. اما موارد خشونت بدنی در مدارس پسرانه از سوی دانش آموزان و معلمان به مراتب بیشتر از مدارس دخترانه گزارش شد. همچنین، دانش آموزان پسر بیشتر از دختران و به صورتی معنادار ابراز خشونت بدنی را توصیه می کنند. درباره واکنش مدرسه در برابر اعمال خشونت بدنی معلمان نسبت به دانش آموزان، نظر اغلب دانش آموزان این است که مسئولان به هر حال حق را به معلمان می دهند، با بی اعتنایی و بی توجهی می کنند، و یا خود دانش آموز شاکی را تنبیه می کنند. بر اساس یافته
بررسی احساس تمایل و تقصیر با استرس ، افسردگی و اضطراب متقاضیان طلاق در شهرهای اصفهان و اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر رابطه احساس تمایل و تقصیر بر استرس، افسردگی و اضطراب افراد متقاضی طلاق در دادگاه های خانواده شهرهای اصفهان و اراک را بررسی می کند. نمونه این پژوهش شامل 237 نفر آزمودنی (147 زن و 89 مرد) است که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.ابزارهای به کار رفته در این پژوهش از پرسشنامه 21 سؤالی DASS و پرسشنامه محقق ساخته سنجش تمایل و تقصیر در طلاق (آلفای کرونباخ آن ها 91/0 و60/0) استفاده شد. نتایج نشان داد رابطه معنا داری بین احساس تقصیر و تمایل به جدایی با اضطراب و افسردگی وجود دارد و مشخص شد زنانی که تمایل به جدایی داشته اند از افسردگی کمتری رنج می برند. داشتن فرزند و درآمد بیشتر و تحصیلات بالاتر با کاهش میزان استرس، افسردگی و اضطراب در بین افراد مراجعه کننده برای طلاق رابطه داشت.