ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۲۸۱ تا ۳۶٬۳۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۶۲۸۱.

مقایسه اثربخشی خانواده درمانی مبتنی بر هیجان و مبتنی بر دلبستگی بر تحمل پریشانی هیجانی، خودتمایزیافتگی و ناگویی خلقی در نوجوانان دختر مبتلا به اختلال های روان تنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۶
زمینه و هدف: اختلال های روان تنی به عنوان یکی از شایع ترین اختلال های روانی جزء چالش های مهم بهداشت عمومی محسوب می شود و باعث مشکل های روانشناختی بسیاری می گردد. در نتیجه، هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی خانواده درمانی مبتنی بر هیجان و مبتنی بر دلبستگی بر تحمل پریشانی هیجانی، خودتمایزیافتگی و ناگویی خلقی در نوجوانان دختر مبتلا به اختلال های روان تنی بود. روش و مواد: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر اهواز بودند که به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی این شهر مراجعه کردند. نمونه پژوهش 60 نفر بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفری جایگزین شدند. گروه آزمایش اول، 5 جلسه دو ساعته با روش خانواده درمانی مبتنی بر هیجان و گروه آزمایش دوم، 10 جلسه دو ساعته با روش خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی آموزش دید و گروه کنترل، در این مدت هیچ آموزشی ندید. جهت گردآوری داده ها از مقیاس تحمل پریشانی هیجانی (سیمونز و گاهر، 2005)، سیاهه خودتمایزیافتگی (اسکوورون و فریلندر، 1998) و مقیاس ناگویی خلقی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994) استفاده و داده های آن با روش های تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که هر دو روش مداخله خانواده درمانی مبتنی بر هیجان و مبتنی بر دلبستگی در مقایسه با گروه کنترل باعث کاهش معنادار تحمل پریشانی هیجانی و ناگویی خلقی و افزایش معنادار خودتمایزیافتگی در نوجوانان دختر مبتلا به اختلال های روان تنی شدند (05/0P<). همچنین، بین اثربخشی دو روش مداخله خانواده درمانی مبتنی بر هیجان و مبتنی بر دلبستگی بر کاهش تحمل پریشانی هیجانی و ناگویی خلقی و افزایش خودتمایزیافتگی در نوجوانان دختر مبتلا به اختلال های روان تنی تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0P<). نتیجه گیری: طبق نتایج این پژوهش، متخصصان و درمانگران حوزه سلامت می توانند از هر دو روش خانواده درمانی مبتنی بر هیجان و مبتنی بر دلبستگی در مداخله های خود برای بهبود ویژگی های روانشناختی استفاده نمایند.
۳۶۲۸۲.

Analyzing Effective Individual, Interpersonal, and Social Factors in Reducing Marital Infidelity in the Virtual Space: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
Objective: While the virtual space has positive functionalities, it can also have potentially harmful effects on families and couples. The present qualitative study aimed to explore the individual, interpersonal, and social factors that could help reduce marital infidelity in the virtual space, using a phenomenological method. Methods:  The statistical population of the study included couples with a history of virtual infidelity referred from the family court in Urmia city. The sample size consisted of 81 participants (12 women and 6 men) who were selected through non-random purposive sampling. The tool of the current research was a semi-structured interview that was conducted in the context of individual, interpersonal, and social factors influencing the prevention of marital infidelity in cyberspace. Results: The data were coded and analyzed using thematic coding. After coding the interviews and categorizing the themes, a total of 7 individual indicators (differentiation, avoiding extremes in marital life, foresight, preventing a crisis in life, strengthening individual competencies, maintaining physical and mental health, and possessing family, ethical, and spiritual competencies), 3 interpersonal indicators (the ability to communicate effectively, both verbally and nonverbally, the presence of intimacy in life, and diminishing interpersonal conflicts), and 4 social indicators (the nature of one’s job and economic status, the presence of stringent laws, promoting a healthy lifestyle, and the existence of diverse healthy and joyful programs in society) were identified. Conclusion: The results indicate that if couples possess the necessary individual and interpersonal skills and society provides the required actions and facilities, the likelihood of virtual infidelity may significantly decrease.
۳۶۲۸۳.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نشانگان سایبر کندریا در بیماران دارای دیابت نوع دو در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۲
زمینه: مطالعات مختلف نشان دادند که اضطراب سلامت به میزان بالایی در بیماران مبتلا به دیابت مشاهده می شود. این اضطراب می تواند زمینه ساز اختلال سایبرکندریا نیز باشد. علی رغم بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روی سلامت روان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، در مورد اثربخشی این رویکرد درمانی بر کاهش نشانگان سایبرکندریا در بین بیماران مبتلا به دیابت، خلأ پژوهشی وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نشانگان سایبرکندریا در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در شهر تهران انجام شد. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در مراکز درمانی شهر تهران (انجمن دیابت تهران و مرکز دیابت نیاوران) بودند (589 نفر) بود. برای انتخاب نمونه آماری، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس شدت سایبرکندریا (مک الروی و شولین، 2014) استفاده شد. هم چنین برای اعضای گروه آزمایش، 8 جلسه 90 دقیقه ای از پروتکل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز و همکاران، 2006؛ هیز و همکاران، 1999) برگزار شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون تحلیل واریانس طرح درون گروهی- بین گروهی و نرم افزار SPSS-20 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش تمامی مؤلفه های سایبرکندیا در گروه آزمایش مؤثر بود (001/0 P<) و این کاهش، پایداری خود را در مرحله پیگیری نیز حفظ شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود، روان شناسان حوزه سلامت از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای کاهش نشانگان اضطراب سلامت، به ویژه در افراد مبتلا به سایبرکندریا استفاده کنند.
۳۶۲۸۴.

تدوین مدل واکاوی آسیب های خانواده های جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه به روش آمیخته اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۹
زمینه: مطالعات نشان داده اند که جنگ های شدید، ناتوانی طولانی مدتی برای بازماندگان به همراه دارد. بروز ناتوانی و اختلال روانی نظیر اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، با میزان نزدیکی و مواجهه با جنگ ارتباط مستقیم دارد. بنابراین واکاوی آسیب های روانشناختی در این افراد، مراقبین و خانواده های آن ها در جهت کاربرد مداخلات دارویی برای جانبازان و روانشناختی برای خانواده های آنان یک ضرورت اساسی است که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. هدف: هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی واکاوی آسیب های خانواده های جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بود. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شناسی از سری طرح های تحقیق آمیخته اکتشافی (کیفی- کمّی) است. جامعه آماری در بخش کیفی را کلیه کارشناسان و صاحبنظران حوزه خانواده (مشاوران مرکز مشاوره و مددکاران)، خانواده های جانبازان (همسران و فرزندان جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه) استان کرمانشاه در سال 1401 بود. نمونه پژوهش 42 نفر از متخصصان و صاحب نظان حوزه خانواده و خانواده های جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بود که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه های نیمه ساختار یافته استفاده شد. داده های به دست آمده به سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از روش اشتراوس و کوربین (1998) مورد تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری در بخش کمی را کلیه خانواده های جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه شهر کرمانشاه در سال 1401 بود. نمونه پژوهش 200 نفر از اعضای خانواده های جانبازان شهر کرمانشاه بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه محقق ساخته آسیب های خانواده های جانبازان پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از مجموعه داده های به دست آمده در بخش کیفی در قالب 138 مقوله فرعی، 15 مقوله اصلی و 1 مقوله مرکزی سازماندهی شدند. 15 مقوله اصلی شامل مشکلات ناشی از افراد پیرامونی و شبکه های حمایتی اجتماعی، مشکلات ویژگی های شخصیتی، مشکلات چرخه زندگی، مشکلات کیفیت زندگی، مشکلات عملکرد خانواده، مشکلات روان شناختی، مشکلات ارتباط تعامل والد- کودک، مشکلات مالی و اقتصادی، مشکلات ارتباط با همسر، مشکلات محیط درون خانواده، مشکلات در روش های مقابله ای، مشکلات اقدامات سازمانی و فرهنگ ساز، مشکلات پیامدهای خانوادگی، مشکلات پیامدهای اجتماعی و مشکلات پیامدهای فردی بودند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی 15 مقوله اصلی شناسایی شده در بخش کیفی را مناسب با داده ها تشخیص داد که از روایی و پایایی ترکیبی برخوردار بودند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می توان گفت خانواده های جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در حوزه های متعددی با چالش های مهمی روبرو هستند و الگوی ارائه شده که از برازش مطلوبی برخوردار است، می تواند در جهت کاهش آسیب های خانواده ها، به روان شناسان بالینی، مشاوران خانواده، مددکاران و نهادها و سازمان های متولی کمک کننده باشد.
۳۶۲۸۵.

شناسایی شایستگی های رهبری دیجیتالی در عصر دیجیتال

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۶
زمینه: رهبران در عصر دیجیتالی باید خود را با فناوری ها و راه های ارتباطی جدید تطبیق دهند تا به طور مؤثر سازمان ها را در عصر دیجیتالی رهبری کنند و این امر مستلزم توسعه مهارت ها و شایستگی های جدید رهبران می باشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی شایستگی های رهبری دیجیتالی در عصر دیجیتالی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، با رویکرد کیفی از نوع مرور روایتی در چهار مرحله شامل: اجرای راهبردهای جستجو، جمع آوری اسناد علمی، گزینش و انتخاب و در نهایت تحلیل اسناد علمی، بهره گرفته و بر این اساس 20 سند انتخاب و تحلیل شد. به منظور تحلیل داده ها، از روش کدگذاری باز (111کد)، کدهای محوری (6 کد) و در نهایت کد انتخابی که همان شایستگی های رهبری دیجیتالی است، استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش، شایستگی های رهبری دیجیتالی را در 6 بُعد نشان داد که شامل: 1. شایستگی های فردی مانند تاب آوری و انعطاف پذیری، کنجکاوی، فعال بودن، خودآگاهی، چابکی، یادگیری مادام العمر، ابتکار عمل، خودمختاری، آینده نگری، 2. شایستگی های اجتماعی/بین فردی رهبری دیجیتالی، القای اعتماد، تقویت اعتماد، ارتباطات دیجیتالی، مشارکت و رفتار مساوی با همه، شایستگی فرهنگی و آگاهی فرهنگی، تضمین حفظ حریم خصوصی، پرورش فرهنگ دیجیتال می باشد. 3. شایستگی های سازمانی رهبری دیجیتالی مانند: پذیرش تغییر، کارآفرینی، تقسیم مسئولیت، داشتن چشم انداز دیجیتالی، ادغام فناوری در بافت اجتماعی سازمان، امنیت و انطباق با مقررات، سازماندهی و بسیج منابع برای دستیابی به نتایج اولویت بندی شده در زمینه دیجیتال، دانش طراحی سازمانی، فرآیندهای اداری و گردش کار، 4. شایستگی های مدیریتی شامل: مدیریت پروژه، مدیریت داده ها و تصمیم گیری مبتنی بر داده، مدیریت تغییر، مدیریت نوآوری، مدیریت ریسک، رهبری و حکمرانی چابک، به اشتراک گذاری دانش، مدیریت زمان، مدیریت و تبدیل سازمان در یک بخش عمومی با قابلیت دیجیتالی می باشد. 5. شایستگی های فناورانه شامل: استفاده از رسانه های اجتماعی، رایانش ابری و استفاده از داده های بزرگ، مهارت های فناورانه، کنترل ابزارها و فناوری های دیجیتالی، سواد دیجیتالی، و در نهایت 6. شایستگی های شناختی رهبری دیجیتالی شامل: تفکر انتقادی، تفکر سیستمی، توانایی حل مسئله، تفکر عملی، تفکر تحلیلی، هوش دیجیتالی/فناوری، تجزیه و تحلیل داده ها، مهارت های تحلیلی و هوش رقابتی دیجیتال می باشد. نتیجه گیری: در عصر دیجیتال، رهبری و شایستگی های رهبری از عناصر کلیدی موفقیت سازمان ها و به عنوان یک فرآیند پیچیده سازمانی است که در سال های اخیر تحت تأثیر فناوری های دیجیتالی قرار گرفته است. لذا نقش رهبران به اقتضای تحولات فناوری های دیجیتالی تغییر کرده است و توسعه شایستگی های رهبران دیجیتال برای سازمان ها به عنوان یک چالش راهبردی تبدیل شده است در نتیجه توصیه می شود که سازمان ها، توسعه مهارت ها و شایستگی های رهبری دیجیتالی را برای ایجاد رشد و موفقیت پایدار در اولویت خود قرار دهند.
۳۶۲۸۶.

Work Stress as a Correlate of Mental Well-being: A Study of Private School Teachers

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
  Objective : The increasing demands of the teaching profession, especially in private schools, have made work-related stress a major contributor to the decline of mental well-being among teachers. Understanding the relationship between work stress and mental well-being is crucial in order to help teachers deal with this overwhelming problem. This study examined work stress as a correlate of mental well-being among private secondary school teachers, and to assess whether gender, marital status, and teaching experience moderate this relationship. Methods : A descriptive correlational research design was adopted for this study. The target population of the study was 1,253 private school teachers and a sample of size of 424 private school teachers was utilised using stratified random sampling method. The instruments utilised for data collection are the School Teachers Job Stressor Scale (STJSS) and the General Health Questionnaire (GHQ-12). Pearson correlation and hierarchical multiple regression analyses were used to analyze the data. Results: The results showed a significant negative correlation between work stress and mental well-being (r = -0.767, p < 0.001). Gender significantly moderated the relationship (β = .187, p < 0.001), with male teachers showing greater susceptibility. Marital status (β = -0.191, p < 0.001) and teaching experience (β = .187, p < 0.001) also significantly moderated the relationship, indicating that married and less experienced teachers were more negatively affected by work stress. Conclusion : The study concludes that high work stress significantly diminishes the mental well-being of private school teachers, with the magnitude of this impact varying significantly across demographic variables such as gender, marital status, and years of teaching experience.
۳۶۲۸۷.

تبیین مدل تعالی پس از ضربه روانی بر اساس شکوفایی با میانجی گری پذیرش خود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۵۲
زمینه: پژوهش های پیشین نشان داده اند که ضربه روانی می تواند تأثیرات عمیقی بر سلامت روان افراد داشته باشد، اما در عین حال، برخی افراد پس از تجربه ضربه، به سطحی از رشد و تعالی پس از ضربه (PTG) دست می یابند. شکوفایی به عنوان یکی از ابعاد مثبت روان شناختی، نقش مهمی در این فرآیند ایفا می کند. با این حال، مکانیسم های زیربنایی این رابطه، به ویژه نقش پذیرش خود به عنوان یک عامل میانجی، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل تعالی پس از ضربه روانی بر اساس شکوفایی با میانجی گری پذیرش خود انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی افرادی بود که تجربه ضربه روانی داشته و برای دریافت خدمات روانشناختی به مراکز ارائه خدمات مشاوره در شهر تهران در سال 1402 مراجعه کرده بودند. از میان آن ها 400 نفر به صورت در دسترس انتخاب شد و به پرسشنامه رشد پس از ضربه روانی (تدسچی و کالهون، 1996)، پرسشنامه شکوفایی (سالمی و همکاران، 1396) و پرسشنامه پذیرش خود (چمبرلین و هاگا، 2001) پاسخ دادند. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان داد که شکوفایی روان شناختی به طور مستقیم و غیرمستقیم (از طریق پذیرش خود) بر تعالی پس از ضربه روانی تأثیر مثبت و معناداری دارد (05/0P<). پذیرش خود به عنوان یک عامل میانجی، نقش کلیدی در تسهیل فرآیند دستیابی به تعالی پس از ضربه ایفا می کند (05/0P<). این نتایج بر اهمیت تقویت پذیرش خود و شکوفایی در مداخلات روان شناختی برای افرادی که تجربه ضربه روانی داشته اند، تأکید می کنند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که تقویت شکوفایی روان شناختی و پذیرش خود می تواند به افراد کمک کند تا پس از تجربه ضربه روانی، به سطحی از تعالی و رشد شخصی دست یابند
۳۶۲۸۸.

رابطه ذهنی سازی و سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی نوجوانان: نقش میانجی تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۶۸
این پژوهش با هدف تعیین رابطه ذهنی سازی و سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی نوجوانان با میانجی گری تنظیم هیجان صورت گرفت. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی نوجوانان دوره متوسطه اول شهرستان قم در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از میان آن ها نمونه ای به حجم 245 نفر (129 دختر و 116 پسر) به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده و مقیاس تجدید نظر شده سبک های دلبستگی (RAAS)، پرسشنامه کارکرد تأملی (RFQ)، چک لیست تنظیم هیجانی (ERC-S) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی نوجوانان (MESSY) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد ذهنی سازی (0/19=β) و سبک دلبستگی ایمن (0/13=β) به صورت مثبت و سبک های دلبستگی ناایمن اجتنابی (0/08=β) و ناایمن دوسوگرا (0/12=β) به طور منفی مهارت های اجتماعی نوجوانان را پیش بینی می کنند (0/01>p)؛ همچنین نتایج حاکی از آن بود که ذهنی سازی و سبک های دلبستگی به صورت غیرمستقیم و به واسطه تنظیم هیجان می توانند مهارت های اجتماعی نوجوانان را به طور معنی دار پیش بینی کنند (0/05>p). بر اساس یافته های پژوهش چنین استنباط می شود که تنظیم هیجان در رابطه ذهنی سازی و سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی نوجوانان نقش میانجی دارد. بر این اساس می توان انتظار داشت که با ارتقای ظرفیت ذهنی سازی، افزایش دلبستگی ایمن و کارآمدی فرآیندهای تنظیم هیجان، مهارت های اجتماعی نوجوانان نیز بهبود یابد.
۳۶۲۸۹.

نقش میانجی تنهایی اجتماعی-عاطفی در رابطه بین کیفیت روابط زوجین با صفات تیره شخصیت و ارتباط بین کیفیت روابط زوجین با خیانت آنلاین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۵۱
اهداف خیانت آنلاین پدیده جدیدی است که با پیشرفت تکنولوژی ایجاد شده است. اثرات و مکانیسم تأثیر عوامل مؤثر بر خیانت آنلاین بر استحکام روابط زوجین هنوز در حال بررسی است. این مطالعه با هدف بررسی نقش میانجی تنهایی اجتماعی-عاطفی در رابطه بین صفات تیره شخصیت و کیفیت روابط زوجین با خیانت آنلاین انجام شد. مواد و روش ها این مطالعه توصیفی پیمایشی بر روی افراد متأهل شهر مشهد که در گروه های فضای مجازی و نرم افزارهای اجتماعی داخلی و خارجی مانند تلگرام، واتساپ، بله، ایتا و غیره فعال بودند، با استفاده از نمونه گیری در دسترس انجام شد. در این مطالعه، علاوه بر اطلاعات جمعیت شناختی (سن، جنسیت، تحصیلات، تعداد فرزندان، اختلاف سنی زوجین و مدت رابطه زناشویی)، پرسش نامه های صفات تیره شخصیت دوجین کثیف جنیسون و ویستر (۲۰۱۰)، کیفیت روابط زوجین کوندی و همکاران (۲۰۱۶)، خیانت آنلاین آلج (۲۰۰۹) و احساس تنهایی اجتماعی-عاطفی دی توماسو و همکاران (۲۰۰۴) تکمیل شد. به منظور بررسی ارتباط بین متغیرهای موردمطالعه از آزمون های آماری معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها در این مطالعه 574 شرکت کننده (89/4 درصد خانم) با میانگین سنی 5/74±32/41 سال بررسی شدند. مسیر کامل و مستقیم صفات تیره شخصیت به خیانت آنلاین معنی دار بود (0/05>P). مسیر غیرمستقیم کیفیت روابط زوجین به خیانت آنلاین از طریق تنهایی اجتماعی- عاطفی معنی دار بود (0/023=P). تأثیر میانجیگری برای تنهایی اجتماعی-عاطفی در ارتباط بین صفات تیره شخصیت و کیفیت روابط زوجین با خیانت آنلاین مشاهده نشد (0/05 نتیجه گیری نتایج مطالعه حاضر نشان داد اهمیت تنهایی اجتماعی-عاطفی در ارتباط بین کیفیت روابط زوجین و خیانت بوده و تأثیر آن بر ارتباط بین صفات تیره شخصیت و کیفیت روابط زوجین با خیانت آنلاین ناچیز بود.
۳۶۲۹۰.

اثربخشی درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت در خودکارآمدی درد و فاجعه سازی درد بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
اهداف هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت در خودکارآمدی درد و فاجعه سازی درد بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس بود. مواد و روش ها پژوهش حاضر ازلحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه جمع آوری اطلاعات، آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به ام اس استان مازندران در سال 1402-1403 بود که تعداد 36 بیمار ام اس به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه (گروه آزمایش 18 نفر و گروه کنترل 18 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای مورداستفاده در این پژوهش شامل مقیاس وضعیت گسترش ناتوانی کرتزکه (EDSS)، پرسش نامه خودکارآمدی درد و مقیاس فاجعه سازی درد (PCS) بودند. به منظور اجرای مداخله در پژوهش، پروتکل درمانی 10 جلسه ای از کتاب درمان متمرکز بر شفقت برای درمانگران ACT، استخراج و اجرا شد. در نهایت، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 و به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها مطابق نتایج، درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت به طور معنی داری باعث افزایش خودکارآمدی درد و کاهش فاجعه سازی درد در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (0/05>P). این اثرات نشان دهنده تفاوت معنی دار بین دو گروه در پس آزمون بودند، به طوری که گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بهبود بیشتری در متغیرهای موردمطالعه نشان داد. نتیجه گیری نتایج مطالعه حاضر نشان دادند درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت در خودکارآمدی درد و فاجعه سازی درد بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس مؤثر است. براین اساس، می توان گفت این درمان با ترکیب اصول پذیرش و تعهد همراه با پرورش شفقت به خود، به بیماران کمک می کند تا احساس کارآمدی بیشتری بر درد خود داشته باشند و توانایی مقابله با آن را افزایش دهند. همچنین، این درمان با کاهش فاجعه سازی درد و تمرکز بر ارزش ها باعث می شود بیماران به جای تمرکز بر افکار منفی، به فعالیت های معنی دار بپردازند. پیشنهاد می شود در مراکز مربوطه آموزش داده شود و مورد استفاده قرار گیرد.
۳۶۲۹۱.

اثربخشی درمان ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و کیفیت زندگی نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۵۹
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی درمان ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و کیفیت زندگی نوجوانان دارای اعتیاد اینترنت انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل نوجوانان پسر شهر سقز در سال 1403 بود که از طریق روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس معیارهای ورود و خروج تعداد 30 نفر وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (1989) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) بود. گروه آزمایش تحت درمان ذهن آگاهی ویلیامز وسگال (2003) به مدت 8 جلسه 2 ساعته قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه وتحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل کواریانس تک متغیره و با نرم افزار SPSS نسخه 23 صورت گرفت. سطح معناداری آزمون ها 05/0 در نظر گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که درمان ذهن آگاهی موجب افزایش نمرات کیفت خواب و کیفت زندگی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه نوجوانان اعتیاد به اینترنت بود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت درمان ذهن آگاهی روش مداخله ای مناسبی برای ارتقای کیفیت خواب و کیفیت زندگی نوجوانان اعتیاد به اینترنت است.
۳۶۲۹۲.

تاثیر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر عملکردهای اجرایی کودکان مبتلا به فلج مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۲۹
مقدمه: در حال حاضر به طور گسترده پذیرفته شده که فلج مغزی بسیار بیشتر از یک "اختلال در وضعیت و حرکت" است و اغلب با طیف گسترده ای از اختلالات، مانند اختلالات شناختی، ارتباطی و حسی_ادراکی همراه است. لذا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر عملکردهای اجرایی کودکان مبتلا به فلج مغزی صورت گرفت. روش کار: مطالعه حاضر از نوع آزمایشی دو گروهی بود. شرکت کنندگان کودکان مبتلا به فلج مغزی 7 تا 18 سال ساکن شهر تهران بودند، 36 نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (tDCS) (هر گروه 18 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش10 جلسه 20 دقیقه ای به صورت پنج بار در هفته به مدت 2 هفته tDCS دریافت کرد و گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند. ارزیابی با استفاده از پرسشنامه کارکردهای اجرایی BRIEF فرم والدین انجام شد و داده ها با استفاده از آزمون واریانس یک راهه تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد در گروه آزمایش زیر مولفه بازداری (7/2±26/77)، انتقال توجه (61/1±21/54)، کنترل هیجان (6/1 20±/80)، آغازگری (35/2±16/77)، حافظه کاری (14/2±20/54)، سازمان دهی (98/1±38/16) و نمره کل عملکرد اجرایی (73/92±3/170) بالاتر از گروه کنترل بوده است؛ این در حالی است که در زیر مولفه های برنامه ریزی (56/3±23/31) و کنترل (02/62±2/17) بود که این میزان از گروه کنترل پایین تر بوده است؛ با این وجود نتایج آزمون واریانس یک راهه نشان داد دو گروه به جز در زیرمولفه سازمان دهی در سایر زیرمولفه ها با یکدیگر تفاوت معناداری نداشته اند (05/0≤P). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد tDCS به عنوان یک وسیله کمکی برای توان بخشی کودکان فلج مغزی چشم انداز کاربردی خوبی دارد و اگرچه نتایج بررسی های این مطالعه معنادار نبود در زمینه تاثیر tDCSبر عملکردهای اجرایی شناختی کودکان مبتلا به فلج مغزی نیاز به مطالعات بیشتری وجود دارد.
۳۶۲۹۳.

The Effectiveness of Intervention Based on Coping with Emotional Failure in Promoting Distress Tolerance of Bipolar Patients(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۵
Aim: The experience of failure and rejection of emotional relationships is considered a traumatic and fundamental problem in patients with bipolar disorder. This study aimed to investigate the effectiveness of intervention based on coping with emotional failure in promoting distress tolerance of bipolar patients. Method: The present study was quasi-experimental with a pre-test/post-test design and follow-up with a control group. The study population included all patients with bipolar disorder in Zanjan City in 2022 among them, 30 people were selected by convenience sampling, and they were randomly divided into experimental and control groups after matching based on demographic variables. The Experimental group received 10 1-hour sessions of the protocol of coping with love trauma, and the control group did not receive training. The questionnaires on distress tolerance assessed the participants in three stages: pre-test, post-test, and follow-up (Simons & Gaher, 2005). Data were analyzed by ANOVA with repeated measure test. Result: The results showed the effectiveness of the intervention based on coping with emotional failure in increasing the distress tolerance of the experimental group compared to the control group in the post-test and follow-up stages (P <0.01). Conclusion: The present protocol can facilitate the process of coping with emotional failure and managing its consequences by dealing with transdiagnostic factors such as emotional avoidance, rumination, and other factors. In addition to reducing the likelihood of recurrence or exacerbation of the disorder, it can be used as one of the adjuvant, supportive, and rehabilitation interventions along with drug therapies to rehabilitate and improve their quality of life.
۳۶۲۹۴.

اثربخشی مداخله گروهی روابط ابژه کوتاه مدت بر خودآگاهی، اضطراب اجتماعی و آلکسی تایمیا در بیماران مبتلا به آسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: آسم یک بیماری مزمن با ابعاد جسمی و روان شناختی است که بر کیفیت زندگی بیماران تأثیر می گذارد . این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخله گروهی روابط ابژه کوتاه مدت بر خودآگاهی، اضطراب اجتماعی و آلکسی تایمیا در بیماران مبتلا به آسم انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری، شامل کلیه بیماران مبتلا به آسم، بستری در بیمارستان های شهر تهران در سال 1402 بوند. تعداد 40 بیمار به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گمارده شدند. در طول مطالعه، چهار نفر (دو نفر از گروه آزمایش و دو نفر از گروه کنترل) از ادامه همکاری انصراف دادند.  ابزارهای پژوهش شامل مقیاس خودآگاهی فنیگستین (1975)، پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور و مقیاس آلکسی تایمیا تورنتو بود. گروه آزمایش مداخله گروه درمانی روابط ابژه کوتاه مدت را طی 16 جلسه 45 دقیقه ای در مدت چهار ماه دریافت کرد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS تحلیل شدند . یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر  نشان داد، درمان گروهی روابط ابژه موجب افزایش معنادار خودآگاهی (P<0.001) ، و کاهش آلکسی تایمیا (P<0.001) و اضطراب اجتماعی (P<0.05) تا مرحله پیگیری شد . نتیجه: با توجه به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که درمان گروهی روابط ابژه کوتاه مدت روشی مؤثر برای بهبود مشکلات روان شناختی در بیماران مبتلا به آسم بوده و  به طور غیرمستقیم در بهبود مشکلات جسمانی این بیماران نیز نقش دارد.
۳۶۲۹۵.

مقایسه بازشناسی و اطمینان به حافظه در افراد مبتلا به اختلال وسواسی اجباری (شستشو کننده، وارسی کننده) و اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۴۰
پژوهش حاضر با هدف مقایسه بازشناسی و اطمینان به حافظه در افراد مبتلا به اختلال وسواسی اجباری (شستشو کننده و وارسی کننده) و اختلال اضطراب فراگیر، با رویکردی تجربی و پس رویدادی انجام شد. نمونه پژوهش شامل ۴۵ نفر از بیماران مراجعه کننده به کلینیک بیمارستان رازی تبریز در سال ۱۴۰۲ بود که به سه گروه ۱۵ نفره تقسیم شدند: افراد مبتلا به وسواس اجباری نوع شستشو، وسواس اجباری نوع وارسی، و اختلال اضطراب فراگیر. افراد مورد بررسی از هر دو جنس، در رده سنی ۲۰ تا ۴۵ سال و دارای تحصیلات بالاتر از دیپلم بودند. در این پژوهش، حافظه آزمودنی ها به کمک دو فهرست واژه شامل فهرست بازشناسی و فهرست یادآوری با بهره گیری از نرم افزار رایانه ای مورد سنجش قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل چندمتغیره بررسی شدند. یافته ها نشان داد که بین گروه های پژوهشی از نظر بازشناسی و اطمینان به حافظه تفاوت معناداری وجود دارد (p < 0.05)؛ به طوری که گروه وارسی کننده عملکرد ضعیف تری از نظر بازشناسی و اطمینان به حافظه، نسبت به دو گروه دیگر از خود نشان داد. نتایج این پژوهش بیانگر تأثیر تفاوت های اختلالات هیجانی بر جنبه های حافظه و اطمینان شناختی است و بر اهمیت مداخلات هدفمند شناختی و روان درمانی برای بهبود عملکرد حافظه در بیماران وسواس و اضطراب تأکید دارد.
۳۶۲۹۶.

مقایسه اثربخشی بازی های حسی_حرکتی و نوروفیدبک بر حافظه فعال کودکان دارای نقص توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی بازی های حسی_حرکتی و نوروفیدبک بر حافظه فعال کودکان دارای نقص توجه و بیش فعالی شکل گرفت. این پژوهش از انواع مطالعات نیمه تجربی است که آزمودنی ها به شیوه در دسترس از تمامی کودکان 8 تا 12 سال تهرانی مبتلا به بیش فعالی انتخاب و بصورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. 40 نفر آزمودنی در سه گروه بازی های حسی-حرکتی، نوروفیدبک، گروه ترکیبی و یک گروه کنترل قرار گرفتند و پیش و پس از مداخلات برای سنجش حافظه فعال از از مقیاس تجدیدنظر شده هوشی وکسلر برای کودکان -نسخه چهارم WISC-R- استفاده شد. یافته ها برگرفته از تجزیه و تحلیل کواریانس پس از رعایت پیش فرض ها نشان داد میزان حافظه فعال در بازی های حسی-حرکتی، نوروفیدبک و ترکیبی در گروه و شاهد پس از حذف اثر پیش آزمون به طور معناداری با هم تفاوت دارند. این نتیجه به این معناست که با توجه به نتایج ذکر شده، مداخله بازی های حسی-حرکتی، نوروفیدبک و ترکیبی تأثیر معنادار بر میزان حافظه فعال دارد. همچنین بر اساس یافته های بدست آمده رویکرد ترکیبی بازی های حسی -حرکتی و نوروفیدبک بر حافظه فعال کودکان اثربخشی بیشتری به نسبت دو رویکرد بازی های حسی-حرکتی ونورورفیدبک دارد وبین دو رویکرد بازی های حسی-حرکتی و نورورفیدبک دراثربخشی برحافظه فعال تفاوت معناداری وجود ندارد.
۳۶۲۹۷.

رویکرد تربیتی مادران در تعامل با دختران (9- 11 ساله) در مورد نماز و حجاب: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی رویکرد مادران در تعامل با دختران 9 تا 11 ساله شان درباره نماز و حجاب صورت گرفت. این پژوهش به لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادی و از لحاظ روش از نوع مطالعات کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بود. جامعه پژوهش را مادران دارای فرزند دختر 9 تا 11 ساله ساکن در تهران در سال 1401 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس نمونه گیری شد و پس از 17 مصاحبه، داده ها به اشباع رسید. ابزارهای این پژوهش شامل یک مصاحبه نیمه ساختاریافته و دو سوال خودگزارش دهی درباره میزان عمل به نماز و حجاب بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل مضمون به روش براون و کلارک و در چارچوب قیاسی-استقرایی بود. با تحلیل محتوای مصاحبه ها 19 مضمون فرعی و 4 مضمون اصلی بدست آمد و طبق آن مادران به سه دسته تقسیم شدند. یافته ها نشان داد 13 نفر از 17 مادر که خود را اهل انجام نماز و حجاب معرفی کردند، رویکرد تربیتی متفاوتی با قرآن در مورد نماز و حجاب داشتند و علی رغم اینکه رویکرد قرآن تقلیل ندادن اعمال دینی به رفتار ظاهری و انجام اعمال دینی از روی شناخت و آگاهی یا همان رویکرد غیرتقلیل گرایانه است، تأکید اکثر مادران بر روی رفتار و خروجی عینی نماز و حجاب و تقلیل آن ها به رفتاری ظاهری و رویکردی تقلیل گرایانه بود. لذا به نظر میرسد لازم است مادران از روش های تربیتی قرآن آگاهی پیدا کنند تا فرزندان خود را بر اساس آن تربیت کنند.
۳۶۲۹۸.

مروری برکاربست باورهای معرفت شناختی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان؛ یک مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف پژوهش حاضر، ﻣﺮور ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت انجام شده در ﺣﻮزه کاربست باورهای معرفت شناختی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از سال 1390 تا 1403 شمسی (2011 تا 2024 میلادی) بود. بر این اساس، جستجوی ﻣﻘﺎﻻت در ﭘﺎیﮕﺎه ﻫﺎی اﻃﻼﻋﺎﺗی ﻣﻌﺘبر داخلی و خارجی مانند مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، مگ ایران، نورمگز، پرتال جامع علوم انسانی، اریک، فرانسیس و تیلور، ساینس دایرکت و گوگل اسکالر با جستجوی کﻠﻤﺎت باورهای معرفت شناختی، یادگیری، پیشرفت تحصیلی و معادل آنها در انگلیسی اﻧﺠﺎم شد. ارزیابی کیفی مقالات با چک لیست صورت گرفت. در این مرور 70 مقاله شناسایی شد که بعد از بررسی عناوین، درنظرگرفتن معیار های ورود و خروج و بررسی کامل مقالات، در نهایت 20 مقاله وارد فرآیند مطالعه شد. بر اساس مرور پژوهش های انجام شده، تجزیه وتحلیل این اسناد بر 17 محور پایه تأکید داشت. محور های پای ه در قالب 3 محور فرعی «مهارت های تحصیلی»، «راهبردهای یادگیری» و «ابعاد انگیزشی» در زمین ه محور اصلی پژوهش، یعنی کاربست باور های معرفت شناختی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سازمان دهی شدن د. بررسی محورهای موضوعی مطالعات حوزه کاربست باور های معرفت شناختی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نشان می ده د پژوهشگران تنها به برخی از قلمروهای موضوعی که این نظریه می تواند بر آنها تأثیرگذار باشد، پرداخته اند. نیاز است پژوهش های بیشتری درباره باورهای معرفت شناختی و یادگیری دانش آموزان به ویژه در داخل کشور انجام شود.
۳۶۲۹۹.

Examining the Relationship Between Psychological Abnormalities and Emotional Interactions with Emotional Divorce with the Mediating Role of Religious Beliefs in Couples with Marital Conflicts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۸
Objective: This study aimed to investigate the relationship between psychological abnormalities and emotional interactions with emotional divorce, with the mediating role of religious beliefs in couples experiencing marital conflicts. Methods: The research method was descriptive and correlational. The statistical population of this study included all couples visiting counseling centers in the city of Neka (Neda-e-Zendegi Counseling Center, Phoenix Counseling Center, Amin Counseling Center, Imam Ali Social Work Counseling Center, and Mental Health Counseling Center) during the first six months of 2022, totaling 686 individuals (343 couples). Using the Krejcie and Morgan table, the sample size was calculated to be 246 individuals, and through a convenience sampling method, those who were interested in participating in the study were selected as the sample. They responded to questionnaires on psychological abnormalities by Najarian and Davoodi (2001), emotional interactions of couples by Brok and Bretman (1995), emotional divorce by Gottman (1995), and religious beliefs by Najafi (2006). Data analysis was performed using the Kolmogorov-Smirnov test, Pearson correlation test, and structural equation modeling with SPSS and AMOS software. Findings: The findings showed that psychological abnormalities had a positive effect on emotional divorce and a negative effect on religious beliefs. Additionally, emotional interactions had a negative effect on emotional divorce and a positive effect on religious beliefs. Furthermore, religious beliefs had a negative effect on emotional divorce in couples. On the other hand, the results indicated that religious beliefs played a mediating role in the relationship between psychological abnormalities, emotional interactions, and emotional divorce in couples. Conclusion: This study highlights the indirect effect of psychological disorders and emotional interactions on emotional divorce, with religious beliefs playing a mediating role among couples experiencing marital conflicts. The findings suggest that strengthening religious beliefs may help reduce emotional divorce, emphasizing the need for interventions that promote emotional well-being and healthy marital dynamics.
۳۶۳۰۰.

مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و ذهنی سازی بر احساس شرم مادران کودکان با نارسایی هوشی آموزش پذیر شهر فارسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۶
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و ذهنی سازی بر احساس شرم مادران کودکان با نارسایی هوشی آموزش پذیر شهرستان فارسان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 3 ماهه بود. جامعه آماری شامل مادران کودکان با نارسایی هوشی آموزش پذیر شهرستان فارسان در نیمه دوم سال 1402 بود که به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 نفر از آنها انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه (15 نفر در هر گروه) جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه احساس شرم درونی شده (ISS؛ کوک، 1987) و مصاحبه بالینی (CI، انجمن روانپزشکی امریکا، 2022) بود. گروه آزمایش اول تعداد 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و گروه آزمایش دوم 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان ذهنی سازی را دریافت کردند. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد که پیش آزمون احساس شرم با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (01/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که هر دو درمان نسبت به گروه کنترل تغییرات معناداری در احساس شرم ایجاد کردند (01/0>P)؛ ضمن اینکه مشخص شد درمان ذهنی سازی نسبت به درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت در طول زمان تفاوت معنی دار بیشتری ایجاد کرد (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که هر دو درمان و به خصوص درمان ذهنی سازی روش درمانی کارآمدی در بهبود احساس شرم است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان