ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۰۸۱ تا ۳۶٬۱۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۶۰۸۱.

Predicting Sexual Performance Based on Parenting Styles and Sexual Education Styles with the Mediating Role of Anxiety in Married Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
Objective: Family dynamics play a significant role in establishing emotional relationships among its members and fostering psychological well-being, which extends to individual and collective members' peace of mind. This study aimed to investigate the impact of parenting styles and sexual education styles of parents, with anxiety as a mediating variable, on the sexual performance of married women. Method: The study population consisted of married women who presented with sexual dysfunction at psychiatric and women's clinics in Tehran. Since the minimum number of samples in structural equation modeling is 200 individuals, 200 individuals were selected through convenience sampling. The research instruments included Baumrind's Parenting Styles Scale (1972), Parental Sexual Education Styles Scale (2010), Beck Anxiety Scale (1990), and Rosen et al.'s Sexual Performance Scale (2000). Structural equation modeling was employed to analyze the data. Results: The findings of the present study showed that anxiety does not have a mediating effect on the effect of parents' strict sexual education style on the sexual performance of married women, but it has a complete mediating effect on the sexual performance of married women in the authoritative sexual education style of parents. Also, anxiety has a partial mediating effect on the impact of parents' authoritarian parenting style on married women's sexual performance, and it does not have a mediating effect on the parents' authoritarian parenting style on married women's sexual performance (p > 0.05). Conclusion: The study concludes that the sexual performance of married women is significantly influenced by the styles of parenting and sexual education they received, with anxiety playing varied mediating roles. An authoritative approach to sexual education, coupled with parenting styles that manage to reduce anxiety, tends to enhance sexual performance in women.
۳۶۰۸۲.

مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی و درمان چشم انداز زمان بر خودکارآمدی ترک افراد وابسته به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۴۰
پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی و درمان چشم ان داز زمان بر خودکارآمدی ترک افراد وابسته به مواد مخدر انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی، همراه با پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد وابسته به مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر کرمانشاه در سال 1403 بودند که بر اساس ملاک های ورود و خروج 60 نفر واجد شرایط ورود به مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه 20 نفری (دو آزمایش و یک کنترل) گمارده شدند. آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدی ترک (برامسون، 1999) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 0/05 به کمک نرم افزار SPSS-26 تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه کنترل با درمان فراشناختی و درمان چشم انداز زمان در خودکارآمدی ترک افراد وابسته به مواد مخدر وجود دارد و درمان فراشناختی و درمان چشم انداز زمان منجر به افزایش خودکارآمدی ترک در افراد وابسته به مواد مخدر شده است، و این اثرات مثبت در دوره پی گیری پایدار ماند. همچنین درمان فراشناختی مؤثرتر از درمان چشم انداز زمان در افزایش خودکارآمدی ترک است. بر اساس نتایج، به نظر می رسد اگرچه هر دو درمان مذکور می توانند در افزایش خودکارآمدی ترک این افراد مورد استفاده قرار گیرند، اما درمان فراشناختی به دلیل اثربخشی بیشتر می تواند برای روان شناسان و روان پزشکان دارای تلویحات کاربردی تری باشد.
۳۶۰۸۳.

رابطه کنترل شناختی با اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان دوره متوسطه: نقش میانجی خودتنظیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۵
مقدمه: اهمال کاری تحصیلی وضعیتی است که در آن دانش آموزان به طور مستمر و ناخودآگاه از انجام به موقع وظایف و کارهای مرتبط با تحصیل خود باز می مانند، که این امر می تواند تأثیرات مخربی بر عملکرد تحصیلی آنان داشته باشد. کارکردهای اجرایی و خودتنظیمی فرآیندهایی به منظور کنترل هدف مند شناخت و یادگیری هستند که به طور مثبت بر نتایج تحصیلی دانش آموزان تأثیر گذارند. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودتنظیمی در رابطه بین کنترل شناختی با اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان متوسطه انجام شد. روش کار: در قالب پارادایم اثبات گرایی، با رویکرد کمی و در چارچوب یک طرح همبستگی از نوع مدل آزمایی معادلات ساختاری از بین دانش آموزان 12 تا 18 سال مشغول به تحصیل در مدارس متوسطه شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1402-1401 از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 452 نفر انتخاب شدند. مقیاس های ارزیابی کارکردهای اجرایی Holst و Thorell (2018)، انعطاف پذیری شناختی Dennis و Vander Wal (2010)، اهمال کاری تحصیلی McCloskey (2011) و پرسشنامه خودتنظیمیBouffard (1995) جهت گردآوری یافته ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها در چارچوب مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27 و SmartPLS-4 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده از مدل سازی معادلات ساختاری حاکی از تأثیر معنادار کنترل شناختی بر اهمال کاری تحصیلی (001/0>P= ؛72/8=t ؛429/0-=β)، کنترل شناختی بر خودتنظیمی (001/0>P= ؛33/6=t ؛342/0=β) و خودتنظیمی بر اهمال کاری تحصیلی (001/0>P= ؛70/5=t ؛245/0-=β) بود. بدین سان، در تأثیر کنترل شناختی بر اهمال کاری تحصیلی در مدل مفهومی مطالعه حاضر خودتنظیمی نقش میانجی جزئی مکمل داشت. نتیجه گیری: در مجموع می توان چنین نتیجه گیری کرد که تأثیر مستقیم و غیرمستقیم کنترل شناختی بر اهمال کاری تحصیلی با افزایش سطح خودتنظیمی به طور معنا داری تشدید خواهد شد. خودتنظیمی در دانش آموزان نوجوان یک عامل محافظت کننده بین کنترل شناختی و اهمال کاری تحصیلی است.
۳۶۰۸۴.

نقش میانجی خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی در رابطه بین هویت تحصیلی و بی ارادگی ورود به شغل در نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۵۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی در رابطه بین هویت تحصیلی و بی ارادگی ورود به شغل در نوجوانان دختر انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 303 نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای در این مطالعه شرکت داشتند و به مقیاس هویت تحصیلی (AIS؛ واز و ایزاکسون، 2008)، مقیاس اراده ورود به شغل نسخه-دانش آموزان (WVS-SV؛ دافی و همکاران، 2012)، فرم کوتاه مقیاس خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی (CDSE؛ توسط بتز و تایلور، 1996) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین، نتایج نشان داد که اثرمستقیم هویت تحصیلی به خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی به صورت مثبت و در مقابل خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی بر بی ارادگی ورود به شغل به صورت منفی معنادار (001/0P<) بودند و مسیر هویت تحصیلی بر بی ارادگی ورود به شغل معنادار (195/0=P) نبود. نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که که خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی بین هویت تحصیلی و بی ارادگی ورود به شغل به طور معنادار (001/0P<) نقش میانجی داشت. نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که هویت تحصیلی با میانجی گری خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی بر بی ارادگی ورود به شغل اثر دارد.
۳۶۰۸۵.

Effectiveness of Mindfulness-Based Psychotherapy on Functional Flexibility and Health Hardiness in Patients with Coronavirus Anxiety during the Epidemic(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۲۰
Objective: This study aimed to examine the effectiveness of mindfulness-based psychotherapy on functional flexibility and health hardiness in patients with coronavirus anxiety during the epidemic. Methods: This research utilized a quasi-experimental method with a pre-test, post-test design, including a control group and a three-month follow-up period. The statistical population comprised individuals with coronavirus anxiety who contacted counseling centers in Isfahan for telephone consultations during the summer of 2021. From this population, 33 individuals were selected through purposive sampling and randomly assigned to experimental and control groups. Participants in the experimental group received mindfulness-based psychotherapy (8 sessions) based on Kabat-Zinn's protocol (2003) over two months. The questionnaires used in this study included the Functional Flexibility Questionnaire (Dennis & Vander Wal, 2010), the Health Hardiness Questionnaire (Gibbhardt, VanderDerf, & Powell, 2001), and the Coronavirus Anxiety Questionnaire (Alipour et al., 2019). Data were analyzed using mixed ANOVA with SPSS23 statistical software. Findings: The results indicated that mindfulness-based psychotherapy significantly impacted functional flexibility (P<0.0001; Eta=0.62; F=52.32) and health hardiness (P<0.0001; Eta=0.65; F=55.09) in patients with coronavirus anxiety. Conclusion: Based on the findings of the present study, mindfulness-based psychotherapy, utilizing techniques such as mindful attitude, mindful activities, addressing problematic emotions, and breathing exercises, can be effectively used to improve functional flexibility and health hardiness in patients with coronavirus anxiety.
۳۶۰۸۶.

The Effectiveness of Acceptance and Commitment-Based Group Therapy on Hope and Happiness in Women with Breast Cancer(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
Objective: This study aimed to examine the effectiveness of acceptance and commitment-based group therapy on hope and happiness in women diagnosed with breast cancer. Methods: The research was applied and experimental in nature. The design was a quasi-experimental pretest-posttest with a control group. The population consisted of all women diagnosed with breast cancer in Borujerd city, from which 30 participants were selected through non-random convenient sampling using Snyder's Hope Scale (1991) and the Oxford Happiness Questionnaire (1990) based on inclusion and exclusion criteria, and were randomly assigned to two groups: the experimental group receiving acceptance and commitment therapy (each group consisting of 15 members) and the control group. The experimental group underwent eight 90-minute sessions of acceptance and commitment therapy, as described by Hayes et al. (2006), once a week, while the control group received no intervention. After the training period, the questionnaires were administered again in both groups at the post-test stage. Data analysis in this study was performed using analysis of covariance. Findings: The results showed that acceptance and commitment-based group therapy significantly improved hope (F = 62.66, p = 0.001) and happiness (F = 43.81, p = 0.001) in women with breast cancer. Conclusion: Based on the findings of this research, it can be concluded that acceptance and commitment-based group therapy enhances hope and happiness in women with breast cancer; therefore, it can be used as an effective intervention method to foster and increase hope and happiness in these women.
۳۶۰۸۷.

ویژگی های روان سنجی مقیاس سواد هوش مصنوعی(AILS-CCS) در دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۱۵۹
هم گام با پیشرفت فناوری و محصولات هوش مصنوعی، آمادگی، شناخت و مهارت در این زمینه به یک مسئله ی مهم برای کاربران این نوع از فناوری در شاخه های مختلف علمی، تجاری، صنعتی و حتی نظامی تبدیل شده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه ی فارسی مقیاس سواد هوش مصنوعی ما و چن (2024) بر روی دانشجویان انجام شد. در این پژوهش 250 دانشجوی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری از سه دانشگاه قم، لرستان و صنعتی تفرش با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس دانشجویان به مقیاس سواد هوش مصنوعی پاسخ دادند. در بخش نخست نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی، بر ساختار تک عاملی مقیاس تأکید کرد. در مرحله ی بعد نتایج تحلیل عامل تأییدی، ساختار تک عاملی مقیاس را مورد تأیید قرار داد. یافته ی مربوط به ضریب آلفای کرونباخ نیز نشان داد که این مقیاس از همسانی درونی لازم برخوردار است. در مجموع، مطالعه ی حاضر شواهدی در حمایت از روایی و پایایی نسخه ی فارسی مقیاس سواد هوش مصنوعی در بین نمونه ی دانشجویان ایرانی فراهم آورد. بر اساس نتایج به دست آمده می توان چنین عنوان کرد که این مقیاس به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش میزان سواد هوش مصنوعی در بین دانشجویان قابل استفاده است.
۳۶۰۸۸.

Effectiveness of Stress Inoculation Training on Emotional Regulation, Childbirth Self-Efficacy and Natural Childbirth Anxiety(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۹
Objective: The present study aimed to examine the effectiveness of stress inoculation training on emotional regulation, Childbirth Self-Efficacy and natural childbirth anxiety in pregnant women. Methods: This study employed a quasi-experimental design with a pre-test–post-test and a control group. The sample was selected using convenience random sampling, and 45 pregnant women experiencing natural childbirth anxiety were recruited from healthcare centers. Participants were randomly assigned to three groups (two experimental groups and one control group). The experimental groups received stress inoculation training, while the control group did not receive any intervention. The research instrument included the Wijma Delivery Expectancy/Experience Questionnaire (W-DEQ) (Wijma et al., 1998), which was administered during the pre-test and post-test phases across all three groups. Findings: The results indicated that stress inoculation training had a significant effect on reducing natural childbirth anxiety and increasing positive emotional regulation and childbirth self-efficacy, while negative emotional regulation decreased among women in the experimental groups. Conclusion: Stress inoculation training can be utilized as an effective approach to reducing anxiety and improving emotional regulation and self-efficacy in pregnant women with natural childbirth anxiety, thereby promoting mental health and facilitating a more positive childbirth experience.
۳۶۰۸۹.

The Structural Model for Predicting Marital Burnout Based on Attachment Styles with the Mediating Role of Marital Self-Regulation and Marital Intimacy in Married Individuals(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۶۷
Objective: The present study aimed to predict marital burnout in individuals married for 5 to 10 years based on attachment styles, with the mediating roles of marital self-regulation and marital intimacy. Methods and Materials: This study was analytical-correlational in nature, employing path analysis. The sample consisted of 384 married individuals (164 men and 220 women) who were selected through convenience sampling. The participants were aged between 25 and 45, with a marriage duration of 5 to 10 years. Data were collected using validated questionnaires, including the Marital Burnout Scale (Kayser, 1996), the Revised Adult Attachment Scale (Collins & Read, 1990), the Behavioral Self-Regulation for Effective Relationships Scale (Wilson et al., 2005), and the Intimacy Scale (Walker & Thompson, 1983). SPSS and Amos software were used for data analysis, applying structural equation modeling (SEM) to examine direct and indirect effects. Findings: The results indicated that marital self-regulation and intimacy mediated the relationship between attachment styles and marital burnout. Avoidant and anxious attachment styles positively predicted marital burnout, while secure attachment negatively predicted it. Additionally, self-regulation and intimacy were significant mediators, with higher levels of self-regulation and intimacy associated with lower marital burnout. Avoidant and anxious attachment styles negatively influenced self-regulation and intimacy, which in turn increased marital burnout. Conclusion: The study concluded that attachment styles significantly impact marital burnout, with self-regulation and intimacy playing crucial mediating roles. Individuals with insecure attachment styles (avoidant and anxious) are more prone to marital burnout, whereas secure attachment leads to lower burnout. Interventions aimed at improving self-regulation and intimacy in couples may help mitigate the effects of insecure attachment styles on marital burnout.
۳۶۰۹۰.

Qualitative exploration of the attitudes towards childbearing in Childless working women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۲۲
Objective: The purpose of this study was to explore the attitudes towards childbearing among working women without children in Golpayegan city. Methods:  This study used a qualitative approach and the grounded theory method. The study population was childless working women in Golpayegan city with public and private jobs in 2022 -23. Data were collected using a semi-structured interview and analyzed using Strauss & Corbin’s three-stage method. Results: Findings revealed that 87 primary codes were obtained based on the analysis of the interviews through open coding. After axial coding, 24 themes were extracted, which were summarized in the following 11 central categories after selective coding: reluctance to childbearing, marital problems, economic problems, lack of public and social facilities, organizational and occupational problems, personal problems, cultural and environmental barriers, nuclear family system, replacement, suppression, and being used to a childless life. Conclusion: According to the current research findings, women’s attitude towards childbearing is influenced by many intrapersonal and interpersonal factors. Therefore, to strengthen the attitude towards childbearing among working women, paying attention to all these factors in educational and support programs is necessary.
۳۶۰۹۱.

مقایسه تاثیر آموزش مهارت های توجه آگاهی و بازی های شناختی رفتاری بر حل مساله در دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر آموزش مهارت های توجه آگاهی و بازی های شناختی رفتاری بر حل مساله در دانش آموزان ابتدایی انجام شد. روش شناسی: روش تحقیق حاضر نیمه آزمایشی است و برای جمع آوری داده ها از طرح پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری (سه گروهی) با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی (کلاس 4 تا 6) منطقه 7 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1402، تشکیل دادند که از بین آنها، 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش توجه آگاهی به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای و گروه آزمایش بازی های شناختی رفتاری نیز 12 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه حل مسئله (هپنر و پترسون،1987) بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه از طریق نرم افزار spss-v24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر) انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که هر دو مداخله به کار رفته در این پژوهش می توانند به طور معناداری حل مساله دانش آموزان ابتدایی را بهبود بخشند. با این تفاوت که میزان تغییر در حل مساله در گروه بازی درمانی بازی های شناختی رفتاری بهبود بیشتری نسبت به آموزش مهارت های توجه آگاهی داشته است (0.01 > p). نتیجه گیری: این یافته ها نشان دهنده اهمیت توجه آگاهی در فرآیند یادگیری و حل مسأله در سنین ابتدایی است و می تواند به عنوان مبنای طراحی برنامه های آموزشی مؤثر برای دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.
۳۶۰۹۲.

تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی تداومی کم شدت و اینتروال پر شدت بر توجه انتخابی، حافظه فعال و کارکرد اجرایی در دانشجویان کم تحرک در دوران کرونا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۵
مقدمه: توجه و حافظه از فرایندهای شناختی هستند که در امر یادگیری نقش بارزی را ایفا می کنند. شدت فعالیت های ورزشی می تواند نقش مهمی در عملکردهای شناختی داشته باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی تداومی کم شدت و اینتروال پر شدت بر توجه انتخابی، حافظه فعال و کارکرد اجرایی در دانشجویان کم تحرک در دوران کرونا بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشجویان پسر دانشگاه فنی و حرفه ای شیراز در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بود. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری در دسترس بود که تعداد ۵۱ نفر به عنوان نمونه در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از آزمون رنگ واژه استروپ و آزمون حافظه وکسلر بزرگسالان استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی توکی به کمک نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از تفاوت معنادار میان میانگین های پس آزمون در گروه آزمایش و کنترل بود؛ بدین معنی که تمرینات تداومی کم شدت می تواند میزان توجه انتخابی (89/0=Eta،001/0=P،40/58=F)، حافظه فعال (75/0=Eta،003/0=P، 89/36=F) و کارکرد اجرایی (94/0=Eta،001/0=P، 66/62=F) را در دانشجویان کم تحرک بهبود بخشد (05/0p<). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تمرینات تداومی کم شدت میزان توجه انتخابی، حافظه فعال و کارکرد اجرایی را در دانشجویان کم تحرک بهبود می بخشد؛ بنابراین، فعالیت تداومی کم شدت در مقایسه با فعالیت اینتروال پرشدت، مؤثرترین فعالیت ورزشی در بهبود عملکردهای شناختی است.
۳۶۰۹۳.

مقایسه اثربخشی توانبخشی شناختی رایانه ای با بازی درمانی شناختی- رفتاری بر بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۴
اهداف هدف پژوهش، مقایسه اثربخشی توا ن بخشی شناختی رایانه ای کاپیتانزلاگ با بازی درمانی شناختی- رفتاری بر بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان مقطع ابتدایی بود. مواد و روش ها این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 1 ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان نارساخوان مراجعه کننده به مرکز اختلالات یادگیری ناحیه 1 کرج در سال تحصیلی 1400-1401 بود. 45 دانش آموز به صورت هدفمند وارد مطالعه شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل ( هرگروه 15 نفر) قرارگرفتند. دانش آموزان گروه آزمایش طی10 جلسه به صورت 2 جلسه در هفته تحت مداخله توان بخشی شناختی رایانه ای کاپیتانزلاگ و بازی درمانی شناختی- رفتاری قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل فهرست رتبه بندی رفتار عملکرد اجرایی (جیویا و همکاران، 2000)، نرم افزار کاپیتانزلاگ ( نسخه 2018) و بسته مداخله ای بازی درمانی شناختی- رفتاری (اصغری نکاح و آقامحمدیان، 1393) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها یافته ها نشان داد برنامه توان بخشی شناختی رایانه ای کاپیتانزلاگ (0/05>P) و بازی درمانی شناختی- رفتاری (0/10>P) به طور معنی داری موجب افزایش کارکردهای اجرایی در دانش آموزان نارساخوان شده اند و این نتایج در پیگیری 1 ماهه دارای ماندگاری است. بااین حال در مراحل پس آزمون و پیگیری بین دو روش مداخله تفاوت معنی داری (0/05>P) وجود دارد و مداخله توان بخشی شناختی رایانه ای بهتر عمل کرده است. نتیجه گیری براساس یافته های به دست آمده به کمک توان بخشی شناختی رایانه ای کاپیتانزلاگ و بازی درمانی شناختی- رفتاری می توان گام مؤثری در بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان برداشت.
۳۶۰۹۴.

Development of a Structural Model of Quality of Life Based on Resilience with the Mediation of Perceived Stress in Women with Rheumatoid Arthritis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۵
Objective: Musculoskeletal diseases are among the most common and costly illnesses across all age groups and various communities, leading to disability, incapacity, early retirement, and job loss. The present study aimed to develop a structural model of quality of life based on resilience with the mediation of perceived stress in women with rheumatoid arthritis. Methods: The research method was descriptive-survey with a structural equation modeling design. The statistical population included women with rheumatoid arthritis in the city of Isfahan. The women with rheumatoid arthritis referred to medical centers in Isfahan had at least one year of disease history. Data were collected using the Varni-Kazisnki and Keller Quality of Life Questionnaire (1996), the Connor-Davidson Resilience Scale, Antonovsky’s Sense of Coherence Questionnaire (1993), Cohen, Kamarck, and Mermelstein’s Perceived Stress Questionnaire (1983), and the Gratz and Roemer Emotion Regulation Difficulty Scale (2004). Data were analyzed using structural equation modeling and Amos26 software. Findings: The results showed that the direct effect of resilience on the quality of life of patients with rheumatoid arthritis was significant (β = 0.25; P < 0.01). The indirect effect of resilience through the mediation of perceived stress on the quality of life of patients with rheumatoid arthritis was significant (β = 0.16; P < 0.01). Additionally, the total effect of resilience through the mediation of perceived stress on quality of life was significant (β = 0.41; P < 0.01). Conclusion: It can be concluded that the structural model of quality of life based on resilience with the mediation of perceived stress was well-fitted, and perceived stress played a mediating role in the relationship between quality of life and resilience in women with rheumatoid arthritis.
۳۶۰۹۵.

نقش میانجی گر نظم جویی هیجانی در رابطه بین جو عاطفی خانواده و سازگاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۵۹
زمینه: اعتقاد بر این است که یکی از تأثیرگذارترین عوامل موفقیت نوجوان، سازگاری تحصیلی است و پیامدهای مهمی در توانایی های نوجوانان برای موفقیت در مدرسه و بزرگسالی دارد. ساختار و جو عاطفی خانواده در کنار آموزش مهارت های تنظیم هیجانی به نوجوان می تواند زمینه را برای سازگاری هیجانی، تحصیلی و اجتماعی فراهم کند؛ بنابراین انجام یک مطالعه در جهت عوامل تأثیرگذار بر سازگاری دانش آموزان یک ضرورت اساسی در دوران نوجوانی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی گرنظم جویی هیجان در رابطه بین جو عاطفی خانواده و سازگاری تحصیلی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی که به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 315 نفر از دانش آموزان دوره دوم شهر خرم آباد بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس جو عاطفی خانواده هیل برن (1964)، مقیاس تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و مقیاس سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS.22 با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و نرم افزار Smart PLS.3 برای مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تمام ابعاد جو عاطفی خانواده و نظم جویی هیجان با نمره کل سازگاری تحصیلی رابطه مثبت و معنی داری دارند (05/0 >P). نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که جو عاطفی خانواده اثر مستقیم و معنی داری بر سازگاری تحصیلی ندارد؛ بلکه از طریق نقش میانجی گر نظم جویی هیجانی رابطه غیرمستقیم خوبی با سازگاری تحصیلی دارد (05/0 >P). نتیجه گیری: بنابراین با آموزش مهارت های تنظم جویی هیجانی به والدین و دانش آموزان می توان نقش سایر عواملی که منجر به ناسازگاری و عدم انطباق دانش آموزان می شود را به نسبت تعدیل کرد. لذا به مسئولین آموزش و پرورش پیشنهاد می شود تا آموزش روابط والد- فرزند و مهارت های نظم جویی هیجانی را در یک الگوی متقابل والدین و دانش آموزان در دستور کار قرار دهند.
۳۶۰۹۶.

بررسی تأثیر نگرش به درس مطالعات بر رضایت تحصیلی و عملکرد تحصیلی و انگیزش تحصیلی با نقش میانجی هیجان تحصیلی در مقطع دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۵۵
زمینه: عملکرد تحصیلی، رضایت تحصیلی و انگیزش تحصیلی به عنوان مهم ترین شاخص توفیق فعالیت های علمی و آموزشی و موضوع با اهمیتی برای سیاستگذاران نظام آموزش و پرورش محسوب می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نگرش دانش آموزان در درس مطالعات بر رضایت تحصیلی و عملکرد تحصیلی و انگیزش تحصیلی با نقش میانجی هیجان تحصیلی در دبیرستان شهر کربلا در سال تحصیلی 23- 2022 انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دبیرستان های شهر کربلاء به تعداد 885 نفر بود، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 302 نفر ابا روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ، از پنج پرسشنامه استاندارد نگرش به درس عسگری (1389)، هیجانات تحصیلی از پکران و همکارانش (2002)، رضایت از تحصیل از احمدی (1388)، عملکرد تحصیلی از فام و تیلور (1999) و انگیزش تحصیلی از هارتر (1981) استفاده شد، روایی پرسشنامه به تایید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه نگرش به درس 82/0، هیجان های تحصیلی 91/0، رضایت از تحصیل 88/0، عملکرد تحصیلی 89/0 و انگیزش تحصیلی 86/0 مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان که نگرش به تحصیل به صورت مستقیم و با نقش میانجی هیجان های تحصیلی بر رضایت تحصیلی، عملکرد تحصیلی و انگیزش تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت و معنی داری دارد. نتیجه گیری: معلمان سر مشق ها و الگوهای بسیار مؤثر و قوی در شکل گیری رفتارها، عادات و نگرش های دانش آموزان محسوب می شوند. همچنین نگرش تحصیلی حتی در دوران بزرگسالی با آموزش قابل تغییر است. کیفیت مناسب کلاس درس می تواند این باور را به دانش آموزان القاء کند که فعالیت های کلاسی ارزشمند هستند.
۳۶۰۹۷.

Effectiveness of the Luthans Psychological Capital Intervention Model on Resilience and Social Adaptation of Turkmen Divorced Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۶۴
Objective: The aim of the study was to investigate the effectiveness of the Luthans psychological capital intervention model on the resilience and social adaptation of Turkmen divorced women. Method: The research method was a quasi-experimental design with a control group, pre-test, post-test, and two-month follow-up. The population consisted of all Turkmen divorced women who had visited the Behravan counseling centers in Gonbad Kavous city in the first four months of the year 2019. Among them, 30 participants were selected and randomly assigned to either the experimental or control group. The experimental group received weekly group interventions in 10 sessions of 90 minutes each. Both groups completed the Resilience (Connor & Davidson, 2003) and Social Adaptation (Weissman & Paykel, 1974) questionnaires at three stages: pre-test, post-test, and follow-up. Data were analyzed using mixed ANOVA with repeated measures. Findings: The findings showed a significant difference between the two groups in resilience (F=8.79, p=0.006) and social adaptation (F=5.39, p=0.028) at the post-test and follow-up stages. Conclusion: Based on the findings of this study, it can be concluded that training in the psychological capital intervention model helps improve the quality of life of divorced women by enhancing resilience and social adaptation.
۳۶۰۹۸.

کاربست نظریه برخاسته از داده ها در تبیین فرآیند اقبال عمومی به روان شناسی کاذب: ارائه یک نظریه میانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: در پژوهش حاضر تلاش شده است تا فرآیند افزایش گرایش عمومی به استفاده از خدمات روان شناسی کاذب در جامعه را جهت ارائه راهکار شناسایی کند. روش شناسی: بدین منظور از روش نظریه برخاسته از داده ها-طرح نظام مند استفاده شد. داده ها با استفاده از فن مصاحبه نیمه ساختارمند با 24 نفر از خبرگان و اطلاع رسان ها که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری شده و مبتنی بر شیوه سه مرحله ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید. یافته ها: پس از انجام کدگذاری باز و استخراج 476 کد باز این کدها یک بار دیگر مرور شده و بر اساس شباهت ها و تفاوت ها با هم ترکیب، ادغام و یا حذف شدند و در نهایت 113 کد نهایی باقی ماند. 113 کد نهایی به 79 زیرمقوله و 16 مقوله طبقه بندی شد که در قالب الگوی پارادایمی افزایش اقبال عمومی به خدمات روان شناسی کاذب نشان داده شد. ابعاد شش گانه این الگو شامل مقوله محوری (سطحی نگری اجتماعی شده، ظاهر فریبنده، سوءاستفاده از اطلاعات ناکافی افراد جامعه)، شرایط علّی (ضعف عملکرد جامعه روان شناسی و سازمان های مرتبط، جذابیت خدمات روان شناسی کاذب، دسترسی پذیری خدمات روان شناسی کاذب)، عوامل زمینه ای (گسترش نفوذ خدمات روان شناسی کاذب در فضای مجازی، تمایل مردم به دریافت خدمات روان شناسی زودبازده، ویژگی های مخاطبان روان شناسی کاذب)، عوامل مداخله گر (عوامل اقتصادی، باورهای اجتماعی)، راهبردها (انفعال، سوءاستفاده متخصصان، نادیده انگاری مسائل ایجاد شده درپی رواج روان شناسی کاذب) و تبعات (تنزل سطح فرهنگ جامعه، تضعیف جایگاه روان شناسی، کاهش سطح سلامت روان اجتماع) است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که روان شناسی کاذب صرفاً در حیطه نام برخی از افراد معرفی شده محدود نمی شود و به مجموعه فعالیت های فریبنده، عامه پسند و پایش گریزی اطلاق می گردد که در سایه ابهام، موازی کاری، کم کاری متولیان و ناآگاهی مخاطبان، ضمن کم توجهی به اصول حرفه ای، اخلاقی و ارزش های بنیادین، به ارائه مجموعه ای گسترده، ظاهرپسند و سلیقه ای از فعالیت های روان شناختی مشاوره ای می پردازد.
۳۶۰۹۹.

نقش میانجی خطاهای شناختی در رابطه بین فشار فرهنگی- اجتماعی و ترس از تصویر بدنی در زنان چاق بدون سابقه کاهش وزن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۳
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خطاهای شناختی در رابطه بین فشار اجتماعی- فرهنگی و ترس از تصویر بدنی در زنان چاق بدون سابقه کاهش وزن انجام شد. روش: طرح پژوهش توصیفی- مقطعی از نوع همبستگی بود که با  200 زن 30 تا 55 ساله چاق بدون سابقه کاهش وزن، به روش نمونه گیری در دسترس از شهرهای تهران، رشت و کاشان،  در نیمه دوم 1402، اجرا شد. جهت سنجش، از شاخص توده بدنی (BMI) استفاده شد و آزمودنی ها به پرسش نامه های جمعیت شناختی، ترس از تصویربدن لیتلتون (BICI)، فشار فرهنگی- اجتماعی ادراک شده (PSPS) و خطاهای شناختی الیس (CDQ) داوطلبانه پاسخ دادند. تحلیل داده ها با نسخه 22 نرم افزار SPSS و Amos انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد بین فشار فرهنگی- اجتماعی و ترس از تصویر بدنی (P<0.05, r=0.38)، خطاهای شناختی و ترس از تصویربدنی (p<0.05, r=0.50) و فشار فرهنگی- اجتماعی و خطاهای شناختی (p<0.05, r=0. 65 ) رابطه معنادار وجود دارد؛ یک واحد تغییر فشار فرهنگی- اجتماعی منجر به 36/0 تغییرات در ترس از تصویربدنی، یک واحد تغییر خطاهای شناختی منجر به 55/0 تغییرات در تصویربدنی و یک واحد تغییر فشار فرهنگی- اجتماعی منجر به 66/0 تغییرات در خطاهای شناختی می شود. الگوی میانجی پیشنهادی از برازش نسبتاً خوبی برخوردار بود و مدل ترسیم شده 63 درصد از نمرات متغیر مکنون ترس از تصویر بدنی را تبیین می نماید (χ2/df=2.503, RMSEA= 0.088, CFI= 0.609, PCFI= 0.695, IFI=0.730, GFI=0.609). تحلیل بوت استراپ نشان داد خطاهای شناختی به طور معنی داری در رابطه بین نمرات فشارفرهنگی- اجتماعی و ترس از تصویر بدنی میانجیگری می کند (95% CI: 0.172 to 0.154). نتیجه گیری: خطاهای شناختی تفکر دوقطبی و سوگیری توجه اثر مخرب فشار فرهنگی- اجتماعی را برای ایجاد ترس بیشتر از تصویربدنی در زنان چاق شدت می بخشد. در این رابطه پیشنهاد می شود درمانگران جهت تدوین برنامه چاقی برای اقناع سازی برای کاهش وزن بر روی تاثیر خطاهای شناختی توجه ویژه ای داشته باشند.
۳۶۱۰۰.

Effectiveness of Positive Cognitive Behavioral Therapy on Psychological Flexibility and Meaning in Life Among Single Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۷۹
Objective: The current research aimed to examine the effectiveness of positive cognitive behavioral therapy on psychological flexibility and the meaning of life among single women aged 25 to 35 in Tehran. Methods: The method of the study was quasi-experimental with a pre-test-post-test design, including a control group and a follow-up phase. The population of this study consisted of single women aged 25 to 35 from Tehran, who had visited the community centers of District One during the second half of 2021. The sampling was purposive, and the study sample included a control group and an experimental group, each consisting of 20 randomly placed participants. The experimental group received 8 bi-weekly two-hour sessions in a group setting, following the protocol of Bannink (2014). Instruments used in this study included the Bond Psychological Flexibility Questionnaire (2011) and Steger's Meaning in Life Questionnaire (2010). Data analysis was conducted in two phases: descriptive statistics and inferential statistics. For inferential statistics, given the design of the study, parametric tests and the normality of data distribution were assessed using the Shapiro-Wilk test and univariate analysis of covariance, and data analysis was performed using SPSS version 24. Findings: The findings indicated that positive cognitive behavioral therapy significantly increased psychological flexibility (F = 75.22, p = .001) and enhanced the meaning of life (F = 57.13, p = .001) among the participants, and these effects were maintained during the follow-up phase. Conclusion: Positive cognitive behavioral therapy can be an effective method for improving psychological flexibility and meaning in life among single women and can be utilized by therapists and clients.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان