"
مقدمه: در سال های اخیر فرار از منزل به ویژه در دختران نوجوان رو به افزایش است. مطالعات و تحقیقات زیادی پیرامون دختران فراری صورت گرفته است، اما مطالعات در زمینه ریسک فرار از منزل بسیار اندک می باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی رابطه بین متغیرهای جمعیت شناختی با ریسک فرار از منزل در دختران نوجوان بود. روش کار: این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. 500 نفر از دانشآموزان دختر مقطع متوسطه و پیشدانشگاهی مناطق 2، 5 و 7 آموزش و پرورش شهر مشهد که به شیوه تصادفی طبقهای خوشهای انتخاب شده بودند، با استفاده از پرسشنامههای ویژگیهای جمعیتشناختی و ریسک فرار از منزل مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها به کمک همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی شفه تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: تحلیل دادهها نشان داد که بین سن آزمودنی ها (01/0P<)، تعداد اعضاء خانواده (05/0P<)، درآمد والدین (01/0P<)، سن و سطح تحصیلی والدین(01/0P<) با ریسک فرار دختران از منزل رابطه معنادار وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل واریانس یک راهه و آزمون شفه حاکی از تاثیر وضعیت تحصیلی(01/0P<)، ترتیب تولد(05/0P<) و نوع سرپرست (05/0P<) بر ریسک فرار از منزل بود. ارتباط سایر متغیرها با ریسک فرار از منزل معنادار نبود.بحث: نتایج بیانگر ارتباط برخی از متغیرهای جمعیت شناختی با ریسک فرار از منزل در دختران بود.
"
"هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه سبکهای دلبستگی بزرگسالی با رفتارهای مدنی سازمانی در بین کارکنان یک کارخانه صنعتی در شهرک صنعتی محمودآباد اصفهان بوده است. در این پژوهش سبکهای دلبستگی بزرگسالی متغیرهای پیشبین و رفتارهای مدنی سازمانی و ابعاد آن متغیرهای ملاک بودند. 183 نفر از کارکنان یک کارخانه صنعتی به شیوه نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. نوع پژوهش توصیفی (همبستگی) بود. آزمودنیها، پرسشنامههای سبکهای دلبستگی بزرگسالی و رفتارهای فرانقش را تکمیل کردند. در این پژوهش روش آماری همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام بهکار برده شد. نتایج نشان داد آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی ایمن نسبت به آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا بیشتر به انجام رفتارهای مدنی سازمانی اقدام میکنند. علاوه بر این نتایج تحلیل رگرسیون هم سهم معنادار متغیرهای پیشبین را در پیشبینی متغیرهای ملاک نشان داد و مشخص ساخت سبک دلبستگی میتواند رفتارهای مدنی سازمانی را به خوبی پیشبینی کند.
"
"هدف از این پژوهش «بررسی اثربخشی مشاوره شغلی به شیوه سازگاری شغلی دیویس بر فرسودگی شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بهبهان» بود. طرح تحقیق از نوع شبه آزمایشی و جامعه آماری شامل کلیه کارکنان مرد دانشگاه (157 نفر) در سال 1387 بود، برای انجام پژوهش 40 نفر از کارکنان مرد که در پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش نمره بالاتر از صدک پنجاه را کسب کرده بودند، به طور تصادفی طبقه ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای در جلسات مشاوره گروهی شرکت کردند. جلسات مشاوره گروهی شغلی براساس نظریه سازگاری دیویس اداره می شد. پس از اتمام جلسات، جلسه پیگیری (یک ماه بعد) انجام شد. برای تحلیل داده ها از آزمون t گروههای مستقل، تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) استفاده شد. در سطح 05/0>P نتایج نشان دادند که مشاوره شغلی به شیوه دیویس بر کاهش فرسودگی شغلی کارکنان مؤثر بوده است. همچنین یافته ها اثربخشی این شیوه بر کاهش خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و کاهش نداشتن موفقیت فردی کارکنان در دو مرحله پس آزمون و پیگیری را نیز تایید نموده اند (05/0>P).
"
هدف این پژوهش شناخت عوامل تاثیرگذار و دستیابی به یک الگوی نظری تحلیلی می باشد که با استعانت از نظریه های «مبادله»، «کنش پارسونز»، «مازلو»، عوامل مهم و اثرگذار و تبیینکننده ی پژوهشگران در زمینه ی انجام فعالیت پژوهشی مورد بررسی قرار می گیرد.
روش این پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه است. نمونه ی مورد مطالعه 320 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای منطقه12 هستند که با روش نمونه گیری طبقه بندی شده متناسب با حجم و در نهایت با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب شده اند.
برای انجام مباحث آمار توصیفی و استنباطی از نرم افزارspss استفاده شده است. نتایج این پژوهش بر وجود یک الگوی رابطه ی آماری بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته حکایت دارد. به عبارت دیگر رابطه معنی داری بین وجود ارزش ومنزلت پژوهشگر، عملکرد مدیریت پژوهشی، نوع فعالیت تحقیقاتی اعضای هیات علمی، امکانات تحقیقاتی دانشگاه، اعمال سلایق و ارزش های فردی مدیران، پایگاه اجتماعی اعضای هیات علمی و میزان گرایش آنها به انجام فعالیت های علمی و پژوهشی رابطه وجود دارد. همچنین مشخص شد میزان گرایش اعضای هیات علمی به فعالیت پژوهشی به تفکیک گروه های علمی و امکان فعالیت اعضای هیات علمی با یکدیگر متفاوت است. به بیان دیگر می توان اذعان داشت بالاترین میزان گرایش از آن پژوهشگرانی است که در رشته های مهندسی تحصیل میکنند و پژوهشگرانی که در رشته های علوم پایه و مهندسی تحصیل میکنند، در مراتب بعدی قرار دارند. همچنین میانگین سطح گرایش پژوهشگرانی که در دانشگاه پژوهش میکنند در مقام قیاس با کسانی که بیرون از دانشگاه پژوهش میکنند به اندازه 9 واحد اختلاف نشان می دهد.
این تحقیق با هدف بررسی تاثیر ویژگیهای فردی و سوابق تحصیلی بر راهبردهای مطالعه و یادگیری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران انجام شده است. به این منظور از میان 55583 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، 386 نفر به روش تصادفی طبقه ای بر حسب گروه تحصیلی انتخاب شدند. تحقیق به روش علی ـ مقایسه ای انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه استاندارد شده راهبردهای مطالعه و یادگیری وین اشتاین بود. با استفاده از آزمون تی، تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی، تاثیر ویژگیهای فردی (جنسیت و سن) و سوابق تحصیلی (معدل و مقطع تحصیلی) بر راهبردهای مطالعه و یادگیری دانشجویان بررسی شد. نتایج نشان داد که دختران نسبت به پسران عملکرد بهتری در حیطه های انگیزش، خودآزمایی، مدیریت زمان، پردازش اطلاعات و راهبرد آزمون داشتند. دانشجویان جوان تر نمرات بیشتری از دانشجویان با سنین بالاتر در حیطه های اضطراب، نگرش، راهبرد آزمون و انتخاب ایده اصلی به دست آوردند. دانشجویان با معدل بالا نسبت به دانشجویان با معدل پایین عملکرد بهتری در حیطه های نگرش، خودآزمایی و پردازش اطلاعات داشتند، همچنین هر چند عملکرد دانشجویان کارشناسی در حیطه مدیریت زمان بهتر از دانشجویان کاردانی بود ولی عملکرد دانشجویان کاردانی در حیطه راهنمای مطالعه بهتر از دانشجویان کارشناسی بود.
در این مطالعه از مقیاس بررسی نگرش به آمار (SATS) برای سنجش نگرش به آمار پیش و پس از یک دوره آموزش نرم افزار آماری SPSS استفاده شده است. مقیاس SATS شامل چهار خرده مقیاس نگرش عاطفی، توانایی درک، ارزش و سختی آمار است. این مطالعه از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان مقطع کاردانی رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد اسلامی واحد آبادان هستند. نگرش 56 دانشجو (نمونه در دسترس) که درس آمار و احتمال را گذرانده بودند و در نیمسال دوم سال تحصیلی 86 ـ 1385 در درس آشنایی با نرم افزارهای آمار و ریاضی ثبت نام کرده بودند پیش و پس از آموزش نرم افزار آماری با مقیاسSATS به صورت تصادفی اندازه گیری شد. پایایی هر یک از خرده مقیاس ها در نسخه فارسی SATSبا استفاده از روش آلفای کرونباخ برای نگرش عاطفی، توانایی درک، ارزش و سختی آمار به ترتیب 78/0، 76/0، 79/0 و 56/0 و برای نمره کل مقیاس 88/0 به دست آمد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t زوجی نشان داد که آموزش نرم افزار آماری پس از دوره آمار باعث بهبود نگرش عاطفی، توانایی درک و ارزش آمار می شود. ولی نگرش به سختی آمار تفاوت معناداری پیش و پس از دوره نداشت. در حالت کلی نگرش به آمار تحت تاثیر آموزش نرم افزار آماری پس از دوره بهبود یافته بود (001/0P< و7/3 t=).