این پژوهش با هدف بررسی وضعیت اعتماد درون سازمانی و تعهد شغلی مدیران دبیرستان های شهر اصفهان با استفاده از روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران دبیرستان های دولتی شهر اصفهان، در سال تحصیلی 88-87 به تعداد 138 مدیر و 4130 دبیر بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم تعداد 94 مدیر و تعداد 282 دبیر، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسش نامه تعهد شغلی بلاو شامل 40 گویه و پرسشنامه محقق ساخته اعتماد با 30 گویه بسته پاسخ با مقیاس 5 درجه ای لیکرت بوده است. ضریب پایایی پرسش نامه با استفاده از آلفای کرونباخ با اجرای مطالعه مقدماتی برای تعهد شغلی 0.89 و برای اعتماد 0.98 به دست آمده است. داده های این پژوهش در دو سطح آمار توصیفی شامل مشخصه های آماری فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی آزمون هایt ، آزمون تحلیل واریانس و آزمون شفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج ویژگی های جمعیت شناختی نشان داد که بین مولفه های تعهد شغلی در مدیران بر حسب سن و ناحیه محل خدمت در سطح p?0.01 و بر حسب رشته در سطح p?0.05 تفاوت معناداری وجود دارد.اما بر حسب جنسیت، مدرک تحصیلی و سابقه خدمت تفاوت معناداری در سطح p?0.05 مشاهده نگردید. نتیجه دیگر پژوهش نشان دهنده آن بود که بین اعتماد درون سازمانی در دبیران بر حسب جنسیت، مدرک، سابقه خدمت، سن و ناحیه محل خدمت تفاوت معناداری در سطح p?0.05 وجود ندارد.
با توجه به اینکه عقل در فرهنگ و معارف اسلامی و ادبیات دینی ما اهمیت، ارزش و جایگاه ویژه ای دارد، ملاک بسیاری از امور، شرط تکلیف و موضوع بسیاری از مسائل فقهی، حقوقی، قضایی و معرفتی است، از این رو، مطالعه علمی و دقیق آن، ساخت ابزار و مقیاسی جدید و بومی برای سنجش آن، اعتباریابی و اثبات روایی این مقیاس و در نهایت، به کارگیری آن در مشاغل و بسیاری از امور دیگر، می تواند از ارزش فراوان و ضرورت خاصی برخوردار باشد. این مقاله، با هدف ساخت و ارائه یک مقیاس بدیع اسلامی، برای سنجش و اندازه گیری میزان عقل افراد نگاشته شده است. مواد و آیتم های خام این مقیاس جدید بر اساس آیات و روایات، تهیه و تدوین گردیده است. میزان روایی آن، به روش خبره به صورت کمی و کیفی، به کمک صاحب نظران و متخصصان اسلامی و میزان اعتبار آن، با اجرا روی 53 آزمودنی و به کمک فرمول ها و محاسبات آمارتوصیفی و استنباطی، از جمله نمودارها، شاخص های پراکندگی، روش همبستگی اسپیرمن و پیرسون، آزمون آلفا کرنباخ، آزمون خی دو، آزمون f و سایر آزمون های معناداربودن ضرایب همبستگی، محاسبه و تعیین شده است.
پیش فرض اولیه این پژوهش این است که در منابع دینی، برای تغییر دادن رفتار انسان و دگرگون سازی حالت های او، روند خاصی دنبال شده است که می توان از آن به منزله فرایند شکل گیری شخصیت، راهی برای تامین بهداشت روان و روش درمانی بهره برد. ادیان توحیدی، به ویژه دین اسلام همواره در صدد بوده اند انسان ها را از انسان محوری به خدا محوری، از دنیاگرایی به آخرت گرایی، و از بت پرستی به خداپرستی سوق دهند. برای رسیدن به این هدف، باید گام های شش گانه ذیل طی شوند:
1. آگاهی دادن و شناساندن آنچه درست است و با واقعیت خارجی به مثابه حقیقت انطباق دارد (مقدمه ایمان آوری)؛2. تشویق به ایمان آوری به آنچه درست است به منزله واقعیت و باورهای پایه؛3. تشویق به عمل کردن به باورهای پایه؛4. آگاهی دادن و شناساندن آنچه نادرست است و با واقعیت خارجی به عنوان حقیقت انطباق ندارد؛5. تشویق به کفرورزی و انکار آنچه نادرست است؛6. تشویق به اجتناب و عمل نکردن به آنچه نادرست است.
بر اساس این پژوهش، مشابه این گام ها در همه حالت های روانی ـ چه هنجار و چه نابهنجار ـ رخ می دهد. از این رو، آدمی به چیزی ایمان می آورد؛ به آن عمل می کند؛ به طرف مقابل ایمان آورده خود کفر می رزد و از آن اجتناب می کند. از این روی، برخی سازمان یافتگی ها را در خود به وجود می آورد و برخی سازمان یافتگی ها را از بین می برد.
مقدمه: پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین توانایی بازیابی خاطرات شرح حال معنایی اختصاصی از حافظه و نشانه های استرس پس از سانحه پرداخته است.
روش: نمونه های این مطالعه شامل یک گروه از مبتلایان به PTSD ناشی از جنگ، به عنوان گروه آزمایشی و دو گروه کنترل (Non-PTSD و سالم) بود. گروه ها در متغیرهای سن و هوش همتا شدند. آزمودنی ها پس از تکمیل مقیاس تجدید نظر شده تاثیر رویداد (IES-R)، سیاهه افسردگی بک (BDI)، سیاهه اضطراب بک (BAI)، و مقیاس هوش تجدید نظر شده وکسلر بزرگسالان (WAIS-R)، به تکمیل مصاحبه حافظه شرح حال (AMI) پرداختند.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به PTSD در مقایسه با گروه های کنترل جزئیات معنایی اختصاصی کمتری را به یاد می آوردند. همچنین کاهش اختصاصی بودن خاطرات با استرس پس از سانحه بیشتر و نواقص حافظه وسیعتری همراه می باشد. نتایج نشان داد که میزان این نواقص با نشانه های خاص PTSD رابطه مستقیمی دارد.
نتیجه گیری: داده های این مطالعه برحسب دستیابی توافقی به مواد شرح حال اختصاصی در افراد مبتلا که منعکس کننده یک فرآیند تنظیم اثر می باشد، بحث شده اند.
مقدمه: ناباروری یک رویداد منفی بسیار مهم زندگی است که تاثیرات مخربی روی بهزیستی ذهنی زنان و مردان نابارور می گذارد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر مدیریت استرس به شیوه ی شناختی رفتاری بر میزان بهزیستی ذهنی زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک های زنان و نازایی شهر یزد بود.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه کنترل و پیگیری است. جامعه آماری آن زنان ناباروری بودند که در تابستان 1388به کلینیک های زنان و نازایی شهر یزد مراجعه کرده بودند. 24 زن نابارور با بهره گیری از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و گروه کنترل (12 نفر) قرار گرفتند. گروه درمان به مدت 10 جلسه ی هفتگی تحت مداخله ی مدیریت استرس به شیوه ی شناختی رفتاری قرار گرفتند. گرد آوری داده ها به کمک پرسشنامه سلامت ذهن و پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی انجام شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین نمرات بهزیستی ذهنی در گروه آزمایش افزایش معنی داری هم در مرحله پس آزمون و هم در مرحله پیگیری داشته است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی درمان مدیریت استرس به شیوه ی شناختی رفتاری در بهبود بهزیستی ذهنی زنان نابارور می باشد. با توجه به کاهش بهزیستی ذهنی در زنان نابارور و مؤثر بودن مداخله روانی باید توجه جدی به درمان های روان شناختی در این گروه بیماران شود.
هدف از این پژوهش مقایسه روان رنجوری و ویژگیهای جمعیت شناختی شوهران همسر آزار و غیر همسر آزار از دید همسران آنان در-شهر اصفهان بوده است. جامعه آماری تحقیق را زنان شوهران همسر-آزار و غیر همسر آزار شهر اصفهان تشکیل دادند. بدین منظور50 نفر از-زنانی که دارای مشکل خانوادگی ( همسر آزاری) بودند و ازاوایل -اردیبهشت ماه تا اواخر تیرماه 1386 ، برای شکایت همسرآزاری به مراجع انتظامی و قضائی موجود در شهر اصفهان مراجعه کرده بودند به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، سپس نمونه گیری 50 نفر از زنانی که از اوایل اردیبهشت ماه تا اواخر تیرماه1386 ، برای شکایت همسر آزاری به مراجع انتظامی و قضائی موجود در شهر اصفهان مراجعه کرده بودند به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. نمونه گیری 50 نفر از زنانی که مشکل خانوادگی خانوادگی ( همسر آزاری) نداشتند، در دو مرحله انجام گرفت. در مرحله اول پنج منطقه از مناطق یازده گانه شهر اصفهان به صورت خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و در مرحله دوم، از هر منطقه، 10 نفر از خانم های خانه دار به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت فرم کوتاه R با ضریب پایایی86/0 و یک پرسشنامه ویژگیهای جمعیت شناختی بود . این تحقیق توصیفی از نوع علمی- مقایسه ای بوده است. نتایج تحلیل کواریانس پس از کنترل متغیرهای سن ، سن ازدواج و تعداد خواهران و برادران آزمودنی ها ، نشان داد که به طور معنا داری (05/0>P) روان رنجوری شوهران همسرآزار بیشتر از شوهران غیر همسر آزار (از دید همسران آنان) بوده است. همچنین در مقایسه جمعیت شناختی دو گروه مشخص شد که؛ بیکاری بیشتر شوهران همسر آزار از غیر همسر آزار (05/0>P)، پایین بودن مدرک تحصیلی شوهران همسر آزار از غیر همسر آزار (01/0>P) ، سن پایین ازدواج شوهران همسر آزار از غیر همسر آزار (05/0>P) ،کمتر بودن ازدواج فامیلی شوهران همسر آزار از غیر همسرآزار (05/0>P) ، تعداد زیاد خواهران و برادران شوهران همسر آزار از غیر همسرآزار (01/0>P) جزء نتایج دیگر این تحقیق بوده اند.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین نشانه های »ترسیم خود« در نقاشی سه گروه از کودکان دارای مشکلات درونی سازی شده، برونی سازی شده و بهنجار به اجرا درآمده است.
روش: برای شناسایی ٣٠ دانش آموز درونی سازی شده، ٣٠ دانش آموز برونی سازی شده و ٣٠ دانش آموز بهنجار، با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند ، تعداد ٤٠٠٠ فرم سیاهه رفتاری کودک در ٣٤ دبستان منطقه شش آموزش و پرورش شهر تهران توزیع گشت و از میان فرم های تکمیل شده 90 n= دانش آموز دختر و پسر انتخاب شدند. آزمون »ترسیم خود« بصورت انفرادی بر روی گروه های نمونه به اجرا درآمد و نقاشی های جمع آوری شده بر اساس جدولی متشکل از ١٥٠ نشانه ترسیمی مورد تفسیر قرار گرفت.
یافته ها:آزمون خی دو نشان داد که فراوانی ترسیم ١١ نشانه ازجمله: ترسیم در پایین صفحه یا در حاشیه آن، عدم ترسیم موها، ترسیم تنه به شکل مربع-مستطیل و غیره در کودکان درونی سازی شده و ١١ نشانه از جمله : ترسیم سر بزرگ، ارزنده سازی موها، ترسیم دست ها به شکل کمان رو به پایین و غیره در کودکان برونی سازی شده بطور معنادار بالا بوده است.
نتیجه گیری: نشانه ها بیانگر نمادهای ناارزنده سازی خود، پایین بودن اعتماد به نفس و بازداری در گروه درونی سازی شده و نمادهای ارزنده سازی خود و تمرکز بر خویشتن در گروه برونی سازی شده است.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و کشف عوامل مرتبط با میل به ماندگاری با انگیزه معلمان انجام شده است. در این تحقیق منظور از میل به ماندگاری معلمان تمایل به تداوم خدمت در حرفه معلمی و انگیزه برای تلاش و همکاری بیشتر است .به عبارت دیگر میل به ماندگاری با انگیزه معلمان در این تحقیق بررسی شده است . یکی از پیامدهای بسیار مهم عدم تمایل به ماندگاری با انگیزه میان معلمان کاهش کیفیت یادگیری دا نش آموزان است . روش تحقیق مورد استفاده در این مطالعه : روش تحقیق کیفی و ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مصاحبه و مطالعه اسناد و مدارک مرتبط بوده است . در این تحقیق جامعه آماری شامل :کلیه معلمان مقاطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه استان ایلام و کارشناسان حوزه مدیریت من ابع انسانی سازمان آموزش و 86 انجام شده است. - پرورش است. این تحقیق در سال تحصیلی 87 از میان روشهای نمونه گیری کیفی، نمونه گیری هدفمند برای نمونه تحقیق استفاد ه شده است . روش تجزیه و تحلیل داده ها کیفی بوده و داده های این پژوهش در قالب کد گذاری باز و محوری تحلیل شده است . در این روش تحلیل پس از استخراج داده های خام مفاهیم، سپس مقولات استخراج شده اند. نتایج حاصل از این تحلیل نشان م ی دهد که کیفیت زندگی کاری معلمان، ویژگیهای حرفه معلمی، ویژگیهای فردی ، محیط اجتماعی - اقتصادی و تخصصی کردن یا حرفه ای کردن شغل معلمان، از عوامل اساسی تاثیر گذار بر ماندگاری با انگیزه معلمان و تمایل آنها برای تلاش بیشتر و تداوم همکاری در حرفه معلمی است.
مقدمه: ضرورت انجام ارزشیابى در دانشکدههاى پرستارى از یک سو به دلیل اطمینان از درستى هزینه بودجه و از سوى دیگر تربیت دانشآموختگان کارآمد است. ارزشیابى یا سنجش اثربخشى به درستى انجام کار گفته میشود. اثربخشى به معنى اجراى کار در نهایت اخلاص و بدون هرگونه انحرافى است. بنابراین، تعیین کیفیت اینچنینی سهل و آسان نیست و نیازمند تفکر و تلاشى مضاعف است. براى بهکارگیرى شاخصهاى سنجش اثربخشى در دانشکدههاى پرستارى ابتدا لازم است به نشانگرهاى ارزشیابى موثر در آموزش عالى، انتظارات دانشجویان بهعنوان اثرپذیران آموزش عالى، توصیههاى کاربردى براى ساخت ابزارهاى ارزشیابى و انواع ارزشیابى از نظر زمانى اشاره شود.
اهداف: شیوع بیماری ایدز در جوامع مختلف در حال افزایش است و دانشجویان به علت عدم آگاهی کافی در این زمینه در معرض خطر ابتلا به ایدز قرار دارند. لذا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش در زمینه بیماری ایدز بر میزان آگاهی و نگرش دانشجویان پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد انجام گرفت.
روشها: این مطالعه، نیمهتجربی و از نوع قبل و بعد است. روش نمونهگیری غیرتصادفی ساده و در دسترس بود که 195 پسر مشغول به تحصیل در رشتههای مختلف مقاطع کاردانی و کارشناسی انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه در دو مرحله جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS 13 و روشهای آماری توصیفی و استنباطی از جمله آزمون T و ضریب همبستگی استفاده شد.
یافتهها: 60% دانشجویان، آگاهی درباره بیماری ایدز و راههای پیشگیری از آن را از طریق رادیو و تلویزیون و 3% آنها از خانواده، دوستان و اطرافیان بهدست آورده بودند. میزان آگاهی دانشجویان بعد از آموزش نسبت به قبل از آن افزایش قابلتوجهی یافت و براساس آزمون T این اختلاف معنیدار بود (001/0 >p). 85% نمونهها دارای نگرش منفی و 15% دارای نگرش مثبت نسبت به بیماری بودند. بعد از آموزش، نگرش مثبت به 81% ارتقا و نگرش منفی به 19% کاهش یافت.
نتیجهگیری: در حال حاضر، بسیج مبارزه با گسترش بیماری ایدز ضرورتی اساسی است و دانشگاهها باید بهعنوان یکی از کانونهای اصلی در استراتژی کاهش بیماری ایدز مدنظر قرار گیرند و آموزشهای لازم درخصوص جنبههای بیماری در تمامی دانشگاههای کشور به دانشجویان ارایه شود.
اهداف. عملکرد تحصیلی دانشجویان پزشکی تبیین کننده کفایت حرفه ای آنها و متاثر از عوامل مختلف است. در این میان، یکی از عواملی که در پذیرش دانشجو مورد کم توجهی قرار گرفته، پیشینه تحصیلی است. لذا، این مطالعه به منظور بررسی نقش معدل دیپلم در تبیین عملکرد تحصیلی کلیه دانش آموختگان رشته پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام گرفت. روش ها. در این مطالعه مقطعی، کلیه دانش آموختگان پزشکی از سال 1365 تا انتهای 1382 (586 نفر) انتخاب شدند. داده ها به وسیله پرسش نامه ای حاوی اطلاعات دموگرافیک، معدل کتبی دیپلم و پیشرفت تحصیلی (معدل هر یک از مراحل آموزش پزشکی و معدل کل دوره) جمع آوری و با استفاده از آزمون تی مستقل، همبستگی پیرسون، آنالیز رگرسیون خطی دو متغیره ، نقطه برش، حساسیت، ویژگی و ارزش اخباری مثبت و منفی تحلیل شد. یافته ها. بین معدل دیپلم با معدل هر یک از مراحل تحصیلی تفاوت معنی دار وجود داشت (01/0p<)؛ تفاوت معدل دیپلم با معدل کل دوره معنی دار نبود (76/0p<). بالاترین همبستگی بین معدل دیپلم با معدل دوره علوم پایه مشاهده شد. بالاترین قدرت پیش بین، معدل دیپلم مربوط به تبیین معدل علوم پایه بود. معدل دیپلم برای تشخیص معدل هر یک از مراحل تحصیلی ویژگی زیادی داشت و بهترین ویژگی و ارزش اخباری مثبت مربوط به تشخیص معدل دوره کارآموزی بود. نتیجه گیری. معدل دیپلم برای پیش بینی وضعیت تحصیلی آزمونی با اختصاصیت بالاست و از ارزش اخباری مثبت و منفی نسبتاً قابل قبول برخوردار است.
هدف از این پژوهش، بررسی نوع حساسیت دبیران مقطع راهنمائی در مورد بی انضباطی های کلاسی دانش آموزان بوده، که به روش تحقیق توصیفی – پیمایش انجام گرفته است. برای این منظور از مجموع 1742 دبیر مقطع راهنمائی زاهدان، 315 دبیر به تفکیک 187 دبیر زن و 137 دبیر مرد به روش نمونه گیری متناسب با حجم و نمونه-گیری تصادفی ساده انتخاب شدند.از پرسشنامه جونز و همکاران (1995) برای گردآوری داده های مورد نیاز استفاده شده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، آزمونt و تحلیل واریانس استفاده شده است. یافته های این تحقیق نشان داد که7/58 درصد از دبیران بیش از انتظار خودشان برای اداره و کنترل کلاس وقت صرف می کنند. از جمله بی انضباطی هائی که نسبت به آن حساسیت داشته اند، به ترتیب تکرار و فراوانی، عبارتند از: در گیر شدن، هل دادن و دعوا با دیگر دانش آموزان. از نظر این دبیران، پر دردسرترین بی انضباطی ها نیزعبارت بوده اند از: در گیر شدن، هل دادن و دعوا با دیگر دانش آموزان. بین نوع بی انضباطی ها و میزان حساسیت دبیران نسبت به آن ها رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. جنسیت، تجربه، و جمعیت کلاس نیز جزء عوامل موثر بوده اند. بر اساس یافته های فوق، راهکارهایی به مدیریت آموزشی، معلمان و محققین آینده ارائه شد.